Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751228-17004S1

Date of Document: 1997-03-19

بدآموزي يا مقابله با؟ حادثه چرا با وجود همه هشدارها و توصيه هاي ايمني هر سال شاهد تكرار حوادث ناشي ازترقه و مواد انفجاري؟ هستيم آيا مي توان انتظار داشت كه نوجوان، فقط به صرف مشاهده دست و پاي قطع شده همسالانش، دست از اين بازي؟ بردارد! تجربه نشان داده است كه براي تصحيح يك رفتار نادرست، موثرترين برخورد شيوه، غيرمستقيم است اشاره: هر سال و بخصوص در چند هفته پاياني سال، در تلويزيون شاهد پخش برنامه هايي هستيم كه به بررسي حوادث و پي آمدهاي شوم استفاده از ترقه و مواد انفجاري توسط نوجوانان مي پردازند. اين برنامه ها نه تنها از حوادث ناشي از اين امر پيشگيري نمي كند بلكه گاهي باعث آموزش طرز تهيه مواد محترقه و بدآموزي مي شود هرچند نيت دست اندركاران تهيه برنامه ها جلوگيري از اين حوادث است، اما سئوال در اين است كه چرا با وجود اين همه برنامه آموزشي و توصيه هاي بي شمار، باز هم اين حوادث تكرار؟ مي شوند و چرا اين برنامه ها به هيچ وجه باعث كاهش ميزان خسارات وارده؟ نمي شود و هر ساله باز هم كودكان و نوجوانان به بازي با آتش وترقه؟ مي پردازند مقاله زير كه توسط يكي از كارگردانان تلويزيون به دستمان رسيده سعي دارد هرچند موجز به بررسي و علل اين بدآموزي بپردازد و ضمن ارائه پيشنهاد به برنامه سازان توجه آنها را به عواقب منفي برخي از برنامه هاي ساخته شده جلب كند. اميد مي رود برنامه سازان بادقت نظر در ساخت اين برنامه ها به تمامي نكات مثبت و منفي يك برنامه دقت كنند. از زماني كه تلويزيون به عنوان يك وسيله قوي ارتباطي در اختيار بشر قرار ديدگاه هاي گرفت، بسياري معطوف به استفاده آموزشي از اين رسانه اندكي گرديد نگاههاي بعد، تحليل گران متوجه اين نكته گرديد كه شايد، استفاده نابجا و نابخردانه از برخي عوامل و روش ها، تاثيراتي منفي وضدآموزشي در پي داشته باشد بدآموزي، يكي از اين تاثيرات منفي است. هر سال، و به خصوص در چندهفته پاياني سال، در تلويزيون شاهد پخش برنامه هايي هستيم كه به بررسي حوادث و پي آمدهاي شوم استفاده از ترقه و مواد انفجاري توسط نوجوانان مي پردازند. به يقين، هم كساني كه اين مواد را به كار مي برند، و هم افرادي كه مبادرت به تهيه و توزيع اين مواد مي نمايند، اخبار و گزارش هاي فراواني را كه حاكي از بروز ضايعات مالي و جسمي ناشي از انفجارات خواسته و ناخواسته است، مي بينند و مي شنوند و البته، متاسفانه، همان اخبار و توصيه ها و همان حكايت هاست كه هر سال، بيشتر و بيشتر مي شوند. سوال در همين جاست: چرا باوجود اين همه برنامه آموزشي وتوصيه هاي بيشمار، باز هم اين حوادث تكرار نوجواناني؟ مي شوند كه از اين مسائل آگاه مي شوند و مي دانند كه استفاده از اين مواد خطرناك، سلامتي و آرامش خانواده ها را به خطر مي اندازند، چرا باز هم هر سال در صدد تهيه ترقه و مواد آتشزا؟ برمي آيند و راه سودجويي افراد بي مسئوليت و نادان را باز؟ مي كنند گفتيم كه آموزش در رسانه هاي جمعي ابعاد گوناگوني دارد ويكي از خطرناكترين اين عوامل نديدني ابعاد، در يك برنامه آموزشي است كه متاسفانه، مي تواند، به جهت ناآگاهي ازراه هاي اصولي در تصحيح يك رفتار ناهنجار - و در اين موردخاص: ترقه بازي - نه تنها كمكي به تصحيح آن رفتار نكند، بلكه دقيقا ضد آن، و در جهت دامن زدن به آن عمل در نمايد اينجا، روي سخن با برنامه سازاني است كه عليرغم دارا بودن حس عميق تعهد و مسئوليت، متاسفانه گاهي از ظرايف امور آموزشي آگاهي كامل نداشته، و با به تصوير درآوردن چند عضو مجروح و چند چشم نابينا شده، سعي در ريشه كني اين رفتار غيرمنطقي دارند ما، ضمن تحسين نيت شريف اين برنامه سازان، نكاتي را برمي شمريم، با اميد به اينكه كمكي باشد در جهت عميق تر ديدن، و درست تر منتقل كردن. تجربه نشان داده است كه براي تصحيح يك رفتار موثرترين نادرست، شيوه، برخوردغيرمستقيم است. كوشش تمام برنامه