Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751221-16598S1

Date of Document: 1997-03-12

اطلاع رساني، تكنولوژي و جامعه نوشته: آلوي ام داهلان (DAHLAN ALWI.M) ترجمه: نرگس احمدي اشاره: از يك سو، تكنولوژي به ويژه تكنولوژي اطلاعاتي به عنوان پديده اي بي طرف و رها از ارزش گذاري قلمداد مي شود، و از سوي ديگر، گاهي موضع مخالف و ريشه داري از جانب برخي در برابر تكنولوژي و تكنولوژيستها اتخاذ مي شود. اما در اين مقاله، تكنولوژي (با در نظر گرفتن دو نظريه فوق ) چيزي وراي جامعه تلقي مي گردد، و در حقيقت از اجزاء لاينفك جامعه بوده كه با آن در يك رابطه تاثير و متاثر قرار دارد. بالاخره اينكه لازم است اطلاعات و تكنولوژي به گونه اي تحت كنترل قرار گيرند كه ما دچار آفت نگراني اطلاعاتي نشويم. سرويس مقالات در سالهاي نه چندان دور، كه دانشمندان علوم اجتماعي وعموم مردم واژه اطلاعات را به كار مي بردند، مفهوم ارتباطي آن مدنظرشان بود. تكنولوژي اطلاعاتي كه مردم نگران آن بودند، در واقع خود تكنولوژي نبود، بلكه پيامدهاي تهديدكننده اي بود كه براي جامعه به همراه داشت، از جمله دستاوردهاي آن مي توان به تلويزيون و ماهواره هاي مخابراتي اشاره كرد. البته تكنولوژي اطلاعاتي در معناي اخيرش كمتر به كار مي رود. ويلبر شرام (Wilburschramm) در سخنراني مهم خود در كنفرانس اميك (Amic) كه مصادف با سال جهاني ارتباطات در ] سال 1983 [ بود به طور خلاصه به پيشرفتهاي تكنولوژي ميكروالكترونيك اشاره اي كرد و راجع به اينكه چطور تمامي اين مسائل در توسعه ارتباطات اثر مي گذارد سوالاتي مهم را مطرح ساخت. اما واقعيت اين است كه تا سالهاي اخير هنوز تكنولوژي اطلاعاتي (T ) نتوانسته است در تقسيم بندي جوامع آن طور كه شايسته است عمل كند و گرايش بيشتر مردم به اين است كه تكنولوژي اطلاعاتي را مانند تكنولوژيهاي ديگر به علوم فني، بيوفيزيك و علوم طبيعي محدود سازند كه البته مقوله اي جداي از مردم شناسي در رفتارهاي ديگر آنهاست. با اينكه ما امروزه در زمينه علوم فني و اجتماعي نيز شاهد اعمال تنگ نظريها از جانب برخي تكنولوژيستها هستيم - كه باعث اشاعه تناقضاتي مي گردد. اما با اين وجود باورها و پيش داوري هايي به طور گسترده در ميان مردم رواج دارد، به گونه اي كه از يك طرف اعتقاد بر جبرگرا بودن تكنولوژي مطرح است كه در اين ديدگاه، تكنولوژي امري غيرقابل اجتناب و در نهايت گريزناپذير است. آنها تكنولوژي را همچون قطاري مي دانند كه به طور مداوم در حال پيشرفت است. در واقع اين ديدگاه مورد پذيرش هر فرد يا جامعه اي است كه خواهان ترقي است. اگر با اين ديد به قضيه نگاه كنيم، تكنولوژي را پديده اي رها از غرض ورزي و كاملا بي طرف مي يابيم كه هرگونه عدم سازگاري در آن را نه به حساب تكنولوژي بلكه بايد ناشي از عقب ماندگي فرهنگي و آموزشي گذاشت. كه اخيرا اين نظريه بين تكنولوژيستها شديدا حاكم است. و به نام ايده تكنولوژي معروف است كه پيسي (Pacey) در سال 1983 در كتابش تحت عنوان فرهنگ تكنولوژي از آن ياد كرده است. اگر از جهت ديگري به تكنولوژي نظر افكنيم، در مي يابيم كه چنين ايدئولوژيي يك ضدايدئولوژي به وجود مي آورد كه همان پافشاري و تعصب در مقابل تكنولوژي و تكنولوژيستها است. ولي اگر از جنبه منفي اين قضيه را بررسي كنيم، تكنولوژي را چيزي زيان آور مي يابيم كه مشكلات و عواقب جانبي آن متوجه مردم، جامعه و محيط زيست خواهد شد. گاهي اوقات اين پافشاري و تعصب نسبت به تكنولوژي اطلاعاتي و علم اطلاع رساني آنقدر شديد است كه جامعه تكنولوژيستها آن راكيش تكنولوژي پرستي مي نامند كه در آن آنچه كامپيوتر قادر است انجام دهد و آنچه عاجز