Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760124-17719S1

Date of Document: 1997-04-13

حافظه پروري; خوب يا؟ بد نگاهي به حافظه، از بعد روان شناسي پرورشي اشاره; در دو دهه اخير، به بهانه برتري تفكر خلاق، حافظه پروري محض در مدارس، دانشگاهها و موسسات آموزشي ديگر، مورد انتقاد شديد قرار گرفته و از اهميت آن كاسته شده است. نوشته اي كه در پي آمده است درباره حافظه و اهميت آن است كه در حوزه روان شناسي تربيتي، تقديم خوانندگان محترم همشهري مي شود. بديهي است سرويس علمي فرهنگي آماده انعكاس نظريات ديگران، بويژه موافقان تفكر بنيه پروري و نگرش خلاق و انتقادهاي موجود در اين ارتباط خواهد بود. عده اي از مربيان به بهانه ارزش نهادن به هوش، حافظه رااز نظر دور داشته و توجهي كه درخور آن باشد را ننموده اند. آنان حافظه را مخالف رشد هوش دانسته در اند نتيجه اين طرزانديشه، نسل كنوني به حق ازداشتن حافظه غيركافي رنج مي برد. حافظه و هوش، نه تنها مخالف هم نيستند، بلكه به حافظه عكس، به طور گسترده اي در رشد هوش سهيم است. هوش براي تخيل و استدلال يا قضاوت كردن به حافظه نيازمند است تا هر چه را كه احتياج دارد، از آن استخراج كند و هر چه بيشتر اين حافظه بتواند عناصري را براي هوش و عقل فراهم سازد، بدين ترتيب تخيل ما بارورتر وخلاق تر و استدلال ما منطقي، و قضاوت ما درست تر خواهد بود. از طرفي اين موضوع امري شناخته شده است كه (مردمان بزرگ تقريبا حافظه اي قوي داشته اند، چنانكه حافظه ناپلئون امري افسانه اي بوده است. ) درباره حافظه، نظريه هايي وجوددارد و نظريه خبرپردازي يادگيري، يكي از نظريه هاي شناختي يادگيري است. علت نامگذاري اين نظريه به خبرپردازي، به اصطلاح خبر يااطلاع برمي گردد كه بسيار شبيه به فرآيندهاي خبرپردازي دركامپيوترهاي سريع و مدرن است. بهتر است به بيان مطالبي درباره اين نظريه پردازيم: ابتدا محركهاي فيزيكي خارج ازبدن مانند، صدا، نور، فشار حرارت، و غيره به وسيله اندامهاي مختلف حسي چون ازاين اطلاعات كه مورد توجه يادقت قرار مي گيرند، وارد حافظه كوتاه مدت مي شوند و براي مدتي (حداكثر 30 ثانيه ) در اين حافظه ذخيره بخشي مي شوند از اين اطلاعات كه تكرار مي شوند (با اطلاعات ياد گرفته شده قبلي ارتباط برقرار مي كنند ) به حافظه درازمدت انتقال مي يابند و بقيه با اطلاعات جديد جانشين مي شوند و از حافظه كوتاه مدت خارج مي گردند. به حافظه كوتاه مدت حافظه فعال گفته مي شود، چرا كه مقداري از فعاليتهاي پردازش خبر در اين حافظه انجام مي گيرد. اطلاعاتي كه وارد حافظه درازمدت مي شوند، به صورت مقوله هايي سازمان يافته درآمده و براي مدت زمان طولاني، حتي تا آخر عمر آنجا باقي مي مانند. گنجايش حافظه حسي نامحدود است. اگر محركي وارد حافظه شود و موردتوجه و دقت قرار گيرد، خبر يا اطلاعي كه كه معرف محرك است، به حافظه كوتاه مدت انتقال مي يابد. بسياري از مسايلي كه با آن روبه رو مي شويم، به حافظه سپرده نمي شوند، زيرا به آن توجه يا دقت نشده است. گفتيم در حافظه حسي، اطلاعات وارد حافظه كوتاه مدت گشته ودر حافظه كوتاه مدت به صورت رمز درمي آيند، به عبارتي رمزگرداني