Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751220-16476S1

Date of Document: 1997-03-11

بهترين يا بدترين سال توليد؟ فيلم نظر منتقدان درباره جشنواره پانزدهم فيلم فجر اشاره: دوم اسفندماه جاري، جشنواره پانزدهم فيلم فجر با تب و تابهاي هميشگي اش به پايان رسيد. حدود پنجاه فيلمي كه در بخش مسابقه سينماي ايران به نمايش گذاشته شد توليدشان را اغلب در چندماه آخر منتهي به جشنواره آغاز كرده به بودند همين دليل هم تعدادي در آخرين روزهاي جشنواره به پايان رسيدند، وبرخي هم به موقع آماده نشدند و نمايش آنها موكول شد به جشنواره سال آينده. پيش از شروع جشنواره يكي از نكاتي كه بيشتر وپرسروصداتر از سالهاي پيش، در بين علاقه مندان و دست اندركاران درباره آن ابراز عقيده مي شد، عدم حضور تعدادي از سينماگران شناخته شده تر سينماي ايران بود. طرح اين نكته اغلب با بيان اين پيش فرض همراه بود كه جشنواره امسال شاهد سير صعودي پيشرفت كيفي سينماي ايران نخواهد بود. به هر جهت فيلمها به نمايش درآمد و منتقدين نيزدر كنار ديگر تماشاگران به ارزيابي فيلمها نشستند و اين ارزيابي را اغلب با اظهارنظرهايي شفاهي بيان كردند. در آخرين روزهاي جشنواره، نظر تعدادي ازمنتقدان را جويا شده ايم كه از نظرتان مي گذرد. طبعابراي بررسي يك به يك و دقيق تر فيلمها منتظرنمايش عمومي آنها خواهيم بود. روبرت صافاريان (ماهنامه گزارش فيلم )چندان تفاوتي با سالهاي گذشته ديده نمي شد. شايدسالهاي قبل كمي بهتر بود اما در سه چهار سال اخير روند برگزاري و كيفيت فيلمها راه يكساني را طي كرده اند. مشكل جشنواره در بخش داخلي نمايش تمام آثار توليد شده در طول سال است كه از اين مجموعه حدود ده الي پانزده فيلم قابل ارائه در جشنواره است و از اين ده فيلم هم سه يا چهار فيلم شاخص را مي توان انتخاب كرد. در بخش خارجي هم يك مشكل اساسي وجود دارد: باملاك هاي نمايش فيلم ما، در دنيا هيچ فيلمي توليدنمي شود كه بدون حذف در ايران قابل نمايش باشد. بنابراين برگزاركنندگان با مراجعه به منابع فيلمهاي آرشيوي، نمايش داده شده در سالهاي قبل را تحت عناوين مختلف نشان مي دهند و فيلمهاي خارجي جديد راهم با حذف هاي جدي ( 40 10 تا دقيقه ) نمايش مي دهند. اين تصوير جشنواره فيلم فجر است كه در چند سال اخيرروند يكساني را طي كرده است. علي معلم (سردبير ماهنامه تصوير )جشنواره پانزدهم با همان اشتباهات جشنواره هاي ديگر برگزار شد. هر سال مقداري فيلم بدون برنامه ريزي خاصي (معمولا از دو ماه قبل ) به هر نحوي جمع آوري شده و به نمايش درمي آيند كه اغلب ثمره اي هم ندارد. اميد نجوان (روزنامه اخبار - ماهنامه ويديو )مي توان خوشبين بود، چشم را بست و لبخند زد; به نشانه رضايت! رضايت از فرصتي هر ساله براي ديدن -و بلعيدن! - تصاوير، خشنودي از ديدار دوباره دوستان مطبوعاتي و خواندن نوشته ها و باز هم ديدن. هر سال فيلم ها - و ايضا فيلمسازان - در حالي كه هنوز عرقشان از دويدن از اتاق هاي تدوين به صدا و از آنجا به لابراتوار و... در پايان به سينما خشك نشده مي رسند، هر سال برنامه هاي نمايشي نمايشي، هر است، سال كيفيت از عمق جان و روح كم توان فيلم هابخار مي شود. جواد طوسي (ماهنامه فيلم )يكي از نااميد كننده ترين