از انجام است، با هم اشتباه مي شود. با همه اين احوال هنوز هم دو ديدگاه مخالف نسبت به كاربرد تكنولوژي جديد اطلاعاتي و ارتباطي وجود دارد. به طوري كه هر نوع محصول جديد اطلاعاتي به ويژه توليدات مصرفي مثل كامپيوترهاي ] خانگي، و تلويزيون، غيره [به، محض ورود به بازار، بدون در نظر گرفتن استفاده واقعي و عملكرد آن و مشكلاتي كه ايجاد خواهند كرد پذيرفته مي شود، در آن هنگام است كه واكنش اقتصادي مردم نسبت به تكنولوژي اطلاعاتي و ارتباطي مطرح مي شود. اما از ظاهر امر پيداست كه اطلاعات و تكنولوژي اطلاعاتي، به خاطر جنبه ها و اثرات فرعي اش، از نظر عوام جايگاه محدودي دارد و چنين برداشت مي شود كه تكنولوژي اطلاعاتي فقط تاثيرگذار است، اما حقيقت اين است كه تكنولوژي اطلاعاتي به خودي خود از جامعه مجزا است و به همين دليل نه از محيط اجتماعي متاثر است و نه در سطح وسيع مسئوليتي نسبت به جامعه دارد. بلكه جامعه به عنوان هدف براي تكنولوژي تلقي مي گردد و اين تصور بين مردم رواج يافته است كه جامعه در درك مفهوم اجتماعي تكنولوژي كه هم اكنون پذيرفته شده است عاجز مانده است. اگر اين خط فكري گسترش يابد در آينده اين تكنولوژي است كه وضعيت جامعه را تعيين خواهد كرد. نقش اطلاعات بررسي هاي دقيق نشان داده است كه تكنولوژي آنقدرها هم كه تصور مي شود قوي نيست. در تعريفي كه جي كي گال بريس (Braizh Gal JK) از تكنولوژي كرده است، تكنولوژي را كاربرد نظام مند علوم و يا دانش سازماندهي شده در جهت انجام وظايفي مي داند كه به عهده بشر و يا جامعه بشري است. در نتيجه ما به منظور كمك به جامعه بشري در جهت رسيدن به اهدافش كه مبتني بر ارزشهاي جامعه است، و به جهت برآوردن نيازهاي مردم و آرمانهاي آنها و بنيان نهادن يك جامعه بهتر بر طبق ايده آلهاي آن، نيازمند تكنولوژي و توسعه آن هستيم. بنابر گفته پيسي تكنولوژي در مفهوم كلي اش نه فقط جنبه هاي فني، بلكه جنبه هاي فرهنگي و سازماندهي شده جامعه را نيز در برمي گيرد. اما اگر بخواهيم اين مفهوم را در قالب تكنولوژي اطلاعاتي در نظر بگيريم، بايد گفت شاهراه اطلاعاتي را نمي توان بدون موسسات ارتباطي راه دور و ارتباط متقابل و جامع آنها با يكديگر، قوانين اجتماعي و ارزشهايي كه ناشي از منابع طبيعي است، تصور كنيم. از اين منابع مي توان به فركانس هاي راديويي و فضاي تعيين شده براي ماهواره اشاره كرد، يعني همان ارزشهايي كه به مردم انگيزه برقراري ارتباط با اطلاعات و جستجوي آنها را از مكان هاي دوردست مي دهد. از آنجايي كه تكنولوژي موضوعاتي را دنبال مي كند كه جامعه آن را پي ريزي كرده و در حقيقت همان قسمتهاي حاكم بر جامعه است (البته در اين قضيه جامعه ي با جمعيت كم و يا زياد مدنظر نيست ) بنابراين، تكنولوژي مكمل نظام وسيع اجتماعي است. ولي با اين وجود، تكنولوژي خود عامل تعيين كننده در كاربرد تكنولوژي نيست بلكه منتخب جامعه بشري است و آن دسته از افرادي كه تكنولوژي را در اختيار دارند در واقع از نظر تكنولوژيكي جهت دهنده مردم دنيا بوده و ملتهايي قدرتمند هستند. اگرچه فرض بر اين است كه جوامع كوچك ممكن است در تصميمات اتخاذ شده در زمينه تكنولوژي، به گونه اي متفاوت عمل كنند اما مسلم است كه نمي توانند براي مدت طولاني در تصميم خود پابرجا باشند. اما آنچه بديهي است اين است كه تكنولوژي جنبه جبرگرايي ندارد و اين قدرتهاي اجتماعي هستند كه در مقايسه با آن از اهميت زيادي برخوردارند. به عبارت ديگر جهت گيري تكنولوژي در آينده راتركيبي از عوامل مختلف تعيين مي كنند. يكي از اين عوامل، پويايي اجتماعي است كه تكنولوژي معمولا سعي دارد خود را با آن سازگار كند. از آنجائي كه ارتباطات و اطلاعات