Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760119-17354S1

Date of Document: 1997-04-08

بلاتكليفي مشكل اصلي جوانان مشكلات جوانان در گفت و گو با دكتر تقي آزاد و دكتر غلامعلي افروز دكتر آزاد: بلاتكليفي مهمترين مشكل جوانان ماست. اكثرجوانان در حال حاضر درگير كار و تحصيل هستند، اما تكليفشان را نمي دانند. يعني نمي دانند، فردا در كجاي نظام اجتماعي قرار خواهند گرفت دكتر آزاد: بايد ميان تلقيها، نگرشها، توقعات وانتظاراتي كه از جوان داريم، با امكاناتي كه جوان دراختيار دارد، تعادلي برقرار سازيم دكتر افروز: خانواده ها بايد شناخت جوانان از ارزشها رابا احساسات، تشويقها و عواطف خوشايند همراه كنند و درجامعه به صاحبان ارزشها، بهاي بيشتري دهند اشاره: در اسفند ماه سال 75 همايشي با عنوان حقوق و مسووليتهاي جوانان، توسط شوراي عالي جوانان برگزار هدف شد از برگزاري اين همايش، آشنا كردن جوانان با حقوق و مسووليتهاي خود در حوزه مسايل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي بود. در اين همايش كارشناسان و صاحبنظران مسايل جوانان حضور به هم رسانيدند و با ارايه مقالات خود هريك از زاويه خاصي مساله حقوق و مسووليتهاي جوانان را طرح و بررسي كردند. به همين منظور با دو تن از كارشناسان شركت كننده در اين همايش، آقايان دكتر تقي آزاد ارمكي، (رييس دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران )-و دكتر غلامعلي افروز (مدرس روانشناسي تعليم و تربيت، دانشگاه تهران عضو شوراي عالي جوانان ) گفت و گو كرده ايم. با هم مي خوانيم. مهمترين و اساسي ترين اقدام براي آشنايي جوانان با حقوق و مسئوليتهايشان؟ چيست دكتر آزاد: مهمترين اقدام در درجه اول شناخت جوان است. ما نمي توانيم بدون شناخت و تنها براساس تخيلات، ذهنيات و احيانا تلقي هاي مثبت يا منفي كه نسبت به جوانان داريم، از حقوق و مسئوليتهاي آنان صحبت كنيم. پس هر اقدامي كه در جهت شناسايي جوانان باشد; به عنوان مهمترين اصل قلمداد مي شود. منظور از شناسايي در اينجا، شناخت نيازها ونگرشهاي اين قشر جامعه است يعني مطالعه وبررسي اينكه جوانان ما در چه گرايش فرهنگي و اجتماعي بسر مي برند. آيا با ما (برنامه ريزان اجتماعي ) همسويي فكري دارند، يا؟ نه همچنين در طرز تلقي و نگرش با ما مشتركند يا خير. پس از شناخت جوان در عرصه هاي يادشده، راحتتر خواهيم توانست وي را با حقوق و مسئوليتهايش آشنا سازيم. دكتر افروز: مهمترين اقدام در اين شناخت زمينه، خصيصه هاي جوهره وجود جوانان و توجه دادن آنها به استعدادها، انديشه هاي قابليتها، خلاق، نوآوريها و به طور كلي پرداختن به ويژگيهاي نهفته دروني جوانان است. همه انسانها فطرتا قابليت مسئوليت پذيري دارند و يكي از اهداف چهارگانه تعليم وتربيت نسل جوان، همانا پذيرش مسئوليت است - سه هدف ديگر عبارتند از: شناخت برقراري خود، ارتباط مفيد و موثر با ديگران و نيل به كفايت اقتصادي - پس در صورتي كه بتوانيم به اين اهداف جامه عمل بپوشانيم، نسل جوان ما به طور طبيعي مسئوليت پذير خواهند شد. همان طور كه گفتيم، همه افراد، آمادگي پذيرش مسئوليت را دارند. چون انسان به حكم اجتماعي بودن ناگزير است، با ديگران ارتباط برقرار كند و لازمه برقراري چنين ارتباطي، مسئوليت دادن و مسئوليت پذيرفتن است. پس از قبول