Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751221-16612S1

Date of Document: 1997-03-12

چهارهزار سال پس از نخستين شهرها جامعه شناسي شهرهاي نوين روند شهرنشيني را در ايران از ه 1300ش سال تا سال 1357 مي توان به دو دوره شهرنشيني شتابان و شهرنشيني كندپو تقسيم كرد در يك دوره 30 ساله سرشماري عمومي شمارشهرهاي كشور از 199 به شهر 494 و نقاطجمعيتي كمتر از پنج هزار نفر از 186 نقطه به بيش از 617 نقطه رسيده است به نظر كولين كلارك، تحول جوامع، با تغيير تركيب جمعيت فعال كه برآمده از طبقه بندي هاي اشتغال است بيان مي شود. سنت شهر و شهرنشيني در جامعه پيشينه اي ايران، دراز در تاريخ شهرنشيني جهان از دارد هنگام ايجاد نخستين شهرها در ايران، در حدود چهار هزار سال مي گذرد و اين شهرها، گاه خاستگاه دانشمندان بزرگ بوده اند كه برسرنوشت بشر تاثير مثبت گذاشته اند و گاه، در برابر هجوم يا سيطره اين يا آن قوم، هستي خويش را از دست داده اند; به گونه اي كه حتي نتوانسته اند براي مردم خويش، نقشي در پيشرفت و بهروزي داشته باشند. زماني آوازه شهرهاي ايران، چون جندي شاهپور، هگمتانه و نيشابور، به عنوان مراكز علمي و فرهنگي، در جهان طنين انداز بود و شيوه سازماندهي توليد و زندگي بسامان و سنجيده شهروندانش مورد رشك پيشين نگاران (مورخان ) و جهانگردان بود، اما اكنون از آن همه آوازه جز نام و نشاني باقي نمانده است. در حقيقت آغاز شهرنشيني به سبك نوين درايران به حدود سال 1300 هـ. ش باز مي گردد. ايجاد كارخانه هاي جديد، خطوط پيدايش راه آهن، صنعت و.. به شهرنشيني رونق داد و چهره آن را دگرگون كرد. در اين مدت، رشد طبيعي جمعيت، روندي فرازپويانه (صعودي ) پيمود و نرخ رشد جمعيت شهري از نرخ رشد جمعيت روستايي پيشي گرفت. روند شهرنشيني را در ايران از سال هـ. ش 1300 تا سال 1357 مي توان به دو دوره شهرنشيني شتابان و شهرنشيني كندپو تقسيم كرد: دوره اول از آغاز 1300 و به اجراي قانون اصلاحات ارضي در سال 1340 انجاميده است. در اين دوره ميانگين نرخ رشد سالانه شهرنشيني در /2 65 ايران درصد بوده است. در دوره دوم شهرنشيني كه از سال 1340 تا سال 1357 را در بر مي گيرد ميانگين نرخ رشد /4 42سالانه درصد بوده است. برپايه آمارهاي موجود در يك دوره 30 ساله سرشماري عمومي (تا سال ) 1365 شمار شهرهاي كشور از 199 به 494 شهر و نقاط جمعيتي كمتر از پنج هزار نفر از 186 نقطه به بيش از 617 نقطه رسيده است. تنها در فاصله سالهاي 651345 بيش ميليون 17از نفر بر جمعيت شهري كشور افزوده شده، در حالي كه، روند افزايش جمعيت روستايي در اين دوره در /6 6حدود ميليون نفر بوده است. برآيند جابه جايي هاي شديدجمعيت، از نقاط روستايي به سوي مراكز در شهري، سال هاي گذشته، ميزان شهرنشيني را درصد 38از كل جمعيت كشور در سال 1345 به حدود درصد 57 در سال 1370 رسانده است. اين افزايش شديد ميزان شهرنشيني در سال هاي گذشته، مشكلاتي چون كمبود مسكن، حاشيه نشيني و.. را در جوامع شهري كشور به همراه داشته است. علاوه برآن، توزيع اين جمعيت شهرنشين نامناسب نيز، بوده و بر مشكلات افزوده است. به گونه اي كه از مشخصه هاي اصلي نظام شهرنشيني كشور، تمركز بيش از حد جمعيت، در چند شهر بزرگ و ميليوني است. در سال هشت 1365 شهر اصفهان تبريز شيراز اهواز كرمانشاه قم مشهد و تهران كه