Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751211-15992S1

Date of Document: 1997-03-02

جزيره آب قشم، مي رود! خبر، كوتاه است و مهم فرسايش خاك در كشور ما طي سال هاي اخير يك بحران ملي بوده است بايد نشست و در آينه قشم، هشيارانه به آينده طبيعت ميهن نگريست اينكه فرسايش خاك تا كجا مي تواند چشم اندازسرزميني را دگرگون كند، در سيماي طبيعي قشم به خوبي پيدا است پيش درآمد: از پديده فرسايش خاك در سال هاي اخير به عنوان يك بحران ملي در كشور ما ياد شده است. به اعتقاد بسياري از كارشناسان، اكنون شدت اين بلاي طبيعي ايران به حدي رسيده است كه مقابله با آن به يك عزم ملي - آنگونه كه هزاران سال در طول تاريخ ملت ما براي پاسداشت آب وخاك ميهن خود انجام داده اند - نياز دارد. بي ترديد در آستانه قرن بيست ويكم، كه از آن به عنوان دوره اي كه بشر بيش از هرچيز با بحران هاي زيست محيطي درگير خواهد بود يادمي شود، مي بايست از تمام ابزارهاي فرهنگي جامعه سودبرد، براي آنكه نشان داد در روزگار آينده، نه تنهاگردنكشان و جهانخواران، بلكه پديده فرسايش خاك نيز نمي تواند چشم تطاول به ذره اي از اين خاك گرانبها بدوزد و دغدغه مندان اين خاك بايد سوداي مسئوليتي بزرگ را كه در اين باره برعهده برتابند دارند.، نمونه اي از آببندهايي كه سده هاي دور در قشم ايجاد شده است و نشان مي دهد در روزگار پيشين، قشم بسيار پرآبتر و سرسبزتر از حالا بوده است اينكه فرسايش خاك تا كجا مي تواند چشم انداز سرزميني را دگرگون كند، در سيماي طبيعي قشم به خوبي پيداست. هم از اين رو بود كه براي نشان دادن اينكه اگر دست روي دست بگذاريم فرسايش خاك باميهن ما چه خواهد كرد، گشت و گذاري داشتيم در اين جزيره بزرگ كه گزارش بخش نخست اين گشت وگذار در پي مي آيد: اقتضاي كار روزنامه اين است، گزارشي كه درباره مكان جغرافيايي مشخصي همچون جزيره قشم درج مي شود، حتما داراي دست كم يك نكته خبري تازه يعني باشد صرف توضيح اينكه قشم كجا است و چه خصوصياتي دارد، نمي تواند دستمايه اي كافي براي يك گزارش روزنامه اي محسوب شود. حتي اينكه تازگي ها در آنجا چه فعاليت هايي دارد انجام مي شود هم نمي تواند نكته خبري درخوري براي يك گزارش خواندني باشد. تقريبا همه مي دانند كه قشم به يك منطقه آزاد تبديل شده است، صدها مركز تجاري، صنعتي و خدماتي در آن مستقرشده و همه هفته هزاران نفر براي خريد كالا و سياحت به اين جزيره سفر مي كنند. اما اينها نكاتي است كه همه از آن خبر دارند، وخبر گزارش ما بايد نكته ديگري باشد، نكته اي كه خبر بودنش شايد در ابتداچندان قابل قبول اما نباشد، مطمئن هستيم در ادامه گزارش، درخواهيد يافت كه اين، خبر بسيار مهمي است كه بحران فرسايش خاك در قشم به حدي رسيده كه اگر براي مقابله با آن اقدامات كافي انجام آنقدر نشود، خاك هاي جزيره به دريا خواهد ريخت و سواحل آن واپس خواهد نشست كه به تدريج، قشم كوچك وكوچك تر خواهد شد! قشم اكنون بزرگ ترين جزيره خليج فارس است و يله بر آبهاي گرم اين پهناب، دردامنه خاك اصلي وطن، گويي طفل نوباوه اي است كه به نگراني در مادر خود خيره مانده. ناخوشي اين طفل براي مادر، البته بايد خبر بسيار بسيار مهمي باشد. شرح ماجرا: به جرات شايد بتوان گفت قشم تنها جايي است كه فرسايش خاك را در آن مي توان در نظاره اي كوتاه و بي كمك ابزارهاي سنجش، به چشم ديد. در جاي جاي قشم، تپه هاي منفرد سستي ديده مي شود كه تا صدها متر در اطراف شان را خاك نرمي از جنس تپه انباشته است. نيك مي توان دريافت تپه ها به سرعت در حال ويراني است. در قشم، همه جا خاك