Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751228-17010S1

Date of Document: 1997-03-19

ضرورت حمايت از شركتهاي سرمايه گذاري ميانگين خريد سهام شركت هاي تازه تاسيس توسط مردم كمتر از يك ميليون ريال بوده است كه نشان دهنده مشاركت وسيع افراد با درآمد متوسط در سرمايه گذاري هاست. نوشته: دكتر بهمن آرمان در پي افزايش تاسيس شركتهاي سرمايه گذاري در طول يك سال و نيم اخير اظهاراتي درباره اين نهادها توسط مقامات مسئول وكارشناسان مسائل اقتصادي صورت گرفته است كه در پاره اي از موارد انتقادهاي سازنده و بجايي بوده و به عكس درمواردي ديگر ديدگاهها غيرعلمي بيان شده اند. از آنجا كه پاره اي از اين اظهارات موجب تشتت آراء و نگراني كساني شده است كه اندك سرمايه خود را در شركتهاي سرمايه گذاري به كار انداخته اند، به اختصار به ريشه ها و ضرورت ايجاد اين گونه نهادها و مواردي كه مي توانند به عملكرد بهتر آنان منجر شود، مي پردازيم. به رغم همه سرمايه گذاري هاي كلان در كشور طي سالهاي اخير، هنوز ميزان درامدملي اختصاص داده شده به سرمايه گذاري هاي جديد بسيار اندك است، به طوري كه بر اساس پاره اي از محاسبات اوليه سهم سرمايه گذاري از توليد ملي در سال 1375 به قيمتهاي ثابت /16 5حدود درصد و به قيمت جاري حدود 20 درصد بوده است. اگر چنين ارقامي با ارقام مشابه در ساير كشورهاي در حال رشد كه عملا توانسته اند در طول 2 دهه اخير بيش از 35 درصد از درامد خود را به سرمايه گذاريهاي جديد اختصاص دهند مقايسه شود، كاستي هاي كشور ما در اين زمينه بيشتر مشهود خواهد شد. پائين بودن ميزان سرمايه گذاريها در ايران به گونه اي است كه سهم سرانه سرمايه گذاري در سال 1374 برابر با 38791 ريال است. در صورتي كه در سال 1356 به ازاي هر نفر 51359 ريال سرمايه گذاري صورت مي گرفت. صاحبنظران مسائل اقتصادي ريشه اين كاستيها را در ناكارآ بودن عوامل تجهيز سرمايه مي دانند. يكي از ابزارهائي كه معمولا به منظور تجهيز منابع و سرمايه گذاريهاي جديد مورد استفاده قرار مي گيرد سود حاصله از فعاليتهاي اقتصادي بنگاههاي توليدي است. در كشور ما بر اساس امار موجود حدود دو سوم اقتصاد كشور در كنترل دولت اين است در حالي است كه بنگاههاي توليدي دولتي اغلب از كارآيي لازم برخوردار نيستد. به طور مثال بر اساس آمار منتشره از سوي سازمان حسابرسي نسبت سود به فروش در 410 شركت تحت پوشش وزارتخانه هاي مختلف تنها برابر /4 3با (نسبت متعارف بين 20 تا 35 درصد )درصد بوده است و از مجموع 1663 شركت دولتي در سال 1374 سودي برابر با 2007 ميليارد ريال بدست آمده است كه تنها نيازهاي دروني بنگاههاي اقتصادي دولتي رامي پوشاند. بنابر اين همانگونه كه از آمار و ارقام بالا برداشت مي شود، اقتصاد كشور از يكي از منابع اصلي تجهيز سرمايه محروم اين است در حاليست كه بخش خصوصي نيز به علت موانع موجود انگيزه كافي را براي سرمايه گذاري در فعاليتهاي بلند مدت ندارد. در طول سالهاي اجراي برنامه هاي اول ودوم توسعه اقتصادي دولت سعي كردكاستيهاي ياد شده را از طريق افزايش سرمايه گذاري هاي سيستم بانكي جبران كند كه اين نيز پس از مدتي به علت عوارض جانبي به كناري گذاشته شاهدمدعا شد اينكه بر اساس دستورالعملهاي جاري بانكهاي تجاري از سرمايه گذاري درفعاليتهاي جديد توليدي و صنعتي منع شده اند (اين كه چنين سياستي تا چه اندازه منطقي است به بحثي جداگانه نياز دارد ) ايجاد شركتهاي سرمايه گذاري در /1 5طول سال اخير عملا پاسخي بوده است به كاستي هاي ريشه اي امر تجهيز منابع در كشور بنابراين از آنجائي كه سرمايه گذاري موتور محرك توسعه اقتصاديست و مي تواند نقش موثري در حل مشكلات جاري اقتصادكشور مانند كمبود