Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751221-16554S1

Date of Document: 1997-03-12

هفت سين يا هفت نماد زندگي رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد (بخش آخر ) در تمام لوازمي كه بر سر سفره هفت سين قرار مي گيرد، رمز و رازي نهفته است كه نشان از وفور نعمت و ارتباط انسان با طبيعت و زمين دارد فالگوش و فالكوزه از جمله مراسمي كه در شب چهارشنبه سوري متداول بوده است، فالگوش و فالكوزه است. هاشم رضي در اين مورد مي نويسد: بي گمان در روزگار گذشته، نه فقط دوشيزگان، بلكه جوانان به زير بامها و جاهاي خلوت مي ايستادند. به اميد آنكه در چنين ايامي كه فروهرها به زمين نزول كرده و برخان ومان خود وارد مي شوند، آنان را به نجوا از آينده شان آگاه سازند. چون بر آن بودند كه ارواح از آينده با اطلاع هستند. و چنان رسمي به شكل فالگوش ايستادن دوشيزگان باقي مانده است. رسم فالكوزه به اين ترتيب بوده است كه دختر نابالغي كوزه خالي را به دورمجلس مي چرخاند و هر كس كه نيتي داشت، چيزي در آن مي انداخت و اين كوزه را به خانه مي برد. عصر روز بعد دختر در سر گذر مي نشست و رهگذران - همان كساني كه در كوزه چيزي انداخته بودند - مي آمدند و هر كدام شعري مي خواندند. آن دختر دست در كوزه مي كرد و هر دفعه يكي از چيزهايي را كه در آن انداخته بودند، بيرون مي آورد. صاحب آن چيز نيت خود را با شعري كه خوانده تطبيق مي كرد و آن را به فال نيك مي گرفت. قاشق زني در شب چهارشنبه سوري چند نفر زن چادرهايشان را با هم عوض تا مي كردند، شناخته نشوند و بي آنكه حرفي بزنند، با زدن قاشق به پشت ظروفي كه دردست داشتند، به در هفت خانه يا هفت دكان مي رفتند و آنقدر به قاشق زني ادامه مي دادند تا صاحبخانه يا صاحب دكان در كاسه آنان آجيل و نقل و نبات و... بريزد. گاهي هم افرادي كه در خانه بيمار داشتند، با اين روش به درخانه ها مي رفتند و به جمع آوري لوازم آش يا پول براي تهيه آش مي پرداختند. اين آش به آش بيمار مشهور است. آجيل مشكل گشا يكي ديگر از مراسم شبچهارشنبه سوري، تشريفات فراهم آوردن آجيل مشكل گشا بوده به است اين ترتيب كه هر كس گرفتاري و مشكلي داشت، با تشريفاتي اين آجيل هفت مغز را كه شامل پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، برگه هلو، انجير و خرما بود تهيه مي كرد و به صورت نذر و فديه ميان ديگران پخش مي كرد. شب سال نو چند ساعت به تحويل سال نو مانده، مردم به گرمابه ها مي رفتند و لباس نومي پوشيدند. مردها موهايشان را اصلاح وزنها آرايش مي كردند. كساني كه عزاداربودند، به حالت نيمه عزا درمي آمدند. رسم ديگري كه به تدريج متروك شده، اين بود كه مردم تلاش مي كردند كه به هنگام تحويل سال نو در يكي از اماكن مقدس - مانند شاه عبدالعظيم - حضور داشته باشند. جعفر شهري در كتاب تاريخ اجتماعي تهران در موردشب سال نو مي نويسد: مردم در شب قبل از عيد (علفه يا عرفه ) با خوردن سبزي پلو و ماهي به تجلي طراوت، سلامت، طول عمر و پاكي، با سال كهنه به وداع مي نشستند و در اولين وعده