اين امر، خواهيم ديد كه مسئوليت پذيري براي يك جوان به عنوان امري طبيعي قلمداد مي شود. اما در صورتي كه به عكس ما روش صحيحي را اتخاذ نكنيم، يعني براي مثال، اعتماد به نفس را از كودكي در افراد كم كنيم، آنان نخواهند توانست قابليتها و ويژگيهاي خود را بشناسند. پس در واقع لازم است، در جوانان اعتماد به نفس ايجاد كرده، سپس از آنان انتظار پذيرش مسئوليت داشته باشيم. چه كساني متوليان اصلي اين امر - آشنايي جوانان با حقوق و مسئوليتهايشان -؟ هستند دكتر آزاد: بسياري از نيروها و عوامل دراين زمينه مسئوليت دارند. براي مثال شوراي عالي جوانان كه با هدف پرداختن به مسايل و مشكلات جوانان تشكيل شده است، اولين مرجعي است كه بايد در اين زمينه وارد عمل شود. - آيا نقش اين شورا از خانواده؟ مهمتراست البته نقش خانواده هم بسيار اهميت دارد. اما هر خانواده تنها مي تواند، براي جوان خودش تعيين تكليف كند. از طرفي ممكن است، خانواده اي در اين راه اقدام صحيحي نكند. در حقيقت بايد برنامه ريزي در سطح كلان انجام شود. به عبارتي سازماني كه حقوق و وظايفي را در اين زمينه عهده دار شده، موظف است، برحسب موقعيتش اقدام پس نمايد از اين كه چنين برنامه ريزيهايي در سطح كلان انجام گرفت، مي توان از طريق وسايل ارتباط جمعي آن را به خانواده ها منتقل كرد. دكتر افروز: جواني، انتقال از دوران كودكي است. پس متوليان اصلي اين امر را بايدخانواده جوانان پس دانست از خانواده ها، مربيان و در كنار آن كارگزاران حاكم بر جامعه عهده دار چنين مسئوليتي هستند. اين كارگزاران جامعه هستند كه بايد پيونداوليا و مربيان را تقويت كنند تا زمينه رشدو شكوفايي شخصيت و خلاقيت ذهني نوجوانان و جوانان فراهم شود. البته اين سه گروه بايد باور و زبان مشتركي داشته باشند. زيرا در صورتي كه بين نظام ارزشي حاكم بر خانواده، آموزش و پرورش، كارگزاران و مسئولان جامعه باور و زبان مشتركي وجود نداشته باشد، جوان دچارتعارضات عاطفي و روحي، احساس دوگانگي، كم رغبتي و كم افت تلاشي، تحصيلي و شغلي و در نهايت روزمرگي در زندگي خواهد شد. مهمترين مشكلي كه جوانان ما در حال حاضردارند،؟ چيست دكتر آزاد: بلاتكليفي مهمترين مشكل جوانان ماست. اكثر جوانان در حال حاضر درگير كار و تحصيل هستند، اما تكليفشان را در نظام اجتماعي نمي دانند. يعني نمي دانند، فردا در كجاي نظام اجتماعي، قرار خواهند گرفت. البته بايد در نظر داشت كه جوان اساساموجودي ناآرام است. بدين معني كه به راحتي در جايي مستقر نمي شود و همين امر سبب پيدايش بلاتكليفي در او مي شود. اما وقتي بلاتكليفي از حالت فردي - كه جزو خصوصيات و ويژگيهاي تمام جوانان است - خارج شد و جنبه عمومي و اجتماعي پيدا كرد، يعني اكثريت جوانان بلاتكليف شدند، بايد براي آن چاره اي انديشيد. - چگونه مي توان در رفع اين بلاتكليفي؟ كوشيد بايد ميان تلقيها، نگرشها، توقعات وانتظاراتي كه از جوان داريم، با امكاناتي كه جوان در اختيار دارد، تعادلي برقرار سازيم. براي مثال اگر ما مقوله جوان را بسيار برجسته كنيم، اما از طرف ديگر امكان پاسخگويي به نيازهاي او را نداشته باشيم، دچار مشكل خواهيم شد. در صورتي كه وقتي رابطه همه عناصر را با يكديگر بسنجيم و هر عنصري را در نظام اجتماعي در حد وسع و امكاناتمان مطرح و سپس آن را برجسته كنيم، درآينده بهتر خواهيم توانست به آن عنصر سامان بخشيم. دكتر افروز: جوانان احساس مي كنند، ديگران آن طور كه بايد و شايد، آنها را نمي شناسند. همچنين تصور مي كنند كه قواي خلاق و جوهره وجودشان نهفته باقي مانده است. آنها براين باورند كه تواناييهاي فراواني دارند، اما بستر پروازشان محدود است و نياز به همراهان و همگاماني دارند تا مسيرهاي حركت و اعتلا را برايشان هموار سازند. جوانان فكر مي كنند، ديگران آنها را كودك وغيرمجرب به حساب مي آورند به هرحال مشكلات جوانان ما در حال حاضر، مشكلات رواني - اجتماعي است. من مشكلات اقتصادي، ازدواج و اشتغال را به عنوان مسايل جدي جوانان، تلقي نمي كنم. البته اين بدان معني نيست كه اين مشكلات وجودنداشته باشد، اما مشكل اساسي در فرهنگ ازدواج، اشتغال و تحصيل است. به عبارتي اين مسايل به بينش ها و باورهاي نادرست مردم نسبت به ازدواج برمي گردد. براي مثال بسياري از جوانان ما، هنوز يك باور جدي، نسبت به ازدواج پيدا نكرده اند و نمي دانند، فرهنگ ازدواج به معناي دقيق كلمه چيست و هركس اين مساله را (ازدواج ) از يك بعد براي جوان مطرح مي كند. بهترين روش آشنايي جوانان با ارزشهاي اجتماعي؟ چيست دكتر آزاد: در حال حاضر، جامعه ما درشرايط خاص تاريخي، يعني دوره گذار به سر مي برد. از ويژگيهاي دوره گذار آن است كه جامعه در چنين مرحله اي از نظر نظام اجتماعي، جامعه تكليف يافته اي نيست; پس طبيعتا نمي توان براي اين جامعه برنامه ريزي دقيقي انجام اگر داد هم قرار است، برنامه ريزي صورت بگيرد، بهتر است به شكل سيلاني انجام شود. در اينجا لازم است، به منظور آشنايي افراد با ارزشهاي اجتماعي، يك سري از اين ارزشها را از نو تعريف كنيم. برخي از ارزشهاي نظام اجتماعي ما را ارزشهاي سنتي، دسته اي را ارزشهاي ديني و بالاخره گروه ديگر را ارزشهاي مطلوب جهاني تشكيل مي دهند. پس مشاهده مي كنيم، تنوعي از نظام ارزشي در جامعه ماوجود داردو اين ارزشها طيف وسيعي را تشكيل مي دهند كه برخي از آنها جنبه خاص گرايانه وبرخي ديگر جنبه عام گرايانه دارند. حال وقتي كه مي خواهيم جوان خودرا با اين ارزشها آشنا ابتدا كنيم، بايد بدانيم كه كدام جوان را بايستي با كدام دسته ازارزشها آشنا چون كرد مانمي توانيم يك برنامه ريزي ثابت و خاص را به عنوان الگو براي تمام جوانان ارائه دهيم. لازمه آشنايي جوانان با ارزشها، همان طور كه قبلا هم گفته شناخت شد، از جوانان و نيازهاي آنان است، براي مثال ما از يك جوان روستايي انتظار نداريم كه در مرحله اول با ارزشهاي متعالي آشنا شود. زيرا آشنايي با چنين ارزشهايي بايد همراه با شرايط مناسب فكري و روحي و زمينه سازي هاي مناسبي صورت بگيرد و در صورتي كه بخواهيم، چنين جواني را يكباره با ارزشهاي متعالي آشنا كنيم، در او ايجاد اختلال كرده ايم. به طور كلي، اگر جوان ما با ارزشهاي سنتي بيگانه باشد و ما تنها بخواهيم از طريق وسايل ارتباط جمعي، وي را با ارزشهاي جهاني آشنا كنيم، او را دچار اختلال كرده ايم. زيرا او تنها با برخي از ارزشها آشنا شده است. از طرف ديگر اگر فقط ارزشهاي سنتي را به جوان القا كنيم و او را از آشنايي با ساير ارزشها بازداريم، به دلمردگي، تنهايي، انزوا و محدوديت مبتلا خواهد شد. دكتر افروز: خوشبختانه جوانان ما در زمينه شناخت ارزشها، مشكل چنداني ندارند. اما