Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751214-16175S1

Date of Document: 1997-03-05

گوناگوني خلاق ما ( ) 7 فصل اول آيين جهاني نوين جهان چون دهكده اي است كه به ما تعلق دارد. اگر خانه اي از آن دچار آتش سوزي بلافاصله شود، بامهايي كه بر فراز سر همگان با است، خطر روبرو خواهند شد. چنانچه يكي از ما براي بازسازي تلاش كند، كوششهايش نمادين خواهد بود. همبستگي بايد رسم زندگي هر روز ما گردد. هر يك از ما بايد گوشه اي از بار مسئوليت همگاني را بردوش كشيم. ژاك دلور (Delors Jacques)چرا به يك آيين جهاني نيازمنديم دستيابي به توسعه، تلاشي پيچيده و همراه بابلند پروازي است. به منظور فراهم آوردن شرايطي كه در آن، همه انسانها و در تمام نقاط جهان، اجازه يك زندگي شايسته ومعنادار را داشته باشند، بايد توانهاي عظيم انساني را بكار گرفت و در سياستگزاريهاي كنوني تغييراتي را كه معمولا به سختي نيز بدست مي آيد، بوجود آورد. همينكه جهان با مشكلات بيشمار ديگري روبرو شود، مشكلاتي كه به گونه اي با چالش توسعه پيوستگي دارند و يا بخشي از اين چالش بشمار مي روند و نيز با توجه به اينكه هريك از اين مشكلات به خودي خود فشار وارد مي سازند و به يك اندازه خواهان توجه فوري هستند، انجام دو امر ضروري يادشده در بالا بيش از پيش لازم مي گردد. اماآرنولد توينبي (Toynbee Arnold) معتقد است عصر كنوني ما، اولين نسل از زمان طلوع تاريخ تا امروز است كه انسانهاي آن جرات پيدا كرده اند اين باور را پيدا كنند كه تنهاراه عملي، برخوردار كردن همه نژادهاي انساني از منافع تمدن است. نمي توان سابقه اي را براي بزرگي اين مشكلات در نظر گرفت. لازمه دستيابي به پيشرفتهاي آشكار، همكاري و حسن نيت مردم سراسر جهان است. به منظور فراهم آوردن آينده اي بهتر براي همگان بايد فداكاريهايي صورت گيرد ودگرگونيهاي عميقي در آداب مردمي (از جمله در آداب فرهنگي ) و رفتار پديدار شود، مانند دگرگوني در اولويتهاي اجتماعي مردم، در نظام آموزشي، در الگوهاي مصرف و حتي دگرگوني در عقايد بنيادي در خصوص چگونگي ارتباط فرد با جامعه و با كره زمين. دولتها و رهبران سياسي بايد در متقاعد ساختن مردم خود نسبت به نيازي كه براي ايجاد تغيير و ارائه تدابير جديد سياسي، اقتصادي و اجتماعي حس مي شود، قاطعانه عمل كنند. با وجود اين، تمايل خود مردم براي مقابله با اصول مزاحم و اينكه بخواهند خودشان تجربه و نتايج بدست آمده را در زندگي روزمره پياده كنند، در ايجاد دگرگونيها بيشتر موثر است. همچنين توانايي مردم در متوجه ساختن دولتها به نيازها و تقاضاهاي اجتماعي را نيز نبايد در اين امر ناديده گرفت.