سازان متخصص، همواره اين بوده كه بدون اشاره مستقيم، و با استفاده ازترفندهاي آموزشي، رفتارنادرست را از ميان برده و يارفتار مناسب را آموزش از دهند سوي ديگر، برنامه هايي كه با نصيحت و منع و نفي مستقيم با تماشاگر ارتباط برقرار مي كنند، نه تنها از سوي عامه مورد استقبال قرار نمي گيرند، بلكه اصولاديده در نمي شوند اساس، مخاطب به اقتضاي عام بودنش، آنچه رامي خواهد مي بيند و آنچه رانمي خواهد اصلا نمي بيند. حال، مايليم در نهايت فروتني از برنامه سازاني كه برنامه هاي هشداردهنده از اين قبيل را تهيه مي كنند، و در آن برنامه ها به همراه توضيح كارشناسان و پزشكان و تكنسين هاي آزمايشگاه به نشان دادن عواقب خطرناك ترقه بازي ايام عيد و پيش از آن مي پردازند، تقاضا كنيم لحظه اي خود را به جاي مخاطبين برنامه بگذارند. بديهي است كه مخاطبين درجه اول اين برنامه ها، نه والدين كودكانند - كه خود آنان بيشتر از هر كسي از خطرات آگاهند - و نه افراد سودجويي كه اين مواد را در اختيار كودكان مي گذارند، بلكه، مخاطبين اصلي، نوجواناني هستند كه قرار است اين رفتار نادرست در آنان تصحيح و يا ريشه كن شود. آنان چه؟ مي بينند توضيحات مبسوطي در مورد تركيبات و حتي نحوه ساخت وسايل و مواد در اختيارشان قرار مي گيرد و گفته مي شود كه اگر مثلا فلان جسم را كه به اين ترتيب ساخته شده در آتش بياندازيم، با يك صداي شترق (!) منفجر خواهد شد و بلافاصله، با به تصوير درآوردن - في المثل - انداختن يك كپسول آب مقطر - كه لابد بايد استفاده پزشكي داشته باشد! - به درون آتش و انفجار آن، بهترين روش ساخت و نحوه استفاده از مواد انفجاري را به مخاطب خود مي آموزد! يا اينكه نحوه ساخت نارنجك و ترقه و هر نوع وسيله خطرناك غير استاندارد را توضيح داده و حتي ما را از توان انفجاري هر كدام به خوبي آگاه مي سازند! حال، سوال ما چگونه مي توان اينجاست انتظار داشت كه مخاطب نوجوان اين برنامه، به عواقب شوم اين بازي خطرناك بينديشد، در حالي كه تمام اتفاقا، كنجكاوي و توجه اومتمركز هيجان انگيزترين بخش برنامه، يعني همان نحوه ساخت و انفجار ماده منفجره آيا؟ است مي توان انتظار داشت كه نوجوان، فقط به صرف مشاهده دست و پاي قطع شده دست همسالانش، از اين بازي قطعا؟ بردارد خير. نوجوان، آنچه مي خواسته ديگر دريافته است و بنا به اقتضاي سن، و هيجان آزمايش آنچه جديدا آموخته، ديگر مباحث تكميلي برنامه را اصلا موردتوجه قرار نمي دهد و بلافاصله به اجراي همان رفتاري تشويق مي شود كه سعي برنامه ساز، ريشه كني آن بوده است! يك پيشنهاددر ممالك ديگر، به اين جهت كه به هيجان استفاده از اين مواد پاسخي منطقي داده ترقه ها باشند، و مواد آتش بازي تفريحي و استاندارد ساخت مي شود و با نظارت مسئولين، در اختيار استفاده كنندگان قرار مي گيرد. آيا بهتر نيست كه در جهت پاسخگويي به اين نياز نوجوانان كه البته در كاذب بودن آن جاي هيچ شك و شبهه اي نيست - و در حالتي كه اين قبيل انفجارات لااقل در زمانه فعلي، به جهت همان كنجكاوي هاي كودكانه، هر ساله انجام مي شوند و به دليل اصولي نبودن و استاندارد نبودن وسايل، تلفات و خسارات فراواني به بار مي آورند، اين گونه وسايل با نظارت دستگاههاي ذيربط و با كيفيت استاندارد توليد شوند و در اختيار مصرف كنندگان قرار؟ گيرند و حتي آيا بهتر نيست كه با در نظر گرفتن چند مركز مشخص در شهر يا خارج شهر، نوجوانان را تشويق به استفاده از مواد استاندارد، در جاهاي پيش بيني شده و قابل كنترل؟ نمود هر چند كه اين رفتار، سنت غلط و نادرستي است كه اما متاسفانه وجود دارد، ولي، به هر حال، اين شيوه برخورد مطمئنا چند حسن خواهد داشت كه مهمترين آن ايمني وهمينطور خالي شدن كوچه ها و خيابان هاي مسكوني شهر از صداي انواع انفجارات خواهد بود. ضمن اينكه دست افراد سودجو نيز در اين ميانه كوتاه خواهد شد، و خسارت طبعا كمتر و كمتر خواهد شد. آموزش، جدي و ظريف است. به سادگي نگذريم. نويسنده: استيو آوانسيان كارگردان تلويزيون