Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751225-16810S1

Date of Document: 1997-03-16

چگونه با سوانح طبيعي مقابله؟ كنيم بشر دردهه كاهش با تدوين برنامه هاي ضروري، به منظور آماده ساختن بيشتر جوامع در هنگام بروز سانحه و به اجرا در آوردن طرحهاي كاهش مخاطره پذيري و پيشگيري، مي تواند به واكنشي مناسب در مقابله با سوانح دست يابد اشاره: بشر همواره در طول تاريخ، به نوعي با بلاياي طبيعي دست به گريبان بوده است. سيل، زلزله، آتشفشان و... ازجمله اين بلاياست كه در بسياري از موارد با وجود پيشرفت علم و تكنولوژي انسان نمي تواند در برابر چنين حوادثي تاب آورد و مقهور طبيعت مي شود. اما با اين وجود، انسانها دست از تلاش و كوشش نكشيده اند و همواره در پي يافتن راه حلهايي براي مقابله با اين قبيل مشكلات بوده اند. به منظور آماده سازي ملل و جوامع مختلف براي مقابله با سوانح و همچنين پيشگيري از بروز خسارات و كاهش تلفات جاني و مالي اين دسته از وقايع سازمان ملل متحد سالهاي 1990 تا 2000 را سالهاي كاهش بلاياي طبيعي اعلام كرده است. به مناسبت اين دهه و از آن مهمتر زمين لرزه اخيراردبيل كه شمار زيادي از هموطنان ما را به كام خود كشيد، دكتربهروز گتميري، استاد دانشگاه تهران و رييس مركز مطالعات مقابله با سوانح طبيعي ايران مقاله اي را تهيه كرده اند كه حاصل آن از نظرتان مي گذرد. در سال 1987 سازمان ملل متحد سالهاي 1990 تا 2000 را سالهاي كاهش بلاياي طبيعي اعلام كرد. آيين نامه هاي دهه بين المللي كاهش بلاياي طبيعي قبلا در سال 1984 به صورت كلي تهيه شده بود. در ابتدا حدود كشور 36 به ويژه ايالات متحده امريكا - به برنامه ريزي هاي ملي و بين المللي به منظور برپايي دهه كاهش بلاياي طبيعي مبادرت ورزيدند. همچنين تمام سعي خود را به كار گرفتند تا بتوانند در طول دهه 90 به اهداف اعلام شده از سوي كميته كاهش بلاياي طبيعي جامه عمل بپوشانند. در آن زمان انتظار مي رفت كه حدود 100 كشور ديگر نيز اين اهداف را بپذيرند و به كشورهاي دنباله روي چهل و چهارمين شوراي عمومي سازمان ملل متحد - كه در سال 1989 تشكيل يافت - بپيوندند. اين انتظار در طول دو سال ابتدايي دهه كاهش كه به منظور انتخاب و سازماندهي به مراكز و كشورهايي كه آماده همكاري بودند، اختصاص يافت، به واقعيت پيوست. اهداف كلي دهه كاهش بلاياي طبيعي، در دو محور عمده پيش بيني شده: - تدوين برنامه و ايجاد تمهيدات لازم براي آماده سازي ملل مختلف و جوامع گوناگون، به منظور مقابله با سانحه در هنگام بروز آن. - برنامه ريزيهاي طولاني مدت و به كارگيري دانش فني و تدابير لازم براي پيشگيري از بروز خسارت و همچنين كاهش تلفات جاني و مالي. سازمان ملل متحد - كه نقش اساسي در هدايت همكاريها و تلاشهاي ملل مختلف را در دهه كاهش به عهده دارد - با تشكيل يك كميته 25 نفري از متخصصان در سال 1988 كار خود را شروع كرد تا با استفاده از تمام منابع ملي كشورها به اهداف ازپيش تعيين شده بالا، جامه عمل بپوشاند. جهان در ابتداي قرن بيست و يكم نگاهي به سالهاي دهه 90 خواهد كرد و به ارزيابي دستاوردهاي خويش در راستاي اهداف بالا خواهد پرداخت. مسئوليت بزرگي برعهده تمام كشورهاي عضو اين برنامه بين المللي است. آنان بايد تمام تلاش خود را به كار گيرند تا از بروز خسارات و تلفات مالي و جاني جلوگيري كنند. خساراتي كه بسياري از ملل مختلف در دهه هاي پيشين اين قرن بر اثر سوانح مختلفي - كه مسلما تكرار نيز خواهند شد - تحمل كرده اند. در اين خلاصه سعي مي شود تا سياستگذاريهاي بين المللي و ملي كميته هاي كاهش بلاياي طبيعي توضيح داده شود. همچنين با تاكيد بر خصوصيات پديده هاي طبيعي خسارت آفرين، خطوط هادي برنامه ريزيها مشخص شود. در اين صورت به بهبود نسبي و موثر بودن هرچه بيشتر تمهيدات وتدابير به كار گرفته شده، به منظور آمادگي در هنگام بروزسانحه و پيشگيري از بروز خسارات ناشي از سوانح - بويژه زلزله - نايل خواهيم شد. خطوط كلي در طول دهه كاهش بايد به دو پرسش عمده پاسخ گفته شود: - 1 كره زمين چگونه با ساكنان خود رفتار خواهد؟ كرد - 2 واكنش ساكنان كره زمين در مقابل آنچه كه رخ مي دهد چه خواهد ؟ بود در پاسخ به پرسش اول بايد گفت: كره زمين تا تقريبا 2000سال: - يك ميليون توفان - يك صد هزار سيل - دهها هزار زلزله، آتش سوزي، زمين لرزه و گردباد - چند صد فعاليت آتشفشاني، سيكلونهاي استوايي و طوفانهاي بزرگ اقيانوسي را تجربه خواهد كرد. و پاسخ به پرسش دوم اين است كه بشر دردهه كاهش باتدوين برنامه هاي ضروري، به منظور آماده ساختن بيشتر جوامع در هنگام بروز سانحه و به اجرا در آوردن طرحهاي كاهش مخاطره پذيري و پيشگيري، مي تواند به واكنشي مناسب در مقابله با سوانح دست يابد. طبق تعريفي كه كميته متخصصان بين المللي سازمان ملل متحددر سال از 1989 سانحه داده است مي توان گفت كه سانحه يك نابساماني محيط زيست بشر است كه موجب نابهنجاري در انجام فعاليتهاي عادي و معمول اجتماعي مي شود; مگر آنكه كليه تدابير و تمهيدات به منظور آماده سازي جامعه و پيشگيري ازبروز خسارات، قبلا پيش بيني شده باشد تا قابليتهاي اجتماعي جامعه انساني تحت تاثير حادثه رخ داده واقع نشود. آن چنان كه در اهداف ذكر آن رفت، فعاليتهاي انجام شده قبل از بروز سوانح به دوگونه خواهند بود: - كوشش در جهت بالا بردن ميزان آمادگي اجتماعي در زمان وقوع سانحه - انجام طرحهاي مناسب و اتخاذ تدابير لازم به منظور پيشگيري از بروز سانحه و كاهش تلفات آن. در هر يك از دو نحوه برخورد عمده بالا، فراسنجهاي مختلف نقش خويش را ايفا خواهند كرد. تمهيدات لازم به منظورپاسخگويي به نيازهاي جامعه و دست اندركاران مديريت بحران در هنگام وقوع سانحه و زمان امداد پس از آن، معمولا قبل از بروز حادثه بايد پيش بيني شود. اين تمهيدات به شرح زيرهستند: - گسترش روند برنامه ريزي جامع به منظور تدوين طرحهاي امداد و پشتيباني سريع براساس بهترين يافته هاي علمي و تكنيكي. - بهره گيري از اطلاعات به دست آمده از سيستمهاي گردآوري اطلاعات كه براي تعيين مخاطره پذيري و خطرپذيري سانحه وهشداردهي به كار گرفته شده اند. - گسترش آگاهي جامعه درخصوص آسيبپذيري بالقوه عناصر منفرد و زيرساختهاي اجتماعي در معرض خطر. انجام برنامه ريزي مناسب و اجراي طرحهاي لازم و تدابير ضروري به منظور پيشگيري از بروز سانحه و كاهش تلفات آن نيز بايد در زمانهاي طولاني قبل از وقوع حوادث انجام گيرد. اين تدابير را مي توان به صورت زير خلاصه و طبقه بندي كرد: - تدوين و گسترش سناريوهاي بحران نزديك به واقعيت كه بيانگر تلفات احتمالي جاني و مالي و آثار اجتماعي هر سانحه باشد; سپس برنامه ريزي در جهت كاهش خسارات در شرايطسناريوي پيش بيني شده. - كاهش آسيبپذيري وضعيت موجود. - توسعه و گسترش برنامه ريزيهاي طولاني مدت پهنه بندي لرزه اي. - به اجرا در آوردن سياستهاي كاربري اراضي به منظور اجتناب از استقرار مكانهاي زيستي در مناطق آسيبپذير. - انتخاب و به كارگيري جدي آيين نامه ها و دستور كارهاي لازم به منظور ساختگاههاي بهينه، طراحي و ساخت و ساز بناهاي جديد و شريانهاي حياتي. - انتخاب و بكارگيري آيين نامه هاي ويژه در مورد ساختگاهها، بناها و امكانات بنيادي نظير بيمارستانها، آتش