Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751216-16298S1

Date of Document: 1997-03-07

قشربندي اجتماعي در عصر جديد بر اساس نظرات ماكس وبر، منابع كمياب كه در جامعه منبع قدرت مي باشند به سه شاخه تقسيم مي شوند: طبقه اجتماعي، منزلت و حزب نوشته: اشلمن جي روس و بارباراجي. كاشيرن ترجمه: فردين عليخواه اشاره: جايگاه افراد در جامعه بر اساس چه معيارهايي تعيين مي گردد و اين معيارها چگونه مورد ارزيابي قرار؟ مي گيرند جامعه شناساني چون ماكس وبر به بحث و بررسي فراواني پيرامون اين موضوع پرداخته اند شان، ثروت و حزب عناصر اصلي وتعيين كننده موقعيت اجتماعي فرددر نظر ماكس وبر مي باشند، درمقابل، ماركسيستها به نقد آن پرداخته و به گونه اي ديگر به موضوع مي پردازند. انديشمندان متاخر در قالب نظريه ساختاري -كاركردي از زاويه اي متفاوت بحث را مي شكافند. چكيده نظرات اين جامعه شناسان در اين مقاله مطرح شده است كه مي خوانيم. سرويس مقالات لئونيد برژنف (Brezhnev Leonid) به روشني از كمونيست هاي ديگر متمايز بود. او رهبر قدرتمند يك ملت بوده و نسبت به ديگر هموطنان خود در وضعيت مالي مناسبتري قرار داشت. چرا وي اين چنين قدرتمند بود كه مي توانست بر ملتي حكم راند و به رفاهي قابل توجه دست يابد و در حالي كه شهروندان ديگر مي بايست براي تامين نيازهاي اساسي خود در صفوف طولاني، انتظار؟ مي كشيدند در ايالات متحده امريكا، راكفلرها (Rockefellers) و كندي ها ( Kennedys) ثروت كلاني را در اختيار دارند و در منازل زيبا وويلاهاي زمستاني و تابستاني لوكس زندگي مي نمايند، نلسون راكفلر به مقام معاون رئيس جمهوري و كندي به رياست جمهوري ايالت متحده رسيدند. چرا اينان بدين شكل صاحبثروت و قدرت ؟ مي شوند در حالي كه ديگر امريكاييان در منازلي ساده زندگي؟ مي نمايند نابرابري ( Inequality) يا توزيع نابرابر منابع يا كالاهاي كميابدر برخي از جوامع در اشكال گوناگوني يافت مي شود. كالاها ومنابعي معين در شماري از سرزمين هابه دشواري قابل دسترسي مي باشند. در بعضي از كشورها گوشت كمياباست ولي در بعضي ديگر به وفوريافت مي شود. زمين در شماري ازنقاط جهان جزء منابع كمياب است و در نقاطي ديگر، چنان فراوان، كه حتي كسي ادعاي مالكيت بر آن در راندارد بعضي از جوامع كارگر به اندازه كافي موجود نيست و به همين جهت كودكان منبع ارزشمندي محسوب مي شوند. آنها در مزرعه خانوادگي كار مي كنند و براي والدين پيرشان محصول به دست مي آورند; به علاوه در اين جوامع مردي كه داراي فرزندان بيشتري باشد ثروتمند به شمار مي آيد. برخي كالاها در شماري از فرهنگها كمياب هستند. مهم در ايالات متحده هم در كشورهاي كمونيستي (سابق ) خانه هاي مجلل واتومبيل هاي لوكس از كالاهاي كمياب به شمار مي آيند. كسي كه منابع كمياب را در كنترل قدرت دارد، را نيز در اختيار دارد. قدرت ( Power) توانايي به دست آوردن اختيار يك شخص -حتي اگر ديگران مانع شوند - راگويند. مردمي كه خود قادرندغذايشان را توليد كنند، ارتش خود را سامان دهند و... برآنها كه نسبت به انجام اين امور ناتوانند، قدرتمندترهستند. ما مردم را بر اساس منابع كميابي كه در كنترل دارند، رده بندي مي كنيم. پول و دارايي در جامعه ايالات متحده از منابع كمياب محسوبمي شود و كساني كه صاحب مقادير فراوان دارايي و پول هستند افراد ثروتمند - مي توانند از اين منبع، قدرت به دست بياورند. گفته مي شود كه افراد بسيار منابع متنفذ، كمياب بيشتري را در كنترل دارند و از اين طريق مي توانند قدرت را صاحب شوند. رهبران سياسي نيز داراي قدرت هستند، چون در موقعيتي قرار دارند