مي شوند. يعني درقالب اشكال يا رمزهايي دراين حافظه نگهداري مي شوند. پژوهشگران گنجايش حافظه فعال را 5 تا 9 خبر يا ماده برآوردكرده اند كه در افراد تغييرمي كند. از آنجايي كه گنجايش حافظه كوتاه مدت محدوداست، زماني كه گنجايش تكميل شد اطلاعات قبلي بايد از آن خارج شوند، تا اطلاعات تازه اي وارد آن شود كه اين پديده را جانشيني اطلاعات گويند. پس عامل فراموشي مطالب از حافظه كوتاه، مدت جانشيني مطالبجديد است. چنانچه بخواهيم مطلبي را در حافظه كوتاه مدت نگه داريم، بايد آن را تكرار كنيم كه اين تكرار از ورود مطالب تازه به حافظه جلوگيري مي كند. هر چند عامل جانشيني مهمترين علت فراموشي حافظه كوتاه مدت به حساب مي آيد. اما برخي نظريه پردازان عامل فراموشي در اين حافظه را گذشت زمان مي دانند كه اين نظريه را ردياد مي ناميم. حافظه كوتاه مدت را حافظه هوشيار ناميده اند زيرا شخص از محتويات آن اطلاع دارد و اطلاعات موجود در اين حافظه را مي تواند به سادگي به ياد آورد. با دسته بندي اطلاعات به واحدها و قطعه هاي كوچكتر مي توان ظرفيت حافظه را افزايش داد. براي مثال حروف (ي گ ش ي م هـ ر ا د ت س و د ) را نمي توانيم از حفظ بگوييم زيرا 13 حرف است و از گنجايش حافظه كه حداكثر 9 خبر است بيشتر است. حال اگر اين اطلاعات را به طور برعكس بخوانيم دو كلمه دوستدار - هميشگي را تشكيل مي دهد كه به آساني از عهده تكرار آن برخواهيم آمد. در نتيجه دو قطعه درست كرديم. در حالي كه حافظه تا حداكثر 9 قطعه را گنجايش دارد. اگر اطلاعات به دست آمده در حافظه كوتاه مدت تكرار نشوند، به سرعت فراموش مي شوند و چنانكه تكرار گردند، وارد حافظه درازمدت مي شوند كه اين كار با صداي بلند و در پيش خودمان و با تكرار آن موضوع يا كلمه انجام مي گيرد. عامل ديگر غير از تكرار، نوعي رابطه بين اطلاعات جديد و قبلي موجود در حافظه درازمدت است. يعني داشتن نوعي رابطه معني دار بين مطالب است. پس آنچه در ذخيره سازي يك مطلب در حافظه درازمدت مهم است، معني آن است نه شكل ظاهري آن به طور كلي رمزگرداني در حافظه درازمدت برحسب معني انجام مي گيرد. در نگهداري اطلاعات توسط حافظه درازمدت هيچگونه محدوديتي وجود ندارد و از چند دقيقه پس از يادگيري تا تمام دوران عمر شخص را شامل مي گردد. علت فراموشي در حافظه ناپديد درازمدت، شدن اطلاعات بلكه نيست، عدم دسترسي ما به آن اطلاعات است. درست مثل كسي كه به منزلي مي خواهد برود ومي داند در همان حوالي اما است، پلاك آن را پژوهشگران نمي داند علتهاي ديگري هم براي فراموشي حافظه درازمدت برشمرده اند از آن جمله: عدم ايفاي نقش RNA مولكولي به عنوان ميانجي شيميايي حافظه عدم تحريك اعصاب مغزي. البته در بعضي افراد با جلسات خواب تلقيني و روان درماني، توانسته اند خاطرات فراموش شده دوران كودكي را به ياد آورند. پس علت اصلي نداشتن فراموشي، نشانه ها يا سرنخهاي بازيابي است. در بسياري موارد، افرادي كه مطالبي رادرست نياموخته اند، فكرمي كنند كه فراموش كرده اند، درحالي كه اطلاعات مورد نظر آنهاوارد حافظه نشده است. همچنين سركوب خاطرات ناخوشايند يا امور وابسته به آنها و تداخل مطالب آموخته شده نيز مي