Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751213-16102S1

Date of Document: 1997-03-04

چرا جوانان به كجراهه؟ مي روند o كجروي، راه كوتاه و سهل رسيدن به برخي هدفهاست، گسترش پيوندهاي اجتماعي به فرد اجازه نمي دهد كه برخلاف قواعد به كجروي بپردازد o رابطه عاطفي مثبت دانش آموز با خانواده، تاثير مستقيمي بر هنجارپذيري اودارد o پنداشت دانش آموز از ميزان رعايت هنجارها در جامعه و توسط دوستان در هنجارپذيري او موثر است اشاره: بنا بر نظريه جامعه شناساني چون هرشيل وپارسونز انسانها ذاتا نه خوب و نه بد با هستند اين فرض اين پرسش مطرح مي شود كه چرا همه افراد هنجارها را نمي شكنند و فقط برخي هنجارشكني؟ مي كنند در همين زمينه دكتر سخاوت استاد دانشگاه علامه طباطبايي براي بررسي ميزان هنجارپذيري دانش آموزان تحقيقي را روي نمونه اي 1400 نفري از دانش آموزان ناحيه 20 آموزش و پرورش شهر تهران انجام داده است. نتايج تحقيق حاضر، در گردهمايي انجمن جامعه شناسان كه در دي ماه برگزار شد، مطرح شد كه خلاصه آن از نظرتان مي گذرد. كجروي، راهي كوتاه براي وصول به برخي هدفهاست. سوالي كه در اين تحقيق مطرح مي شود، اين است كه چرا همه دانش آموزان كجروي؟ نمي كنند يعني چرا راه كوتاه تر و سهل الوصول را براي رسيدن به اهداف خود ؟ انتخابنمي نمايند در پاسخ به اين پرسش دو دليل مطرح است: اول انتقال ارزشهاي اجتماعي كه در قالب هنجار مطرح مي شود كه از كودكي آغاز شده و تا بزرگسالي ادامه پيدا مي كند. دليل ديگر، دروني شدن اين هنجارهاست. اما بايد يادآور شد كه دروني شدن هنجارها شرايط كافي براي جلوگيري از هنجارشكني بلكه نيست، پيوندهاي اجتماعي نيز بايد با آن همراه باشد. اين پيوندها به فرد اجازه نمي دهد كه راههاي سهل و كوتاهي را كه سبب كجروي مي شود، انتخاب نمايد. تئوري اجتماعي شدن در ادامه دو بخش پيدا مي كند: بخش اول مربوط به عوامل دروني شدن اين هنجارهاست و بخش دوم بيان مي كند كه فرد تا چه اندازه خود را با انتظارات جامعه پيوسته مي داند. مساله پيوستگي اجتماعي موردتاكيد جامعه شناساني ماننددوركيم بوده است. دوركيم معتقد بود كه پيوستگي فرد با هنجارها فشارهاي اجتماعي را كاهش مي دهد. براي سنجش ميزان پيوستگي دانش آموز به خانواده، مدرسه و جامعه، از تك تك دانش آموزان سوال شد كه رفتار خلاف هنجارها تا چه اندازه در آنها ايجاد احساس گناه؟ مي كند ميزان پيوستگي دانش آموز باخانواده از طريق بررسي ميزان ستيزه ميان والدين و فرزندان در خانه سنجيده شد. ميزان پيوستگي دانش آموز با جامعه از طريق نظرسنجي از آنان در مورد اينكه دانش آموزان تا چه اندازه نسبت به اينكه در جامعه مي توانند براي خودشان كار يا شغلي پيدا كنند، اطمينان دارند بررسي شد. پرسش ديگر مربوط به تصوردانش آموزان از رعايت هنجارها توسط بزرگسالان بود. چون در تحقيق حاضر اين فرض مطرح بود كه هر چه فرد تصوركند كه در جامعه هنجارها توسط ديگران رعايت مي شود، جامعه برايش