Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751220-16478S1

Date of Document: 1997-03-11

رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد... جشن نوروز يك جشن طبيعي است كه به سبب آغاز اعتدال بهار، هوا، مساوي شدن شب وروز و رستاخيز و تجديد حيات طبيعت پس از زمستان آن همه اهميت يافته است جعفر شهري: ماهي سرخ حالتي از زندگاني ابدي و بادوام است كه در آغاز سال نو ميهمان سفره هفت سين مي شود - تا با حضور مونس خود به صورت زوج، نشانه اي از پايبندي اهل خانواده به هم وعدم تفرقه باشد نوروز جشن جهان است و روز شادماني زمين، آسمان و آفتاب و جوش شكفتنها و شور زادنها و سرشار از هيجان هرآغاز. نوروز تجديد خاطره اي بزرگ است. خاطره خويشاوندي انسان با طبيعت. سخن تازه از نوروز گفتن دشوار نوروز است يك جشن ملي است. جشن ملي را همه مي شناسند كه چيست. نوروز هرساله برپا مي شود و هر ساله از آن سخن بسيار مي رود گفته اندو بسيار شنيده ايد. پس به تكرار نيازي؟ نيست چرا هست. مگر نوروز را خود مكرر؟ نمي كنيد (به نقل از دكتر علي شريعتي ) نوروز بزرگترين و كهن ترين جشن ايرانيان است و چون با ماه فروردين كه ويژه فروشيها وارواح طيبه است، شروع مي شود از احترام خاصي برخوردار مي باشد. جشن نوروز يك جشن طبيعي است كه به سبب آغاز بهار، اعتدال هوا، مساوي شدن شب و روز و رستاخيز و تجديد حيات طبيعت پس از زمستان آن همه اهميت يافته است. بنابر روايات باستاني، جمشيد پادشاه اساطيري ايرانيان، بنيانگذار اين عيد بوده است. از آن پس نوروز در انحصار فرمانروايان و سلاطين قرار گرفت كه هر يك به سهم خود بر سنتها و آيينهاي آن با افزودند در هم شكسته شدن اقتدار خوارزمشاهيان، نوروز به همراه آيينهاي آن به زندگي مردم راه پيدا كرد و از آن به بعد اين مردم بودند كه حافظ و نگاهدارنده سنتهاي اين عيد ملي بوده و هستند. سبزه گذاشتن يكي از اين سنتها، سبز كردن حبوباتي مانند گندم، جو، عدس، لوبيا، ماش و غيره از است پانزده روز مانده به عيد، اين حبوبات را در آب خيس مي كنند تا جوانه بزند و بعد هم آن را در بشقاب يا روي كوزه مي گسترانند تا سبز شود. اين عمل در حقيقت يكي از مقدمات تهيه يكي ازسين هاي سفره هفت سين است. البته سبز كردن اين حبوبات در ضمن آنكه زينت دهنده ويكي از لوازم سفره هفت سين بوده، جنبه تفال نيز يعني داشته است از روي خوب رشد كردن يا نكردن اين سبزه هااوضاع سال آينده را پيشگويي مي كردند. اگر سبزه ها خوب وپرپشت و يكنواخت رشد چنين مي كرد، نتيجه مي گرفتند كه سال آينده، سالي پربار و پربركت خواهد بود. و در صورتي كه دانه ها دير جوانه مي زدند، يا اينكه رشدشان كم بود، سالي را كه در پيش رو داشتند، سالي كم رونق پيش بيني مي كردند. خانه تكاني از دو هفته مانده به مردم عيد، براي استقبال از عيد و بهار، غبار از چهره اثاثيه خانه مي گيرند و سياهيها رامي زدايند و به اصطلاح خانه تكاني مي كنند. ثعالبي مورخ عرب در اين مورد مي گويد: زرتشت گفت كه روان مردگان در ايام فروردگان به خانه هايشان باز مي گردد وامر كرد كه در آن ايام خانه هارا پاك كنند و فرشهاي پاك بگسترند و آنجا خوردنيهاي خوشمزه و اشتهاآور بنهند و بخورند تا روان مردگان به آن نيرو گيرد. با توجه به مورد فوق و باتوجه به آنكه در ايام نوروزديد و بازديدها صورت هفته هاي مي گيرد، آخر اسفند معمولافرصتي است تا مردم به سفيدكردن و نقاشي كردن ديوارهاي خانه هاي خود بپردازند و اثاثيه كم بها و كهنه خانه را به دور انداخته و جاي آن لوازم نو بخرند. در قديم مرسوم بود كه در بعضي از خانواده ها تمام ظروف سفالين را كه طي سال از آنها استفاده شده بود، بيرون مي ريختند، يا مي شكستند و به جاي آن ظرفهاي نو مي گذاشتند. خريدهاي شب عيدبا نزديك شدن عيد مردم براي خريد به تكاپو مي افتند، خريدملزومات عيد از رخت و لباس و كيف و كفش گرفته تا آجيل و شيريني و ميوه و.. مستلزم صرف هزينه هاي زيادي است. از قديم رسم بوده كه همه به خصوص بچه ها براي عيد لباس نو بخرند. از