Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751221-16599S1

Date of Document: 1997-03-12

زباله هاي سمي براي كشورهاي فقير آيا بانك جهاني انتقال صنايع آلوده كننده را به كشورهاي جهان سوم ناديده؟ مي گيرد كشورهاي پيشرفته به محيطزيست پاكيزه به عنوان يك كالاي لوكس براي خود مي نگرند! تخريب محيطزيست، شرط توسعه نيست اشاره: جان بلامي فوستر (Foster Bellamy John) نويسنده مقاله، حاضر، استادجامعه شناسي در دانشگاه ارگون و عضو هيات مديره بنياد مانتلي ريويو است. انتشارات مانتلي ريويو كتابي از او را با عنوان سياره آسيبپذير در بهار 1993 نشر داده است. در مقاله حاضر، فوستر به معرفي و نقد نظرات متداول علم اقتصاد سرمايه داري درباره محيطزيست مي پردازد، نظراتي كه غالبا در چنان لفافه اي ازعبارات مطنطن و استدلالات آكادميك پوشانده مي شود كه معاني زننده آن در وهله نخست از نظر پنهان مي ماند. به اعتقاد فوستر، برداشت بانك جهاني از مساله محيطزيست، چون از آذين هاي لغوي و دانشگاهي خود پيراسته شود، چيزي جز ناديده گرفتن عقل سليم، تحقير طبقات فرودست ومردم جهان سوم و ويران سرانجام، كردن بستر طبيعي زندگي نيست. در دوازدهم لارنس دسامبر 1991 سامرز اقتصاددان عمده بانك جهاني يادداشتي براي برخي از همكارانش فرستاد و ضمن آن نظراتي درباره محيطزيست ابراز كرد. اين نظرات البته در ميان اقتصاددانان خط مرسوم رواج بسيار دارد و بازگوي منطق انباشت سرمايه است ليكن به ندرت در معرض ديد همگان قرار مي گيرد و اقتصادداني به قد و قواره آقاي سامرز تقريبا هرگز دهان به افشاي آن نمي گشايد. يادداشت آقاي سامرز مدتي بعد در مطبوعات انگليس درز كرد واكونوميست در هشتم فوريه 1992 بخشي از آن را با عنوان بگذار آنها زباله بخورند نشر داد. بخش نشر يافته آن يادداشت را در اين جا به طور كامل مي آوريم: بين خودمان بماند، آيا بانك جهاني نبايد انتقال باز هم بيشتر صنايع آلوده را به كشورهاي كمتر توسعه يافته دامن؟ بزند مي توانم سه دليل برايتان بياورم: براي ارزيابي هزينه زيان هايي كه آلودگي بر سلامت وارد مي آورد بايد به درآمدهايي كه در نتيجه افزايش بيماري و مرگ از دست مي روند توجه كرد. از اين ديدگاه، مقداري آلودگي مضر به سلامت را بايد در كشوري كه پايين ترين هزينه فوق را دارد، يعني در كشوري كه پايين ترين دستمزدها را دارد، پراكند. من فكر مي كنم دفع يك محموله زباله سمي در كشوري كه پايين ترين دستمزدها را دارد از منطق اقتصادي بسيار محكمي برخوردار است و بايد مورد توجه قرار گيرد. هزينه هاي آلودگي به احتمال غيرخطي خواهند بود و نخستين افزايش هاي آلودگي احتمالا هزينه بسيار كمي خواهند داشت. من هميشه بر اين اعتقاد بوده ام كه كشورهاي كم جمعيت افريقا به شكلي گسترده آلودگي ندارند. كيفيت هواي اين كشورها در قياس با لوس آنجلس يا مكزيكوسيتي به نحوي چشمگير پايين و غيركارآ است. فقط اين واقعيت تاسف انگيز كه بخش بزرگ آلودگي را صنايع غيرقابل مبادله (همچون حمل و نقل، و نيروگاههاي برق ) به وجود مي آورند و نيز اينكه واحد هزينه انتقال زباله جامد كه بسيار بالاست، مانع مي شود هواي آلوده و زباله نيز در تجارتي كه رفاه جهاني را افزايش خواهد داد، دخيل شوند. تقاضا براي محيطزيست پاكيزه تقاضائي است كه به جهات زيباشناختي و سلامت جويي شكل مي گيرد و از حيث درآمد داراي كشش پذيري بسيار بالايي نگراني است از عاملي كه به ميزان يك در ميليون بر خطر ابتلا به بيماري سرطان پروستات مي افزايد البته در كشوري بيشتر است كه مردم آنقدر زندگي مي كنند كه به سن ابتلا به سرطان پروستات برسند نه در كشوري كه از هر هزار كودكش دويست نفر قبل از رسيدن به پنج سالگي مي ميرند. از سوي ديگر، نگراني در خصوص پراكنش هاي صنعتي در فضا تا حد زيادي راجع به زيانهايي است