نشانيها، نيروگاههاي اتمي، شريانهاي ارتباطي و مراكز فرماندهي بحران كه بايد در هنگام وقوع سانحه نيز فعال باقي واضح است بماند كه در هر كشور برنامه ريزيهاي ياد شده در دو محور عمده مذكور، مبتني بر سطح دانش فني آن جامعه است. تحقيقات در بخشهاي فني، اقتصادي و اجتماعي نيز نقش مهمي را ايفا مي كند. نتايج تحقيقات امروزه و آتي مي تواند شناخت عميق تر ايجاد كند. تكنيكهاي آماده سازي و پيشگيري را بهبودببخشد و روشهاي موثر نوتري را عرضه نمايد. به علاوه تحقيقات پايه اي در زمينه علوم اجتماعي به منظور هدايت كاربرددانش فني در دسترس، تبادل و همگاني نمودن آن نيز موردنياز است. به منظور كاهش بلاياي طبيعي در ابعاد تاثيرات فيزيكي و اجتماعي بررسيهاي موشكافانه اي مورد نياز جامعه بشري است. به همين منظور در برنامه دهه كاهش تحقيقات جاي مناسبي يافته و از ارزش ويژه اي برخوردار است. اين تحقيقات بايد پاسخگوي كمبودهاي علمي روز، با تاكيد بر چهارپرسش زير باشد: - خصوصيات و مشخصات ذاتي هر سيستم مخاطره پذير طبيعي؟ چيست - چه عوامل اجتماعي بر پاسخ جامعه به يك سانحه طبيعي در هنگام وقوع و دوران امدادرساني حاكم؟ است - چه فراسنجهايي از يك حادثه خطرآفرين، يك سانحه؟ مي سازد - موثرترين برنامه ريزي اجتماعي و فني كه بتواند منتهي به دستاوردي عمده در افزايش قابليت ملي در مقابله با سانحه شود،؟ چيست ملاحظات ضروري در برنامه ريزي مقابله با خطرات زلزله به دلايل متعدد فني، اقتصادي و ساختمانها، اجتماعي، شريانهاي حياتي و امكانات بنيادي بسياري در هر جامعه، بدون توجه به آثار پديده هاي همراه با يك سانحه طبيعي، درطول عمر مفيد سازه ساخته مي شود. اين امر احتمال آسيبپذيري آنها را افزايش مي دهد. به كار نگرفتن دانش فني در دسترس و تمهيدات اجتماعي شناخته شده در جهت كاهش خطر و پيشگيري نيز به اين امر كمك مي كند. به عنوان مثال آمار نشان مي دهد كه ساخت بناهاي آسيبپذيرنسبت به ساخت و ساز ايمن، حتي در ايالات متحده امريكا رشد سريعتري داشته و در اين كشور در دهه هاي قبل از 90 سالانه حدود ميليارد 400 دلار براي ساخت ساختمانهاي ناايمن از نظر سوانح طبيعي هزينه شده است. هر زلزله براساس بزرگي، فاصله از مراكز زيستي، ميزان آمادگي شهر در مواجهه با آن و تمهيدات اتخاذ شده به منظورپيشگيري مي تواند اثر متفاوتي بر جاي بگذارد و شدت و ضعف سانحه را تاثير بخشد. دو زلزله با خصوصيات يكسان مي توانند، آثار اجتماعي متفاوتي داشته باشند. به عنوان مثال زلزله 1989 كاليفرنيا (لوماپريتا - Prieta Loma)و 1988 روسيه ( اسپيتاك - Spitak)را مي توان ذكر كرد. كه به دلايل فوق ميزان خسارات وارد شده در سال 1989 بسيار كمتر از خسارات سال 1988 بوده است. دردهه كاهش لازم است بسياري از مفاهيم عام فيزيكي زلزله به عنوان نمادي از ايده هاي اصلي اين دهه، بازنگري شوند. به هنگام اتخاذ تدابير آماده سازي جامعه در مقابل سانحه و همچنين به كارگيري تمهيدات كاهش خسارات و پيشگيري، بايد به خصوصيات فيزيكي و تفاوتهاي اساسي بين پديده ها و عوامل موثر مختلف مانند زمين لرزه هاي مختلف، شكست گسله هاي سطحي، دوره بازگشت، پتانسيل لغزش، پتانسيل روانگرايي، بزرگنمايي حركات زمين، تغيير شكلهاي زمين ساختي و لرزه زمين ساختي منطقه اي توجه كرد. در واقع براي ايجاد آمادگي در مواجهه با زلزله بايستي به نكات زير توجه ويژه اي معطوف داشت: - هشداردهي: به دليل اعتماد نداشتن بسياري به دانش پيش بيني زلزله و همچنين شرايط مختلف گردآوري اطلاعات و تحليل آنها، در زمانهاي كوتاه قبل از وقوع زلزله هايي با بزرگي متوسط تا