Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760125-17801S1

Date of Document: 1997-04-14

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان - 1996 مترجم: سوسن سليم زاده عناصر اصلي آئين جهاني ( )بررسي هاي 13 اندكي پيرامون درك متفاوت مردم از حقوق بشر يا از پويايي ميان حقوق فردي و جمعي انجام گرفته در است بسياري از فرهنگها، حقوق از مسئوليتها جداناپذيرند. براي مثال، هواداران حقوق بشر پي برده اند، در آسياي جنوبي پاسخ به اين سوال كلي كه چه حقوقي؟ داريد از سوي مردم بومي آن منطقه كه فاقديك چهارچوب پايه اي (مانند دين، خانواده يا نهادهاي ديگر ) هستند، دشوار است. ضمنا بوميان به هنگام پاسخگويي، پيش از تشريح حقوق، به موضوع مسئوليتهاپرداختند. سومين نكته اين است كه هنگام مطرح كردن ابزار حقوق بشر به آنان، مانند بيانيه جهاني حقوق بشركه براي ايشان ناشناخته بود يا موارد ديگري كه درمحدوده تجاربشان نمي گنجيد، بوميان از صحبت درباره حقوق سرباز زدند. پاره اي از منتقدان، انديشه حقوق بشر را نمي پذيرند وجهاني شدن آن را به سبب ريشه گرفتن در غرب و همچنين فردگرايي اين حقوق، به زير سوال مي برند. در حالي كه انديشه حقوق بشر، در بسياري از اديان و فرهنگها ريشه دارد و غرب بيشتر آنها را از چنين اديان وفرهنگهايي برگرفته و تغييرات مناسبي در آنها ايجادكرده است. اما مهمتر از همه، موضوع اخلاقي و بنيادين يعني حفظ تماميت فردي و احترام به آسيبپذيري انسان است كه خاستگاهي جهاني دارد و مي توان نشان داد بخشي از همه سنتهاي بزرگي است كه درس اخلاق مي دهد. اين انتقاد كه حقوق بشر فرديتي بيگانه با فرهنگهاي غيرغربي را مي سازد، از پايه و اساس بر برداشت نادرستي استوار گرديده است. هرچند انديشه حقوق بشرآشكارا مفهوم حقوق را دربردارد، بهتر است اين حقوق را در مقام اصول كلي بدانيم كه بيانگر موضوعات اساسي اخلاقي است كه بايد بازتابي درست در جامعه اجتماعي وسياسي پيدا كند. اينكه چگونه بايد اين اصول را دقيقااجرا كرد و در اين راستا به چه تمهيدات سازماني نيازداريم، در محدوده ابتكار سياسي قرار مي گيرد و لازم است سنتها و نهادهايي را كه از پيش وجود در داشته اند، نظر بگيريم. چند موضوع كه در مقام حقوق بشر ازآنها سخن رانده مي شود، در حقيقت به بهترين شكل ممكن در نظامي از حقوقي قانوني و فردي نمود پيدا مي كند وساير حقوق بشر مانند حق انسان براي برخورداري ازشرايط اجتماعي و اقتصادي لازم به منظور داشتن يك زندگي شايسته، به آميزه اي پيچيده از نهادها وسياستگزاريها نياز دارد. حق برخورداري از رفتارعادلانه، بيش از هرچيز ديگر، از راه تربيت نيروهاي انتظامي و امنيتي و آشنا كردن ايشان با روندهاي مقتضي و اصول مشابه، تجلي مي يابد. پاره اي از تمهيدات نهادي كه از نقشي كاربردي به منظور اجراي حقوق برخوردار است، با حقوق فردي سروكار پيدا مي كند. البته علت، اين نيست كه انديشه حقوق بشر بي جهت فردي است، بلكه حقيقتا حقوق فردي به مفهوم برابر دانستن تمام انسانها و به اينكه چنين برابري ضروري، بسي با اهميت تر از ادعاهاي مطرح شده درباره ارزشهاي گروهي و جمعي است، تجلي شايسته اي مي بخشد.