Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760123-17672S1

Date of Document: 1997-04-12

يادداشت روز ايران را نمي توان تحت فشار گذارد سرانجام پس از 5 سال راي دادگاه موسوم به ميكونوس پيرامون قتل تن 4 از رهبران ضد انقلاب دررستوراني به همين نام در برلين صادر شد و اين دادگاه در يك حركت كم سابقه سياسي، حكم به محكوميت ضمني جمهوري اسلامي ايران و دخالت آن در اين تصفيه حساب درون گروهي داد. راي دادگاه ميكونوس، به خودي خود و چنانكه برخي مطبوعات وناظران بين المللي نيز بدرستي برآن تاكيد ورزيده اند، حركت چندان مهمي نيست. اين راي و حتي پيامدهاي سياسي آن مانند فراخواني سفير آلمان از تهران و كاهش سطح روابط ميان تهران و اتحاديه اروپا يا حتي توقف موقتي يا دائم مذاكرات دو جانبه موسوم به گفت وگوهاي انتقادي تحولي اساسي در سرنوشت و تعيين روند و سمت وسوي اقتصادي - سياسي كشور ما ايفا نمي كند; زيرا تحولاتي بسيار ژرفتر و مهمتر از اين، در ماجراي صدور حكم قتل سلمان رشدي از سوي حضرت امام خميني (ره ) در سال 1367 روي داد و پس از مدتي نه چندان طولاني، به اعاده همه روابط سابق در سطحي گسترده تر و عميق تر از سوي تحريم كنندگان انجاميد. ظرف 8 سال اخير بنيه اقتصادي ايران چنان نيرومند شده است كه دست كم با موقعيت آن در سال قابل 1367 مقايسه نيست. بنابراين تحولات جاري در روابطميان ايران و اتحاديه اروپا ياآلمان، گرچه بايد به عنوان بخشي از مجموعه فشار بر روي موجوديت جمهوري اسلامي ايران ظرف 18 سال گذشته ارزيابي شود اما به هيچ وجه قادر به ايجاد گسست جدي درروندهاي اقتصادي و اجتماعي مثبت ما با سمت گيري مشخص كنوني نيست 4 ظرف سال گذشته كشور ما در حالي واردات كالايي خود را از حدود 27 ميليارد دلار در سال به 12 ميليارد دلار كاهش داده كه در همين مدت توليد ناخالص داخلي آن از 60 ميليارد دلار به حدود ميليارد 90 دلار افزايش يافته است. در همين عرصه، دگرگوني شگرفي نيز در ساختار تكنولوژيكي وبازرگاني خارجي كشور در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي رخ داده است. تحت تاثيرفشارها و تحريمهاي دائمي وفزاينده بين المللي يا منطقه اي، در 18 سال گذشته ما بدرستي آموخته ايم كه چگونه همه تخم مرغها را در يك سبد ننهيم; چنانكه اكنون واقعا نمي توان گفت ساختار بازرگاني خارجي ايران به يك كشور يا حتي بلوك اقتصادي مشخص وابستگي دارد. دريك كلام، زمان براي تحت فشار قرار دادن تهران از طريق قطع رابطه سياسي يا محدوديت روابط بازرگاني، بسيار دير است. از نظر زماني، تحولات جاري درروابط آلمان با ايران تحت فشارايالات متحده و براي خنثي كردن اثرات منفي خردكننده سرسختي تل آويو در روند صلح با اعراب و ادامه سياستهاي تجاوزگرانه رژيم صهيونيستي در گسترش شهركهاي صهيونيستي نشين در اراضي فلسطين اشغالي صورت مي گيرد. با اين تحولات، كاخ سفيد مي كوشد تا التهاب سياسي حاكم بر منطقه و فضاي انفجارآميز حاكم بر سرزمينهاي عربي را فرو بنشاند. اما متاسفانه چنين مي نمايد كه در اين بازي صرفا تاكتيكي وكوتاه، بن آينده حضوراستراتژيك خود در منطقه خاورميانه و خليج فارس را به ميدان آورده و در معرض تاخت وتازهاي سياستگذاران كاخ سفيد قرار داده است; آينده اي كه آلمان تمام يكصد سال اخير رابراي بدست آوردن آن در اين منطقه ژئواستراتژيك كوشيده وسرمايه گذاري كرده است و برپايه همين شناخت تاريخي، به روشني مي داند كه راه ورود به آن از تهران مي گذرد. چنين مي نمايد كه در آستانه سده بيست و يكم ميلادي، آلمان در حالي به يك ابرقدرت اقتصادي تبديل مي شود كه هنوز متناسب با آن، استقلال سياسي و حركت قائم به ذات را نياموخته و از جمله در مناقشه اخير با تهران، به دنباله روي ازاستراتژيستهايي در كاخ سفيدافتاده است كه به جمهوري فدرال آلمان از دريچه منافع واشنگتن مي نگرند. تجربه سالهاي پس ازفروپاشي نظام دو قطبي و اتحاددو نيمه آلمان نيز نشان داده است كه ايالات متحده تا چه حد به يك آلمان نيرومند متكي به خود علاقه مند است. تحولات اخير در روابط ميان ايران و اروپا و بويژه گرچه آلمان، بهرحال و طبعا ازپيامدهاي منفي نيز تهي در نيست، مجموع حتي اگر به كاهش روابط اقتصادي دو جانبه يا حتي تحريم اقتصادي نيز بينجامد، به زيان ما نيست. تجربه دو دهه اخير نشان داده است كه هر گاه ما به تنگناها و دشواريهايي جدي در مناسبات بازرگاني خارجي دچار شده ايم، با روي آوردن به منابع و امكانات داخلي، رشد توليد، رونق اقتصادي، خودكفايي ارزي و تكنولوژيك، و سرانجام شكوفايي همه جانبه ساختار اقتصادي كشورمان را رقم زده ايم. اكنون، هم بنيه نيرومند ساختار اقتصاد ملي و هم تركيب مناسبات چند قطبي جهاني، به ما اين امكان را مي دهد كه با تكيه بر توانمنديها و دستاوردهاي دهه اخير خود در داخل، به روند درونزايي اقتصاد ملي شتابي تازه ببخشيم. تحولات اخير، اگر به كاهش مصرف ملي، رشد و شتاب تازه در سرمايه گذاري، ايجاد امنيت داخلي براي سرمايه گذاري بخش خصوصي و مردمي و تقويت تقويت آن، وحدت و انسجام سياسي در گروهها و جناحهاي داخلي، به كارگيري همه نيروهاي اسلامي و ملي و مردمي در فرآيندهاي اقتصادي و سياسي، پرهيز از گروه گرايي و ايجاد انشقاقهاي غيرواقعي و مخرب در ميان ملت..، بينجامد، در نهايت به سود ما نيز هست. چيزي كه در هست، اين راه همه تحركات بين المللي موجود بر ضد كيان و موجوديت كشور و جمهوري اسلامي ايران را بايد در مراحلي بسيار فراتر از اكنون پيش بيني كرد و با چشماني باز به استقبال حوادث شتافت. در اين صورت، هيچ رويداد شگفت انگيز و زيانباري در انتظار ما نخواهد همه بود اين حوادث، بسيار بيش از آنكه مايه هراس يا شگفتي باشد، ضرورت هوشياري بيشتر و ادامه راه كنوني سازندگي كشور را مي نمايد. محمدحسين شهرزاد