Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760120-17451S1

Date of Document: 1997-04-09

مدرسه استاندارد چه ويژگيهايي؟ دارد طرح يك پيشنهاد بررسي اهداف، ضرورت ها، ابعاد و چگونگي راه اندازي مدارس استاندارد در نظام آموزشي ايران اشاره; به رغم تاسيس و راه اندازي انواع گوناگوني از مدارس دولتي، غيرانتفاعي، نمونه مردمي، شاهد، نمونه دولتي، شبانه روزي، تيزهوشان، عشايري، تربيت بدني، بهياري، تربيت معلم ودهها نوع مدرسه مي توان ديگر، ادعا كرد كه تاكنون در هيچ يك از اين مدارس كشور، شاهد ظهور يك مدرسه با ويژگيهاي كامل و جامع، به طوري كه بتوان نام مدرسه استانداردرا بر آن اطلاق كرد، نبوده ايم و اگر موفقيت وبرتري خاصي مشاهده شده، تك جنبه اي و يا چند جنبه اي بوده و شامل تمامي ابعاد يك مدرسه استاندارد نمي شده است. مولف اين مقاله، كوشيده است ضمن بيان ضرورت تاسيس مدرسه هاي استاندارد، برخي ويژگيهاي مهم آن را باز بنمايد. به اميد آن كه، نخست، تاسيس اين قبيل مشكلي مدارس، ديگر بر مشكلات تنوع گرايي در مدارس نيافزايد و ديگر آن كه، ويژگيهاي ديگر مدارس استاندارد، كه توسط مولف مقاله تشريح نشده است، بوسيله سايردست اندركاران علوم تربيتي و آموزش و پرورش كشورمان، براي انتشار در همشهري، تكميل، و براي ما ارسال شود. اگر در نظام آموزشي كشورمان بخواهيم مصداقي از آموزش و پرورش بهينه، هدفدار و مطلوب را به عنوان آموزشگاههاي گواه نشان دهيم، دچار مشكل خواهيم شد. اگر كسي از متوليان تعليم و تربيت كشور، بخواهد آن حرف و حديثي را كه از تكنولوژي آموزشي، راهبردهاي ياددهي - يادگيري، نظام ارزشيابي هدفمند و بهينه، اجراي طراحي آموزشي وديدگاههاي متفاوت پيرامون روان شناسي يادگيري، برنامه ريزي درسي و دهها مقوله ديگر، در سمينارها، جلسات و نشستهاي متعدد بيان مي كنند، به عينه و در واقعيت عملي مدارس، نمايان سازند، واقعا حرفي براي گفتن نخواهند اگر داشت يك دانشجوي علوم تربيتي، يك مدير علاقه مند، يك معلم دلسوز، يك پژوهشگر تعليم و تربيت و در يك كلام يك انسان فرهيخته و يا حتي ولي يك دانش آموز، از دست اندركاران تعليم و تربيت كشور بخواهد آموزشگاه فاضله، استاندارد و آرماني و يا حتي مدرسه اي را كه در راه فاضله شدن و حركت به سوي آرمانگرايي در تعليم و تربيت گام برداشته است، به او معرفي كنند، به طور قطع در تحقق اين امر، با مشكل مواجه خواهند شد. اگر چه در حال حاضر، برخي از مدارس ما در بعضي زمينه ها موفقيتهاي برجسته اي از خود نشان مي دهند، ولي اين موفقيتها موردي و در يك زمينه، از زمينه هاي خاص است، نه به صورت جامع و نظام گرا. مثلا اگر مدرسه اي در امور آموزشي به صددرصد قبولي نايل مي شود، با كمال تاسف مشاهده مي كنيم كه اين قبولي ايده آل (البته از نظر كمي و بدون توجه به كيفي دانش و مهارت قبول شدگان ) توجه، به مسايل پرورشي و تقويت بعد معنوي و اخلاقي فراگيران را به فراموشي سپرده است و يا اگر در مدرسه اي نظم و انضباط خاصي در امور اداري مشاهده مي شود، خبري از آموزش با كيفيت نمي بينيم و اكثريت قريب به اتفاق معلمان از الگوهاي نوين يادگيري بي خبرند. به عبارت ديگر، شايد هم اكنون به ندرت بتوانيم يك آموزشگاه استاندارد و آرماني در نظام آموزشي كشورمان شناسايي كنيم كه تمامي مولفه هاي علوم تربيتي در آن به درستي رعايت شده باشد. هم اكنون در كشورهاي توسعه يافته، علاوه بر پيشرفت عمومي اكثريت مدارس، دانشگاههاي علوم تربيتي و يا تربيت معلم، هر يك مدارس وابسته اي تاسيس مي كنندكه در آنها، تمامي دانش علوم تربيتي به مرحله عملياتي نزديك مي شود و در واقع، بستر اجرايي شفافي براي ديدگاههاي نظري پديد مي آيد. در حال تمامي