Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760125-17789S1

Date of Document: 1997-04-14

گاهي ادبيات هم دچار هرج و مرج مي شود گفتگو با ويليام گاديس درباره زندگي و رمانهايش ويليام گاديس، هفتاد و سه سال پيش در نيويورك متولد شد و در حال حاضر نيز ساكن اين شهر است. باچاپ و ترجمه دو رمان او با نامهاي جي. آر ( ) 1975 و آخرين مرحله قضائي نه فقط در آمريكا كه در آلمان نيز موردتوجه مردم قرار گرفت. بدين خاطر مجله اشپيگل گفتگويي با او ترتيب داده كه توجه شما را به آن جلب مي كنيم: آقاي گاديس هنگامي كه شما به خاطر انتشار رمان جي. آر در سال 1976 جايزه ملي كتاب را دريافت كرديد، گفتيد كه آثار يك نويسنده بايد خوانده شود، نه اينكه فقط نامي از آنها برده شود. منظور شما از گفتن اين مطلب چه؟ بود بدين معني كه عده اي نه تنها به لغتهاي نوشته شده علاقه مند هستند، بلكه مايل اند تصويري از خودشان را به عنوان يك نويسنده به مردم بدهند. البته اين مسئله به نوعي جنبه سياست و تبليغات را هم دارد. در چهل سال اخير جز چهار اثر، رمان، شعر و مقاله ديگري منتشر نكرده ايد. آيا شما از اين كه عنوان يك رمان نويس را داريد، رنج ؟ مي بريد خوب، شايد اين موضوع به خاطر اين است كه من علاقه اي ندارم كتابي را بدون موضوعي قابل فهم به چاپ برسانم. نوشتن رمان ابزار كار من و شغل من به حساب مي رود. شما در گذشته، براي مدت كوتاهي در قسمت روابط عمومي كار مي كرديد. آيا اين كار شما جنبه تحقيق و بررسي داشته يا فقط به خاطر كسب درآمد بوده فقط؟ است به خاطر درآمد. در سال 1955 هنگامي كه اولين رمان من با عنوان شناخت، منتشر شد، به موفقيت آن اميد زيادي داشتم. آن موقع جوان بودم و اين كتاب خيلي زود در بازار ناياب شد. بعد از آن ازدواج كردم و صاحب دو فرزند شدم. از طرفي ديگر مي بايست به دنبال شغل ثابتي مي بودم. از اين رو در يك كارخانه دارويي پنج سال تمام فقط صحبت كردم و نوشتم. اما اين نكته را هم بايد متذكر شوم كه طي اين مدت بسيار رنج هم كشيدم. ولي در تعدادي از مشاهداتتان در هميشه رمان جي ار، در زندگي اقتصادي برنده بوده ايد. همانطور كه گفتيد در تعدادي از آنها; به خصوص درباره احساساتي كه خيلي از مردها دارند و احساساتي كه آنها را وادار مي كند تا نان آور خانه و خانواده باشند. توماس ايگن، شخصيت رمان شما، برگرفته ازتجربيات فردي؟ شماست ايگن حافظ شخصيتي مهم و فوق العاده است كه بايدبه كاري اشتغال ورزد كه از آن منتفر است. اما به تدريج شخصيت او توسعه مي يابد ولي در جهت منفي، به طوري كه بعدها وجود اين شخصيت مرا عصباني مي كرد. اما بايد اقرار كنم تجربه اي كنجكاوانه هنگام نوشتن رمان داشتم. با اينكه رمان جي. ار، بيست سال پيش نوشته اما شده، هنوز كه هنوز است رماني، باب روز و درباره دنياي بازارهاي سهام و مالي است. آيا شما از اين ماندگاري كتابتان راضي؟ هستيد شما حق داريد. به نوعي اين كتاب هشتاد سال آينده را پيش بيني كرده اما بود اين روزها بسيار وضع، بدتر شده ولي كسي كه كتاب را متوجه نخوانده، اين اختلاف زمان هم نخواهد شد. شخصيت اصلي داستان جي ار، نوجوان نابغه يازده ساله اي است كه تا حدي مركز قدرت اقتصادي دردست اوست. آيا نمونه واقعي آن هم وجود؟ دارد خير. ايده اين نوجوان يازده ساله، درهمان سنين يازده سالگي به ذهنم خطور كرده بود و علت انتخاب نوجوان يازده ساله شايد بدين دليل بوده كه او مي توانسته نقش فردي را داشته باشد كه مي تواند عاشق شود. و در ضمن كاملا بي گناه... و دقيقا اين همان تفاوت بين جوانان و مردمي است كه آگاهانه نسبت به عواطفشان بي عدالتي مي كنند. جي. ار، رماني است درباره فروپاشي تفاهم و ارتباطات. اما زبان سر و صدا و هرج و مرج در كتاب شما تقريبا از ساختاري موزيكالي برخوردار است. آيا شما به انحطاط و ويراني تدريجي اعتقادي؟ داريد خوب، من كاهش انرژي و فروپاشي را مي توانم ببينم. آن طوري كه شما مي گوييد، يعني ساختاري موزيكالي، برايم جالب است، شايد در اعماق قلبم من يك موسيقيدان هستم و خودم از آن بي اطلاعم. رمان چهارم شما با نام آخرين مرحله قضائي درباره دادگستري و مراحل قضائي است. چگونه ايده اين رمان به فكر شما رسيد كه درباره چنين موضوعي خشك مطلب؟ بنويسيد مي دانيد، من نسبت به تفاسير و مطالب قضائي علاقه اي وافر دارم، به همين علت مطالب مختلفي به ذهنم رسيد. ابتدا استفاده از قانون و زباني كه چه در جلوي دادگاه و چه بر روي كاغذ استفاده مي شد و بعد از آن سوالاتي به وجود مي آيد. مثلا: وقتي كه همه چيز براساس قانون بايد انجام شود، چه بلايي بر سر تمدن؟ مي آيد شما در كتابتان نوشته ايد كه حق، اين وظيفه را دارد كه به هرج و مرج هاي روزانه نظم و ترتيبي بدهد. آيا ادبيات هم چنين وظيفه اي را برعهده؟ دارد نه حتي، گاهي اوقات ادبيات هم دچار هرج و مرج مي شود. بالاخره روزي همه چيز از هم خواهد پاشيد، حتي زبان! آيا شما علاقه اي به خواندن ادبيات آلمان؟ داريد هنگامي كه مشغول تحصيل بودم، به شدت تحت تاثيرسبك رمانتيك قرار گرفته بودم. مثلادكترفاستوس، اثر گوته كه داستان شناخت، متاثر از آن بود و يا داستان جي. ار نيز برگرفته شده از داستان راين گلد اثر واگنر است. اما من اين روزها بسيار علاقه مند به خواندن آثار توماس برن هارد شده ام. مترجم ميراندا معاوني از اشپيگل