Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751213-16106S1

Date of Document: 1997-03-04

عربي سال دوم نظام جديد; زيبا، اما... تاملي كوتاه در كتاب عربي 2 نظام جديد آموزش متوسطه هنرستانهاي فني و حرفه اي و كاردانش اشاره; درج بررسي درسنامه هاي آموزشي در بخش آموزشي سرويس علمي فرهنگي، از جمله مباحثي بود كه پيش از اين به طور مرتب در صفحه يازده شاهد انتشار آن بوديم. انعكاس ديدگاههاي معلمان و دست اندركاران امر يادگيري درون مدرسه اي، درموارد متعددي در انتشار كتابهاي درسي جديد مورد توجه كارشناسان سازمان پژوهش و برنامه ريزي تاليف كتب درسي قرار گرفته و تاكنون اصلاحات مختلفي از رهگذر درج ديدگاههاي مختلف در صفحه علمي فرهنگي در كتابهاي درسي پديد آمده است. آنچه در پي مي آيد، يك بررسي ديگر از درسنامه هاي آموزشي در حال تدريس است كه درآن، مولف مقاله به بررسي عربي سال دوم نظام جديد پرداخته است. كتاب عربي سال دوم نظام جديد، به دليل پيوستگي مطالب و ارائه خوب آن و شيوه مناسب بيان و نيز بخاطر گزينش دقيق متون درسي كه شامل حكايات و داستانهائي در موضوعات اخلاقي - تربيتي است، نسبت به كتابهاي نظام فعلي توفيق چشمگيري داشته است، در كنار اين مسائل، طراحي بسيار زيباي جلد كتاب، تصاوير جالب داخل كتاب كه هماهنگ و متناسب با موضوعات متن است، بر جذابيت آن رونق بخشيده اما است در پاره اي از موارد، اشكالاتي مشاهده مي شود كه دقت و عنايت مجدد صاحبنظران و مولفان محترم را مي طلبد تا در فرصت مناسب ديگر، حين تفحص و تعويض در مطالب، به بازنگري آن اهتمام ورزند. آنچه در ذيل به عنوان اشكالات مطرح شده يادآوري مي شود، تنها نظر اين حقير نيست، بلكه گروهي ديگر از دبيران محترم و استادان كه طرف مشورت بوده اند نيز، بر آن صحه گذاشته اند. الف ) در متون )فاجابه 1 العالم: (30تمرين 5 ص س )- 1 بنا به بحث اشباع ضماير، چون ماقبل ضمير (ه ) فتحه است (اجاب =)به صورت مضموم نوشته شود فاجابه = العالم. )ستاذن ايمان 2 بان يدخل: ( ص 31 س ) -فعل استاذن 2 با حرف جر به كار نرفته است. در كتب لغت معمولا در ذيل اين لغت نوشته اند و چنين آورده اند: استاذن منه و 11الاذن - عليه: طلب ذناللدخول اليه. (منجد ) )فسالت 3؟ السبب ( ص 61 س )- 5 به كارگيري (؟ ) علامت استفهام به لحاظ نگارش دراين جمله صحيح نيست و نيازي به علامت استفهام ندارد، چون جمله خبري است ومزيد به اطلاع اينكه سال از افعال دو مفعولي است و يكي از مفعولها مي تواند به قرينه حال يا مقال حذف شود. ) 4 فاول من آمن بالرسول هي خديجه زوجه الرسول الاكرم: ( ص 68 س ): 1 در صورتي كه عبارت صحيح آن چنين است: فاول من آمنت بالرسول ( ص ) هي خديجه ( س ) زوجه الرسول الاكرم (ص ). )فقل 5 له ياتي لينا: ( ص 114 س ) - 2 ياتي بايد به صورت مجزوم يات نوشته شود. چون هر گاه قبل از فعل مضارع يكي از افعال طلبي آمده باشد، فعل مضارع وجوبا مجزوم مي شود (مبادي العربيه ج ). 