Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751214-16194S1

Date of Document: 1997-03-05

صنعت جهانگردي ايران واماندگي يك ثروت بزرگ نگاهي به جاذبه ها، موقعيت كنوني و تنگناهاي صنعت جهانگردي ايران صنعت جهانگردي در دنيا با رشد /3 4سالانه درصد و درامدي /3 5درحدود تريليون دلار 200 ميليون نفر در سراسر گيتي را به كار مشغول كرده است. اين صنعت روبه رشد در جهان در قرن آتي به درامد سرشارتر از بازرگاني جهاني خواهد رسيد و در اين راستا فعاليت بخشهاي دولتي وخصوصي پركار در صنعت جهانگردي براي جذب جهانگردان با رقابت فشرده تري ادامه مي يابد. جهانگردي گذشته از آنكه عامل تبادل فرهنگي ميان نقش ملتهاست، بسزايي در درامدهاي ارزي بسياري از كشورها دارد و نقاطضعف صنعت و كشاورزي درتامين تقاضاي ملي را پوشش مي دهد. با وجود بازار پردرامد و وسيع جهانگردي در سطح جهاني، سهم ايران در اين حيطه بسيار ناچيز است. اين سهم با استعداد و توان چشمگير جغرافيايي، تاريخي، فرهنگي و... ايران هيچگونه تناسبي ندارد. علي رغم اهميت و ضرورت گسترش صنعت جهانگردي در كشور و تاكيد صاحبنظران ومسئولين در اين باره تاكنون اين صنعت آنگونه كه بايد و شايد نتوانسته است جايگاه شايسته خود را در اين مرز و بوم پيدا كند. به باور همه صنعت دست اندركاران، جهانگردي ايران بسياركم توان وبا هزار و يك مشكل روبروست. آيا عقبماندگي صنعت جهانگردي در ايران ناشي از مخالفت هاي بنيادي با اين صنعت است يا مشكلات ديگري در اين زمينه وجود؟ دارد چرا ماكه از لحاظ فراواني و تنوع ميراث هاي فرهنگي و آثارتاريخي يكي از ده كشور جهان محسوب مي شويم، از حيث صنعت جهانگردي در فهرست 50 كشوراول جهان جائي نداريم. چراتركيه ومالزي مي توانند ازصنعت جهانگردي خود سالي 4 تاميليارد 5 دلار درامد داشته باشند اما سهم ما بنا بر آمار دولتي از چند صدميليون بيشتر؟ نيست . اكبر غمخوارـ مدير عامل سازمان سياحتي و مراكز تفريحي بنياد مستضعفان و جانبازان مي گويد: ايران مهد يكي از 3 تمدن بشري است و نيز به دليل داشتن منابع طبيعي، فرهنگي، تاريخي و ... جزو 10 كشور اول جهان است اماسهم اين كشور از درامد جهانگردي بين المللي بسيار ناچيز است. درامد حاصل از جهانگردي درسال 1994 ميلادي براي كشورهاي ايتاليا و اسپانيا به ترتيببرابر با 27 و 42 ميليارد دلاريا در حدود 8 تا 10 درصد توليد ناخالص ملي آنها بوده است. درحالي كه اين رقم براي ايران ميليون 250دلار /0 0006يا درامدجهاني از اين صنعت است. همچنين درامد ارزي فرانسه ازاين صنعت 50 ميليارد دلار وسنگاپور كه از هيچ لحاظ قابل مقايسه با ايران ميليارد 11 نيست دلار يا در درصد 60حدود كل درامد ارزي ايران است. قبرس نيز كه جزيره اي بيش نيست و از شرايط سياسي ناپايدار برخوردار درصد 35 است درامد خود را از راه جهانگردي به دست مي آورد. كم توجهي به صنعت جهانگردي در ايران با آنهمه داشته ها در حالي است كه سايرين اين صنعت را به عنوان يك هدف استراتژيك به شمار مي آورند و در راه رشد و توسعه آن تلاش مي كنند. كشورهاي مختلف با درك اهميت هنرـ صنعت جهانگردي به فعاليت پرداخته اند و با ديدي صرفا اقتصادي مي كوشند فرايندهاي جهانگردي را روزبه روز بالاتر ببرند. كشورهايي