Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751213-16113S1

Date of Document: 1997-03-04

دبيركل جمعيت دفاع از ارزشهاي انقلاب اسلامي در گفتگو با همشهري: انتخابات رياست جمهوري، ميدان آزمون حساسي براي گروههاي سياسي است هرگونه برخورد ناسالم خطي و جناحي رسانه ها با مسائل سياسي كشور به نفع دشمن تمام مي شود مردم بايد ارزش راي خود را در انتخابات بدانند در عصر جديد، درصندوق خلق راي تقلب مي شود كه اين كارخطرناكتر از تقلب درصندوق اخذ راي است اسلام، دين معنويت جدا از ماديت نيست روحانيت بايد به گونه اي عمل كند كه حالت پدري و نفوذمعنوي خود را نسبت به همه گروههاي سياسي حفظ كند كمتر از سه ماه به برگزاري انتخابات رياست جمهوري باقي است. از هم اكنون، موضوع انتخابات، چهره هاي داوطلب تصدي عالي ترين سمت اجرايي كشور و حركت گروههاي سياسي در اين زمينه، در صدرمطالب نشريات به ويژه روزنامه ها قرار گرفته است. همشهري قصد دارد براي آشنايي بيشتر خوانندگان با ديدگاههاي نامزدهاي اين انتخابات، يك سلسله گفت وگو با آنان انجام دهد. آنچه امروز از نظر گراميتان مي گذرد، نخستين گفتگو از اين مجموعه است كه با حجت الاسلام والمسلمين محمدي ري شهري دبيركل جمعيت دفاع از ارزشهاي اسلامي صورت گرفته است. اساسا چرا و چگونه به فكر نامزد شدن در انتخابات رياست جمهوري ؟ افتاديد در ابتدا از برادران عزيز روزنامه همشهري تشكر مي كنم و آرزوي موفقيت براي دست اندركاران آن دارم. به دنبال پيشنهادهاي مختلفي كه در اين رابطه به بنده شده بود، و پس ازبررسي هايي كه در جلسات متعدد شوراي مركزي جمعيت دفاع از ارزشهادر اين زمينه صورت گرفت احساس كرديم كه حضور اين جمعيت در صحنه انتخابات نه تنها مفيد بلكه ضروري است و لذا پس از مشورتهايي كه شخصا در اين زمينه پس از اين مقدمات انجام دادم، به اين نتيجه رسيدم كه به عنوان واجب كفايي ضرورت دارد وارد صحنه انتخابات رياست جمهوري شوم. حوادثي كه پس از اين تصميم در صحنه انتخابات تحقق پيدا كرد اين نظر را مورد تاييد قرار داد كه حضور نامزد جمعيت دفاع از ارزشهاي انقلاب اسلامي در صحنه ضروري بود. جنابعالي به عنوان بنيانگذارجمعيت دفاع از ارزشهاي انقلاب اسلامي بفرمائيد كه اين جمعيت به عنوان يك حزب سياسي تلاشهاي اجتماعي خواهد؟ داشت اگر حركت آن تداوم دارد، گستره و حوزه فعاليت آن را لطفا تشريح بفرمائيد. قبلا هم در اين زمينه اعلام نظر اين جمعيت كرده ايم به خواست خدا حيات سياسي خودش را ادامه خواهد داد و با توجه به استقبال گسترده اي كه از حضورجمعيت در سراسر كشور به خصوص از سوي قشر تحصيلكرده و حزباللهي شده است، هر چه ازعمر اين جمعيت مي گذرد بنيانگذاران آن احساس مسئوليت بيشتري در ادامه اين راه مي كنند. اين جمعيت براساس اهدافي كه به طور خلاصه در نام اين جمعيت تبلوريافته تشكيل شده است و فعاليتهايش، جنبه سياسي و فرهنگي دارد و طبيعتا مرزي براي فعاليتهاي خود نمي شناسد و در سراسر كشور و در همه حوزه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ان شاءالله فعاليت خواهد داشت. سرفصل ها و مرامنامه جمعيت را كه نگاه مي كنيم، عناويني را مي بينيم مثل دفاع از ارزشهاي انقلاب اسلامي. با توجه به شناختي كه از شما داريم و نظراتي كه قبلا اعلام فرموديد طرح اين عناوين حتما به معناي اين نخواهد بود كه فقط اين جمعيت از اين ارزشها دفاع مي كند. ما در نظامي زندگي مي كنيم كه همه خودشان را موظف به دفاع از ارزشها مي دانند. به نظر جنابعالي نمي رسد كه در اين كه واقعا حوزه فعاليت سياسي گروهها و احزاب بيشتر روشن بشود لازم است كه سرفصل هاي اجرايي تر و مشخص تري به اين برنامه عملي در زمينه هاي مشخص اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي داده ؟ بشود نامي كه تشكلهاي سياسي براي خود انتخاب مي كنند طبعا حاكي از اولويتهايي است كه در آن تشكلها مورد توجه است. ممكن است يك گروه مدافع يك صنف باشد و يايك تشكل سياسي مدافع تنها يك ارزش از مجموعه ارزشها باشد. با توجه به مباني فرهنگي انقلاب و ارزشي بودن نظام اسلامي، ما اولويت را در اين تشكل به دفاع از مجموعه ارزشهاي اسلامي و انقلابي داديم ولي اين بدان معنا نيست كه ديگران از ارزشها دفاع نمي كنند. و اما در رابطه با مسئله قطعا دوم، ارائه برنامه هاي اجرايي، اقتصادي، فرهنگي در رابطه باآشنا شدن بهتر و بيشتر مردم با جمعيت و با هر تشكلي ازتشكلهاي سياسي، ضروري است. اين بدان معنا نيست كه راه ديگري براي شناخت افرادي كه خصوصا در حوزه مسئوليتهاي اجرايي مي خواهند داوطلب بشوند وجود ندارد. همانطور كه ارتباط وشناخت مردم نسبت به امام، حضرت آيت الله خامنه اي و يا آقاي هاشمي رفسنجاني بدان دليل نبود كه سابقه كار اجرايي، ارائه كرده بودند بلكه سوابق افراد مي تواند روشنگر عملكرد آتي آنهاباشد. اكنون نيز مردم مي توانند با توجه به عملكرد گذشته افرادي كه داوطلب رياست جمهوري هستند، پيش بيني كنند كه درآينده چگونه مي توانند از عهده مسئوليتي كه احيانا به آنهاواگذار مي شود برآيند. تاكنون از طرف شما برنامه اي درباره مسائل اقتصادي نديده ايم. نشريه ارزشها را (آخرين شماره اش ) كه ورق مي زنيم از 16 صفحه يك صفحه اش حدودا راجع به ساختار مالياتي است كه هيچ تحليلي هم نشده، فقط توضيح داده شده است. آيا به عمدجمعيت در اين مورد كمتر موضع ؟ مي گيرد انقلاب ما، يك انقلابفرهنگي و ارزشي است. به اقتصاد نيز قطعا بايد بها داده بشود. ولي نه به اين مفهوم كه اولويت در يك كشور و يك نظام ارزشي، اقتصاد باشد. از نظر اسلام، جامعه اسلامي جامعه اي است كه در اوج تكامل مادي و معنوي باشد. وليكن بي ترديد در حكومت انبياء، اولويت با مسائل فرهنگي است. ما اگر مسائل ارزشي وفرهنگي جامعه خودمان را جدي نگيريم، در زمينه هاي اقتصادي هم مشكل خواهيم داشت. و اين همان مشكلي است كه در حال حاضر با آن مواجه هستيم. البته دولت جناب آقاي هاشمي رفسنجاني، تلاشهاي زيادي را بعمل آورده كه قابل تقدير است ولي هنوز تا جايي كه بايد برسيم فاصله داريم. در رابطه با نشريه ارزشها نيز بطورطبيعي در نشريه اي كه دو هفته نامه است بيشتر ازيك صفحه به اقتصاد نمي رسد ولي درباره برنامه بارها اقتصادي، اعلام كرده ايم كه برنامه داريم وان شاءالله در آينده نزديك، برنامه