كه اين ذرات بر حسن منظره وارد مي آورند. اين پراكنش ها ممكن است تاثيرچنداني بر سلامتي انسان نداشته باشند. واضح است كه مبادله كالاهايي كه تبلور نگراني هاي مربوط به آلودگي زيباشناختي هستند مي تواند بالنده رفاه باشد. توليد قابل نقل حال است، آنكه مصرف هواي پاكيزه قابل مبادله نيست. بر همه برهان هايي كه عليه پيشنهادهاي بالا در افزايش آلودگي در كشورهاي كمتر توسعه يافته اقامه مي شود (مانند حق ذاتي در تملك برخي كالاها، حقوق اخلاقي، نگراني هاي اجتماعي، كمبود بازارهاي كافي، و نظاير آن ) اين ايراد وارد است كه مي توانند به خدمت طرف مقابل گرفته شوند وبا توفيقي كمتر يا بيشتر عليه هر پيشنهادي كه بانك در جهت آزادسازي اقتصادي مطرح مي كند به كار گرفته شوند. پس از انتشار مقاله بالا، بانك جهاني به مجله اكونوميست اظهاركرد كه قصد سامرز در نوشتن اين يادداشت برانگيختن بحث دربين همكاران بانكي اش بوده است; خود سامرز هم مدعي شد كه منظورش هواداري ازريختن زباله هاي سمي تصفيه نشده در كنار منزل فقرا نبوده است. اماكساني كه با علم اقتصاد متداول آشنا باشندبه زحمت مي توانند شك كنند كه برهان اصلي اي كه دريادداشت سامرز به كار رفته است كاملا به جديست نظر خوداكونوميست نيز هر چند نحوه بيان سامرز اعتراض برانگيز است ليكن مشكل بتوان به استدلال اقتصادي اش پاسخ گفت. هر چند معناي كلي يادداشت سامرز روشن و آشكاراست، جا دارد كه آن را خلاصه كنيم و از نو به نحوي عرضه اش كنيم كه برخي معاني ظريف ترش معلوم شوند. اول اينكه ارزش زندگي افراد جهان سومي، چون با معيار درامدهاي ازدست رفته در بيماري و مرگ سنجيده شود، از ارزش زندگي افراد كشورهاي پيشرفته سرمايه دار كه دستمزدشان صدها باربالاتر است، كمتر - و در واقع به حكم همين منطق - صدها بار كمتراست. با اين حساب اگر بخواهيم كل ارزش اقتصادي زندگي انسان در مقياس جهاني به حداكثر خود برسد البته بهتر آنست كه زباله هاي سمي اي را كه در جهان توليد مي شوند در ممالك پيراموني، كه دستمزد رايج در آنها اندك است، دفع كنيم. دوم آنكه كشورهاي جهان سوم، چون با شهرهاي آلوده اي مانند لوس آنجلس و مكزيكوسيتي مقايسه به شوند، نحو گسترده اي كم - آلوده اند. بدين، معني كه سطح آلودگي هوايشان به نحو ناكارآيي نازل است. (در دو شهر بالا در 1989 آلودگي هوا چنان شديد شد كه ناگزير شدند دانش آموزان را براي يكماه تمام از خانه هايشان بيرون نفرستند. ) سوم آنكه محيط زيست پاكيزه را مي توان كالايي لوكس به حساب آورد كه كشورهاي ثروتمند طالبش هستند، ممالكي كه ميانگين عمر در آنها بالاست و معيارهاي بهداشت و سلامت و زيباشناختي شان هم باز بالاتر است. با اين تفاصيل اگر صنايع آلاينده از مركز به پيرامون نظام جهاني منتقل شوند هزينه هاي جهاني توليد كاهش خواهند يافت. از اين رو، به حكم همه دلايل فوق، بانك جهاني بايد انتقال صنايع آلوده و زباله هاي سمي را به جهان سوم تشويق كند. به نظر آقاي سامرز استدلال هاي اجتماعي و انساندوستانه اي را كه عليه اين تجارب جهاني زباله اقامه مي شود مي توان ناديده گرفت چرا كه اين استدلال ها همانهايي هستند كه عليه ساير برنامه هاي تكامل سرمايه داري نيز پيش كشيده مي شوند. فهم اين نكته مهم است كه چنين برداشتي از خطمشي، با تحقيركاملي كه هم در مورد مستمندان جهان و هم در مورد محيط زيست جهان روامي دارد، به هيچ وجه صرف يك انحراف روشنفكرانه نيست. سامرز، به عنوان اقتصاددان اصلي بانك جهاني، مي بايد شرايط بويژه را، آنجا كه پاي هسته اصلي نظام جهاني سرمايه داري در ميان است، براي انباشت سرمايه جهاني مساعد كند. نه رفاه اكثريت مردم جهان و نه سرنوشت زيست محيطي كره زمين - ونه حتي سرنوشت تك تك سرمايه داران - مجاز نيست كه برسر راه رسيدن به اين هدف نهايي قرار گيرد. ادامه دارد