مطلوبتر خواهد بود و برعكس هر چه فكر كند كه اين هنجارها توسط ديگران رعايت نمي شود، جامعه برايش نامطلوبتر خواهد شد. لازم به يادآوري است، دلبستگي به گروههاي اجتماعي، خانواده، مدرسه و اجتماع، تنها عوامل بازدارنده از اقدام به خطا نيستند. بر اساس اين تصور در اين تحقيق بررسي شد كه كاركرد مثبت اين هنجارها در جامعه چگونه است. به عبارت ديگر پيروي از هنجارها تا چه حد نيازهاي آنان را پاسخ مي دهد. همچنين بررسي شد كه موقعيت دانش آموز در مدرسه آيا چگونه است وي داراي موقعيتي ممتاز؟ است اگر چنين است، آيا ميل به رعايت هنجارها در او بيشتر از سايرين؟ است... در اين تحقيق هنجارهاي اجتماعي كه در مدارس براي بچه ها مطرح است، به دو گروه عام و خاص تقسيم شد. منظوراز هنجارهاي عام، هنجارهايي چون احترام به مالكيت ديگران، غيبت نكردن در كوتاه كلاس، نگه داشتن موي سر ورعايت نوبت در مسايل اجتماعي است. اين هنجارها براي تمام دانش آموزان عموميت دارد. هنجارهاي ديگر، هنجارهاي خاص هستند. مانند انجام فرايض، رعايت حجاب، اجراي امر به معروف و نهي از منكر و... فرضيه هاي تاييد شده در اين تحقيق عبارتند از: - 1 هنجارپذيري پديده اي مستقل از ساير پديده هاي اجتماعي نيست. - 2 در مورد مشخصات خانوادگي يافته ها نشان داد هر چه پايگاه اجتماعي - سواد و موقعيت شغلي - والدين دانش آموزان بالاتر باشد، ميل به پذيرش هنجارهاي عام بيشتر است. - 3 يافته هاي مربوط به رابطه دانش آموزان و خانواده نشان داد روابط احساسي مطلوب ميان فرزندان و والدين و پنداشت مثبت فرزندان از اين روابط و به طور كلي پيوستگي دانش آموز با خانواده در پذيرش هنجارهاي عام و خاص موثراست. - 4 پيشرفت تحصيلي علاقه مندي دانش آموزان به معلمان احساس علاقه متقابل ازجانب معلمان و مشاركت در فعاليتهاي غيردرسي، در ميزان هنجار پذيري دانش آموزان اثر داشته است. تنها موردي كه رابطه ضعيف بود، ارتباط ميان معدل درسي و پذيرش هنجارهاي خاص است. - 5 پنداشت دانش آموزان از رعايت هنجارها در جامعه اعتماد به اينكه جامعه جاي قابل قبولي براي پذيرش آنها دارد، در پذيرش هنجارها موثر است. پنداشت دانش آموزان در رعايت هنجارها توسط دوستان نيز همانند رعايت هنجارها در جامعه در قبول هنجارها موثر است. بخش مشخصات فردي: يكي از شاخص هاي اين تحقيق، شاخص هاي شخصيتي است. همان طور كه مي دانيم، عوامل اجتماعي مساعد روي شخصيت افراد تاثير مي گذارد. اين عوامل به فرد كمك مي كند كه لذات فوري را به منظور كسب هدفهاي درازمدت به تاخير اندازد. در اين پژوهش بررسي شد كه آيا دانش آموزان هدفهاي درازمدت را انتخاب كرده يا خير. و ديگر آنكه آيا احساس كنترل بر محيط دارند يا خير. يعني آيا آنان تصور مي كنند كه مي توانند در محيط اطرافشان تغييراتي را بوجودآورند يا نه. زيرا اگر چنين نباشد، آنها تصور مي كنند كه به محيط اطرافشان حاكم نيستند و در نتيجه دست از تلاش مي كشند و منتظر شانس و قسمت خواهندماند. اينها