عرضه كالا و خدمات ونرخ بيكاري داشته باشد و اينها براي مردم نكات مثبتي تلقي مي شوند عرضه سهام شركتهاي سرمايه گذاري و توسعه بااستقبال عمومي روبه رو شد. به طوري كه در طول 14 ماهه اخير شركتهاي سرمايه گذاري تازه تاسيس ازطريق عرضه مستقيم سهام به مردم توانستند مبلغي ميليارد 1069معادل ريال گردآوري كنند. به /2 5تعبيري درصد از تشكيل سرمايه ملي توانسته است از طريق عرضه سهام شركتهاي سرمايه گذاري تامين شود و حدود 800 هزار نفراز هم ميهنان ما سهام اين گونه شركتها را خريداري كردند.. ميانگين سرمايه گذاري در اين شركتها هيچگاه از يك ميليون ريال براي هر نفر. فراتر نرفت كه اين خود نشانگر استقبال قشر مشخصي از مردم از امر. سرمايه گذاري است كه خود به تعبيري مي تواند به معناي يك راي اعتماد به .سياست هاي اقتصادي دولت تلقي شود. از مطالب بالا چنين مي توان نتيجه گرفت كه شركتهاي سرمايه گذاري ابزاري هستند به منظور افزايش تشكيل سرمايه ملي و موجب شده اند تا فرهنگ سرمايه گذاري در ابعاد گسترده اي به ميان آحاد مردم برود. به تعبيري مردم ايران كه از زمان ورود استعمار به كشور به گونه هاي مختلف از سرمايه گذاري در امور توليدي منع شده بودند از طريق خريد سهام شركتهاي سرمايه گذاري براي نخستين بار فرصت مشاركت در روند توسعه كشور را يافته اند. حضور حدود يك ميليون نفر از جمعيت كشور در امر سرمايه گذاري در اين گونه شركتها مي بايستي هشداري باشد براي مقامات رسمي كشور و پاره اي از نويسندگان كه با طرح مطالب غيرعلمي، موجب متوحش شدن و خداي ناكرده واكنشهاي غيرقابل پيش بيني در سهامداران اين شركتها نشوند. بدون شك نگرانيهاي اعلام شده در مورد عملكرد شركتهاي سرمايه گذاري در صورت عدم نظارت و حمايت كافي صورت تحقق بخود خواهند گرفت كه بازتاب آن مي تواند بسيار گسترده باشد. در حال حاضر مقامات ذيصلاح بدون عنوان كردن چگونگي فراهم ساختن زمينه موفقيت شركتهاي سرمايه گذاري به پاره اي انتقادهاي محدود كننده مي پردازند در صورتي كه براي موفق ساختن اين نهادها مي بايستي تمهيدات ويژه اي مد نظر قرار گرفته شوند كه در زير به پاره اي از آنان اشاره مي شود: -بخشودگي 1 مالياتي: بر اساس قوانين جاري سود پرداختي به سهامداران درشركتهاي سرمايه گذاري مشمول مالياتي تا سقف 54 درصد نيز مي شود. با توجه به اين كه اكثر كساني كه در اين شركتها اقدام به خريدن سهام كرده اند از دارندگان پس اندازهاي اندك هستند ضروري است دولت يا مجلس اقداماتي را انجام دهند تا سهامداران جزء اينگونه شركتها از پرداخت ماليات معاف و به اين وسيله انگيزه سرمايه گذاري در مردم افزايش يابد. - 20 به منظور ايجاد انگيزه كافي در شركتهاي سرمايه گذاري و دور ساختن آنان از فعاليتهاي غير مولدبانك مركزي مي بايستي شركتهاي سرمايه گذاري را در تخصيص ارز و تسهيلات ريالي براي تامين منابع مالي مورد نياز سرمايه گذاري هاي جديد آنان در اولويت قرار دهد. - 30 اولويت در واگذاري سهام شركتهاي دولتي: سالانه نهادهاي دولتي بخشي ازسهام شركتهاي زير پوشش خود را در معرض فروش مي گذارند. ضروريست به منظور هدايت منابع مالي شركتهاي سرمايه گذاري جديد به سوي فعاليتهاي توليدي، سهام دولتي با تسهيلات لازم همانند آنچه براي ايثارگران و جانبازان اعمال مي شود به شركتهاي سرمايه گذاري سهامي عام انتقال يابند. واقعيتهاي اشاره شده نمايانگر اين حقيقت است كه ابعاد شركتهاي سرمايه گذاري به گونه اي افزايش يافته كه از كنار آنان نمي توان به آساني گذشت. بنابراين دادن امتيازات كافي به موازات اعمال نظارت بر فعاليت اين گونه شركتها مي بايستي به شيوه اي منطقي صورت گيرد زيرا هر چقدر اين امر ديرتر اتفاق افتد خطرناك تر است.