Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751221-16559S1

Date of Document: 1997-03-12

گوناگوني خلاق ما ( ) 9 بايد دانست نقشي كه فرهنگها در جستجوي يك آيين جهاني دارند، بسيار پيچيده تر از نتايج بدست آمده از مشاهدات صرف است. براي اينكه بتوانيم آشكارا و با دقتي بيشتر، به نقش سودمند فرهنگها پي ببريم، لازم است ابتداپاره اي از برداشتهاي نادرست همگاني را كناربزنيم. اغلب، فرهنگ را در مقام نظامي يكپارچه ازعقايد و انديشه ها در نظر مي گيريم. به همين دليل است كه مردم پيوسته از فرهنگ ژاپني يا چيني يا اسلامي و يا غربي سخن به ميان مي آورند، گويي انديشه هاي هريك، بخودي خود مجموعه اي يكپارچه را شكل مي دهد كه مي توان آن را به راحتي از سايرين بازشناخت. اما اين ديدگاه به دلايل زير ديدگاه محدودي است. اول اينكه، فرهنگها با يكديگر اصطكاك دارند ومي توان انديشه هاي اصلي و يكساني را درچندين فرهنگ مشاهده كرد، زيرا فرهنگها تاحدي ريشه هاي مشتركي دارند و بر پايه تجاربانساني يكساني ساخته شده و در طول روندتاريخ نيز از يكديگر بسيار آموخته اند. به عبارت ديگر، فرهنگها معمولا مرزهايي كه شديدا از هم مشخص باشد، ندارند، دوم اينكه، فرهنگها معمولا يكصدا درباره موضوعات ديني، قومي، اجتماعي يا سياسي و نيز ساير جنبه هاي زندگي انسانها سخن نمي گويند. معناي يك انديشه يا سنت خاص و راه و روشي كه براين اساس توصيه مي شود، همواره مورد تعبير و تفسير قرار مي گيرد. اين امر با شتاب خاصي در جهاني كه پيوسته در حال دگرگوني سريع است، مشاهده مي شود. آنچه يك فرهنگ مي خواهد در زمينه اي نوين و به طور دقيق بگويد، بحث و گفتگوي زيادي را به همراه خواهد داشت و اغلب نيز ميان دوسوي اين مباحثه، ناهماهنگي زيادي وجود دارد. سوم اينكه، فرهنگها به طور كلي واحدهاي همگوني را شكل نمي دهند. ممكن است درون آنچه به طور سنتي فرهنگ خوانده مي شود، تفاوتهاي فرهنگي متعددي در راستاي جنسيت، طبقه اجتماعي، دين، زبان، قوم و ساير خطوط وجود داشته باشد. در عين حال، ممكن است مردمي كه جنسيت و نژاد يا طبقه يكساني در دوسوي مرزهاي فرهنگي از دارند، انديشه ها و عقايد همانندي برخوردار باشند و همين امر، پايه هاي پيوستگي و اتحاد آنان را شكل مي دهد. با همه اين تفاصيل، واضح است كه نمي توان فرهنگها را به راحتي تعيين و ترسيم كرد. بنابر اين، امكان دارد شخصي به سادگي برآن شود تا اين انديشه را كه فرهنگ مي تواند ما را در جستجو براي آيين جهاني نوين ياري دهد، رها كند. با وجود اين، كميسيون هنوز عقيده مند است كه حقيقتا فرهنگها در اين چالش نقش بسزايي دارند و نيز تجاربي كه در خود فرهنگها گنجانده شده است، به همين اندازه با اهميت هستند. البته، نقش فرهنگها در اين امر، نقش حمايتي است و در مقام مرجعي رسمي يا دستور اخلاقي روشن عمل نمي كنند.