Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751223-16740S1

Date of Document: 1997-03-14

گزارش قرن - 1900 2000 استعفاي پادشاه يونان پس از شكست از تركها 1922 9 سپتامبر ارتش شكست خورده يونان در حال عقبنشيني جنگهاي طولاني ميان قواي اعزامي يونان به سواحل آسياي صغير و سپاهيان ملي گراي ترك پايان گرفت و يونانيها مجبور به تخليه بندرازمير و ساير نواحي تحت اشغال خود از شدند روزگار باستان سواحل غربي آناتولي و تعدادي از جزاير درياي اژه يوناني نشين بود، اما پس از تشكيل امپراتوري عثماني يونانيها قرنها به اطاعت از حكومت اسلامبول گردن نهاده بودند. ضعف سلاطين عثماني و شكست اين كشور در جنگ بين المللي سبب شد يونان با پشتيباني متفقين ادعاهايي را در مورد مهاجرنشينهاي آسياي صغيرمطرح كند و براي الحاق آنها به خاك خود در بندر ازميرقوا پياده كرد و آنرا به تصرف درآورد. واكنش تركها در برابر اين تعرض شديدبود و سپاهي ازملي گرايان ترك به مقابله با يونانيها شتافت و به پيروزيهايي دست يافت و اكنون حكومت يونان تصميم به بازگرداندن بقيه قواي اعزامي خود به آناتولي گرفته اما است، اكثر مردم در يونان بويژه نظاميان از اين شكست ابراز ناخرسندي مي كنند و گناه آنرا به گردن سران حكومت مي اندازند. با افزايش تنش كنستانتين پادشاه يونان ناگزير به استعفا شده و پسرش ژرژ دوم جاي او را گرفته است. اين دومين بار است كه كنستانتين از مقام سلطنت كناره او مي گيرد بار اول در جريان جنگ بين المللي به خاطرمخالفتش با الحاق يونان به متفقين از سلطنت پس استعفاكرد از پايان جنگ در سال 1920 در پي برگزاري يك همه پرسي از مردم دوباره در راس حكومت قرار گرفت واكنون باز هم به نفع پسرش كنار مي رود. درگذشت يكي از نظريه پردازان فاشيسم 1922 4 سپتامبر ژرژ سورل نويسنده و جامعه شناس فرانسوي در 74 سالگي درگذشت. او كه در جواني مهندس پل سازي و جاده سازي پس بود، از مدتي به نگارش مقالات سياسي روي برد و اين هدف را دنبال كرد كه كارگران چگونه مي توانند به قدرت دست يابند. وي در سال 1898 با انتشار كتابي به عنوان آينده سوسياليسم و سنديكاها اين نظريه را مطرح كرد كه كاربرد خشونت و شدت عمل براي كسب قدرت اجتنابناپذيراست و از اين نظريه هم لنين و هم موسوليني به استفاده كردند همين دليل در تاريخ عقايد ژرژ سياسي، سورل به عنوان نوعي پل ارتباطي ميان كمونيسم و فاشيسم معرفي شده است، اما غالبا او را يكي از نظريه پردازان فاشيسم مي دانند كه موسوليني با تكيه بر آن در ايتاليا به قدرت رسيد. از آثار ديگرسورل كه در سالهاي آغاز قرن بيستم منتشر شده است، به انديشه هايي پيرامون خشونت وفروپاشي جهان كهن مي توان اشاره كرد. بحران وخيم اقتصادي در آلمان 1922 23 اكتبر سقوط فاجعه بار ارزش مارك آلمان كه در واقع به كاغذ باطله اي مبدل شده است، زندگي روزانه مردم را در شرايط دشواري قرار مي دهد. بهاي نان در مدتي كمتر از يك ماه دوبرابر شده است. نرخ همه نوع ارزاق و كالاي موردنيازمردم، روند فزاينده سرسام آوري دارد. حتي گرمابه هاي عمومي در برلن و شهرهاي ديگر تعطيل شده اند، زيرا پرداخت بهاي سوخت خارج از حد توانايي آنهاست. نخست وزير آلمان درجلسه وزيران پيشنهاد كرد دولت رسما و علنا اعلام ورشكستگي كند تا دست كم از پرداخت اقساط غرامت جنگي به متفقين معاف باشد كه البته در اين صورت ناگزيرخواهد بود به اشغال كشور توسط قواي بيگانه تن دهد. مردم از گراني قيمتها و نايابي اجناس كلافه شده اند وهمه روزه با برگزاري تظاهرات وسيع و اعتراض آميز شعارمي دهند: اول نان، بعد