زياد، امكان عملي اعلام خطر وجود ندارد. در نتيجه زلزله هايي با اين مشخصات جامعه رابدون آمادگي ذهني قبلي تحت تاثير قرار مي دهد. - سناريو: سناريوهاي متعددي به منظور برنامه ريزي بحران، تدوين مي شوند. اغلب فرض بر اين است كه زلزله اي مانند آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده است، تكرار خواهد در شد حالي كه بايد در انتخابسناريوها و برنامه ريزي آمادگي بر اساس آن، بحراني ترين حالت كه بدترين وضعيت از نظر خرابي و نابساماني اجتماعي را ايجاد در مي كند، نظر گرفت. - تاثير بيشينه: در برنامه ريزيها فرض مي شود كه مكانهاي متراكم جمعيتي مانند هتلها، آپارتمانهاي مسكوني، مجتمع ها، ساختمانهاي اداري و... در معرض آسيبپذيري بيشتري واقع خواهد شد. - تاثيرات فيزيكي: برنامه ريزيهاي بسيج آمادگي اجتماعي به طور عام، در مقابله با سوانح زير تدوين مي شود. - خرابيهاي بناها، جاده ها و غيره... - زمين لغزه هاي ايجاد شده در اثر زلزله (حركات جانبي و جريانهاي واريزه اي ) - روانگرايي - آتش سوزي پس از زلزله و پس لرزه هاي بعد از حادثه و... - پس لرزه ها: انتظار مي رود كه پس لرزه ها تا ماهها بعد از سانحه رخ دهندو ساختمانهاي آسيبديده از زلزله رامجددا تحت تاثير قرار دهند و باعث فرو ريختگي بيشتر شوند. - نابسامانيهاي اجتماعي: آثار فيزيكي، روحي و اجتماعي سوانح در جمعيت آسيب ديده بسيار مشكل و پيچيده خواهد بود. اعضاي يك خانواده از هم جدا خواهند شد. افراد در ساختمانهاي فروريخته، بزرگراههاي مسدود شده، جاده هاي خراب شده، يا در شلوغي رفت و آمدگرفتار مي شوند. - شريانهاي حياتي ارتباطي: داخل و خارج شدن ازمناطق آسيب ديده ممكن است روزها تا هفته ها، به دلايل مختلف از قبيل خرابي بزرگراهها و بسته شدن مسير در اثر زمين لغزه، يا ساختمانهاي فروريخته متوقف شود. - همگرايي امداد: ارسال كمك به مناطق آسيبديده به صورت دچار همگن، اشكال مي شود. بسياري از افراد از مناطق مختلف، يا كشورهاي ديگر به منظور كمك يا تحقيقات و مشاهده آثار زلزله، به محل سانحه خواهند آمد كه خود مشكلي بر مشكلات مي افزايد. - ارتباطات: ممكن است ارتباط با مكانهايي كه به ناچار در اثروقوع سانحه، جدا افتاده اند، ساعتها تا هفته ها دچار مشكل باشد. - امدادهاي اوليه: فرض بر اين است كه امدادهاي اوليه از مناطق نزديك در استان شروع مي شود. - منابع محلي: انتظار مي رود كه بر حسب بزرگي سانحه منابع داخلي كفايت نكنند. - كمك رساني به افراد آسيب ديده: معمولا فرض بر اين است كه تقريبا تاحدود 72 ساعت پس از سانحه افراد آسيب ديده در محل به حال خود واگذاشته شده و كمك رساني و امداد منسجم امكان عملي ندارد. - كمكهاي خارجي: فرض مي شود كه ترتيبي اتخاذ مي شود تا ظرف مدت 72 ساعت حداكثر كمك رساني برنامه ريزي شده و منسجم از مناطق مختلف و حتي منابع خارجي سامان يابد. در محور اتخاذ تدابير و برنامه ريزيهاي كاهنده و پيشگيرانه خسارات بايد برنامه هاي طولاني مدت تعريف شوند و با استفاده از برنامه اي همه جانبه، به گامهاي ياد شده در بخش اول اين خلاصه پرداخته شود. دردهه كاهش سعي بر اين است تا با تعريف برنامه هايي، راهيابي هوشمندانه اي در اين مورد صورت گيرد. اين برنامه ها سه حالت زير راشامل خواهد شد. - برنامه هاي هادي در جهت ايجاد قابليتهاي همه جانبه در خصوص آمادگي و پيشگيري قبل از وقوع سوانح. - برنامه هاي ملي براي سرعت بخشيدن به گسترش و كاربرد تكنولوژي در انجام برنامه هاي پيشگيري و آمادگي. - برنامه هاي بين المللي به منظور تبادل دانش فني و تكنولوژي روز. دكتر بهروز گتميري ادامه دارد