غذاي سال نو شيريني زندگي را با خوردن پلو خرما يا شيرين پلو آغاز مي كردند. تا وعده اي ديگر كه همگان با صميميت بر گرد سفره رشته پلو جاي گيرند تا سررشته زيستن را به دست گرفته و تكاپوي زندگي را به زمين نگذارند، در اين شب مرسوم بود كه تمام چراغها و اجاقهاي خانه را تا صبح روشن نگه دارند. هفت سين سفره هفت سين را به منظور شگون و افزايش خير و بركت در سال مي گسترانند. در موردسين هايي كه هفت تاي آن هفت سين را مي سازد، بايد گفت: هفت كه از زمان قديم مقدس بوده، اشاره به هفت امشاسپند يا بزرگترين فرشتگان مزديسنا مي باشد. در تمام لوازمي كه بر سر سفره هفت سين قرار مي گيرد رمز و رازي نهفته است كه نشان از وفور نعمت و ارتباط انسان با طبيعت و زمين هستند. كتاب مقدس از جمله مواردي است كه بر سر سفره مي نهند. مسلمانان قرآن، زرتشتيان اوستا و يهوديان تورات را به عنوان تيمن و تقدسي بر سر سفره مي گذارند. نهادن آب و سبزه نيز اهميت فراوان دارد. پيشينيان ما در گذشته اعتقاد داشتند كه ارواح موجب خير و بركت و فزوني گياه و آب در آن سال مي شوند. برخي نيز معتقدند كه وجود سبزه براي زيبايي و خرمي و اعلام بهار جديد است. از آنجايي كه آتش در اغلب مراسم ديني و جشنهاي ملي عنصري مهم قلمداد مي شود، قرار دادن آتشدان برسر خوان نوروزي نيز اهميت ويژه اي داشت. در كنارآتشدان چوبهاي خوب سوز و عود واسپند و ساير بخورها را قرار مي دادند. آتشدانها بعدها تبديل به شمع يا چراغ شد. ماهي، نشان برج حوت (ماهي ) يا ماه اسفند است كه سپري شده است. بعضيها معتقدند ماهي را به مناسبت اسم عربيش ( سمك ) جزوسين هاي هفت سين كردند. ايرانيان قديم معتقد بودند كه رمز ماهي در زايش است. هر چرخش ماهي نشان از چرخش زندگي است. ماهي نماد پرهيز از ماندگاري، يكجانشيني، سكون و سكوت است و رسيدن به پويايي، خيزش و پويش. جعفر شهري در مورد وجود ماهي در سر سفره هفت سين مي نويسد: ماهي سرخ حالتي از زندگاني ابدي و با دوام است كه در آغاز سال نو ميهمان سفره هفت سين مي شود تا با حضور مونس خود به صورت زوج، نشانه اي از پايبندي اهل خانواده به هم و عدم تفرقه باشد. تخم مرغ نشان نطفه و نژاد است. چون آخرين روز سال، جشن آفرينش آدميان محسوب مي شود. نان نشان بركت سمنو است كه از جوانه هاي تازه رسيده گندم پخته مي شود، براي شادابي و تازگي مواد اوليه اش بر سر سفره قرار داده مي شود. سنجد براي اين است كه كارها را سنجيده انجام دهيم و يا به قولي مظهر عشق، دلدادگي، زايش و تولد است. سيب، ميوه اي است با راز و رمز عشق و سعادت وسلامت و در فرهنگ عامه نشان دوستي، سيري و بركت است. انار، ميوه درختي مقدسي است و مايه بركت و زايش. چون زيباترين و بهترين تصوير زايش در داخل انار صورت مي گيرد. سماق، ماده اي است كه حالت اعتدال دارد. يعني هم زماني كه انسان دچار سردي و هم در هنگامي كه دچارگرمي مي شود، براي حال او مفيد است. به قولي سماق ديگر، دشمنان را از بين مي برد و زندگي را به دشمنان تلخ مي كند. سير، گرسنگي و سركه ترشرويي را دور مي سازد. در نزد