Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751222-16679S1

Date of Document: 1997-03-13

تكنولوژي اطلاعاتي و دنياي فردا اطلاع رساني، تكنولوژي و جامعه (بخش آخر ) اشاره: در بخش نخست اين نويسنده مقاله، ابتدا به نظرياتي كه در باب تكنولوژي اطلاعاتي مطرح است، به طور خلاصه، اشاره داشت. در اين مورد تاثير تكنولوژي اطلاعاتي بر رفتار انسان مورد نظرقرار گرفته و موضوعاتي چون واكنش مردم در برابر حضورگسترده وسايل ارتباطي و اطلاعاتي بررسي و مطالعه شد. در اين چارچوب اين اعتقاد مطمح نظرقرار گرفت كه ارزشها و قوانين اجتماعي به گونه اي اجتنابناپذيراز رسانه هاي اطلاعاتي اثر به مي پذيرد نظر نويسنده اين تاثيرات، هميشه نمي تواند مثبت باشد و كاركرد تكنولوژي اطلاعاتي پيامدهاي منفي نيز به بارمي آورد، از جمله، مي توان به گسترش ارتباط راه دور اشاره كردكه به دليل تبليغ ارزشهاي موردقبول صاحبان تكنولوژي، پايه هاي اصلي جوامع ديگر را متزلزل مي سازد. ادامه مطلب رامي خوانيم. سرويس مقالات چگونگي استفاده جامعه از تكنولوژي اطلاعاتي و چگونگي تاثيرگذاري آن بر تحولات اجتماعي، مسئله اي است كه با بررسي دقيق اين مفاهيم، مشخص خواهد شد. با ظهور جامعه اطلاعاتي، مفاهيم جديد و وسيع تري در زمينه نقش اطلاع رساني و تكنولوژي اطلاعاتي مطرح شد. فريتز مچلاپ (Machlup Fretz) از جمله افرادي بود كه در سال - 1962 زماني كه سه دهه از تحقيقاتش در اين زمينه مي گذشت درخصوص توسعه اين مفاهيم به اين نتيجه رسيد كه ساختاراقتصادي جوامع در حال تغيير وتحول است. با رشد سريع خدمات اطلاع رساني و توليد محصولات آگاهي دهنده انتظار مي رفت بخش اطلاعاتي جديدي در بخش كشاورزي و صنعتي ايجاد گردد كه به اقتصاد اطلاعاتي جان تازه اي ببخشد. از آن به بعد بود كه ديگران اين پديده را از نظر توسعه اجتماعي تكنولوژيكي، و فرهنگي مورد تجزيه و تحليل قرار دادند و توسعه گسترش نقش مهم اطلاع رساني رابيش از پيش خاطر نشان ساختند. براي نمونه مارك پورات (Porat Marc) ازجمله افرادي بود كه به نقش حياتي و تعيين كننده تكنولوژي اطلاعاتي و ارتباطي در توسعه اقتصاد اطلاع رساني تاكيد ورزيد. اهميت اطلاع رساني به واسطه وجود اين اقتصاد، به طور مداوم در متن جامعه به طور گسترده اي افزايش يافت. از آنجايي كه اطلاعات درجامعه اطلاعاتي يك ارزش افزوده است، دانيل بل (Bell Daniel)در سال 1973 چنين پيش بيني كرد كه اطلاع رساني تاثير زيادي بر ساختار اجتماعي جامعه خواهد گذاشت. در اين باره از افرادي كه مرتبا اطلاعات جديد در اختيار عامه گذارده (مثل دانشمندان، كاركنان Dبخشهاي. K) و در پيدايش ساختار جديد طبقاتي موثر هستندبه عنوان نوابغ ياد مي شود. بل در سال 1979 از اطلاعات همچون يك منبع استراتژيك براي تغيير دادن يك جامعه درتمامي زمينه ها نام برد. آلوين تافلر ( Toffler) نيز در سال 1990 اطلاعات را از جنبه هاي مختلف به مثابه يك منبع اقتصادي و سياسي مهم به حسابمي آورد، مفهومي كه او از اطلاعات مدنظر داشت در آينده اساسا جايگزين سرمايه در جامعه مي گشت. همانگونه كه زمين در جامعه كشاورزي و پول و كالاهاي اساسي در جامعه صنعتي، پايه قدرت در آينده خواهد اطلاعات بود، نيز همين حكم را درجوامع آينده خواهد داشت. به همين دليل قدرت اطلاع رساني نبايد فقط مختص دست اندركاران توليد اطلاعات باشد، بلكه بايد در مالكيت و در خدمت كاربرد منابع اطلاعاتي قرار گيرد. از آنجايي كه