Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760118-17346S1

Date of Document: 1997-04-07

سپيدموي ايتاليايي محبوبترين در ميدلز بورو فابريزيو راوانلي، از قهرماني اروپا تا قعرنشيني در انگلستان واحد رسانه هاي خارجي: فابريزيو راوانلي هنگامي كه به تيم ميدلز بورو انگليس پيوست، پس از به ثمر رساندن اولين گل خود، پيراهنش را روي صورت كشيد و به سنت ايتاليايي ها رفت تا گل زيباي خود را جشن بگيرد. همين حركت راوانلي باعث شد تا تماشاگران نيز اين كار را تقليد كنند و محبوبيت اين بازيكن موسپيد بيشتر يك شود روز راوانلي تصميم گرفت تا در ورزشگاه اختصاصي ميدلزبورو با تماشاگران علاقه مند ديدار كند كه برخي از تماشاگران مجبور شدند تابراي ديدار با راوانلي 4 ساعت در صف بايستند. راوانلي هنگامي كه براي تماشاگران صحبت احساس مي كند، رضايت مي نمايد. علي رغم اينكه تيم ميدلزبورودر رده هاي پايين جدول ليگ برتر انگليس دست و پامي زند، اما راوانلي قصد جدايي از اين تيم را ندارد و مي خواهد با گلهاي خود، ميدلزبورو را در ليگ برتر انگليس حفظ كند. براي آشنا شدن با زندگي راوانلي گفتگويي با وي شده است كه با هم مي خوانيم. تماشاگران ميدلزبورو تو را از صميم قلب دوست دارند، درمورد آنها چه احساسي؟ داري استقبال مردم از روزي كه وارد ميدلزبورو فوق العاده شدم، بوده است. مردم اين منطقه از انگليس بسياربا احساس هستند و براي موفقيت اين باشگاه هر چه درتوان داشته باشم، خرج خواهم كرد. تماشاگران انگليسي باتماشاگران ايتاليايي چه تفاوتي؟ دارند مردم انگليس احترام خاصي براي زندگي خصوصي يك ورزشكارقائل هستند كه اين موضوع باايتاليا بسيار متفاوت است. من مي توانم به راحتي در خيابانهاي ميدلزبورو قدم بزنم، اما اگر در تورين بودم، تماشاگران مرا محاصره مي كردند به همين دليل علاقه خاصي به تماشاگران ميدلزبورو دارم. آيا از زندگي در انگليس راضي؟ هستي بر خلاف نوشته هاي مطبوعات، از زندگي در انگليس راضي هستم. فرهنگ و آداب و رسوم مردم ميدلزبورو مورد پسند من است و واقعا مردم اين شهر را دوست همچنين دارم در اين شهر، خانه بسيار خوبي دارم و از زندگي در آن لذت مي برم. چرا پس از بازي در مقابل ليدز، پيراهنت را به سوي تماشاگران پرتاب؟ كردي با اين كار به تماشاگران ميدلزبورو نشان دادم كه نسبت به اين تيم وفادار هستم و قصدجدايي از اين باشگاه راندارم. ميدلز بورو فصل جديد را بسيار خوب آغاز كرد اما در ميانه راه از جاده پيروزي خارج شد، به نظر تو، ميدلزبورو در رقابتهاي دسته اول باقي خواهد ماند. آسيبديدگي و محروميت بازيكنان باعث نزول تيم ماشده اگر است يك تيم كامل داشتيم به طور حتم موي دماغ بزرگان مي شديم. بهترين خاطره ات درميدلزبورو چه بوده؟ است پيروزي در برابر نيوكاسل درچارچوب رقابتهاي جام اتحاديه خاطره شيريني بود. اين پيروزي نشان داد كه مي توانيم تيمهاي بزرگ راشكست دهيم. البته بيش از هر چيز ديگر براي تماشاگران خوشحال شدم چون پس از مدتها توانستيم، تماشاگران را راضي به خانه بفرستيم. تو بايد در چارچوبرقابتهاي جام جهاني در پيراهن تيم ملي فوتبال ايتاليا درمقابل تيم انگليس بازي كني، در اين رابطه چه نظري ؟ داري اين يك بازي فوق العاده خواهد بود. اگر بتوانم شرايطآرماني خود را حفظ كنم، به احتمال بسيار زياد در تركيباصلي ايتاليا جاي خواهم گرفت. بهترين دوست تو درميدلزبورو چه كسي؟ است يان فيورتافت بهترين دوستم در ميدلزبورو است. از بازي در ليگ برترانگليس، چه چيزي؟ آموخته اي در فوتبال ايتاليا، تيمهاي كوچك و گمنام تنها براي كسبنتيجه مساوي به ديدار تيمهاي بزرگ مي روند. اما در انگليس، شرايط به گونه ديگري است. تيمهاي كوچك انگليس همواره به نيت غلبه بر بزرگاني چون منچستر يونايتد و ليورپول به ميدان مي روند و ترسي به دل راه نمي دهند. اين نقطه برتر فوتبال انگليس نسبت به فوتبال ساير كشورهاي اروپايي است. آيا امكانات موجود در ليگ برتر با امكانات موجود دركالچو برابري؟ مي كند بله، من اين موضوع را درجريان رقابتهاي جام ملتهاي اروپا درك كردم. در انگليس تماشاگران و ورزشگاههافوق العاده هستند. به چه دليل ميدلزبورو رابراي بازي انتخاب؟ كردي چند تيم انگليسي خواهان به خدمت گرفتن من بودند اما به دليل شخصيت برايان رابسون به ميدلزبورو پيوستم. آيا قدرت بدني در فوتبال انگليس از تكنيك؟ مهمتراست با اين نظريه موافق نيستم چون تمام تيمهاي انگليسي به راحتي توپ را به حركت درمي آورند و از نظر تكنيكي در حد بسيار بالايي هستند. آيا هنوز براي يوونتوس اهميت قائل؟ هستي بله، هنگامي كه يوونتوس مرا فروخت بسيار ناراحت شدم چون نمي خواستم تيم قهرمان اروپا را رها كنم. چرا هنگامي كه گل پيراهنت مي زني، را روي؟ صورتت مي كشي من اين كار را در يوونتوس آغاز كردم. پيراهن يوونتوس به گونه اي بود كه در آن چندسوراخ ريز قرار داشت كه مي توانستم از زير پيراهن، اطراف خود را مشاهده كنم. اما در پيراهن تيم ميدلزبورو سوراخي وجود ندارد و اولين باري كه پيراهن را بر روي صورت كشيدم همه چيز را تار و تاريك ديدم و نزديك بود به تابلوهاي تبليغاتي برخورد كنم.