چون اسپانيا، مصر و تركيه با اينكه از لحاظ صنعتي و اقتصادي در مرتبه اي مياني وپائين تر قرار دارند اماتوانسته اند از رهگذر صنعت جهانگردي به درامدهاي كلاني دست يابند، حتي جهانگردي در اقتصادبرخي از اين كشورها حرف اول رامي زند. نتيجه جستارها نشان مي دهدعواملي كه وجهه اجتماعي فرهنگي، و اجرايي دارند موجبعقبماندگي صنعت جهانگردي درايران شده است. يكي از اين موانع، برداشتهاي نادرست بسياري از جهانگردان خارجي درباره ايران و پندارهاي نابجاي پاره اي مسئولين وذهنيت منفي مردم درباره جهانگردي است. تغيير و تحولاتي كه پس ازپيروزي انقلاب در ايران اتفاق افتاد ونحوه انعكاس آن در محافل خبري، موجب شد ذهنيت نازيبايي از طرز رفتار ايرانيان نسبت به خارجيان ايجاد شود و بسياري از افراد و جهانگردان خارجي، انگيزه لازم براي مسافرت به ايران را نداشته باشند. مدير يك دفتر جهانگردي مي گويد: پس از استقرار حكومت اسلامي در ايران، تبليغات مغرضانه رسانه هاي خارجي عليه ايران چنان بود كه تصوير تيره اي از كشور ما در اذهان خارجي نقش بست. پس از پايان جنگ، تلاش بسياري براي جذب جهانگرد انجام داديم وبالاخره توانستيم يك گروه جهانگرد ژاپني به ايران دعوت كنيم. وقتي در فرودگاه مهرآبادبه استقبال آنها رفتم، ازاظهاراتشان پي بردم كه تا چه اندازه ذهنيت آشفته اي نسبت به ميهن ما دارند. همين فرد مي گويد: در ميان اعضاي اين گروه فردي بود كه علاوه برغذا، ليتر 40 آب آشاميدني به همراه آورده بود. او شنيده بود كه در ايران جنگ زده، آب و غذا پيدا نمي شود! مشكل بزرگ ديگر، تصورات وطرز تلقي برخي از مسئولان درمورد جهانگردي هنوز است هم افرادي هستند كه تا سخن از جهانگردي به ميان مي آيد، فقط اثرات زيانبار فرهنگي ـ اجتماعي آن را گوشزد مي كنند. مساله ديگر، ذهنيت مردم است. بسياري از مردم كه از مزايا و سودمندي هاي اقتصادي و اجتماعي اين صنعت آگاهي ندارندنمي دانند اين امر به منزله يك اهرم اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي عمل مي كند و جهانگردي را پديده اي مذموم در مي دانند صورتي كه اگر بتوان جهانگردان را با فرهنگ و ارزش هاي فرهنگي و اسلامي كشور آشنا كرد، اين افراد در بازگشت به وطن مبلغان خود، خوبي براي ما خواهندبود. برخي مردم مي پندارند كه جهانگردي موجب تخريب وآسيبرساني به خرده فرهنگ هاي محلي در كشور مردم مي شود باديدن حالات، روحيات و رفتارهاي نامتجانس جهانگردان با فرهنگ بومي خويش تحت تاثير الگوها و طرز رفتار آنها قرار گيرند و كم كم نسبت به عناصر فرهنگي خويش بيگانه شوند و به تقليد و دنباله روي از اين رفتارها رو آورند. اكبر غمخوار مي گويد: از دلايل وجود اين باور، عدم آگاهي كافي درباره جهانگردي آگاهي است از نوع جهانگردان، انگيزه هاي جهانگردي، نحوه بازديد ازجاذبه ها ومناطق مختلف كشور اگردر برنامه ها منظور شود و مردم ومسئولين از چگونگي آن اطلاع حاصل كنند، اين مشكل حل ضمن خواهدشد آنكه هميشه در همه جارسم بر اين است كه جامعه برفرد اثر مي گذارد، لذاجامعه ما قطعا بر روي جهانگرداني كه به ايران تاثير مي آيند، خواهد گذاشت. نبود اصول و روش هاي برقراري ارتباط با جهانگردان، يكسان نبودن قيمت كالاها و نامناسب خدمات، بودن سرويس