Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751209-15915S1

Date of Document: 1997-02-28

قاره سياه; نفرت از استعمار سفيد آفريقا; چالش قدرت هاي استعمارگر - بخش آخر همواره تعداد قابل توجهي ازفرانسويان در مستعمرات سابق زندگي و كار مي كنندو فرهنگ وزندگي آفريقايي (در كشورهاي سابقا مستعمره فرانسه ) به شدت تحت تاثير فرهنگ و زبان فرانسوي است. براي مثال علي رغم كوششهايي كه دولتهاي آفريقايي به عمل آورده اند تا زبانهاي ملي را پس از استقلال احيا نمايند ولي هنوز در اين كشورها (مستعمرات سابق فرانسه ) زبان رسمي اداري، زبان فرانسه است; در دانشگاهها عمدتا دروس به فرانسه تدريس مي شود و... اما در دهه هاي اخير، اين كشور (فرانسه ) به دليل مشكلات داخلي و بحران اقتصادي، امكان كمكها و مساعدتهاي مالي به هم پيمانان آفريقايي خود را نداشته و نيازكشورهاي آفريقايي و بويژه كشورهاي ساحلي ( ) 2 اين امتيازرا براي امريكا بازگذاشت كه آفريقاييان تمايل پيدا كنند بيشتر با امريكا رابطه برقرار ساخته و از كمكها وامكانات آن كشور برخوردار گردند. البته بازيهاي امريكا در ايجاد اين تمايل بي تاثير نبوده است. ورود بيش از پيش امريكا به آفريقا و برخورد منافع امريكاو فرانسه در اين منطقه، فرانسه را به شدت از متحد امريكايي خود رنجاند و هشدارها و پيامهاي مختلفي را به امريكاييان داد كه ظاهراخيلي موثر نبوده است واكنون سالهاست كه اغلبكشورهاي فرانسه زبان آفريقاصحنه برخورد شديد و يا ملايم ميان امريكا و فرانسه هستند. اين برخوردها زماني در حد يك هشدار ديپلماتيك و حتي بي سروصدا و گاه سخت و به صورت لشكركشي و يا كودتا خود را نمايانده است. چنانكه در طي زمامداري آقاي هيدالله رئيس جمهوري پيشين موريتاني اين برخورد شكل سختي به خود گرفت. نامبرده به طور روزافزوني به امريكا نزديك گرديد و اين امكان را فراهم كرد كه امريكاييان بتوانند قريب به دويست نفر از كارشناسان و ماموران سرويس هاي اطلاعاتي خود را به نواحي سياهپوست نشين كشور اعزام دارند تا به بهانه هاي مختلف و از جمله آموزش روشهاي كشاورزي نوين، زمينه هاي شورش و اغتشاش را در اين نواحي كه با سنگال هم مرز است فراهم آورند ( ) 3 (حركتي دوگانه كه براساس آن هم با رئيس جمهوري و تعدادي از مقامات كه از نژاد سفيد بودند، همكاري مي كردند و هم زمينه شورش و تحريك نيمي از جمعيت يعني سياهان را فراهم مي كردند. ) فرانسويان از اين سياست امريكابه شدت به خشم آمده، احساس نگراني بويژه مي كردند آنكه فقرو برخورد سنتي دونژاد سفيد وسياه زمينه مساعدي براي اغتشاش و ناآرامي فراهم ساخته بود. براين اساس فرانسوا ميتران رئيس جمهوري وقت ازهيدالله فرانسه، كه بي مهابا دست امريكاييان را مي فشرد، براي شركت در جلسه سران كشورهاي فرانسه زبان دعوت كرد ( ) 4 دراين هنگام و در غياب رئيس مشاراليه، ستاد ارتش موريتاني كه در جامعه خود به داشتن تمايلات فرانسوي اشتهار داشت، با يك كودتاي بدون خونريزي قدرت را به دست گرفت و هيدالله را از صحنه سياسي حذف كرد. جالب اينجاست كه سفير وقت فرانسه كه مدت كوتاهي پس از آن ماموريتش در نواكشوت (پايتخت موريتاني ) خاتمه پذيرفت، در فرودگاه در مصاحبه با خبرنگاران گفت: وقتي كه به اينجا آمدم آسمان را ابرهاي تيره و سياه گرفته بودند ولي خوشبختانه اكنون كه اينجا را ترك مي كنم، آسمان صاف و آفتابي است كه به اعتقاد اعضاي هيات ديپلماتيك و روزنامه نگاران، اشاره نامبرده به وضعيت موريتاني و كودتاي بحث شده بوده است. امريكاييان علي رغم آنكه مي داننددكترين نانوشته اي چون دكترين مونروئه در روابط ميان فرانسه و آفريقاي فرانسه زبان وجود دارد و نيز با وجود آن كه مي دانند پيوندهاي سياسي، اقتصادي، دفاعي و فرهنگي و اجتماعي گسترده، اين گروه از كشورهاي آفريقايي را با فرانسه پيوند مي دهد، اما جاي مي كوشند، پاي گشوده شده خود را در كشورهاي آفريقا محكمتر ساخته و توازن سنتي قوا را در اين ممالك به سود خود دگرگون سازند. ناگفته نماند كه دولت امريكا در مواردي از بازيهاي آشكار و پنهان خود نتيجه دلخواهش را به كف آورده است كه البته چنين وضعيتي علي الاصول در حوزه نفوذ فرانسه و يا مستعمرات سابق اين كشور نبوده چنانكه است، حمايت از گروههاي مخالف ماركسيستهاي حاكم در كشورهايي چون اتيوپي، آنگولا وموزامبيك