كه اعضاي حزب سياسي را كنترل مي نمايند. اين رده بندي مردم بر اساس ثروت، شان يا موقعيت حزبي تحت عنوان قشربندي ( Stratification)اجتماعي شناخته مي شود. قشربندي، فقير را از ثروتمند و صاحب قدرت را از بي قدرت متمايز مي سازد. كساني كه داراي منابع كمياب هستند در رده بالا قرار مي گيرند. جايي كه ما در نظام قشربندي به خوداختصاص مي دهيم بر بخش هاي مختلف زندگي مان تاثير مي گذارد: محله اي كه زندگي مي كنيم، مدرسه اي كه مي رويم، شغلي كه داريم، نوع خوراك مصرفي، به كسي كه راي مي دهيم، كسي كه با او ازدواج مي كنيم، ورزشي، كارهاي تفريحي و رفاه، تماما به وسيله جايگاهي كه جامعه به ما در رده بندي مي دهد، تحت تاثير قرار مي گيرند. بنابر اين تعجبآميز نيست كه قشربندي اجتماعي به نحو چشمگيري مورد علاقه جامعه شناسان است. - 1 منبع قدرت بر اساس نظرات ماكس وبر (Weber Max 19201864 ) جامعه شناس آلماني، منابع كميابكه در جامعه منبع قدرت اند به سه شاخه تقسيم مي شوند: طبقه اجتماعي (class Socia) منزلت ( Status) وحزب (Party). ) 11 طبقه اجتماعي: طبقه اجتماعي بر پايه چندين عامل مرتبط و نزديك به هم قرار داردكه عبارتند از: ثروت، قدرتي كه از ثروت ناشي مي شود و فرصت هاي زندگي براي به دست آوردن ثروت. فرصت هاي زندگي مجالهايي هستند كه افراد قادر مي شوند به درآمد خودبهبود بخشند. يك زن از طبقه متوسطبالا مجال بهتري براي تحصيلات مناسب دارد و مي تواند شغل درخوري به دست بياورد، اما زني از طبقات پايين تر چنين موقعيتي ندارد. كارل ماركس ( KarXMaRx 18831818 ) و انگلس ( engels) در مانيفيست كمونيست ( ) 1848 بحث مي نمايند كه طبقه اجتماعي كاملا بر پايه ثروت استوار است. بورژوازي به دليل آن كه مالكيت انحصاري وسايل توليد رادر دست داشت - مزارع و كارخانه هايي كه غذا و امكانات را توليدمي كردند - توانست يك طبقه را تشكيل دهد. پرولتاريا ( كارگران ) نيز تشكيل دهنده يك طبقه بودند اما نه به اين علت كه زمين داشتند تابدانوسيله خوراك خود را فراهم نمايندو نه به اين جهت كه ابزاري داشتند تابدانوسيله نيازهاي اساسي شان را رفع كنند بلكه به اين علت كه مي توانستندنيروي كار خود را به صاحبان كارخانجات بفروشند. در مقابل صاحبان ثروت ( بورژوازي ) چون كنترل وسايل توليد رادر دست داشتند، قدرت نيز در اين اختيارآنهابود طبقه قادر بودند فقرا را - پرولتاريا -وقتي كه برايشان سودمندبودند اجير نمايند و هنگامي كه براي مدت نه چندان طولاني مورد احتياج نبودند آنها را اخراج كنند. ثروتمندان مي توانستند به واسطه كار فقرا، سودي دراختيار گيرند اما برعكس، فقرا به علت نداشتن قدرت نمي توانستند براي سودهاي ناشي از كارشان ادعايي داشته باشند. ماكس وبر اين نظر را پذيرفت كه طبقه اجتماعي بر پايه ثروت استواراست، اما او افزود كه فرصتي كه بدانوسيله ثروت به دست مي آيدبه اندازه خود ثروت مهم قلمداد مي شود. وي چنين بيان مي دارد كه براي مثال فرصت زندگي در بازار جهت تحصيل ثروت، به امكان فراهم نمودن سودبيشتر بستگي دارد. افرادي كه در بازارداراي منابع كمياب غير از خودثروت هستند، مانند آموزش مهارت هاي پيشرفته، ويژه و سرويس مناسب درفروش، قدرت را در اختياردارند. آنها مي توانند به هنگامي كه قيمت ها برايشان مناسب است محصولات خود را عرضه بدارند و يا محصول را به كسي بفروشند كه بالاترين قيمت را پيشنهاد نمايدو يا هنگامي كه قيمت به سودشان نيست مي توانند از فروش امتناع پس طبقه ورزند اجتماعي به وسيله فرصت هاي زندگي كه از طريق آنها ثروت حاصل مي شود، به اندازه خود ثروت مهم و تعيين كننده است. ادامه دارد