هاي اقتصادي خودمان را به تفصيل بيان مي كنيم. اين امر بديهي است كه حركت انقلاب ما، حركتي فرهنگي ومبتني بر ارزشهاي اسلامي بوده است براي اداره نظام جمهوري اسلامي هيچ امري مهمتر از اعتدال در كليه رفتارهاي اقتصادي اجتماعي، و فرهنگي نيست و طبيعي است كه هرگونه عدول ازميانه روي، ما را گرفتار افراط يا تفريط خواهد كرد. به طور مثال گروهي از عزيزان انقلاب و نظام، طرفدار تز عدالت اجتماعي مطابق مفهومي هستند كه در تقابل با توسعه آنرا مي بينند ومتقابلا گروهي تحقق عدالت اجتماعي را فقط و فقط از طريق تحقق توسعه و رشد وجوه مختلف نظام مي دانند. در تحير و سرگشتگي بين اين دو جريان فكري، بسياري از مردم و علاقمندان به اسلام ونظام، بدنبال تبيين خط اعتدالند، دنبال ميزان و شاهين تنظيم امورند، بنظر جنابعالي براي اداره كشور كه ضرورتا نيازمندتنظيم و اعتدال است چه بايد؟ كرد چه كسي سياستگذار؟ است چه كسي بايد در برابر افراط و تفريطها ايستادگي ؟ كند طبق قانون اساسي سياستگذار اصلي جمهوري اسلامي، رهبري معظم انقلاب است و در اين مسئله هيچ ترديدي نيست. اسلام دين معنويت جدا از ماديت نيست، معنويت و ماديت در كنار هم دراسلام مطرح است، وليكن طريق رسيدن به اين ماديت توام بامعنويت را قرآن نشان داده است و مي فرمايد: من كان يريدثواب الدنيا فعندالله ثواب الدنيا و الاخره. دنيا به مفهوم توسعه در زمينه هاي مادي است. و كسي كه در پي كسب دنيا باشدبايد آن را نزد خدا بجويد. نزد خدا، هم ارزشهاي مادي است وهم ارزشهاي معنوي. بنا بر اين براي دنيا نيز بايد به سراغ ارزشها رفت. به نظر ما و با برداشت روشني كه از آيات قرآن كريم داريم از طريق ارزشها حتما جامعه مي تواند به يك اقتصاد شكوفا و به توسعه اي بالاتر از آنچه ديگران تصور مي كنندبرسد. ولي خلاف آن ممكن نيست و از طريق توسعه نمي توانيم به ارزشها برسيم و بدون ارزشها توسعه مورد نظر اسلام نيز محقق نمي شود توسعه ماهيت غربي پيدا مي كند و طبق آيات قرآن كريم كسي كه دنيا را مي خواهد، به اندازه تلاش خود به آن مي رسد وليكن ديگر نصيبي از ارزشها ندارد و اين همين ماجرايي است كه الان در غرب وجود ما دارد معتقد هستيم كه از طريق توسعه نمي توانيم به عدالت برسيم، بلكه از طريق ارزشها كه در راسش عدالت است مي توانيم توسعه را محقق كنيم. نكته مهم اين است كه در اسلام توسعه و ارزشها در كنار هم مطرحند و ملازم هم هستند يعني اگر ما در يك جامعه اي ديديم دم از ارزشها مي زنند ولي توسعه ندارند معلوم مي شود كه اين جامعه، جامعه اسلامي نيست. عكس آن هم همين طوراست. اگر جامعه اسلامي را ما بخواهيم تعريف كنيم جامعه اي است كه در اوج تكامل مادي و معنوي است. يعني ماديت منهاي معنويت اسلام نيست، معنويت منهاي ماديت هم اسلام نيست. از بحث هاي روز بحث توسعه است. هركس تعريف خودش را از توسعه مطرح مي كند جنابعالي از توسعه چه مفهومي را مد نظر توسعه؟ داريد به مفهوم رشد كمي و كيفي در همه زمينه هاست. وليكن اين معنايي است كه ما از توسعه داريم. غرب معناي ديگري نسبت به توسعه توسعه دارد مذهبي، سياسي، فرهنگي و توسعه اقتصادي موردنظر غرب را ما نمي توانيم بپذيريم. همانطوري كه گفتيم اين توسعه در چهارچوب مباني ارزشي خودمان بايد باشد. اجازه بفرمائيد از يك زاويه ديگري، موضوع را مطرح چون كنيم، اين مبحث خيلي مهم است و محل سوءتعبير و سوءاستفاده بسياري هم در انتخابات مجلس پنجم شد. ما مي دانيم كه يك محمل بسيار مهم و اساسي حفظ ارزشها، حفظ صيانت و كيان نظام جمهوري اسلامي است. خوب اين پرسش مطرح است كه اگر جمهوري اسلامي مقتدر نباشد تا چه حد خواهيم توانست ارزشهايمان را حفظ كنيم و با اين پيچيدگيهاي روزافزون تكنولوژي راه حل؟ چيست نگاه مي كنيم به كشورهاي مي بينيم همسايه مان كه پاكستان متوسط رشد اقتصادي سالانه اش 6 درصداست 7 6 7 هند درصد است ويتنام 9 درصد است. كشورهاي ديگرمثل 8 9 تركيه درصد ما است اگر از يك ديدگاه استراتژيك وژئوپوليتيك به قضيه نگاه كنيم، وجود يك فاصله در نرخ رشداقتصادي ما با همسايگانمان، اصلا يك مشكل امنيتي به بارمي آورد. بنظر جنابعالي آيا ما ارزشهايمان در آن حالت به شدت هرچه تمامتر در معرض خطر نخواهد؟ افتاد به نظر جنابعالي ما در اين زمينه با حفظ ارزشها چكار بايد بكنيم كه رشد اقتصادي مان راتسريع؟ كنيم براساس نظر جنابعالي سرعت بخشيدن به روند رشداقتصادي، به هيچ وجه به معناي زيرپا گذاشتن ارزشها نيست. يعني اصلا به معناي اين نيست كه ما حتما بايد ارزشها رازيرپا بگذاريم. ولي متاسفانه اين موضوع محل يك كج فهمي قرارگرفته منظور است مباحثي است كه اين دو را رودرروي هم قرارمي دهد. وقتي كه منافع گروهي و سياسي با يك سلسله حقايق در تضاد قرار مي گيرد، آن حقايق ممكن است دچار تحريف بشود. تحقيقا رشد اقتصادي نه تنها هيچ تضادي با ارزشها ندارد، بلكه ملازم يكديگرهستند. از طرف ديگر ما در روايات اسلامي مي خوانيم كه مرز فقر با مرز كفر نزديك است. بنابراين اينگونه كج فهميهارا بايد به حساب مسائل نفساني بگذاريم. در مسائل فردي طبيعتا هر مقدار انسان بر حجم وتوسعه مستحبات فردي اش بيافزايد، مورد ستايش و مدح قرار مي گيرد، در حاليكه بنظر مي رسد الزاما نمي توان رفتار فردي يك شخص را به همان شكل در قالب حيات اجتماعي اش تعميم داد، مثال بزنيم فرضا در نماز فرادي شخص نمازگزار هرچقدر به نوافل و استحبابات مبادرت ورزد، بلحاظ روحي قانع تر و احساس قرب بيشتر با خداي خودمي نمايد، در حاليكه اگر همين فرد زماني در مقام امام و پيشواي جماعتي قرار بگيرد و اقامه نماز كند موظف مي شود كه نمازرا در حد توان اضعف مامومين ادا نمايد و از مستحبات بكاهد. تصور مي شود يكي از عوامل افراط و تفريط در مقياس اداري حكومت تعميم رفتارهاي فردي اعم از واجبات و مستحبات و مباحات و يا اجتناب از محرمات و مكروهات به رفتارهاي اجتماعي است. شايد اينطور باشد كه چنانچه قرار باشد يا بخواهيم واجبات و مستحبات يا محرمات و مكروهات اجتماعي را در نظام حكومتي تعريف كنيم بايد از تعميم رفتارهاي فردي اجتناب كنيم و الزاما بر اساس قواعد و مقياس گستره نظام اسلامي، عناوين مذكور را تعريف و تبيين نمائيم. نظر جنابعالي در اين خصوص؟ چيست به هر حال مستحبات فردي داريم، مستحبات اجتماعي واجبات داريم، فردي داريم، واجبات اجتماعي داريم. از نظر اسلام هركس كه بتواند واجباتش را انجام دهد فرد موفقي است. اگرتوانست مستحبات را هم انجام مي دهد. در تعارض بين واجبات ومستحبات هم ترديدي نيست كه بايد فرائض را اصل بگيريم. وقتي كه فريضه اي با مستحبي تعارض پيدا كرد شكي نيست كه فريضه چه فردي و چه اجتماعي باشد مقدم است و اين هم كه بيائيم مستحبات را واجب حساب بكنيم اين از نظر فردي اشكالي نداردولي نمي شود كساني را به بهانه انجام ندادن كار مستحبي مواخذه كرد. اگر بخواهيد بگوئيد كه حالا اگر كسي مستحب اجتماعي را انجام نداد آنرا محكوم و مطرود در جامعه مطرح مي كنند و اين با مقاصد سياسي انجام مي شود، خوب اين كار، كار نادرستي است. استحضار داريد كه در بحث حكومت اسلامي، مقوله اي به نام مردم و راي آنها از عناوين جدي مورد مناقشه است. ما به ويژه در ماههاي اخير و هفته هاي اخير بحث بسيار مفصلي درمحافل مختلف داشته ايم كه نقش مردم را در تئوري حكومت ديني بررسي مي كردند. بعضي ها نقش مردم را در حد مشروعيت، بعضي هادر حد كاشفيت ولي امر ولايت و بعضي ها اساسا هرگونه نقش مردم را در حكومت اسلامي نفي مي كنند. از آنجايي كه به نظرمي رسد اين بحث يكي از نكات اساسي مورد مناقشه در انتخابات جاري رياست جمهوري باشد و محل دوباره همان كج فهميهايي كه جنابعالي فرموديد، خواهش مي كنيم نظر فلسفي واجتماعيتان را بفرمائيد و اين كه تا چه حد بحث هاي جاري راجنابعالي از شائبه هاي سياسي مي بينيد يا واقعا جدي ؟ مي بينيد البته مساله مشروعيت حكومت ديني ربطي به مساله رياست جمهوري پيدا نمي كند مگر كسي بخواهد ربطش بدهد، وليكن بطوراصولي اين يكي از مباحث مهمي است كه بنظر من بايد به آن پرداخت و خصوصا قشر تحصيلكرده و دانشگاهي نسبت به اين مساله اساسي كه اصل و پايه نظام اسلامي است لازم است توجيه شود، در حال حاضر لبه تيز تهاجم فرهنگي بيگانه متوجه همين مساله است كه آيا حكومت ديني مي تواند جوابگوي نيازهاي جامعه امروز باشد يا؟ نه ارتباطش با مردم چگونه؟ مي شود و شبهاتي رادر اين زمينه القاء مي كند كه قطعا بايد در يك محيط دور ازهرگونه تعصب و جنجال آفريني مساله پيگيري و حقيقت براي مردم روشن گردد. من درباره اين مساله در كتاب رهبري در اسلام به تفصيل بحث كرده ام و در اين زمينه عزيزاني را كه مايل هستند ارجاعشان مي دهم به آن كتاب، و ليكن بطور خلاصه بايد بگويم حكومت ديني در واقع در تاريخ به دو بخش تقسيم مي شود. يكي حكومت انبياء و نائبان خاص آنها و بخش ديگر حكومت نائبان عام انبياء الهي و اوصياء آنها. در اين كه مشروعيت حكومت ديني از طريق وحي و از طريق خداست هيچ ترديدي نيست. ما معتقد به حاكميت خدا بر مردم هستيم. ان الحكم الالله، مشروعيت حكومت ديني در زمان انبياء و اوصياء خاص آنها مستقيما از طرف خداست. يعني پيامبران را مردم انتخاب نمي كنند براي اوصياء نبوت و انبياء را مردم انتخاب نمي كنند براي امامت. بي ترديد مشروعيت حكومت انبياء و نائبان خاص آنها از طريق وحي و از طريق خداست. ولي در نيابت عامه، امامان معصوم شرايط و ويژگيهاي كساني كه شايستگي نيابت و رهبري را دارا هستند مشخص كرده اند و مردم به طور مستقيم و يا با واسطه خبرگان از ميان واجدين شرايط يكي را كه اصلح است براي رهبري انتخاب كنند. اينجاست كه مردم در تعيين رهبري در زمان غيبت كبراي حضرت ولي عصر نقش پيدا مي كنند ولي مشروعيت حكومت، مشروعيت الهي است. نظرتان درباره انتخابات مجلس پنجم و رفتاري كه گروههاي رقيب داشتند، رفتار مقامات و نهادهاي رسمي، ازجمله دستگاههاي مجري و ناظر، اعم از وزارت كشور و شوراي؟ نگهبان چيست نسبت آينده انتخابات رياست جمهوري را با اتفاقات گذشته تا چه حد؟ مي دانيد به نظرتان تا چه ميزاني اين سلامت رعايت شده در انتخابات مجلس پنجم و رهنمودتان در موردانتخابات رياست جمهوري؟ چيست رقابت در نظام اسلامي بانظامهاي غيراسلامي تفاوت اصولي دارد. كساني كه در نظام اسلامي براي شركت درانتخابات به عنوان نامزد، آماده مي شوندطبعا بايد انگيزه اي جز خدمت به مردم و نظام اسلامي نداشته باشند. به همين جهت اگر انگيزه، الهي و خدمت به مردم باشد بايد تلاش كنند كه اولاخودشان فضا را سالم نگه دارند. يعني از هرگونه تهمت، برچسبزدن به يكديگر جدا اجتناب بكنند. ما در مجلس پنجم ديديم كه اين مساله آنطور كه شايسته است رعايت كساني نشد كه صلاحيت آنها مورد تائيد شوراي نگهبان قرار مي گيرد، طبعا از صلاحيت نسبي برخوردار هستند و مردم بايد براي انتخاب اصلح تلاش كنند. براي اين منظور بايد فضا، فضاي سالمي باشد تا مردم بتوانند در آن فضاي سالم آنطور كه شايسته است تحقيق كنند و نامزد اصلح را انتخاب نمايند. نهادهاي رسمي هم بايد به اين منظور كمك كنند شرايطي را پيش نياورند كه اعتبار آنها نزد مردم زير سئوال اميدواريم كه برود در انتخابات رياست جمهوري باتجربه اي كه در گذشته داشتيم بتوانيم فضا را هرچه سالمتر نگه داريم، بگونه اي كه دشمنان اسلام و انقلاب نتوانند سوءاستفاده بكنند و مردم بتوانند درفضايي سالم با شور و نشاط، هرچه گسترده تر پاي صندوقهاي راي حاضر بشوند. عملكرد و مشي سياسي و اخلاق مطبوعاتي رسانه ها را چگونه ارزيابي ؟ مي كنيد رسانه ها به طور عموم ورسانه هايي كه از بيت المال تغذيه مي شوند به طور خصوص مسئوليت سنگيني در رابطه با سرنوشت سياسي كشور و به خصوص امر مهم انتخابات دارند. اين مسئوليت همانطور كه اشاره كردم، نسبت به رسانه هايي كه از بيت المال تغذيه مي شوند سنگين تر است و بايد به گونه اي حركت كنند كه سطح آگاهيهاي مردم را بالا ببرند و مردم بتوانند در يك فضاي روشن و با ديد باز، افراد اصلح را انتخاب كنند. هرگونه برخورد ناسالم خطي و جناحي با مسائل سياسي كشور از ناحيه رسانه ها به نفع دشمن تمام مي شود و فضاي سياسي كشور را ناسالم مي كند مطبوعات بايد خصوصا در رابطه با راه حلهاي مختلفي كه مي توانند مشكلات مردم را حل كنند، به مردم كمك نقد بكنند سالم و سازنده مطبوعات مي تواند نقشي اساسي در تصحيح كار مسئولان داشته در باشد تضارب آراء و افكار، مطبوعات و صدا و سيما نقش اول را مي توانند داشته باشند، و در اين رابطه مهمترين وظيفه مطبوعات استقلال عمل است. حقيقتا براي خدا و براي خدمت به كشور آنچه را كه حق مي دانند منعكس كنند. مكرر ديده شده كه يك رسانه اي كه مربوط به يك گروه خاص است، حتي در مواردي كه خيلي روشن مي توان تشخيص داد كه حق چيست، به گونه اي ديگرعمل مي كند و رضاي خدا و استقلال كار مطبوعاتي را درنظرنمي گيرد. آيا احتمال كناره گيري از نامزدي در انتخابات را؟ مي دهيد جمعيت دفاع از ارزشها با مطالعه و حساب شده تصميم گرفته و در شرايط فعلي احتمال كناره گيري اينجانب وجود ندارد. حضرتعالي كادر مركزي جمعيت را در صورت پيروزي در انتخابات به عنوان بازوان سياسي خواهيد ديد يا آنان را وارد صحنه اجرايي ؟ مي كنيد همكاران ما درجمعيت ترجيح مي دهند كه به عنوان بازوان سياسي جمعيت باقي بمانند و حامي دولت باشند. مقامات معنوي و روحاني اگر در رفتار خود گرفتار سلائق شخصي بشوند يا تحت نفوذ جريانات خاص سياسي قرار بگيرند، طبيعتا به جامعيت و قداست آنان خدشه وارد مي شود. شما چه توصيه اي؟ مي فرمائيد اصولا روحانيت بايد به گونه اي عمل بكند كه حالت پدري و نفوذ معنوي خودش را نسبت به همه گروههاي سياسي حفظ كند. چون اصولا علت اصلي پيروزي انقلاب اسلامي اعتماد مردم به روحانيت و در راس آنها امام راحل بود و تا وقتي كه اين اعتماد خدشه دار نشود اين انقلاب تداوم خواهد يافت. روحانيت بايد از هرگونه اقدامي كه اين قداست، معنويت اعتماد راخدشه دار مي كند اجتناب كند. با توجه به تعارض زماني، آيا شما مسئوليت امور حج راتمام و كمال مثل سالهاي گذشته دنبال؟ مي كنيد ان شاءالله سعي مي كنيم مسئوليت سرپرستي حجاج به تمام و كمال انجام شود. انتظارتان از رسانه ها، گروههاي سياسي و مردم در عرصه انتخابات ؟ چيست توقعي كه از مردم داريم اين است كه اولا ارزش راي خودشان را بدانند و توجه داشته باشند كه راي آنها سرنوشت سياسي واجرايي كشور را رقم مي زند. قوت و ضعف كارهاي اجرايي ارتباط مستقيم با راي مردم دارد. هر قدر مردم سنجيده تر راي دهند و افراد قوي تري را انتخابكنند مشكلات كشور كمتر خواهد بود و ضعفها و كاستيها در جامعه كمتر خواهد شد و نكته دوم با توجه به ارزشي كه راي آنها مسئوليت دارد، آنها در آمدن پاي صندوقهاي راي و راي دادن مسئوليت سنگيني اين طور است نيست كه تصور كنند كه اگر بدون تحقيق راي دادند پيش خدا مسئول نيستند. تحقيقا كساني كه بررسيهاي لازم راانجام ندادند پيش خدا مسئول هستند. در رابطه با رسانه ها، انتظار اين است كه تلاش كنند كه مردم گرفتار فريب تبليغاتي تقلبهاي نشوند امروزي اين طور نيست كه در هنگام اخذ راي تقلب بشود، در عصر جديد درصندوق خلق راي تقلب مي شود و اين خطرناكتر است. تقلب درصندوق خلق راي خطرناك تر از تقلب در صندوق اخذ راي است و رسانه ها دراين رابطه مسئوليت سنگيني دارند. در رابطه با انتظاري كه از گروههاي سياسي است، اين است كه اين امتحان بزرگي است و انتخابات رياست جمهوري، ميدان امتحان و آزمون بسيار حساسي براي گروههاي سياسي است و بايدبا فعاليتهاي سالم خود آبروي اسلام و جمهوري اسلامي را حفظكنند، مردم را نسبت به آينده اميدوار كنند و خداي نكرده با قدرت طلبي و انگ زدن به يكديگر و خالي كردن زيرپاي يكديگرباعث ضربه به نظام و انقلاب و اعتماد مردم نشوند.