Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751227-16942S1

Date of Document: 1997-03-18

نوروز از نگاه تاريخ نويسان فرا رسيدن نوروز باستاني و آغاز سال جديد شمسي، كه در عين حال مصادف است با بهار طبيعت و شروع دور جديد حيات اين كره خاكي، فرصت خوبي است براي پرداختن به كم و كيف اين عيد ملي ايرانيان سابقه و مراسم به ويژه آن كه اين عيد از جهتي ريشه در اساطير ايراني دارد كه از اين جهت قدمت آن حداقل به ده هزار سال قبل و بيشتر مي رسد. و از جهت ديگر در بعد از اسلام با پيوند خوردن به اين ديانت الهي همچنان تا امروز به حيات خود ادامه داده است. ريشه فارسي ميانه نوروز عبارت بوده ازنوك Rocروج Nokيا، نوگ ruzروز در Nog عربي، اين تركيب به صورت نيروز به كار مي رفته، به همان معني روز نو. قرائن نشان مي دهند كه اين تداخل از قبل از اسلام به بعد از اسلام كشيده و در شعر و ادب عربي وارد شده، از جمله شاعر معروف عرب. جرير (متوفي 110 ق هـ. ) در هجو شاعر اخطل ديگر (متوفي هـ. ق. ) 90 سرود: عجبت لفخر التغلبي و تغلب تودي جزي النيروز خضعا رقابها سابقه نوروز قلقشندي در كتابصبح الاعشي ونويري در كتابنهايه الارب ذكر نموده اند كه ايرانيان در عهد باستان اعياد زيادي داشته اند كه معروفترينشان عبارت بودند از: نوروز مهرگان، سده، تيرگان، فروردينگان، جشن برنشستن كوسه، و بهمنجنه. صاحبان همين دو كتاب قيد كرده اند كه علي بن حمزه اصفهاني كتابي مستقل در باب اين اعياد نوشته بوده كه متاسفانه امروز به دست ما نرسيده است. ابوريحان بيروني در آثار الباقيه گويد: از جمله اين اعياد، نوروز باشكوهترين و بزرگترين آنان بود. همو گويد: گفته شده اول كسي كه اين روز را اختيار كرد جمشيد، از شاهان قديم ايران بود كه بدوجمشاد هم مي گفتند، جم بمعني ماه و شاد نور آن باشد. اهل تاريخ در سبب نهادن اين روز اختلاف كرده اند، از آنجمله گفته شده چون جمشيد در اين روز به سلطنت نشست آن را نوروز ناميدند و ديگر گفته اند در ايام طهورث صائبه ظهور كردند و چون جمشيد به پادشاهي نشست دين پيشين را تجديد كرد و لذا آغاز پادشاهي او را عيد كردند. برخي ايرانيان را عقيده چنين است كه نوروز روزي است كه خداوند در آن روز نوررا آفريد، و پاره اي ديگر مي پندارند كه نوروز، روز آغاز جهان و روزي است كه فلك آغاز به گرديدن نمود.... ايضا ابوريحان بيروني در ريشه هاي ديني و اعتقادي اين روز گويد: ... و برخي حشويه گويند كه چون سليمان بن داود - عليهم السلام - انگشتري خويش گم كرد و سلطنت از دست او بيرون رفت چون پس از چهل روز انگشتري باز يافت و پادشاهي بدو بازگشت و مرغان ديگر بار بر سر او گرد آمدند ايرانيان گفتند نوروز آمد! يعني روز تازه بيامد. و آن روز را نوروز خواندند و سليمان باد را امر كرد تا او را حمل كند، و پرستويي در پيش روي او بيامد و او را گفت: اي پادشاه مرا اينجا آشيانه ايست كه تخم جوجگان در آن دارم، از آنسوي تر رو تا آشيان مرا درهم نريزي. سليمان از آنسوي تر و رفت چون از تخت فرود آمد پرستو با منقار خود قدري آب آورد و مقابل او بپاشيد و يك ران ملخ نيز هديه كرد. از اينجاست سبب پاشيدن آب و تقديم هدايا در نوروز... در تعيين زمان نوروز آنچه مسلم است زمان آن را نخستين روز از سال ايرانيان دانسته اند، به انضمام پنج روز بعد آن كه جمعا شش روز و در بعضي منابع اين شش روز را گاهنباردانند، يعني روزهائي كه خداوند جهان را بيافريد. امام مرزوقي در كتاب خود موسوم به ازمنه و امكنه تنها كسي است كه اين ايام را هشت روز دانسته است. نظر به گفته ابوريحان بيروني سال ايراني با انقلاب صيفي (آغاز گرما ) شروع مي شود