از عوامل مهم شكل گيري جوامع هستند و درواقع آنها هستند كه ويژگيهاي جوامع را تعيين مي كنند، از اينرو زماني جوامع مي توانند شكل گيرند كه شبكه هاي اطلاعاتي شكل گرفته باشند و موافقتنامه ها و قوانين بر اين اساس كه با چه كسي، چه چيزي، و چگونه ارتباط بايد برقرار شود، تدوين شده باشند. درحقيقت، ساختار اجتماعي رسمي و غيررسمي همانا شبكه هاي اطلاعاتي و ارتباطي هستند كه روند اطلاعات و جريانات آن را دراختيار دارند. زماني كه ما چگونگي پشتيباني اطلاعات و تكنولوژي از اصول مختلف جامعه را بررسي مي كنيم، اهميت اطلاعات و تكنولوژي اطلاعاتي بيش از پيش براي ما آشكار بنابر مي شود نظريه سوسياليستها، مجموعه افرادي كه داراي فرهنگ مشترك (كه آن را به نسل هاي بعدي منتقل خواهند كرد ) قلمرو، مشترك و هويت مشترك هستند و افرادي كه در روابط ساختاري از نوع اجتماعي با هم درتقابل هستند، يك جامعه را تشكيل مي دهند. (نظريه گودمن در سال ) 1992 فرهنگ ياطرح زندگي مشترك و نيز قلمرو جغرافيايي مشترك كه لزوما فضاي مشتركي را - كه در آن چنين طرحي انجام پذير باشد - ايجاد مي كند، حس هويت و جمع گرايي مشترك را فراهم مي سازد. بديهي است تمامي اين مشتركات فقط مي تواند به واسطه تاثيرپذيري انسانها گسترش يابد، يا به عبارتي ديگر، اين مهم با ارتباطات و تبادل اطلاعات تحقق مي يابد. براي نمونه، اگر اعضاي جامعه اي در يك فضاي مشترك مثل كشور اندونزي پراكنده شوند، تكنولوژي اطلاعاتي و ارتباطي يك زيربناي اساسي براي غلبه بر محدوديتهاي زماني و مكاني ايجاد مي كند كه درنهايت موجب تكامل ملي خواهد شد، اين تاثيرات متقابل از اصول ساختاري و يا درواقع زيربناي جامعه به شمار مي آيند. درواقع، ساختار جامعه، روابط بين بنيانهاي جامعه است، يعني حالت موجود بنيانها، نقش آنها، گروهها، سازمانها، و نهادهاي اجتماعي و خود جامعه كه همه براساس نوع مديريت بر اطلاع رساني، پايه ريزي مي شود. اما با اين وجود اين جامعه است كه تكنولوژي را برمي گزيند، ولي تكنولوژي هم به خودي خود با روشهاي مختلفي كه در آن به كار گرفته مي شود و روي جامعه تاثير مي گذارد، از آن جمله است، طرح شبكه هاي ارتباطي راه دور كه بر چگونگي توزيع قدرت در جامعه تاثير مي گذارد به خاطر نقش زيربنايي كه تكنولوژي اطلاعاتي به عهده دارد، در حقيقت به نوعي بر روش هاي اعمال اين توزيع تاثيرگذار است. بنابراين آن دسته از افرادي كه با اين شبكه هاي زيربنايي در ارتباط نيستند به زحمت مي توانند به آخرين اطلاعات گرد آمده دست يابند. با اين حال، تكنولوژي عليرغم كاربرد گسترده وروزافزون در جامعه و نيز نظارت بر آن، ممكن است يك نيروي بالقوه منفي براي سعادت جامعه هم به حساب آيد (البته اين مورد خارج از تاثيرات گسترده اي است كه تكنولوژي داشته و سالها موردبحث بوده است ). خطر بالقوه اي كه مي توان آن را هم مثبت و هم منفي تلقي كرد عبارت است از: خطوط ارتباطي راه دور كه ممكن است منجربه ترميم شكاف اقتصادي - اجتماعي و يا بالعكس گردد كه اين عمل توازن اقتصادي و اجتماعي را افزايش خواهد داد. و از سوي ديگر، اتصال شبكه هاي جامعه با هم از طريق ارزشهاي نامناسب و يا ناسازگار احتمال دارد بنيادهاي اصلي جوامع اوليه را كه اين تكنولوژي را تجربه كرده اند به خطر بياندازد. جامعه اطلاعاتي دوره اي كه جوامع خود را براي ورود به قرن بيست ويكم آماده مي سازند مطمئنا با تغييرات شديد داخلي و بين المللي همراه است، بر اين اساس نياز به داشتن نگرشي مقدس و جامع به سه مقوله تكنولوژي، اجتماع و اطلاع رساني شديدا احساس مي گردد. (فرقي نمي كند كه ما آن را جامعه اطلاعاتي و يا عصر تجارت آزاد بناميم ). ادامه دارد