Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751222-16639S1

Date of Document: 1997-03-13

گوناگوني خلاق ما ( )منابع 10 يك آيين جهاني تقريبا در همه سنتهاي فرهنگي مضمونهاي تكرار شونده اي به چشم مي خورند كه مي توان براي يك آئين جهاني، ازآنها الهام گرفت. اولين منشا الهامي، انديشه آسيبپذيري انسان است و به همين دليل نيز مي توان اين انگيزه آني رفتاري را در انسان مشاهده كرد كه مي خواهد در صورت امكان خود را از زجر و ناراحتي برهاند و در همين حال، امنيت نيز براي يكايك افراد فراهم بخشي آيد از اين انديشه را نيز مي توان در ديدگاههاي اخلاقي همه فرهنگهاي بزرگ دنيا مشاهده كرد. براي مثال، منسيوس ( Mencius) معلم، آيين كنفسيوس پيشتر گفته هر بود، انساني، همينكه ببيند كودكي در حال افتادن در چاه است، هراس و وحشت، نرمي و شفقت او را فرا مي گيرد.. هر انساني قلبي براي تشخيص و تميز درست از نادرست دارد (منگ 3 6 زو و / III tzu-Meng)به همين ترتيب اصل آنچه بر خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند، بخشي از تعاليم اخلاقي و بنيادي هر يك از سنتهاي بزرگ بشمار مي رود. شكلي از اين قاعده طلايي را مي توان به صورت بياني آشكار در آئينهاي كنفسيوس، تائوئيسم، هندوئيسم، بوديسم، زرتشتي، كليمي، مسيحي و اسلام يافت و در ساير اعتقادات ديني نيز اين قاعده به صورت ضمني وجود دارد. بايد به نياز مبرم و عميق انساني در خصوص پرهيز از زجر و ناراحتي اجتنابپذير و همچنين مفهوم برابري پايه اي اخلاقي انسانها توجه كرد، زيرا اين نياز، مرجع لازم و ستون استوار حمايت براي هرگونه تلاش به منظور دستيابي به يك آيين جهاني بشمار مي رود. به هنگام جستجوي قطعات بيشتر ساختاري براي يك آيين جهاني، نبايد فقط آنچه را كه به طور قراردادي فرهنگ خوانده مي شود، در نظر بگيريم. در عصر ما، يك فرهنگ مدني جهاني در حال شكل گيري است كه در خود عناصر ديگري كه براي آيين جهاني نوين لازم است، دارد. انديشه حقوق بشر، اصل دموكراسي، در نظر گرفتن نظرات مردم و نيزهمگاني شدن پايبندي به اقامه دليل، اولين مواردي هستندكه بايد به آنها توجه تا كرد حدي، آرمانها و هدفهاي هيئتهاي سازمان ملل متحد از مشروعيت عقيدتي برخوردارشده اند. تقاضاي رعايت حقوق بشر و آگاهي به داشتن يك اكوسيستم مشترك زميني كه باعث بروز توقعاتي در سراسرجهان شده نمودهاي ديگر اين فرهنگ جهاني است. در چند دهه اخير، يكي از روندهاي بسيار گسترش تشويق آميز، تدريجي معيارهاي بين المللي حقوق بشر بوده است. اين معيارها كه در منشور سازمان ملل متحدآمده و در بيانيه جهاني حقوق بشر بصورت قاعده در آورده شده، متعاقبا در چند پيمان نامه كه مهمترين آنها پيمانهاي بين المللي حقوق مدني و سياسي، پيمانهاي حقوق اقتصادي و اجتماعي و همچنين چند پيمان نامه منطقه اي مانند پيمان اروپا براي حمايت از حقوق بشر، پيمان امريكا درباره حقوق بشر و نيز منشور آفريقا در خصوص حقوق بشر و مردم است، تجلي قانوني يافته و رسميت پيدا كرده است. گرچه امروزه، هنوز دولتهاي سركش با موضوع حقوق بشر در ستيز هستند، كماكان حقوق بشر، معيار استوار رفتار سياسي بشمار مي رود، و بايد شالوده هر آيين جهاني باشد. مترجم: سوسن سليم زاده