شناخت يك مطلب با باور پيدا كردن و عمل به آن مطلب متفاوت است. ما بايد تلاش كنيم كه در جوانان همراه با بينش، باور هم ايجاد كنيم و چنين كاري با كتاب و سخنراني و وعظ امكان پذير نيست. يكي از مهمترين نهادهايي كه در اين زمينه عهده دار وظايفي است، نهاد خانواده مي باشد. يعني خانواده ها بايد شناخت جوانان از ارزشها را با احساسات، تشويقها و عواطف خوشايند همراه كنند. از طرف ديگر بايد در جامعه به صاحبان ارزشها، بهاي بيشتري دهيم و جوانان بتوانند با الگوهاي محبوب خود درمدرسه و جامعه هر چه بيشتر محشور شوند. در اين صورت آنان قادر به همانندسازي از اين شخصيتها خواهند شد. چگونه مي توانيم جوانان را به مشاركت اجتماعي ترغيب؟ كنيم دكتر آزاد: قبل از هر چيز، لازم است كه نظام مشاركت را تعريف كنيم. در مرحله بعد ببينيم، آيا روشهايي كه هم اكنون خانواده ها در مورد نوجوانان اعمال مي كنند، حس مشاركت جويي را در آنها تقويت مي كند، يا برعكس سبب تضعيف آن مي شود. در حال حاضر، خانواده ها براي جوانانشان در زمينه هاي آموزشي، تفريحي و رفاهي، هزينه هاي زيادي را متقبل مي شوند. حتي بسياري از وظايف و مسئوليتهايي را كه مي توانند به خود جوان واگذار كنند، خود تقبل مي كنند. اين بسيار روش، غلط است چون علاوه بر آنكه ما نسلي را فداي نسل ديگري مي كنيم، روحيه فردگرايي نيز در نوجوانان تقويت مي شود. در مواردي نهادهاي دولتي نيز به منظور ايجاد ارتباط با جوانان، هزينه هايي را عهده دار مي شوند. مانند هزينه هايي كه دولت براي اوقات فراغت نوجوانان و جوانان در نظر مي گيرد. اين عملكرد، عملكرد صحيحي نيست. زيرا اين خود واحدهاي اجتماعي هستند كه بايد هزينه اوقات فراغت را برعهده گيرند و نه نهادهاي دولتي. از طرف ديگر وقتي در اين بخش (اوقات فراغت ) هزينه نشد، مي توانيم آن بودجه را به طور غيرمستقيم، براي جامعه هزينه كنيم. مثلا امكانات عمومي جامعه را افزايش دهيم (مانند ساخت مدرسه ) در جامعه اي كه نهادهاي دولتي به جاي آن كه در زمينه هايي مانند اوقات فراغت، خود جوانان را وادار كنند تا باري را بر دوش گيرند، دولت وارد عمل شده، قبول مسئوليت مي كند، مشاركت بوجود نخواهد آمد و اگر هم بوجود آيد، كوتاه مدت و مقطعي است. دكتر افروز: اين مساله به احساس مسئوليت اجتماعي برمي گردد. يعني اگر جوانان ما هويت، منزلت و جايگاه اجتماعي خود را پيدا كنند، خود به خود زمينه هاي مشاركت اجتماعي آنان فراهم زمينه مي شود مشاركت، مستلزم انگيزه قوي اجتماعي است و اين انگيزه در گرو داشتن نگرشي متعهدانه در عرصه هاي مسئوليت اجتماعي است. اگر ما به شخصيت و منزلت اجتماعي جوان بها دهيم، درحقيقت اعتماد به نفس او رابيشتر كرديم، در كنار اين موارد، در صورتي كه از خطاهاي او تا حدي چشمپوشي كرده، وي را همواره تشويق كنيم و حتي كوچك ترين حركت اجتماعي سازنده اش را ارج نهيم، چون جوان مي بيند، مشاركتش مورد توجه و قبول واقع شده است، به مشاركت علاقه مند و ترغيب مي شود. مرز ميان نظارت بر رفتارجوانان و كنترل بر رفتار آنان در خانواده و اجتماع؟ چيست دكتر آزاد: كنترل يك متغيربيروني و نظارت متغيري دروني است. در يك خانواده افراد باهم تعامل اجتماعي دارند ويكديگر را نظارت مي كنند واعمال و رفتار يكديگر را تصحيح مي كنند. حال ممكن است اين كنترلها بيرون از خانواده صورت يعني بگيرد افراد خانواده در بيرون، نقش خويش را ايفا كنندو نسبت به خانواده نگاه بيروني داشته باشند. يا اينكه كنترلها از طريق نظام اجتماعي - مذهب، سياست، گروه همسالان و .. ـ صورت گيرد. به نظر مي رسد نظارتهايي كه در خانواده بر رفتار افراد، از جمله جوانان اعمال مي شود، با كنترلهاي اجتماعي، دو مكانيزم متفاوت را تشكيل مي دهند. اما اين دو مكانيزم از طرفي مي توانند، مكمل يكديگر باشند. زيرا در صورتي كه اين دو با يكديگر همسو نشوند، پديده اي به نام جامعه سازي، اجتماعي شدن، تربيت و فرهنگ پذيري اتفاق نخواهد افتاد. در جامعه نيز به همين گونه است. جامعه از اعضاي خود از جمله جوانان انتظاراتي دارد و جوانان نيز متقابلا انتظاراتي را از جامعه دارند. حال هر كدام از اينها براي دستيابي به انتظاراتشان، بايستي به يك سري از مكانيزمهاي نظارتي و كنترلي پاسخ دهند. به طور كلي بايد گفت كه براي تنظيم رابطه عناصر يك نظام اجتماعي، دو متغير بيروني و دروني (كنترل و نظارت ) هر دو لازمند. دكتر افروز: نظارت جنبه مي تواند، حمايتي داشته باشد. يعني همراه با عطوفت، مهرباني، محبت، شفقت و دلسوزي باشد. اما در مواردي كه نظارت از حالت عاطفي خارج مي شود، منجر به دخالت و كنترل مستقيم بر رفتار مي شود و دخالتهاي مستقيم و در حقيقت كوچك انگاري جوان است. يعني با اين عمل به او مي فهمانيم كه او در كارهايش بي كفايت و نالايق است. والدين بايد به دور از هر گونه افراط و تفريط بر رفتار و اعمال جوانان خود، نظارت صحيح كنندو به جاي كنترل مستقيم و دخالت بر رفتار جوانان، رفتارشان جنبه حمايتي و هدايتي و مشاوره اي داشته باشد. البته تفكيك اين مرز براي اكثر خانواده ها دشوار است و اغلب آنان نمي دانند تا چه حد مي توانند به خود حق بدهند تا در امور مختلف، جوانشان را كنترل و يا به او امر و نهي كنند. اما بهترين راه آن است كه ارتباط ما با جوان آنقدر صميمانه و دوستانه باشد كه او رفتار ما را به عنوان الگو انتخاب كرده و با ما همانندسازي كند. در اين صورت جوان مسيري را انتخاب خواهد كرد كه خود ما خواهان آن هستيم. با توجه به برگزاري همايش حقوق و مسئوليتهاي جوانان بفرماييد، چگونه مي توانيم مباحث مطرح شده در چنين همايشهايي را كاربردي؟ كنيم دكتر آزاد: در نشستهاو همايشهااساسا بايستي گفت و گو ميان كارشناسان، متخصصان وشركت كنندگان انجام شود. چون براي بسياري از اجراكنندگان همايشها عملا اين امكان وجود ندارد كه بتوانند مسايل و مشكلات مطرح شده در همايش را حل كنند. به طور كلي، هدف اصلي از برگزاري اين نشستها، بحث و تبادل نظر ميان ارائه دهندگان مقاله و شركت كنندگان است. حال اين وظيفه عناصر اجرايي است كه در چنين نشستهايي حضور يابند و با اطلاع از مشكلات مطرح شده در همايش و استفاده از نظريات كارشناسي و همچنين با به كارگيري امكانات و توان اجرايي خود در رفع اين مشكلات بكوشند. دكتر افروز: اولين قدم آن است كه به آنچه خود عمل مي گوييم، كنيم و در مرحله بعد زمينه عمل را براي ديگران نيز فراهم نماييم. جامعه ما از نظر فكري، اقتصادي، حرفه اي، فني و... امكانات فراواني را داراست. پس با يك سازماندهي و مديريت فرهنگي صحيح خواهيم توانست مباحث مطرح شده و راهكارهاي ارائه شده در اين همايشها را هر چه سريع تر عملي كنيم.