بيش از 500 هزار نفر جمعيت داشته اند; /44 8درصد از كل جمعيت شهري را در خود جاي داده بودند /55 2و درصد بقيه در 488 شهر ديگر مي زيسته اند. غفلت از سرمايه گذاري هاي لازم زيربنايي درديگر شهرها، به ويژه در شهرهاي كوچك ومياني و نيز در روستاهاي كشور، به تشديدمهاجرت هاي داخلي و به تمركز شديدتر جمعيت، در برخي از شهرهاي كشور - به ويژه در تهران - انجاميده است. حركت به سوي جامعه شهري و توسعه دو شهرنشيني، پيامد مهم به همراه داشته است -افزايش 1 تعداد شهرها- 2 گسترش شتابان برخي از آنها پيامد دوم، در كشور ما حادتر و تبعات ناشي از آن نيز، همانند كمبود مسكن، بي كاري، آلودگي و.. دامنه ي گسترده تر دارد. اين گونه مشكلات، كارگزاران شهري و سياستگزاران را وا مي دارد كه با الگوها و برنامه هايي مانند سياست تقويت شهرهاي كوچك و متوسط، و ايجاد شهرهاي جديد در نقاط گوناگون كشور، در كنترل رشد جمعيت و توزيع جغرافيايي يا هدايت آن بكوشند. شهرهاي جديدبر اساس مفهوم عام شهرهاي جديد، هر جا كه نام شهر به خود مي گيرد شهر جديد ناميده مي شود. بر اين اساس، نقاط روستايي و مراكز بخشها نيز كه در آنها شهرداري تاسيس مي شود شهر جديد ناميده مي شوند. اما اگر، مفهوم خاص شهرهاي جديد مراد باشد، يعني: اجتماعات برنامه ريزي شده كه آگاهانه در پاسخ به هدف هاي از پيش تعيين شده ايجادمي شوند، ايجاد شهر به عنوان يك عمل ارادي با وجود يك منبع قدرت يا سازمان ذي نفوذ است كه تامين كننده محل، منابع تنظيم شده براي توسعه شهر و اعمال كنترل مداوم، تا رسيدن به شهر، به اندازه قابل دوام است. شهرهاي جديد يا اجتماعات از پيش برنامه ريزي شده، آن گونه كه تصور مي شود، پديده اي تازه نيستند و در طول تاريخ با تلاش تمدن هاي متفاوت ايجاد شده اند. ولي اين كار، شكل يك فعاليت مداوم و يكسان را نداشته است: در دوران هايي، به آن توجه شده و در زمان هاي ديگر، رغبتي به آن نشان داده نشده است. درباره علل و انگيزه هاي احداث شهرهاي جديد، فرضيه هاي زير قابل تصور است. فرضيه اول: نياز به ايجادشهرهاي جديد، در دوران انتقال و تحول يك جامعه مطرح مي شود. اين دوران تحول، مي تواند داراي ابعاد اقتصادي، اجتماعي يا سياسي باشد. از نظر اقتصاددانان، هر موج شهر جديد، بيانگر كوششي جهت توسعه يك ساختار جديد، براي جامعه اي است كه مي خواهد با مبناي اقتصادي تغيير يافته تطابق داشته باشد. در اين ارتباط، شهرهاي جديد به عنوان پيش نمونه هايي براي تجديد ساختار و نوين سازي شهرهاي بزرگ به كار گرفته مي شوند. بر پايه نظركولين تحول كلارك، جوامع، با تغيير تركيبجمعيت فعال، كه برآمده ازطبقه بندي هاي اشتغال است بيان مي شود (تحول اقتصادي ) و بر اين اساس جوامع، سه مرحله تكاملي زير را مي پيمايند: - 1 جامعه كشاورزي يا پيش صنعتي: كه بيشتر جمعيت آن به كشاورزي اشتغال دارند. - 2 جامعه صنعتي: كه 30 درصدنيروي كار يا بيشتر به توليد كالا و درصد رو به كاهش، به كشاورزي و درصد رو به افزايش به خدمات گوناگون اشتغال دارند. - 3 جامعه ما بعد صنعتي يادوران سومي: كه درصد كاركنان بخش كشاورزي آن زير 10 درصداست و هر روز از بخش صنعت كاسته و به بخش خدمات مانند بخش هاي اداري، تجاري، ارتباطات و آموزش و پرورش افزوده مي شود. بر اساس اين فرضيه، همه شهرهاي جديد احداث شده دراروپا، پس از سده نوزدهم، ازباغ شهرها گرفته، تا موج بزرگ ايجاد شهرهاي جديد پس از جنگ جهاني دوم و شهرهاي جديد دهه 60 و 70 ميلادي حاصل تحول از جامعه كشاورزي به جامعه صنعتي است. تاريخ تحولات سياسي جوامع نيزنشان مي دهد; همراه با شكل گيري تمدني نوين در بخشي از جهان يا استقرار يك حكومت تازه در سرزميني يا حتي انتقال قدرت از يك پادشاه به پادشاه ديگر، شهرهاي جديدي نيز شكل برپايي شهرهاي گرفته اند اور، اكد، آشور، نينوا، در تمدن سومري و شهرهاي دره نيل و سندتوسط تمدن هند و مصر، شهرهاي آتن و روم، به دست تمدن هاي يونان و روم و ماد توسط تمدن ايران و شهرهاي اسلامي، توسط تمدن اسلامي، همه در نتيجه تحولات سياسي و اجتماعي بوده است. همچنين، انتقال قدرت از يك پادشاه به پادشاه ديگر هرماه نيز، با پي ريزي شهرهاي تازه بوده است. از جمله: شهرقزوين و نيشابور، را شاپور اول پادشاه ساساني و اردبيل را فيروز شاه ساساني بنا كرده اند. به قولي اسكندر پادشاه مقدوني 70 شهر در ايران ايجاد كرد اگر چه بسياري از شهرهاي ديگر را نيز از بين برد. خلاصه اينكه، تاريخ شهرسازي جهان نشان مي دهد با تحولات سياسي، نظامي و اقتصادي، شهرهاي جديدي، پا بر عرصه وجود گذاشته اند. فرضيه دوم: ايجاد شهرهاي جديد يا طرح اجتماعات به جديد، عنوان راه حلي براي پرهيزاز مشكلات شهرهاي موجود وسياستي براي رويارويي با رشد مناطق مادر شهري. انقلاب صنعتي در اروپا، موجبتوسعه و تمركز صنايع و جذبجمعيت روستايي به محله هاي پرجمعيت مجاور مراكز صنعتي مي شود و به دنبال اين به روند، ناگهان، هم بر وسعت وجمعيت شهرهاي موجود افزوده مي شود و هم مراكز سكونتي جديدپديد هر مي آيد چند انقلابصنعتي، موجب كاهش مرگ ومير و ازدياد جمعيت و درنهايت دگرگوني ساختار جمعيتي شهرها مي شود، اما آثار منفي ومشكلات برخاسته از اين تحول سريع، در قالب و افزايش تراكم و نزول شاخص هاي كمي و كيفي خدمات و سطح زندگي و در نتيجه افزايش تراكم جمعيت در شهرها، جلوه گر مي شود. بدين گونه، با افزايش مشكلات، رفته رفته زمينه هاي پيدايش بينش هاي سياسي واجتماعي، براي حل اين مشكلات فراهم مي شود و در اين باره دو ديدگاه به وجود مي آيد: ديدگاه اول، در چارچوب شهرهاي موجود، به دنبال راه حل هايي براي مشكلات ايجاد شده و به اصلاح آنها نظر دارد. اين ديد اصلاح گرايانه، بدون نفي كليت شهرهاي موجود، به رفع تنگناها و عوارض نظام اجتماعي، با سازماندهي امكانات در جهت بهبود محيط شهري در داخل شهر معتقد است. بخش عمده از زيباترين مناطق نوسازي شده در شهرهاي اروپايي كه در سده 19 ايجاد شده اند و اقداماتي كه در جهت اصلاح و نوسازي بافت هاي شهري انجام گرفت; از آثار و نتايج اين ديدگاه است. ديدگاه دوم: با بهره گيري ازروش شناسي كل نگر و ملهم ازانديشه هاي سياسي وايدئولوژيك و با نقد جوامع صنعتي، به سوي پي ريزي اجتماعات جديد گام برمي دارد. اين ديدگاه، نظام موجود اقتصادي - اجتماعي را، در كليت نفي و مسائل زيستگاه شهري را در ارتباط با ايجاد نظام جديد در روابط اجتماعي مي بيند; لذا طرح اجتماعات جديد را به عنوان راه حلي براي پرهيز از مشكلات موجود ارايه مي كند. اين ديدگاه، در سير تاريخي خود از شهرهاي آرماني به باغ شهرها و سپس به شهرهاي جديد به شكل امروزي تغيير جهت داده است. برگرفته از: فصل نامه شماره 17 جمعيت نوشته: اكبر زارع شاه آبادي