حاضر، دانشجويان رشته هاي تربيت دبيري ومراكزتربيت معلم كشورمان در دوران تحصيل عالي خود، به عنوان مثال لااقل با دو مفهوم تفاوتهاي فردي فراگيران و نيز تدوين متون آموزش برنامه اي به صورت نظري آشنا مي شوند، ولي در عمل و در كار درون كلاسي با دانش آموزان، چون الگوهاي عملي اين دومقوله را كه از سي سال پيش به اين سوي در كشورهاي توسعه يافته پديد آمده و در سالهاي اخير گسترش پيدا كرده، در كنار خود نمي يابند، به راحتي اين مفاهيم را كنار گذاشته و آموزش به شيوه هاي سنتي رابهترين روش در كار ياددهي - يادگيري خود به شمارمي آورند. لذا مدارس استاندارد دانشگاههاي علوم تربيتي، الگويي تمام نما براي كساني است كه بخواهندمدرسه خود را به حد مطلوب ارتقاء دهند، علاوه بردانشگاههاي علوم تربيتي، در حال حاضر، در كشورهايي كه از نظام آموزشي نظام گرا و هدفمندي وزارت برخوردارند، آموزش و پرورش، ادارات كل و مناطق ونواحي آموزش و پرورش نيز با استفاده ازپتانسيل هاي محلي موجود و بر اساس موقعيت و اقتضاء مدارس منطقه اي، استاندارد محلي ويژه اي را تاسيس مي كنند و در آنها، لااقل براي رسيدن به هفت هدف زير تلاش به عمل مي آورند: استاندارد كردن تدريجي تعليم و تربيت با تاكيد بر مولفه بهبود بخشيدن به كيفيت آموزش و پرورش در مدارس; ايجاد فرصت براي اجرا و اعمال انواع طراحيهاي آموزشي و ارائه آنها به ارزشيابي هاي متنوع; ايجاد انگيزه براي فعاليتهاي گروهي و افزايش روحيه تعاون و مشاركت در جمع دانش آموزان از طريق انعقاد هسته هاي مطالعاتي انجمن هاي علمي; شناخت مدارهاي توسعه نيافته در آموزش و پرورش يك مجموعه (مانند منطقه، شهرستان يا حتي كشور )كه از ضريب تاثير بالايي؟ برخوردارند تهيه جامعه آماري و ايجاد بستر اجرايي فعال براي بهينه سازي فراگير سيستم تعليم و تربيت; ايجاد رقابت سالم بين آموزشگاهها از طريق ارائه الگوهاي موفق; كاهش فواصل موجود بين مدارس عادي و ديگرآموزشگاهها. البته ممكن است برخي، وجود بعضي مدارس خاص غيرانتفاعي را كه به دانشگاه يا دانشگاههاي ويژه اي وابسته است، مصداقي براي اين قبيل مدارس به شمارآورند و يا آن كه برخي مدارس تيزهوشان و آموزشگاههاي نمونه موجود در كشور را، نمونه هايي از مدارس استاندارد تلقي كنند، ولي بايد پذيرفت، اگر چه امكان دارد اين مدارس در زمينه هاي خاصي موفقيت كسب كرده و مطرح شده باشند، ولي نمي توان بر آنها نام استاندارد را اطلاق كرد. در اين مقاله، سعي خواهيم كرد با عنايت به هفت هدفي كه ذكر آن رفت، برخي ويژگي هاي يك مدرسه استاندارد را توضيح گفتني دهيم است، مولف مقاله، به رغم اعتقاد به جامع نگري و سامانه اي ديدن يك مدرسه استاندارد، در اين مقاله، فرصت آن رانخواهد داشت تا ساز و كارهاي اداري - سازماني ازجمله ثبت نام، گزينش دبير و نيز تماما مسايل مرتبط با مدارس استاندارد و بازتابها و كنش -واكنشهاي اجتماعي - محيطي تاسيس اين مدارس وچگونگي اداره آنها را تبيين لذا كند همه آنها به را، فرصتي ديگر موكول مي كنيم. در مدارس استاندارد، توجه به مقوله هاي زير جدي است: بعد تكنولوژي آموزشي در بحث تكنولوژي آموزشي، با توجه به توسعه و گستره قابل عنايت اين مقوله از علوم تربيتي، لااقل توجه به مولفه هاي زير مورد تاكيد است. تجهيز مدارس از بعد سخت افزاري و نرم افزاري (راه اندازي آزمايشگاهها و كارگاههاي مجهز در حدكتابهاي درسي، تجهيز مدرسه به نقشه ها، مدلها، كره ها، مولاژها و وسايل مختلف، اورهد، اوپك، فيلم هاي آموزشي، اسلايدها، نوارهاي صوتي و هر آن چيزي كه بتواند در بخش سخت افزاري و نرم افزاري تكنولوژي آموزشي قرار گيرد ); تجهيز مدارس از بعد كتابخانه دانش آموزي كارآمد، به روز، فعال و