برهنه است. لايه هاي نمكي كه به طور طبيعي مي بايست پايين تر از خاك رويي باشند، در بسياري جاها فرش زمينند. همه جا انباشته از خاك نرمي است كه با هرنرمه بادي، به اين سو و آن سو مي رود، و سرانجام به دريا. پوشش گياهي در اغلب مناطق فقير و ناچيزاست. نسيمي هم مي تواند انبوهي خاك را به كه آسمان ببرد، براي تشكيل هر يك سانتي متر ارتفاع آن، ابر و باد و مه و خورشيد و فلك، دست كم هزار سال در تلاش بوده اند. و اگر باراني بيايد، حادثه عميق تر خواهد بود: هر هرز آبه كوچكي، بي درنگ به جريان غليظي از گل و لاي روان تبديل مي شود. و اين يعني كه با هر باران، بخش ديگري از خاك باقي مانده در قشم از دست مي رود. فرسايش سواحل قشم، اما حتي فجيع تر از فرسايش خاك سطحي آن است. مهندس سادات قائم مقام منطقه آزاد قشم در اين باره مي گويد: امام جمعه و برخي ازريش سفيدان قشم به ما گفتند هفتاد سال پيش در ساحل شمالي شهرستان قشم برفراز يك دماغه ساحلي، مسجد باشكوهي بر كرانه دريا چشم نواز بود، كه مردم، نماز به جماعت هميشه در آن مي خواندند و دريا به تدريج اين مسجد را از ساحل شست و فرو برد. ما به جست وجوي اين مسجد برخاستيم و نشانه هاي آن را در فاصله هزارمتري از ساحل، در جاي كم عمقي از دريا يافتيم. كارشناسان ما گفتند شواهد نشان مي دهد دريا به تدريج دماغه را ويران كرده و قدم به قدم پيش تر آمده است. و اين يعني هزارمتر پيشروي دريا در ساحل در مدتي كمتر از 70 سال! خبري مهم تر از اين، در اين هفتاد سال درباره نابودي خاك وطن ؟ شنيده ايد گفتني است كه فرسايش خاك گذشته از آن كه موجباز بين رفتن توان باروري زمين و به تبع آن نابودي پوشش گياهي و مضمحل شدن امكان پرداختن به معيشت هاي كشاورزي و دامداري مي شود، در جايي همچون قشم با توجه به تاثير آن بر كاهش ذخيره آب سفره هاي زيرزميني، مي تواند فاجعه اي براي حيات در جزيره به شمار با آيد تداوم فرسايش خاك و نابودي پوشش گياهي، امكان نفوذ بارش هاي جوي در زمين به حداقل مي رسد و از همين رو، سطح آب سفره هاي زيرزميني روزبه روز كاهش مي يابد. باپايين رفتن سطح اين سفره ها، امكان نفوذ آبهاي شور به داخل آنها نيز افزايش مي يابد، و نتيجه اين فرايند زيانبار، قهقراي روزافزون قشم است كه در سده ها و حتي هزاره هاي گذشته از آن به عنوان سرزميني آباد و با شكوه ياد مي شده و است هم از اين رو است كه در حالي كه مي خوانيم: جزيره قشم در طول تاريخ گذشته نشان داده است كه افزون بر تامين آب مصرفي ساكنان بومي، آب ساير جزاير و حتي بنادر را هم تامين مي كرده است. آثار سدها و مخازن عظيم و بركه هاي متعدد آب كه از دوران هخامنشيان، ساسانيان و صفويه در قشم باقي مانده است، نشان مي دهدكه مردم اين جزيره در دوره هاي گذشته هيچ مشكل كم آبي نداشته اند (حسين سليميان ري زي - پژوهش در ژئومورفولوژي جزيره قشم ) اما اكنون در قشم هر جا كه شيرآبي هست، در كنار آب برچسبي به چشم مي خورد با اين مضمون كه: آب در قشم بسيار كمياب وگران است. كمتر مصرف كنيد. اين، البته توصيه هوشمندانه اي است كه در همه جاي ايران دركنار شيرهاي آب بايد نصب شوداما در عين حال گوياي يك پيام هشداردهنده درباره زوال آبهاي شيرين ديروز قشم نيز هست. براساس يك طرح، قرار است براي جبران اين كمبود از زير دريا لوله كشي شده و از بندرعباس، آب به قشم ببرند، درست برعكس روزگاران گذشته كه از قشم به بندرعباس آب به مي بردند اگر راستي، همچنان سفر خاك قشم به دريا ادامه داشته باشد، امكان خواهد داشت روزي ناچار باشيم ازهرمزگان براي قشم خاك هم بياوريم! ادامه دارد