اطلاعات يك عامل تغيير دهنده جامعه از است، اين رو گاهي اوقات اهميت اطلاع رساني بيش ازپيش از طرف سياستمداران و طراحان توسعه مورد توجه قرارمي گيرد. براي مثال، همه ساله يونسكو از فهرست راهنماي رسانه ها براي اندازه گيري رشد فرهنگي و اجتماعي تمامي كشورهاي عضو سازمان ملل استفاده مي كند. و يكي ديگر از آژانس هاي وابسته به سازمان ملل به نام (UNDP) مرتبا به روشهاي مختلف، با مدد جستن از اين اطلاعات، رشد اقتصادي كشورهاي عضو را با هم مقايسه مي كند. از آن جمله مي توان به فهرست رشد جمعيت، سوادآموزي و تحصيل در مقاطع مختلف اشاره كرد، كه نشانگر توانايي اطلاعاتي يك فرد است. براي مشخص كردن شكاف بين شمال و جنوب، اين سازمان سوادآموزي بزرگسالان و سالهاي تحصيل و تفنن را نيز در اين فهرست گنجانده است. سازمان مذكور براي مقايسه كشورهاي در حال توسعه با از يكديگر، ويژگيهاي ارتباطي آنها نيزكمك گرفته است از جمله وسايل ارتباطي، راديو و تماشاگران تلويزيون، سينما، كتابها، روزنامه ها، خطوط تلفني و نامه هاي پست شده. در كشورهاي سازمان صنعتي، مذكور از فهرست مراجعين به كتابخانه، موزه ها و مشتريان تلفن هاي بين المللي نيز استفاده كرده است. در آينده وقتي كه جامعه اطلاعاتي به سرعت به صورت يك واقعيت جلوه گر شد، و بيشتر مباحث فرضي آن در خصوص كاربرد اين تكنولوژي به حقيقت پيوست، آن وقت است كه بخش اطلاع رساني رشد مي يابد و دامنه اين رشد و پيشرفت علاوه بر جوامع صنعتي به كشورهاي درحال توسعه هم خواهد رسيد. در نتيجه آن، كارمنداني كه به نوعي در ارتباط با خدمات اطلاع رساني هستند و يا با مهارتهاي اطلاعاتي از دانشگاه فارغ التحصيل شده اند، از وضعيت شغلي خوبي برخوردار شده و دستمزدي قابل توجه دريافت خواهند كرد. با اينكه اختراع بل هنوز هم بحث انگيز است، اما نبايد فراموش كرد كه نوآوران تكنولوژي جديد و توليدكنندگان اطلاعات كه طبقات اقتصادي بالايي را اشغال كرده اند، هنوز هم به عنوان طبقات اقتصادي اجتماعي مجزا تلقي نمي گردند. همچنين اطلاع رساني. تاكنون -آن گونه كه تافلر پيش بيني مي كرد - نتوانسته جاي زمين وسرمايه را در جامعه بگيرد. اما تذكر اين مسئله مهم است كه ما زماني داراي مفهوم وتركيب اطلاعاتي بالايي خواهيم بود كه دارايي ها، خدمات توليدات، و كالاهاي اساسي اطلاعاتي از نظر ارزشي و كيفي ارتقاءيابند. امروز تكنولوژي اطلاعاتي واطلاع رساني در مقايسه با مهارتهاي دستي از ارزش بالايي برخوردار است; هواپيماهايي كه از زمين كنترل مي شوند، خانه هاي هوشمند (خانه هايي كه با بهره گيري ازتازه ترين تكنولوژيها ساخته مي شود ) بمبهاي، هوشمند و وسايل الكترونيكي كه قادر به انجام بسياري از كارهاي مختلف نمونه هايي هستند، مي باشند كه اين تفاوت را به خوبي نشان مي دهد. همچنين اطلاع رساني در طبقه بندي مردم براساس آدرس محل سكونت، محل زندگي و دارايي آنها، نقش مهمي به عهده داشته و تفاوتهاي اجتماعي عمده اي را موجب لذا مي شود، اطلاع رساني نقش مهمي درايجاد و وسعت دادن به شكافهاي موجود بين طبقات اقتصادي - اجتماعي كه در جامعه زندگي مي كنند ايفا مي كند. اين موضوع ناشي از آن است كه معمولا سرچشمه اختلاف بين طبقات بالا و پايين اجتماع در عدم تساوي اطلاعاتي بين آنهاست. براي مثال، گروههايي كه ازنظر اقتصادي - اجتماعي، طبقات بالاي اجتماع را اشغال كرده اند، بيشتر به كانالهاي ارتباطي و فرهنگي و منابع اطلاعاتي دسترسي دارند و در