ايرانيان، سكه هاي تازه ضرب شده، نشان بركت، ثروت و دارندگي است. در اين فصل چون هنوزگلها شكوفا نشده اند، مردم با قراردادن گلهاي تازه مانند سنبل، لاله، نرگس، بيدمشك، كه گل ويژه اسفندماه است، طراوت و زيبايي بهاري را ميهمان سفره هاي نوروزي خود مي كنند. نارنج كه گوي مانند چون زمين است، در ظرف آبي كه در آن دانه هاي مقدس اسپند، قرار داده شده جاي است، مي گيرد. از ديگر ملزومات اين خوان نوروزي عبارتند از: آيينه، شيشه گلاب، آرد و نان، نقل و شيريني. زمان تحويل سال در هنگام تحويل سال، همه اهل منزل بايد در خانه وپاي سفره هفت سين باشند و اگر كسي به هنگام تحويل سال به سر سفره هفت سين غايب بود به عقيده پيشينيان تا سال ديگر از خانه خودش آواره مي شد. به هنگام تحويل سال نو مردم با اين استدلال كه پول، پول مي آورد، سكه اي را در دست همچنين مي گرفتند كسي كه مزاجش حرارتي باشد، در اين زمان بر سر سفره هفت سين يك انگشت ماست مي خورد و اشخاص رطوبتي يك انگشت شيره مي خوردند تا مزاجشان معتدل شود. در ضمن مردم بر اين باور بودند كه اگر در موقع تحويل سال، يكي از شمعهاي سر سفره خاموش شود، صاحب آن خانه خواهد مرد و اگر كسي آن شمع را پوف كند، عمرش كوتاه خواهد شد. به اين ترتيب شمعها بايد تا آخرش بسوزد و در صورت اجبار براي خاموش كردن، بايد آن را با دو برگ سبز خاموش كنند. ديد و بازديد عبدالله مستوفي، نويسنده كتاب تاريخ اجتماعي واداري دوره قاجاريه در مورد مراسم ديد و بازديد عيد در اين ايام مي نويسد: همه به ديدن همديگر مي رفتند و حيثيت اجتماعي اشخاص، تكليف را معين كرده بود. محترمين تا سه روز در خانه مي نشستند و بعد از سه روز به بازديد مي رفتند. برعكس اشخاص نسبتا پايين تر كه سه روز اول ديدن مي كردند، بعداز آن براي دريافت بازديد، در خانه مي نشستند و درهر حال تا روز سيزده ديد و بازديد عيد به موقع بود. اگر كسي برحسب تصادف به خانه اي وارد مي شدكه صاحب خانه حضور نداشت، قائم مقامي از طرف او نشسته و از واردين پذيرايي مي كرد و وقتي صاحب خانه مي آمد، گزارش مي داد كه بازديد آنها فراموش نشود. گردش در عيد كه در دوره مشروطه وسيله فرار ازتكلفات عيد شده است، در اين وقت هيچ مرسوم نبودو مردم سعي مي كردند كه اگر سفري هم در پيش دارند، طوري ترتيب آن را بدهند كه بعد از برگزار شدن ايام عيد، يا قبل از آن صورت گيرد. عذرخواهي از پذيرايي عيد به بهانه خستگي از كار كه بعد از مشروطه معمول شده است، هيچ رسم نبود. گذاشتن كارت و فرستادن نامه و كارت تبريك را نيز مردم بلد نبودند. همگي شخصا از هم ديدن مي كردند و اين كار را يكي از وظايف اجتماعي خود مي دانستند و ترك آن را به هيچ بهانه و عنواني جايز نمي شمردند. استاد جابر عناصري در اين باره مي گويد: در بطن نوبهار خوانيها، سفره گشاييها و ديد و نوعي بازديدها، زندگي توام با سادگي، بي پيرايگي و صفا موج مي زند. به عنوان نمونه فلسفه حقيقي نوروز درگردهماييها اين بوده است كه گره اي از مشكلات يكديگر بگشايند و هرگز تفاخر منظور نظر نبوده است. بنفشه پورناجي