مرتبط با مواد آموزشي درسي; استفاده از الگوهاي متنوع ياددهي - يادگيري در امرآموزش دانش آموزان و آشنايي با تكنيكهاي مختلف روان شناسي يادگيري توسط معلمان; توجه ويژه به مقوله طراحي آموزشي و استفاده ازطرح درس با انواع متدهاي موجود و براساس الگوهاي نوين از جمله شناخت گرايي و فراشناختي; استفاده از تكنيكهاي متنوع ارزشيابي از آموخته هاي دانش آموزان، طراحي و ارزيابي سئوال امتحاني دانش آموزان براساس متدهاي رايج، ارزشيابي مستمر و برگزاري امتحانات كوتاه زمان ( كوئيز ) و در يك كلام از بين بردن سيستم رايج امتحان گيري محض و غول كردن امتحان با جدا كردن آن از فرآيند تعليم و تربيت ويادگيري. آموزش معلمان در مناسبتهاي مختلف به صورت بازديدهاي علمي - آموزشي، آموزش در شوراي اطلاعات معلمان، ديواري، بروشورها، كارگاههاي آموزشي درون مدرسه اي و... بازديد دانش آموزان از مكانهاي مختلف هنري، علمي، فرهنگي و آشنا كردن فراگيران با جامعه به صورت جدي; تغيير نگرش معلمان در زمينه تكليف و تكليف شبو ارائه راهبردهايي براي انفرادي ساختن مجموعه تمرينهاي ارائه شده به دانش آموزان و متنوع كردن فرآيند تكليف; توجه ويژه به آموزش برنامه اي و تهيه و تدوين كتابها و مجموعه هاي كار آموزشي از سوي معلمان (book Work); تشكيل گروههاي مطالعاتي، تحقيقاتي و تحليل گري در بين معلمان براساس تفكر نظام تعليم و تربيت سيستمي و ارائه راهبردهايي در اين زمينه براي چگونگي كار معلمان; راه اندازي مراكز يادگيري در مدارس، به عنوان اولويت اول در اجرايي كردن تفكر سامانه اي تكنولوژي آموزشي در آموزشگاه; تدوين و توليد جزوات و مواد آموزشي تكميلي در مدرسه از سوي كادر مدرسه، معلمان و بقيه افراد; كلاس بندي درس محور (طبقه بندي اتاقهاي مدرسه براساس مواد درسي يا مراكز يادگيري كلاس ); توليد و بهره برداري از بسته هاي آموزشي هريك از مواد درسي در حد گسترده و وسيع در درون مدرسه; و... بعد نظام اداري مدرسه در بعد نظام اداري مدرسه، انتظار مي رود يك مدرسه استاندارد، موارد زير را مدنظر داشته باشد; استفاده از روشهاي نوين مديريت از جمله: مديريت وقت، مديريت اطلاعات و.. در امر اداره مدرسه; راه اندازي شوراهاي مختلف درون مدرسه اي و توجه ويژه به ستادهاي تربيتي مدارس; تشكيل جلسات پربار، مستمر، با برنامه و از پيش سازماندهي شده شوراي دبيران و آموزگاران مدرسه; تشكيل گروههاي آموزشي در بين معلمان (هم پايه وهم رشته ); مكانيزه كردن سيستمهاي اداري مدرسه براساس نيازو به تدريج به دور از هرگونه لوكس گرايي و فارغ ازهر نوع توجه اسباببازي گونه به نظامهاي مكانيزه; استفاده از نظريات دانش آموزان، كاركنان و اولياي فراگيران مدرسه براساس اجراي نظام مديريت مشاركتي از طريق دريافت پيشنهادها و گسترش اين نظام تا سطح مديريت كيفيت فراگير; تقسيم مسئوليتهاي داخل مدرسه بين گروههاي دانش آموزي و تقويت روحيه تعاون و همكاري در بين دانش آموزان; قانونمند كردن مدارس براساس ضوابط و دستورعمل هاي وزارت آموزش و پرورش و جمع آوري و تحليل بازخوردهاي ناشي از اجراي دستورعمل هاو انعكاس آن به مقامات ذيصلاح جهت اصلاح; استفاده مستمر و برنامه وار از اولياء دانش آموزان در كليه امور اداري، آموزشي و پرورشي مدرسه با يك برنامه از پيش تعيين شده; تدوين و اجراي برنامه يك ساله آموزشگاه شامل كليه فعاليتهاي اداري، آموزشي و اين پرورشي برنامه لازم است در تابستان هر سال انتشار يابد; البته بعد از اجراي چند برنامه يك ساله، مي توان نسبت به تدوين برنامه هاي پنج ساله و بيشتر نيز اقدام كرد. توجه ويژه به امر كلاس بندي بهينه در بين دانش آموزان; انجام سريع كليه امور اداري در سطح مدرسه; و... ادامه دارد