اين رو هم بوده كه مردم تهيدست اين بيت شعر را مي خواندند كه: عيد آمد و ماقبا نداريم با كهنه قبا صفا نداريم دكتريا كوب ادوارد پولاك در سفرنامه خود به نام ايران، سرزمين و مردم آن در اين مورد مي نويسد: هر كس از دستش برآيد و به خصوص هر زني در نوروز لباس نو به بر مي كند. به همين دليل كار تهيه و فروش پارچه در اين ايام به حداكثر قوت مي رسد و بعضي از روساي خانواده هاي پرجمعيت بايد همه امكانات خود را تجهيز كنند و حتي وامدار هم بشوند تا اين احتياج غيرقابل اجتناب خانواده خود را تامين كنند. چهارشنبه سوري يكي از جشنهاي اقوام جشنهاي آريايي، آتش است. در ايران قديم دو جشن آتش شهرت بسيار جشن داشته اند سوري و جشن سده. منظور از جشنهاي جشنهايي آتش، است كه با افروختن آتش به منظور سرور و شادماني آغاز و اعلام مي شد. هاشم رضي در كتاب گاهشماري و جشنهاي ايران باستان در اين باره مي نويسد: در نظر ايرانيان باستان، آتش مظهر روشني، پاكي، طراوت، سازندگي، زندگي، سلامت، تندرستي و در نهايت مظهر خداوند است... به اعتقاد آنها هر گاه آتش افروخته مي شود، فقر، بدبختي، ناكامي، همه بديها و زشتيهاكه مظهر اهريمنند، محو و ناپديد مي شوند. پس چون افروختن آتش نشانه غلبه روشني و تباهي و بيماري ونكبت بود و موجب تقدس آن مي شد، كم كم رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه هاي آن باب شد. هانري ماسه در كتاب معتقدات و آداب ايراني راجع به چهارشنبه سوري مي نويسد: ايرانيان برآنند كه آخرين چهارشنبه سال، بدترين روز است و از اين رو در اين روز به كاري نمي پردازند. دكانها را مي بندند و خيلي مواظبند كه به كسي پولي پرداخت نكنند. تا مبادا تمام سال ناگزير به پرداخت پول باشند. گروهي ديگر بي آنكه سخني بگويند، به رودخانه مي روند و از آنجا آب برمي دارند و به خانه و اثاثيه مي پاشند تا از بدآمدها جلوگيري شود. اگر در كوچه به آشنايي بربخورند، از اين آب به صورتش مي پاشند; زيرا عقيده دارند، كساني كه خيس آب شوند، تمام سال كامروا خواهند شد. آتش افروختن يكي از آداب چهارشنبه سوري را مي توان آتش افروختن بدين دانست ترتيبكه بوته هاي خود روي بياباني را گرد هم مي آورند و تمام افراد به خصوص جوانان - همراه باخواندن سرودزردي من از تو، سرخي تو از من از روي آتش سپس مي پريدند خاكستر اين بوته ها را از خانه بيرون مي بردند و دور مي ريختند. طليعه داران نوروزامروز كمتر، دسته بازيگران و نوازندگان دوره گرد به چشم مي خورند كه به هنگام فرارسيدن نوروز با پوشيدن لباسهاي رنگ به رنگ، در كوي و برزنها به راه مي افتند. در ميان آنان ديوي است با كلاه شاخدار، سپر بزرگ مقوايي، سبيلهاي وزكرده و سيخ ايستاده، دندانهاي درشت كه به لباسهايش زنگوله دوخته شده است. يكي ديگر از اين افراد، حاجي فيروز است. اين فرد كه استعداد خواندن وبذله گويي و مجلس گرداني دارد، صورتش را با دوده سياه مي كند و در حالي كه لباس قرمز پوشيده و دايره زنگي به دست و كلاه بوقي بر سر گذاشته، چنين مي خواند: حاجي فيروزم، سالي يك روزم... شخص ديگري كه حاجي فيروز را همراهي مي كند، آتش افروزاست. آتش افروز درحالي كه دو تكه تخته را به هم مي زند، مي خواند: آتش افروز آمده، سالي يكروز آمده. آتش افروز صغيرم، سالي يك روز فقيرم. روده پوده آمده، هر چي نبوده آمده.. اين عده در هر كوي و برزن به راه مي افتادند ودلهاي مردم را به شادي مي خواندند. مردم نيز به پاس شادي خود و فرزندانشان هر يك در حد وسع وتوانش، انعامي به آنان مي دادند. يكي ديگر از اين مير طليعه داران، نوروزي نام داشت. روش انتخاب ميرنوروزي به اين شكل بود كه شخص مورد نظر يا محكوم به مرگي را با پوشانيدن البسه اي مضحك به شكل شاه در مي آوردند و در يك رشته اعمال نمايشي و صدور حكم وفرمانهاي شاهانه آزاد مي گذاشتند. دوره كوتاه مدت سلطنت مير نوروزي تاعصر روز سيزده بدر ادامه داشت و پس از انقضاي دوران معهود، وي را به كيفري كه از پيش برايش تعيين كرده بودند (مرگ ) مي رساندند. بنفشه پورناجي ادامه دارد