لااقل در سالهاي اخير پاسخ داده است. جاي پاي محكم امريكا در مصر (به عنوان بزرگترين كشور عرب كه خارج ازحوزه نفوذ فرانسه قرار دارد )پيشرويهاي، اقتصادي آن كشور درمراكش، بازيهايش در روآندا زئير، و بروندي، تقلايش درساحل عاج، شيطنتهايش درالجزاير، كوششهاي ديپلماتيكش در كنيا، اوگاندا و... همگي نشاندهنده تمايل شديد امريكا به تركتازي درآفريقا و نيز موجبنگراني فرانسه در اين منطقه ازجهان است. فرانسويان مي دانند كه براي حفظنفوذ و اعتبار پيشين صرفا خود، گذشته آهنين و پيوندهاي تجاري و اقتصادي و نظامي و سياسي باقي مانده از قبل كافي نيست. آنها مي دانند كه در آفريقا به خانه هر كس مي روي هديه اي بايد همراهت باشد و گرنه در دفعات آتي پشت در مي ماني. از همين روست كه فرانسه علي رغم مشكلاتي كه خود دارد (مشكلات اقتصادي، دشواري ها و تضييقاتي كه براي تحكيم اتحاديه اروپا و به كارگيري پول واحد اروپايي براي دول عضو و از جمله فرانسه وجود دارد و دلايلي از اين دست ) تصميم گرفته كه مجددا كمكهايش را به صور مالي، اقتصادي و فني به آفريقا بيشتر نمايد و لذا بايد امكاناتش را تجهيز كند تا رقبا و بويژه امريكا درازناي اقتدار و حرمتش فرصت عرضه اندام نيابند. البته در سالهاي اخير در چنين راه پرمخاطره اي چندان ناموفق هم نبوده است، چنانكه تبديل حكومتهاي توتاليتر و استبدادي و تك حزبي به حكومتهاي مردم سالار و دموكراتيك چه صلح آميزو چه توام با خشونت در اغلبكشورهاي منطقه فرانسه زبان آفريقا انجام شده بدون اينكه ازاعتبار و نفوذ فرانسه چيزي كاسته شود و يا به قراردادهاي فرانسه با اين كشورها آسيبي چندان وارد گردد بويژه آن كه فرانسه خود عمدتا از چنين تحولي پشتيباني كرده است. تذكر يك نكته، بسيار حائزاهميت است و آن اينكه دولتهاو ملتهاي آفريقايي علي رغم توسعه نيافتگي،، فقر خشكسالي و بيماري و نظاير آنها، كشورهايي مستقلند و مايلند مستقل بمانند و در برخورد قدرتهاي بزرگ نيز مايلند استقلال و حيات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي خود را حفظ مردم نمايند آفريقا هر چند خاطرات تلخي از عصر استعمار دارند ولي پيوندهاي شيريني نيز با مردم فرانسه دارند. بسياري از آفريقاييان، همسران فرانسوي دارند، اقوامشان در فرانسه زندگي مي كنند، هر روزه ميليونها آفريقايي به راديوي فرانسه گوش فرا مي دهند; پزشكان فرانسوي فرزندانشان را درمان مي كنند; داروهاي فرانسوي براي رهايي از بيماري مصرف مي كنند; علوم را با زبان فرانسه مي آموزند; از روشهاي علمي و فني فرانسوي استفاده مي كنند; نويسندگان و روزنامه نگارانشان، كتابها و مقالات خود را به زبان فرانسوي مي نويسند; در زلزله وقحطي از كمكهاي فرانسه بهره مي برند و دهها پيوند و دليل ديگر وجود دارد كه آفريقايي بپندارد كه فرانسوي خودي تر ازامريكايي است. آفريقايي هر چندممكن است طعم استعمار امريكارا نچشيده باشد ولي اين غول دوردستها را مي شناسد و به عنوان امپرياليست از او ياد مي كند آفريقايي، امريكا را غول مخوفي مي داند و از آن كم و بيش مي هراسد ولي ديگر فرانسوي را مي شناسد و حتي با بديهايش آشناست و برايش عادي و معمولي است و از آن خوفي ندارد، از همه اينها گذشته، شنيده هاي نازيبايي از امريكايي دارد، از دخالت نظامي امريكا در سومالي، در گرانادا، در لبنان و... و از شيوه هايي كه در جهان امروز حتي بسيار زشت تر از استعمارتلقي مي شود چون اشاعه مواد مخدر و گسترش بيماري هولناك ايدز كه برخي از منابع خبري، درست يا غلط، چنين اموري را به عوامل امريكا در اينجاو آنجاي جهان نسبت مي دهند. اين دلايل و دهها دليل فرهنگي و تاريخي و غيره به عنوان عواملي بازدارنده براي جلوگيري از حركت سريع امريكا در آفريقا عمل مي كنند. ضمنا آفريقايي مايل نيست در آستانه سده بيست و يكم از چاله در آمده به چاه بيفتد. پانوشت ها.اصطلاحا 2 به كشورهاي حاشيه صحراي بزرگ آفريقا كشورهاي ساحلي گويند. مردم 3 موريتاني از دونژادسفيد و سياه تشكيل شده اند. مركزتجمع سياهان عمدتا در كناره رود سنگال و نيز مرز بامالي است. به طور سنتي در اين كشور، سفيدپوستان قدرت حاكم راتشكيل مي دهند و به دفعات برخوردهاي نژادي بين اين دو نژاد در اين كشور آفريقايي كه مرز بين آفريقاي سياه و سفيد تلقي بروز مي شود، كرده است. دوازده 4 دسامبر 1984