Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760123-17625S1

Date of Document: 1997-04-12

جاي پاي تاريخ به بهانه برپايي نمايشگاه طراحي چهره مردم كرد در سنندج . سنندج - خبرنگار همشهري: نمايشگاهي از آثار طراحي هادي ضياءالديني نقاش و پيكرتراش كرد چندي پيش در موزه سنندج برگزار شد. ضياءالديني كه متولد سال سنندج 1335و دانش آموخته دانشگاه تهران است 31 تابلو از طراحي هاي پرتره خود را با عنوان نمايشگاه طراحي چهره مردم كرد به نمايش عمومي گذاشت. وي در باره دلايل انتخاب چهره براي طراحي مي گويد: يكي از طرق كشف سيرت آدمي صورت اوست، صورت وحالات مختلف آن شايد بهترين كليددروازه قلب انسان باشد. با اين حال تنوع و دگرگوني چهره ها و عدم شباهت ظاهريشان بدور از يكنواختي، نكته اي است كه در نظر اول نگاه هر بيننده اي ( تماشاگري ) را به خود جلب مي كند، در آثارارايه شده در اين نمايشگاه چهره هاي متنوعي از صورت زنان، مردان وكودكان در سنين مختلف نشان داده شده بود و به درستي ويژگي هاي فرهنگي، اجتماعي، رواني و رفتاري مردم كرد در پيچ و خم خطوط نمايان بود. چرا كه نقاش معتقد است: جاي پاي تاريخ را در چهره هاي هر ملتي مي توان ديد. دستار ( سربند ) در تمامي آثار خلق شده ديده مي شد و نقاش از آن در جهت بيان حالات روحي و ايجادتركيببندي ( كمپوزيسيون ) كار ونيز جنبه هاي مردم شناسي كردستان سود جسته است. شيوه بستن سربندها جداي از هماهنگي با شخصيت ها، داراي حركت و گردشهاي زيبائي است كه نشان از تسلط نسبي هنرمند بر شناخت اصول و مباني تجسمي و نگاه دقيق او به تركيببندي دارد. از ديگر جنبه هاي مثبت كار، مي توان از نحوه قطع صورتها در صفحه نام برد. او از امكانات محدود كار به تمامي و به جا استفاده چنانچه كرده، بيننده، بيان را نه تنها دراجزاء صورت، بلكه در تمامي عناصرموجود در كار مي يابد، نحوه برخوردبا وسيله نيز داراي تنوع است ونقاش شخصيت كارهايش را گاه درخطوط نرم و پيچان و گاه در حركات تيز و برنده مداد و گاه در سطوح سياه و سفيد با تناليته هاي گوناگون مي جويد و در پاره اي نيز به حداقل و كمترين خطوط اكتفا مي كند، و به يك معني، خطوط به كار رفته در آثار را مي توان گرفت و با آن در مسير زندگي اقوام كرد راه پيمود. ضياءالديني، طبق روال هميشگي خود براي خلق آثارش از حافظه كمك مي جويد، چنانچه پرتره هاي موجود در نمايشگاه كاملا ذهني است و اوعلت اين شيوه برخورد را دستيابي به تيپ از طريق نشان دادن ويژگي هاي كلي و عمومي در قالب فردمي داند. او نه در پي ثبت قيافه هاي موجود، بلكه در انديشه كشف چهره هايي بوده است كه با وجودذهني بودنشان، در نظر تماشاگر وبيننده آشنا جلوه كنند.