Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751213-16105S1

Date of Document: 1997-03-04

گوناگوني خلاق ما ( ) 6 گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان 1996 مترجم: سوسن سليم زاده به نظر مي آيد، ژاپن وساير كشورهاي آسياي شرقي دراين امر خطير موفق تر ازسايرين عادات مصرف بوده اند سنتي، وظيفه شناسي اجتماعي، الگوهاي همكاري و رعايت سلسله مراتب، در رشد فوق العاده اقتصادي كشور نقش داشته اند. سنت و نوگرايي ثابت نيستند و به طور پيوسته تغيير مي كنند. در ضمن نبايد هر سنت يا نوگرايي را به راحتي پذيرفت. ماهيت سركوبگر پاره اي ازارزشها و اعمال سنتي و نو، مشهود است. سنت مي تواند سببركود، ظلم، سكون، تبعيض واعمال ظالمانه شود. بيگانگي، نوگرايي، بي قانوني، انزوا وبي هويتي و فقدان حس در جمع بودن رامي افزايد. با وجود چهار دهه تلاش درجهت توسعه، هنوز درصد فقربالا است. هر چند نسبت مردم فقير به طور بارزي در تمام قاره ها به جز آفريقا كاهش پيدا كرده اما شمار خالص آن فزوني يافته است. در اثر جهاني شدن فرآيندهاي فرهنگي، آمار مردم فقير از يك ميليارد نفر گذشته است. فقر ناخواسته و انزوا زيانهاي بسيار بدي هستند. هدف تمام كوششهاي توسعه، از ميان بردن اين موارد و توانا ساختن همه مردم براي رشد نيروهاي بالقوه بطور كامل است. با وجود اين، طي روند توسعه در بسياري از اوقات، اين مردمان فقير هستند كه سنگينترين بارها را به دوش مي كشند. در واقع، رشد اقتصادي به خودي خود در توسعه فرهنگي و انساني دخالت در دارد دوران انتقال از كشاورزي مبتني بر امرار معاش به كشاورزي تجارتي، زنان و كودكان فقير گاهي بيشترين ضربه ها را متحمل شده اند. طي روند انتقال از جامعه سنتي كه در آن، خانواده بزرگ بود و از اعضاي خود كه دچار بدبختي مي شدند، حمايت مي كرد به سوي جامعه تجاري كه در آن هنوز مسئوليت قربانيان نزاعهاي رقابتي را نمي پذيرد، سرنوشت اين قربانيان، عين ستمكاري است. در انتقال از روابط روستايي ارباب - رعيتي به روابط مبتني بر پول نقد، افراد فقير با از دست دادن نوعي حمايت و بدست نياوردن جايگزيني براي آن، آسيب فراوان طي ديدند روند انتقال از جامعه مبتني بر كشاورزي به جامعه صنعتي، اكثريت مردم روستايي از سوي مراجع دولتي به فراموشي سپرده شدند، به جاي آنها به مردم شهرنشين توجه شده است. اكنون كه ما شاهد انتقالاتي ازاقتصاد متمركز به اقتصادمبتني بربازار، از حكومت استبدادي به حكومت مبتني بردموكراسي هستيم، بايد بامسائل تورم، بيكاري افزايش عمومي، فقر، بيگانگي وجنايات جديد دست به گريبان شويم. اين بدان معنا نيست كه نوگرايي پديده نامطلوبي است و بايد آنرا نپذيرفت. پاره اي از جوامع سنتي هنوز ستمگريها و ظلمهاي خود را روا مي دارند مانند حمله به زناني كه جهيزيه اندكي دارند، سوزاندن زنهاي بيوه، وادار كردن كودكان به ازدواج، از ميان بردن نوزاد دختر، ضرب و شتم در محيط خانه، آدمخواري، بردگي و استثمار كودكان و استفاده از نيروي كار با ايشان توجه به رشد سريع جمعيت كه پيامد ارائه شيوه هاي مرگ و مير نوين در جوامعي كه روشهاي تولد سنتي دارند، توسعه يك انتخاب بلكه نيست، يك امر ضروري است. به علت تغيير سريع، تاثير فرهنگ غرب، ارتباطات عمومي، رشد سريع شهرنشيني، جمعيت، تجزيه دهكده هاي سنتي و خانواده هاي فرهنگهاي بزرگ، سنتي نيز (كه اغلببه طور شفاهي انتقال مي يابد )دچار گسيختگي شده اند. فرهنگها يكپارچه نيستند و فرهنگ ممتاز كه اغلب پوشش فرهنگ جهاني به خود مي گيرد، افراد ضعيف و فقير را كنار مي گذارد.