هاي بهداشتي اماكن عمومي مستقر در حاشيه مراكز و بناهاي تاريخي، معدود بودن راههاي زميني مناسب، نبود امكاناتي نظير پمپ بنزين و تعميرگاههاي بين جاده اي، فقدان تجهيزات و تسهيلات در ورود و خروجي اتباع بيگانه، نبود اقامتگاه دفاتر كافي، خدماتي مناسب و منظم مسافرتي و نيز وسايل ارتباطي كافي از ديگر موانع موجود بر سرراه توسعه جهانگردي در ايران است. در كشور كوچكي مثل مالزي ميليون 18با نفر جمعيت بيش از 20 مهمانخانه 5 ستاره نوبنياد دراختيار جهانگردان قرار دارد در حالي كه در ايران تنها 8 مهمانخانه 5 ستاره وجود دارد كه 7 مهمانخانه آن قبل از انقلاب احداث شده و بر اثر افت كيفي امروزه نمي توان آن را 5 ستاره ناميد. پر بودن و بي برنامگي پروازهاي داخلي، تاخيرهاي پيش بيني نشده، سليقه اي عمل كردن برخي ماموران به ويژه درمبادي ورودي و خروجي گمرك، نابساماني و يا نبود اتوبوس هاي درون شهري و برون شهري در كنار فرودگاهها، غيراستاندارد بودن وسائط نقليه عمومي، فقدان برنامه مشخص اداره اماكن ميراث فرهنگي براي بازديد جهانگردان و از همه مهمتر مشخص نبودن متولي واقعي صنعت جهانگردي و به عبارتي نبود يك مركز تصميم گيري وهدايت كننده واحد از ديگرمشكلات و موانعي است كه كارشناسان به آنها اشاره مي كنند. اين قبيل موانع و معضلات موجبشده است كه علاوه بر اتكاءايران به درامدهاي نفتي، كشورما نتواند علي رغم آنهمه امكانات، سهم و جايگاه مناسبي در جهانگردي بين جهاني داشته باشد به اين ترتيب بخش بزرگي از توان، استعدادو ثروت هاي ملي ما بدون استفاده باقي بماند. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مي گويد: در بسياري چندين كشورها، برابر درامدي كه ما ازصادرات نفت بدست از مي آوريم، صنعت جهانگردي حاصل البته مي شود، براي آنها اين صنعت به يك سنت تبديل شده است. اين گروه از كشورها در طول ساليان دراز، چگونگي پذيرايي و استقبال ازجهانگردان را آموخته وبه دفعات به اجراي قوانين و اصلاح و بهبود آن پرداخته اند و در واقع به جزئيات اجرايي صنعت جهانگردي مسلط شده اند. ما در صنعت جهانگردي و راه اندازي در يك بيستم آن مرحله كه بايد باشيم قرار داريم. چه به لحاظ تعداد جهانگرداني كه به ايران مي آيند و مي توانند بيايند و چه به لحاظ درامد حاصل از اين صنعت. يعني اگر هزار 300 جهانگرد ميليون 6به نفر و 170 ميليون دلاردرامدحاصل از آن به 4 ميليارددلار برسد تازه به يك حدعادي و متوسط رسيده ايم. پيش بيني ما اين است كه درانتهاي برنامه 5 ساله دوم درمقايسه با وضع كنوني رشدي معادل درصد 300 داشته باشيم. اما هنوزدر عنفوان جواني اين صنعت بسرمي بريم و هر صنعت مشكلات جواني، زيادي دارد. ما بايد باديد منتقدانه به چنين صنعتي بنگريم و سعي در رفع مشكلات و نواقص آن كنيم. توقع ما بيش از آن است كه به حد عادي و متوسط برسيم زيرا ايران مهدتمدن بوده است و سرمايه هاي مابه لحاظ جذابيت، قابل مقايسه با ساير كشورهاي جهان نيست. او مي افزايد: اگر بتوانيم اين سرمايه را به طور مناسبي براي مشاهده، عبرت و بهره برداري فرهنگي بكار بريم، به مراحل بالاتر از حد عادي مي رسيم و اين گفته كه بايد صنعت جهانگردي را جايگزين صادرات نفتي كنيم، از شعار به عمل مي رسد. ادامه دارد