Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751218-16369S1

Date of Document: 1997-03-09

براي حفظ اين بستر حيات... قشم آب مي رود... ( ) 2 حفظ قشم، يك طرح بزرگ ميهني است براي مقابله با بحران فرسايش خاك، از هر دو نفر شاغل در منطقه آزاد قشم، يك نفر در بخش فضاي سبز مشغول به كار است اشاره: در نخستين بخش از گزارش قشم خوانديم كه اين خاكپاره بزرگ ميهن را كه همچون نهنگي بر معبر يكي از مهم ترين گذرگاه هاي آبي تن جهان، به آبهاي گرم خليج فارس يله كرده است، فرسايش خاك به شدت تهديد مي كند. بي برگ و باري زمين اين جزيره موجب شده حتي رويه اي نسيمي، از خاك را به آسمان ببرد و با هر رگبار، انبوهي خاك به دريا بريزد. در باز جست خاستگاه هاي اين مصيبت طبيعي كه خانمان قشم را برگذر باد قرار داده است، و نيز در تلاش براي يافتن راه هايي كه خاك قشم را استوار گردانيده و سرسبزي دوباره را به آن بازگرداند، دومين بخش اين گزارش را پي مي گيريم. همچنانكه پيش از اين نيز گفتيم، اميد آن داريم اين گزارش روزگار قشم را چون آينه اي بازتاباند تا دريابيم فرسايش خاك كه اكنون به جد گرفته نمي شود، چه مي تواند با خاك ميهن ما بكند. قشم اين بزرگترين جزيره خليج فارس، همچنانكه در نخستين بخش اين نوشتار گفتيم در سده هاي دور براي خود جاه و جلالي داشته است. دكتر قهرمان، استاد دانشگاه تهران، در همايشي با هدف بررسي راه هاي گسترش فضاي سبز و بازسازي سيماي طبيعي جزيره قشم، در اين باره مي گويد: قشم از آغاز تاريخ تاكنون هميشه مسكوني و معمور بوده است. در گذشته، حاكمان، امرا وحتي سلاطين مقتدري داشته كه براي حفظآن از يورش متجاوزان جهان خوار تاريخ و حتي دزدان دريايي و همچنين براي صيانت بر سه جزيره ديگر نزديك آن، نيروي زميني و دريايي كارآمد در آن مستقر كرده اند. آثار استحكامات نظامي و قلاع قديمي مربوط به حكومت مركزي و امرا و حكام محلي و استيلاگران بيگانه وهمچنين وجود ويرانه هاي باقي مانده از اماكن فرهنگي وديني - چون نيايشگاه مهرپرستان، آتشكده ها و مساجدتاريخي كه هنوز هم معمورهستند، همه مويد قدرت نظامي و نفوذ فرهنگي جزيره قشم در عمر هزاران ساله آن است و نقش حساس و تاثير موقعيت جغرافيايي اين جزيره دركنترل آبراه تنگه هرمز در طول زمان، خود مقوله اي ديگر از بروزحادثه ها و وقايع تاريخي آن و همچنين تاريخ كشور ما است. مهندس سادات قائم مقام منطقه آزاد قشم نيز در اين باره تاكيد مي كند: كهنسالان قشم خاطرات شنيدني و گرانبها از روزگاران ديرين جزيره نقل مي كنند كه حاكي از سرسبزي و آباداني جزيره است. شواهد و مدارك تاريخي نيز نشان مي دهد جزيره قشم در گذشته يكي از نقاط آباد و پرجمعيت ايران محسوب مي شده و در دوران هاي تاريخ از رونق و شكوفايي و اعتبار چشمگير برخوردار بوده و از مراكز كشاورزي وبازرگاني در سواحل جنوبي ايران به حساب مي آمده است. وجود آثار و بقاياي تاريخي در گوشه و كنار جزيره چون غارهاي فرس آثار باقي مانده از سلسله پادشاهان توران شاهي در توريان و مساجد و قبرستان هاي قديمي همگي گواه بر آن است كه قشم قبل و بعد از اسلام، آباد و پرجمعيت و مورد توجه بوده است. آغاز تفتيدگي اما در گذر ايام، اين سرسبزي و آباداني پايدار نبود و كار به آنجارسيد كه در دوره معاصر، از دويست سال پيش به اين سو، قشم اندك اندك بي آب و رنگ تر شد تا سال 1369 كه در غوغاي تجارت و صنعت واعلام