دوره هاي جشنواره فيلم فجر. تجلي كامل بلاتكليفي سياستگذاران سينماي ايران. تداوم بازي با سينماي آرماني. حضور پررنگ كليشه هاي نخ نما شده فيلمفارسي با توجيه بها دادن به كميت و جذب استعدادهاي جوان. فاتحه خواندن به سينماي متفكر و انديشمند و كفر ابليس بودن سينماي اجتماعي و همچنان اميد واهي به دوره اي ديگر و سالي ديگر... مهرداد فريد (دبير سرويس سينمايي روزنامه سلام ) ضعيفتر! به چند دليل: يكي اينكه تعداد فيلمسازان اول به شكل ناهنجاري زياد بود. البته ممكن است اين به معناي جوان گرايي مسئولان تلقي شود ولي اينطور نيست چون جوان گرايي بايد قاعده مند باشد. اگر بدون توجه به ظرفيت هاي سينما به موضوع پرداخته شود به چرخ صنعتي و اقتصادي سينما لطمه مي زند. دليل دوم عدم حضور فيلمسازان ارزشمند سينماي ايران بود. فيلمسازاني كه به هر حال با هر فيلمي سينماي ايران را به تعالي و پيشرفت نزديك مي كنند. اغلبفيلمسازان موجود هم انتظارات را برآورده نكردند. دليل اين امر به نظر من به نوع مميزي در سينماي ايران مربوط مي شود. به هر حال به جهت اينكه دولت در ساخت فيلم دخالت صددرصد دارد نمي تواند ازمسئوليت ضعيف بودن فيلمها شانه خالي كند. فيلمهاي خوبي چون كيسه برنج، موشك كاغذي، مسافر جنوب و... نمي تواند ما را چندان خوشبين سازد كه اين سياست ادامه پيدا كند. ناصر صفاريان (ماهنامه فيلم - روزنامه سلام )ليلا دلنشين بود. بچه هاي آسمان دوست داشتني بود. سرزمين خورشيد زيبا بود. توفان خوش ساخت بود. سلطان احساس برانگيز بود. موشك كاغذي مجموعه اي از تبحر بود. مسافر جنوب يك كار خوب غيرمنتظره بود اما.. اما اين ها فقط چند استثناء هستند. جريان اصلي و بدنه كلي سينماي فعلي ايران جور ديگري است. جشنواره پانزدهم فيلم فجر آينه خوبي براي انعكاس اين مسئله بود. عاملي براي بازتاب سياستگذاري هاي جديد. برنامه ريزي هايي كه - گويا - نه تنها در عمل هيچ است كه در حد حرف هم چيزي جز حرف نيست. احمد طالبي نژاد (ماهنامه فيلم )جشنواره پانزدهم مثل جشنواره چهاردهم بود و مثل جشنواره سيزدهم! اما در واقع هر دوره جشنواره آينه تمام نماي سينماي ايران است. حال اگر يكسال فيلمها بد باشند جشنواره ضعيف است و اگر فيلمها خوب باشند برعكس. درجشنواره امسال جز چند كار اول مانند مسافر جنوب وموشك كاغذي بقيه فيلمها آثاري پيش پاافتاده و فاقدجذابيت بود چه برسد، به ارزشهاي هنري! اما از اين ميان دو فيلم ليلاي مهرجويي به دليل لحن استعاري بسيار خوبش وسلطان به دليل نزديكي به خودكيميايي از بهترين فيلمهاي امسال به شمار مي رفتند. كامبيز كاهه - سينا مطلبي (دنياي تصوير )در اعتبار جشنواره همين بس كه فيلم والترهيل از برنامه جشنواره حذف و فيلم ترنسن هيل جايگزين آن شد، گيشه فروش عينك سينما كريستال مدعي بود كه دارندگان كارت مطبوعات بايد دو برابر بهاي عادي عينك ها را بپردازند، مديران سينما گاه مورد تعدي متصديان سيار جشنواره قرار مي گرفتند و نمايش فيلم ليلاي مهرجويي در سينما فلسطين به آزموني براي سنجش طاقت و تحمل تماشاگران نگون بخت بدل شد. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. مسعود بخشي (روزنامه رسالت )جشنواره پانزدهم نسبت به دوره هاي قبل نه بهتر بود و نه خيلي خيلي ضعيفتر! جشنواره اي متوسط بود باآثاري ضعيف - فيلمهاي سينماي ايران اغلب تسليم خواسته و سلايق گيشه پسند سازندگان شده بودند. در بخش فيلمهاي خارجي از ده فيلم مهم چهار فيلم نرسيد و بقيه فيلمها آثاري درجه 3 بودند كه با بي نظمي ها و مسائل بسيار نمايش داده شدند. نداشتن زيرنويس، جرح و تعديل فراوان، كيفيت پائين نسخ فيلم ها امسال بيش از گذشته در بخش خارجي ديده مي شد. اما همه اينها به كنار، امسال جلوي سينماهاي نمايش دهنده فيلمهاي جشنواره از صف هاي طولاني مشتاقان سينما خبري جشنواره نبود پانزدهم شور و گرماي سالهاي پيش را نداشت...! حامد عزيزي پانزدهمين سيمرغ از فراز جشنواره سينمايي مابرخاست و ارمغاني بهتر از سالهاي پيش نگذاشت. اين جمله شايد خوش بينانه سخني است كه مي توان در وصف جشنواره امسال گفت. با اين همه چند اثري بود كه آبروي جشنواره را تا حدودي حفظ كرد. بچه هاي آسمان، ليلا، معجزه خنده، نامزدي، كيسه برنج... تنها، فيلمهاي قابل تامل در پانزدهمين دوره بودند، اميد كه شانزدهمين سيمرغ پس از پروازش حاصلي پربارتر و فرزنداني صادق تر برجاي گذارد. عليرضا مجمع (ماهنامه فرهنگ و سينما )جشنواره پانزدهم در ميان دوره هاي گذشته، به هيچ وجه امتيازي براي خود كسب نمي كند در فيلمهاي اين دوره بدون اغراق هيچ خلاقيت و جهشي از سوي فيلمسازان ديده نمي شد. در فيلمهاي مطرح فيلمسازان اول هم نوعي نگاه غربي پسند ديده مي شد كه موجب تاسف است. جشنواره پانزدهم هيچ دستاوردي براي سينماي ما نداشت از امروز در انديشه شانزدهمين دوره باشيم. مسعود فراستي (نقد سينما ) انگار جشنواره اول است. يعني در سال صفر هستيم نه پانزدهم! - 1 فيلمها: بدترين جشنواره گويي در ده سال اخيرنمونه به است زور مي توان يكي و نصفي فيلم را تحمل كرد. وقتي فيلمي متوسط و شرافت مند با كلي لكنت مي بينيد بايد از شادي در پوست خود نگنجيد چرا كه جو دروغ، رياكاري، بي هنري، كاسبكاري و نان به نرخ روز خوردن و دكان دو نبش است. - 2 سينماها: امسال هنگام ورود به سالنهاي سينما گويي وارد محيط امنيتي مي شديم انگار در اين سالنها فيلم نمايش نمي دادند و قرار است كنفرانس سياسي وزارت امور خارجه! برگزار شود. لحن برخورد مامورين و بازرسي آنها به نحوي بود كه گويي يا ما اشتباه آمده بوديم يا آنها محيط فرهنگي را اشتباه گرفته اند. - 3 فيلمهاي خارجي: فيلمهاي خارجي قابل ديدن به شدت كم بود و نيمي از آنها هم نرسيد. به سختي مي شد يكي دو فيلم خارجي خوب را انتخاب كرد به خصوص اغلب فيلمها بدون زيرنويس بودند. من نمي دانم در يك سالن سينما چند نفر ممكن است زبان ايتاليايي بلد باشند...! - 3 آراء نامزدان: نامزدهاي انتخابي هيئت داوران از آن شاهكارها بود كه اين هم ركورد بدي در قضاوت و ركورد مصلحت انديشي و ركورد همه را به نوعي حفظ كردند. شكست همه چيز در اين آراء ديده مي شد به جز سينما. مثلا بدترين بازيگر زن كانديداي بهترين شده است! بولتن هم خيلي با مزه بود. هر روز با تومان 50قيمت چاپ مي شد من فكر مي كنم صد تا هم فروش نكرد. معلوم نبود براي چه كسي چاپ مي شود. مسئول روابط عمومي هرگز در سينما ديده نشد و بسياري ازفاميلهاي 5 تا 90 ساله كارت مطبوعاتي داشتند!! تا چند فيلم را از روي زمين نظاره كنيم.