نتيجه آنها ازتحصيلات بالايي برخوردار بوده وداراي اطلاعات لازم براي دستيابي به موقعيتهاي بهتري بوده واطلاعات بيشتري نيز در خصوص فرصتهاي جديد شغلي در دسترس دارند. و بالاخره اينكه، آنها براي ارتقاء سطح زندگي و بهبود آن آگاه تر عمل مي كنند. جامعه معنوي با اينكه شايد ما هنوز شاهدتغييرات بزرگي نبوده ايم، اماشور و شوق اتصال به شاهراه اطلاعاتي، بخشي از جامعه ما راوادار ساخته است كه به طورهمزمان در دو جامعه زندگي كند، يعني زندگي كردن در جامعه واقعي كه منظور همان جامعه خود ماست و ديگري جامعه معنوي (در واقع زندگي كردن به طور همزمان در دو بعد فيزيكي و معنوي و به عبارتي سايبرنتيك ).البته امكان دارد ما نتوانيم و يا ندانيم چگونه زندگي واقعي و يا معنوي را ارزيابي كنيم، اما آنچه مسلم است اين است كه جوامع واقعي در جامعه معنوي حضور خواهند داشت. در اين مورد مي توان به موافقتنامه مراكش اشاره كرد كه مخلوق آزادي تجاري است و طي آن امكان استفاده از سيستم سايبرنتيك براي توسعه ارتباط واقعي باجامعه، امور تجاري و مشتريان منابع، و مصرف كنندگان فراهم آمد. بي شك زمان آن فرا رسيده است كه مسايل را از هم جداسازيم. براي نمونه ما مجبورهستيم به منظور اشراف بر دنياي اطلاعاتي پيرامون خود، اين گونه تواناييها را رشد دهيم، يعني همان اطلاعاتي كه ما ديگر نمي توانيم آن را به تصاويري كه در ذهنمان داريم محدود سازيم. از اين جهت كه فضاي اطلاعاتي ما روز به روز در حال توسعه است و با همان سرعت كه ميزان توانايي و تراشه هاي كامپيوتري بدون وقفه دو برابر مي شوند، اين اطلاعات هم دو برابر خواهند شد. به خاطر رشد سريع تواناييهاي اطلاعاتي، كميت اطلاعاتي كه مابا آن بالاجبار در ارتباطهستيم نيز به سرعت افزايش خواهد يافت. هوارد فردريك (Ferdric HOWARD) در شرح 1993سال داد كه چگونه ميزان كلي اطلاعات در سالهاي اخير افزايش پيدا كرده است. به طوري كه اگرما تمامي اطلاعات در دسترس رادر سال اول به عنوان يك واحدفرض كنيم، هزار و پانصد سال طول مي كشد تا ميزان اطلاعات با ظهور انقلاب علمي دو برابر شود. اما سپس، اين زمان دو برابر شده كم كم كاهش خواهد يافت. به طوري كه هر دويست و پنجاه سال به پنجاه سال و از سال 1950 به بعد به ده سال و شش سال كاهش مي يابد كه اخيرا اين طور به نظر مي رسد كه اين زمان از هشت ماه به پنج ماه تقليل يافته است. فردريك معتقد است كه بين زماني كه يك دانشجو وارد دانشگاه مي شود و زماني كه از دانشگاه فارغ التحصيل مي گردد، علمي كه او اندوخته است از نظر مقدار دو برابر مي شود. ورمن نيز به اين مسئله در سال اعتراف 1989 كرد كه اگر مااز نظارت بر رشد سريع اطلاعات و تكنولوژي غافل بمانيم، به زودي دچار بيماري نگراني اطلاعاتي خواهيم شد بيماري كه خاص جامعه اطلاعاتي است. توسعه سريع ارتباطات جهاني از طريق اينترنت ( INTER) درهمين سالها، حتي قبل از اينكه شاهراههاي اطلاعاتي كامل گردند، نشان مي دهد كه چگونه اطلاعات جامعه را زير سلطه خود گرفته است. شاهراه اطلاعاتي و تجارت جهاني، جامعه اطلاعاتي را قبل از اينكه اين جامعه بتواند خود را دريابد، متحول خواهد ساخت. معهذا اين امكانات تكنولوژيكي نبايد ما را از جهان پيرامون خود بيگانه سازد. چون ما انسانها هنوز هم به فضاي مادي، محيطزيست و همسايگان خود و چيزهاي ديگر از اين قبيل محتاج هستيم و چه از نظر ارتباطي، اجتماعي و تكنولوژيكي بايد اين نيازها را در نظر بگيريم.