4 )ان التلميذ 6 اخلاقه ممتاز: ( ص 108 س )-ممتاز 1 بايد به صورت ممتازه درآيد. چون جمع مكسر به صورت مفرد مونث استعمال مي شوند و مبتداو خبربايد از لحاظ نوع مطابقت داشته باشد. ) 7 الطالبات المهذبات و قفن في الصله ه بخشوع: ( ص 49 ت )- 2 استفاده از لفظوقفن براي برپاداري نماز درست نيست، هر چند كه وقف در معناي قام باشد، اماقام براي به جا آوردن نماز كاربرد بيشتري دارد و يا بايد از مشتقات ( صلي - يصلي ):صلي صلاه: دعا و اقام الصلاه و يا ( اقام - يقيم ): ... ويقيمون الصلوه و... استفاده مي شد. ب ) در تمارين و بيان مطالب: ) 1 در تعريف فعل سالم (ص 35 س آخر ) آمده است: فعلي كه همزه يا دو حرف از يك جنس نداشته باشد، فعل سالم ناميده مي شود. در صورتي كه، تعريف كامل آن چنين است: فعلي كه همزه يا دو حرف از يك جنس يا حرف عله نداشته باشد، فعل سالم ناميده مي شود، لذا ذكرحرف عله نداشته باشد بايد قيد شود. ):در 2 توضيح قواعد اعلال (ص ) 37 قسمت اعلال به حذف فعل قلت را مثال آورده واصل آن به صورت ( قولت )ذكر شده است. در اين مورد دانش آموزان دچار نوعي سردرگمي و پيچيدگي مطالب مي شوند و متاسفانه همين مورد در (ص ) 48 نيز مجددا تكرارشده است. در حالي كه مولفان محترم بهتر بود مطالب را كمي بازتر اشاره مي كردند و مراحل اعلال را بدين گونه ارائه مي كردند كه مسلما براي فهم و درك سريع دانش آموزان كمك بسياري مي كرد. (قولت - قالت - قلت -قلت ). البته قابل ذكراست كه اين فعل ابتدا اعلال قلبي شده و پس از انجام آن، شرايط براي التقاء ساكنين مهيا گشته اما است تنها سوالي كه در اينجا ذهن دانش آموزان را به خود مشغول مي كند، اين است كه چرا فاء الفعل ضمه گرفته؟ است با ذكر اين كه ملاك ضمه بودن فاءالفعل از صيغه شش به مضموم بعد، بودن دومين حرف اصلي فعل مضارع است، فهم آن براي دانش آموزان چندان دشوار نمي آيد. همين موضوع در مثال ديگر ازهمين صفحه دربيعت تكرار شده است و آن اينگونه نوشته شده است (بيعت -باعت - بعت ) در حالي كه مراحل اعلال آن عبارت است از: بيعت - باعت - بعت - بعت ) ) 3 در قواعد اعلال ( ص 56 ش ) 3 براي اعلال به حذف فعل ( دعوت - دعت ) را مثال ذكر كرده است. سوالي كه پيش مي آيد اين است كه در اين فعل، التقاء ساكنين نشده تا است، حرف عله حذف شود! و... در اين گونه موارد بهتراست بيان شود كه ابتدا اعلال به قلب صورت گرفته: ( دعوت - دعات ) و آنگاه اعلال به حذف انجام گرفته است: ( دعات -دعت ). ) 4 در مثال ( ص 56 ش ): فعل 3 ( يرميون - يرمون -يرمون ) آمده است كه ذهن دانش آموزان را به خود مشغول مي دارد و باعث سردرگمي آنان مي شود كه چگونه (يرميون ) (يرمون )، شد و يا چگونه.. كه؟ اگر اين مثال بدين گونه نوشته مي شد، براي دانش آموزان قابل فهم تر و آسان تر بود. (يرميون - يرميون - يرمون ). ) 5 لازم به ذكر است كه درجدولهاي تصريف (40 41 ص ) 52 در بعضي از فعلها، دو نوع اعلال صورت گرفته است كه ذكر هر دو اعلال لازم و ضروري به نظر مي رسد. در خاتمه توفيق خدمتگزاري خدمتگزاران صديق و واقعي به ويژه معلمان و دبيران پرتلاش و دست اندركاران آموزش وپرورش را از خداوند بزرگ، آرزومندم. o شادمهر - دبير عربي گنبدكاووس