عواملي هستند كه ميل به درست رفتاري را در دانش آموزان افزايش مي دهند. يافته ها در بخش مشخصات فردي نشان داد: - دانش آموزاني كه آرمان شغلي بالاتري دارند، هنجارپذيري شان از هنجارهاي عام بيشتر است. - داشتن برنامه ريزي براي آينده در پذيرش هنجارهاي عام درصد قابل اطمينان و بالاتري نسبت به هنجاري خاص دربرداشت. - پنداشت دانش آموز از فراهم بودن امكانات خانواده براي وصول هدفها نيزدر پذيرش هنجارهاي عام اثر بيشتري داشته است. - آگاهي دانش آموز از سودمندي رفتار، اظهار موافقت با ادامه آن و ميزان درگيرشدن در هر دو مورد اثر بالايي روي پذيرش هنجارها نشان مي داد. - آمادگي دانش آموز براي تاخير در لذات فوري، احساس كنترل بر محيط درپذيرش هنجارهاي عام و خاص موثر است. - وقتي از دانش آموزان خواسته شد كه مشكلات جسمي شان را گزارش كنند، يافته ها نشان داد كه مشكلات جسمي در حدي نبود كه اين مشكلات مانع فعاليت درسي آنان باشد و اثري روي هنجارپذيري داشته باشد. جمع بندي: ويژگيهاي فردي مانند تفاوت در برابر ناكامي، تاخير در لذات، تصوير مطلوب از خود داشتن و دروني شدن هنجارهاويژگيهاي مثبتي اما هستند پرسش جامعه شناسي اين است كه مشخصات فردي تا كجا و تا چه حد مي تواند بازدارنده رفتار خطا؟ باشد يافته ها نشان مي دهد كه تا آنجايي كه ساخت اجتماعي، امكان ارتقا و كسب پاداش را فراهم كند; يا به عبارت ديگر تا آنجايي كه هنجارها كاركرد مثبت داشته باشند، ميل به ادامه و تقويت آنها بيشتر است. مثالي كه مي توان در اين مورد ذكر كرد، رانندگي در شهرتهران است. بسياري از افرادي كه ارزشهاي فردي، آنان رابه پيروي از مقررات وامي دارد، در مقابل حجم فضاي خيابانها، محدود براي پارك ماشينها و... عملا نمي توانند بر طبق ارزشهاي فردي عمل نمايند. يعني مادامي كه در ساخت شهر تغييرات فيزيكي داده نشود، از تمايل به رعايت مقررات كاسته مي شود. مثال ديگر در مورد افزايش هزينه هاي زندگي است. هنگامي كه مردم به دليل افزايش هزينه ها و كاهش سطح درآمد دچار مشكل مي شوند، هر چقدر هم كه ارزشهاي فردي را حفظ كنند، باز به نقطه اي مي رسند كه احساس مي كنند كنترل بر محيط را از دست خواهند داد. نتيجه اين امر آن خواهد شد كه برنامه ريزي را كه آنان براي خود و فرزندانشان كرده اند، رها مي كنند و به مرور احساس افسردگي خواهند كرد، در صورت تداوم اين وضع ممكن است تا مرحله خودكشي نيز پيش بروند. البته احتمال انتخاب چنين راهي براي افراد كمتر وجود دارد. آنچه افراد سالم جامعه را از كجروي شرايط بازمي دارد، اجتماعي مناسبي است كه در خانواده به منظور دروني شدن هنجارها بايد فراهم شود. مساله ديگر تقويت هنجارهاتوسط ساخت اجتماع است. در خانواده ها بايد امكاناتي فراهم شود كه هنجارها دروني شود. پس از دروني شدن، جامعه بايد امكان تحقق رعايت هنجارها را براي افراد فراهم كند. در اين صورت اجراي اين هنجارها براي فرد و جامعه سودمند واقع خواهد شد. شرح عكس: (عكس تزئيني است )