آن به عنوان منطقه آزاد، از خواب گران دويست ساله تا برخاست، شايد كه دوباره كام از روزگار بستاند و رونق پيشين بازيابد. اما، اينكه چرا قشم به دام تفتيدگي افتاد، پاسخي چند پهلو دارد. گروهي از مورخان به دو مسئله شيوع بيماري هاي همه گير و وقوع زلزله هاي خانمان برانداز اشاره كرده اند كه آخرين موارد آنها طاعون وزلزله مشهور قشم بوده كه حدود يكصد سال پيش رخ داده و به ظاهر بسياري از جمعيت قشم را به دام مرگ كشيده يا به مهاجرت واداشته است. اما شواهد نشان مي دهد اين دو مورد نمي توانسته عامل رنگ باختگي قشم باشد. قشم مرگ و ميرهاي دسته جمعي زياد به خود ديده و طاعون يا زلزله صدسال پيش چندان وخيم تر از بسياري موارد پيشين نبوده، كه بتواند نقطه پاياني بر روزگار آباداني قشم باشد. نكته مورد توافق اغلب كارشناسان اين است كه قشم از آن رو به قهقراي محيط زيستي دچار شد كه شرايط زيستي آن تحت تاثير دو عامل طبيعي و انساني تغيير يافت. امروزه به تقريب مي توان گفت جغرافي دانان و اقليم شناسان ايران درباره اين نكته اتفاق نظر دارند كه در سده هاي پيشين، عرصه هاي جنوبي ايران با حاكميت اقليمي گرم و خشك كه پيش از آن، دست كم با اين شدت دچار آن نبوده اند، روبه رو شده اند، بياباني شدن كرمان و سيستان كه حتي در سفرنامه ناصرخسرو از آنها به عنوان سرزمين هايي سرسبز و برخوردار از جنگل هاي انبوه ياد شده است، گواه ديگري است بر اين يافته اقليم شناسان. قشم نيز البته دور از ايلغاراين موج خشك و گرم نبوده است و كم شدن رطوبت و افزايش دما موجب شده به تدريج پوشش گياهي آن كمتر و زيستبوم آن شكننده تر بشود. جز اين عامل طبيعي، از فعاليت هاي مخرب انساني نيز به عنوان يكي از عوامل عمده دگرگوني طبيعت قشم ياد مي شود. بهره برداري بي رويه از پوشش گياهي و چراي بي رويه دام، دو نمونه از اين دستكاري هاي مخرب در طبيعت است. حتي هم اكنون نيز كه يكي از پرهزينه ترين طرح هاي گسترش فضاي سبز جهان، طرح هشت ميليارد ريالي كمربند جنگل حرا - در اين جزيره در حال اجرا است، هنوز بزها، به عنوان يكي از راه هاي تامين معيشت روستاييان قشم در عرصه اين جزيره جولان مي دهند و هر جا كه در شكاف سنگي، بوته اي گير بياورند، آن را از بن، برمي كنند. تاثير متقابل تخريب طبيعت و معيشت انسان، دو سويه و مستقيم است: با تخريب طبيعت، انسان فقيرتر مي شود، ناچار به بهره برداري افزون تر از منابع طبيعت است و بدين گونه در سرزميني كه شرايط زيستبومي از جريان طبيعي خود منحرف شده باشد، محيط زيست روز به روز ويران تر مي شود. حفظ اين خاك گران بهانجات قشم از قهقراي طبيعي كنوني بدون شك مستلزم يك حركت بزرگ ملي اما است، تلاش هاي ساليان اخير براي احياي فضاي سبز اين جزيره رانمي توان ناديده گرفت. بدون شك دلمشغولان محيط زيست و طبيعت، نبايد از هيچ فعاليتي در اين باره كوتاهي كنند، اما نگاهي به وسعت فعاليتي كه به ناچار، براي ايجاد فضاي سبز در قشم انجام مي شود، خود مي تواند گوشه اي از تاثير نگران كننده اي را كه فرسايش خاك بر طبيعت ميهن به جا مي گذارد نشان دهد. به گفته مهندس الهي مسئول فضاي سبز منطقه آزاد قشم، هشت ميليارد ريال براي توليد، ايجادو گسترش فضاي سبز در جزيره قشم هزينه شده است و هم اكنون در قالب يك بسيج عمومي، روزانه چهارده هزار اصله نهال حرا در سواحل جزيره و دست كم 5 هزار نهال در خشكي آن كاشته مي شود. ادامه دارد