غرامت! اما متفقين همچنان روي دريافت غرامتهاي جنگي پافشاري دارند و براي راه وصول آن تشكيل يك كنفرانس جديد مالي را در شهر بروكسل تدارك مي بينند. قدرت موسوليني در رم 1922 30 اكتبر راهپيمايي بنيتوموسوليني در رم در ايتاليا بنيتو موسوليني (Mussolini Benito) رهبر فاشيستها با ورود به رم قدرت را به دست گرفت و 40 هزار شبه نظامي طرفدارش را كه به پيراهن سياهان شهرت دارند و در بندر ناپل متمركز شده بودند، وارد پايتخت ايتاليا كرد. موسوليني كه 39 سال دارد فرزند يك آهنگر است و در آغاز جواني مدتي آموزگار بود و براي فرار از خدمت سربازي به سويس گريخت و چندي به بنايي پرداخت و در همان حال به تحصيل و تكميل معلوماتش همت گماشت. سپس به ايتاليا باز گشت و پس از پايان خدمت سربازي در 1904 به عضويت حزب سوسياليست درآمد. او چندي در اتريش به فعاليتهاي انقلابي دست زد و چون از آن كشور اخراج شد به ايتاليا رفت و در ميلان سردبيري روزنامه سوسياليست آوانتي را به عهده گرفت. قبل از جنگ بين المللي، ايتاليا عضو اتحاد مثلث بود و با آلمان و اتريش پيمان نظامي داشت، اما با آغاز جنگ اعلام بي طرفي كرد. در اين هنگام موسوليني به طرفداري از متفقين پرداخت و خواهان ورود ايتاليا به جنگ عليه اتريش و آلمان شد. در همين حال به علت اختلاف با سوسياليستها از سردبيري روزنامه ارگان اين حزب كناره گرفت و خود روزنامه مستقلي به نام پوپولوديتاليا - مردم ايتاليا - انتشار داد كه به صورت هسته اصلي شكل گيري حزب فاشيست درآمد. اصول اعتقادي اين حزب تركيبي از سوسياليسم و ناسيوناليسم بود وموسوليني در روزنامه اش ازانقلاب ضدسرمايه داري و خشونت و توسل به زور براي كسب قدرت سخن مي گفت. پس از ورودايتاليا به جنگ بين المللي درسال 1915 در كنار متفقين موسوليني به جبهه نبرد با اتريش رفت و مجروح شد و در ميلان به ادامه انتشار روزنامه اش پرداخت. وي پس از پايان جنگ در سال 1919 رسما حزب فاشيست را تاسيس كرد و به تشكيل گروههاي شبه نظامي پيراهن سياهان دست زد. در انتخابات پارلماني آن سال در ايتاليا فاشيستها موفقيتي به دست نياوردند و در پي اين شكست بود كه موسوليني جمله معروف خود را به زبان آورد. او گفت: من بر حسب موقعيت مي توانم يك انقلابي يا يك مرتجع باشم، اما نمي توانم از دستيابي حزبم به قدرت صرفنظر كنم... وي در مدتي با سران حكومت ايتاليا در رم به مذاكره پرداخت تا به تشكيل دولت ائتلافي با فاشيستها رضايت دهند و چون لوئيجي فاكتا نخست وزير وقت ايتاليا زيربار نرفت، رسمااعلام داشت كه اگر به رياست دولت پذيرفته نشود، براي تصرف رم به قوه قهريه متوسل خواهد شد. سپس پيراهان سياهان شبه نظامي خود را كه بيش از 40 هزار نفر بودند در بندر ناپل متمركز و براي هجوم به رم آماده كرد و روز 27 اكتبر يك رژه عظيم نظامي ترتيب داد. حكومت ايتاليا در رم با سپاهياني كه در اختيار داشت، كاملا قادر به دفع حمله پيراهن سياهان بود وفاكتا نخست وزير به ژنرال پوگليز فرمانده سپاهيان دستور آماده باش داد، اما ويكتور امانوئل سوم پادشاه ايتاليااز تاييد اين دستور خودداري كرد و در نتيجه نخست وزيراستعفا كرد و پادشاه موسوليني را به تشكيل دولت جديدفراخواند. روز 29 اكتبر موسوليني كه طرفدارانش او رادوچه -يعني رئيس - مي نامند، با قطار ازناپل وارد رم شد و روز بعد شبه نظاميان فاشيست بدون برخورد با مقاومتي قدم به پايتخت ايتاليا گذاشتند و پيروزمندانه در خيابانها رژه رفتند. موسوليني كابينه جديدش را تشكيل داد و خود علاوه بر نخست وزيري وزارت خارجه كشور را هم به عهده گرفت.