تواند موجب فراموشي شود. در اين بين، تذكر يك نكته ضروري به نظر مي رسد و آن مسئوليت معلمان عزيز است كه مي بايست تلاش نمايند تامطالب درسي را به طور منطقي سازمان داده و به مطالبمعني دار تبديل نمايند و اين ميسر نمي گردد مگر اينكه توضيح كوتاهي درباره چهارچوب مطالبدرسي داده شود و فراگيران براي يادگيري مطالب بعدي آماده شوند، همچنين مطالب آموزشي رامرتب نمايند، به طوري كه ازآسان به مشكل بوده و هر مطلببعدي پيش نياز مربوطه را طي كند، به گونه اي كه يادگيرنده آماده يادگيري مطلب جديد شود. سپس مطالب آموزشي را تقسيم بندي كنند تا يادگيري تسهيل شود و در آخر ارتباط معني دار بين مطالب درسي (با استفاده از كلمات عيني و قابل درك ) ايجاد نمايند و از استفاده از كلمات انتزاعي در حد امكان خودداري كنند. آنچه فراگير براي تقويت حافظه خود مي تواند انجام به دهد، شرح زير است: فراگير اشياي پيرامون محيطخود را خوب مشاهده كند و به آنها توجه كافي نمايد. در خلال يادگيري خوب گوش دهد اشيا، اتفاقات و مسايل اطراف خود را پس از مشاهده دقيق، يادداشت نمايد و خوبدرباره آن تفكر كند. هنگام خواندن مطلبي، هر چند وقت يك بار دست از مطالعه بردارد و در صورت امكان پنجره اتاق خود را باز كند و نفس عميق بكشد. دخانيات مصرف نكند و باتغذيه مناسب از مواد غذايي مانند پنير، تخم مرغ، دانه هاي گندم، بادام، گردو، سبزي، فندق، شكلات، نان كامل، جوانه گندم و بعضي آب معدني ها درافزايش قدرت حافظه خويش تلاش كند. با نظر پزشك از داروهاي محتوي اسيدگلوتاميك مانند شير و جگر سياه استفاده نمايد. همچنين Bويتامين Bو كه در ماست، فندق، بادام، جوانه گندم موجود است، مصرف نمايد. تلاش كند كه به حافظه خود اعتماد كند و شك نكند، فراگير به حافظه خود فشار قابل ملاحظه اي وارد نكند، بلكه به تدريج از حافظه خود كمك بيشتري بگيرد و از يادداشت مطلبي كه در طول روز فراموش مي كند، خودداري كند و نيز سعي نمايد روي مطلب درسي تمركز كند. والدين كودكان و نوجوانان 9 تا 14 ساله براي تقويت حافظه فرزندانشان مي توانند فعاليتهاي خاصي مانند امور زير را انجام دهند: براي تقويت حافظه كودكان و نوجوانان در اين سنين، ابتدا يك يا دو صفحه نه زيادتر را براي آنان توضيح دهيد، سپس آنها را به خواندن به طور آرام ولي با صداي بلند وادار مطمئن كنيد باشيد كه كودكان و نوجوانان بخوبي درس را در مي فهمند پايان جمله هاي عمده، آنها را متوقف كنيد و به طرح سوالاتي بپردازيد تا يقين حاصل كنيد كه دروس را فهميده اند. نقش تكرار و تمرين را براي آنها بازگو كنيد، تمرينات يا مطالب را كوتاه و ساده كنيد و بين حل تمرينات و مسئله ها وقفه ايجاد كنيد تا آنان به كارهاي ديگري مشغول شوند. به آنان توصيه كنيد كه با استفاده از روشهاي گفته شده، بهتر مطالب را به خاطر خواهند سپرد، نتايج را بازرسي كنيد و به نسبتي كه پيشرفت كرده اند، بهترشدن حافظه و نتايجي را كه به دست آمده است، به آنها نشان دهيد. محمد حسين ساكت، كارشناس علوم تربيتي - 1 قريب عبدالكريم 57 درس براي تقويت حافظه چاپ تهران اول دانش روز 1361 - 2 سيف علي اكبر روان شناسي پرورشي چاپ هشتم آگاه 1372 تهران