ايرانيان از آن جهت انقلاب صيفي را در نظر گرفته اند كه ميان دو انقلاب (صيفي و شتوي ) مقدم باشد، چرا كه به واسطه وسايل نجومي و چشم قابل تميز است... و ديگر چون در انقلاب صيفي غلات بدست مي آيند و از اين جهت بهترين فرصت براي دريافت مالياتهاست. مراسم ايرانيان در نوروز آنچه قريب به اتفاق مورخين عرب ذكر كرده اند ايرانيان در نوروز مراسم عجيبي داشته اند. از جمله رسم داشتند بهم آب بپاشند. نويري، صاحب نهايه الاربذكر مي كند كه از عادتهاي ايرانيان يكي آن بود كه در شب نوروز آتش مي افروختند و صبح آن به يكديگر آب مي پاشيدند، و از اينجاست كه شاعر عرب گفته: كيف ابتهاجك بالنيروز يا سكني وكل ما فيه يحكيني و احكيه فناره كلهيب النار في كبدي و ماه كتوالي عبرتي فيه بيروني در آثار الباقيه ذكر مي كند كه شاهان ساساني عادت داشتند در روز عيدنوروز سلطنت خود را آغاز كنند، و طي شش روز نخستين تمام طبقات و اصناف مردم را به حضور بپذيرند و هداياي ايشان را قبول كنند. جاحظ نيز در كتابالتاج رسومي مشابه آنچه گذشت را ذكر مي كند و از جمله گويد: پادشاه حق داشت در اعياد مهرگان و نوروز هدايايي دريافت كند. رسم در اين ايام نزد ايرانيان چنين بود كه طبقات بالاي جامعه چون به حضور شاه مي رسيدند آنچه بيشتر دوست مي داشتند به هديه مي بردند. مثلا اگر دوستدار مشك بودند مشك و اگر عنبر، و اگر پوشيدني، لباس، وحتي اگر شخص از دلاوران بودتيروكمان هديه مي برد و اغنيا مال و ثروت. شاعران شعر خود هديه مي بردند وخطبا خطبه شان و دهقانان نوبر هر ميوه كه در باغ داشتند و به همين ترتيباصناف ديگر. نكته اي كه ايضا جاحظ ذكر مي كند اينكه چنين هدايا در ديوان مخصوص ثبت وپشتوانه اي مي شد براي صاحب هديه، چنانكه اگر روزگاري دچار مشكلي مي شد شاه درديوان نظر مي كرد و مضاعف هديه او را باز پس مي داد تا گره از كارش بگشايد. حتي اين رسم تا آنجا پيش مي رفت كه اگر شخص رسيدگي به كارش نمي شد حق داشت عارض شود. ايرانيان در عيد نوروز سكه هاي طلا و نقره جديد ضرب مي كردند، آتشكده ها رانظافت مي نمودند آبها را به جريان مي انداختند و قربانيها افزوده مي شد، بناهاي جديد مي ساختند و خلاصه هر چه بدانها ماند. در مورد شخص خودشان عادت داشتند در صبح اين روز شكر بچشند، و خود را با روغن معطر چرب كنند تا بدين وسيله تمام سال از ايشان دفع بلا شود، و نيز بدانچه در اين روز برايشان اتفاق مي افتاد براي بقيه سال تفال مي زدند. باز گرداندن نوروز به مقام خود در عهد اسلامي: بايد دانست كه رسم كبيسه و افزودن بر روزهاي سال براي نگهداشتن مقام نوروزدر ايران قديم مرسوم بود و ابوريحان ذكر كرده هر صد و بيست سال يك ماه به ماههاي سال مي افزودند تا ايام سال ميزان شود. در بعد از اسلام اين رسم منسوخ و چنان شد كه نوروز به زمستان افتاد. هشام ابن عبدالملك خواست كه آن را به موضع خود بازگرداند، ولي برخي به عنوان حمايت از مجوس بودن از آن كار منعش كردند. يكبار نيز هارون الرشيد بدستياري يحيي برمكي خواست كه نوروز را دو ماه به تاخير اندازد، ولي مصلحين به همان دليل پيشين منصرفش ساختند، تا اينكه متوكل عباسي اين مهم را به عهده گرفت. داستان توجه او به اين امر چنان بود كه روز نوروز براي شكار به صحرا رفته بود، ديد كه هنوز زراعت خوشه؟ نبسته! گفت چگونه است كه ما اجازه وصول ماليات داده ايم در حاليكه زراعت هنوز خوشه ؟ نبسته! ابراهيم بن عباس صولي از كبيسه كردن ايرانيان قديم آگاهش كرد. پس محاسبه گران حساب كردند و گفتند 250 سال از آخرين كبيسه كردن گذشته است و چنين شد كه او نوروز را در هفدهم ماه حزيران سرياني (برابريونيوس رومي وبودنه قبطي ) گرفت كه به حساب هجري قمري محرم سال 242 بود و دستور داد در آن روز افتتاح خراج شود. بحتري شاعر نامدار عرب بدين مناسبت قصيده اي سروده كه مطلع آن چنين است: ان يوم النيروز قد عاد للعهد الذي كان سنته اردشير.... با كشته شدن متوكل اندك وقفه اي در اين محاسبات پيش آمد تا اينكه جانشينش معتضد كار او را دنبال كرد و اين بار نوروز در يازدهم ماه حزيران قرار گرفت و موسوم به نوروز معتضدي شد. چنانكه علي بن يحيي در توصيف آن گفته: يوم نيروزك يوم واحد لايتاخر من حزيران يوافي ابدافي احد عشر نوروز در كشور مصراز بين كشورهاي عربي، مصر به ويژه از باب تقويم خورشيدي با ايران مشابهت داشته، يعني مبناي سال آنها هم بر اعتدال ربيعي و زمان حلول خورشيد در برج حمل قرار داشت و اين زمان برابر بود با 29 ماه برمهات قبطي و 25 آزار سرياني (مارس از ماههاي رومي )و اعتقادشان بر اين بود كه آفرينش در چنين روز آغاز شده، لذا در آن روز اجتماعات بزرگ تشكيل مي دادند، و اين عيد همان است كه بعدا با عنوان شم النسيم جشن گرفته مي شد. اين نكته گفتني است كه در كشور مصر نه به دليل تقليد از ايرانيان، بلكه از آنجهت كه بناي محاسبه آغاز سال جديد طلوع همزمان خورشيد و ستاره شعراي يماني با هم بوده، و اين زماني است كه رود نيل طغيان مي نمود و باعث باروري زمينهاي زراعتي مي شد، لذا آن روز را نوروز خواندند و بعد از اسلام نيز در اين كشور همچنان مرعي بود. خلفاي اوليه در اين روز مراسمي داشتند و بعدا كه نوبت حكومت مصر به خلفاي فاطمي رسيد اين بار با عنوان عيدشم النسيم آن روز را گرامي مي داشتند. مقريزي مصري دركتابالحضط خود ضمن بيان اعياد در زمان فاطميان مصر خاطرنشان مي كند: نوروز قبطيان در روزگار ايشان از جمله اعياد شمرده مي شد و در آن بازارها را مي بستند و رفت وآمد كم مي شد. از جانب حكومت به دولتيان و زنان و فرزندان ايشان هدايايي داده مي شد و مواجب و مقرري لازم بانضمام اموال و ملزومات نوروزي در اختيارشان قرار مي گرفت. و نيز ابن زولاق گويد: در اين سال - سال سيصدوشصت وسه خليفه فاطمي معزالدين الله طي فرماني افروختن آتش بر بامها در شب نوروز، و پاشيدن آب به يكديگردر روز آن را ممنوع كرد.. و باز در مقام ديگر گويد: در اين سال - سيصد و شصت و چهار - در روز نوروز بازي آب پاشيدن و افروختن آتش در نوروز فزوني گرفت، و مردم به ديدار يكديگر مي رفتند و براي تفريح بيشتر عازم شهر قاهره مي شدند كه در اين شهر سه روز بازي و شادماني بود... تا اينكه خليفه المعتز دستور داد كه جشن را تمام كنند و آتش نيفروزند و آب بهم نپاشند، كه هر كس چنين كند بازداشت و بر شتران گردانده مي شود... همينطورابن ميسر مورخ ديگر مصري در بيان وقايع سال 516 هـ. ق. در تاريخش آورده: در اين سال خليفه الامر باحكام الله خواست كه روز نوروز با تشريفات تمام وارد دارالحكومه شود، و اين روز مطابق بود با ماه جمادي الاخر هجري... و در اين روز جامه هاي زربفت و حرير به رسم هديه نوروزي آوردند كه بسيار باارزش بودند... نوروز سال بعد را، يعني 517 ابن ميمون مورخ ديگر مصري چنين توصيف مي كند: نوروز امسال مصادف بود با نهم ماه رجب. در اين روز از براي خليفه جامه هاي مخصوص از جانب طراز و سرحد اسكندريه بياوردند كه در آنها طلا و ابريشم به كار رفته بود، و او بهركس كه در نزدش بود از آن جامه ها بخشيد... قدر مسلم روايات و اخبار مربوط به نوروز بيش از آن چيزي است كه در سطورمعدود اين نوشته قابل بيان باشد، لذا در خاتمه اين مختصر اشارتي به برخي كتبو منابع از قدما مي نمائيم كه بويژه راجع به اين اعياد ايرانيان نوشته شده اند. والسلام دكتر علي اكبر خان محمدي