Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751209-15897S1

Date of Document: 1997-02-28

جاذبه هاي اخلاقي در قرآن يكي از موضوعات مهمي كه قرآن كريم نگاهي نافذ بر آن مي گسترد و افراد جامعه را به آن توجه مي دهد جاذبه هاي اخلاقي و رفتاري است. قرآن كريم به اين موضوع نگرشي اجتماعي دارد، و از همين رو هرجا سخن از جاذبه هاي اخلاقي به ميان مي آورد به نقش آفريني آن در جامعه وآثار ونتايج ارزشمندي كه برجاي مي نهد نظر دارد. آيات قرآن درباره جاذبه هاي اخلاقي را مي توان به دودسته تقسيم كرد. دسته اول مربوط به پيامبران الهي و رابطه موفقيت آنان با اتصاف به جاذبه هاي اخلاقي است. دسته دوم نگاه و خطابي عام دارند و مربوط به همه افراد جامعه است. و آنها را به بكارگيري جاذبه هاي اخلاقي ترغيب و دعوت مي كند. اين نوشتار به بررسي آيات دسته اول مي پردازد. قرآن كريم با اشارتهايي زيبا اين واقعيت را به اثبات مي رساند كه وجود ارزشهاي اخلاقي و جاذبه دررفتار پيامبران رمز موفقيت و پيروزي آنان در رهبري توده هاي مردم و مقابله با مشكلات و موانع راه سعادت و رستگاري انسانها بوده است. به گونه اي كه اگر پيامبران و رسولان حق از اين جاذبه ها بهره نمي بردند هرگز در انجام رسالتهاي سنگين و خطير خويش توفيق حاصل نمي كردند. از ديدگاه قرآن نرمخويي وملايمت جاذبه نيرومندي است كه مسئوليت بزرگ جلب و جذبتوده هاي مختلف مردم و بهره وري صحيح از انرژي و استعدادهاي بالقوه آنان را براي بنا نهادن جامعه اي سالم و پويا و توانمند تسهيل مي بخشد. اين واقعيت به خوبي در خطابهاي خاص قرآن به پيام رسانان الهي مشهود است. خداوند متعال در يكي از اين آيات خطاب به رسول گرامي اسلام حضرت محمد ( ص ) مي فرمايد: فبما رحمه من الله لنت لهم ولو كنت فظاغليظالقلب لانفضوا من حولك (آل عمران - ) 159 به بركت رحمت الهي با توده هاي مردم نرمخو شدي. اگر تندخو و سخت دل بودي مردم از اطراف تو پراكنده مي شدند با توجه به مضمون اين آيه شريفه، پيامبر اكرم ( ص )با جاذبه نيرومندي چون ملايمت و نرمخويي بسان شمعي فروزنده و حرارت بخش، توده هاي مختلف مردم را چون پروانه هاي شيفته و دلباخته به گرد خويش به حركت و چرخش درآورد. همين جاذبه بود كه باعث شد جامعه آن روز عرب به نظم و سامان آيد و از شرك به توحيد گرايد و ضدارزشهاي جاهليت، جاي خود را به ارزشهاي والاي الهي و انساني بدهد و جامعه اي رشد يافته بنيان نهاده شود. آيه ديگري از قرآن به جاذبه اخلاقي پيامبراكرم (ص )اشاره دارد. اين اشاره، كلي و فراگير است و مجموعه فضايل و صفات والاي اخلاقي رسول خدا ( ص ) را در برمي گيرد: انك لعلي خلق عظيم (قلم ) 4 براستي كه تو خويي عظيم و بزرگ داري اين آيه شريفه اگرچه اخلاق و سيره و روش پيامبرگرامي اسلام را به طور كلي مي ستايد و بزرگ لكن مي شمارد، به اخلاق و رفتار پسنديده اجتماعي آن حضرت نظر دارد و معاشرت و مواجهات او از قبيل استواري برحق، استقامت در برابر آزار مردم، عفو و اغماض در برابر خطاكاري ها، سخاوت و مدارا و امثال اينها را مورد مدح و تمجيد قرار مي دهد. آيه سوم فرمان به تواضع مي دهد و از اين ارزش والا به عنوان يك جاذبه در اخلاق اجتماعي ياد مي نمايد: واخفض جناحك لمن اتبعك من المومنين (سوره شعرا -آيه ) 215 پر و بال مرحمت خويش را بر تمام پيروان باايمانت به تواضع و فروتني بگستران خشوع و فروتني در سخن و عمل، يك نياز اساسي در روابط اجتماعي محسوب مي شود و سلامت و طراوت معاشرتها و برخوردها به ميزان قابل توجهي با اتخاذ اين شيوه اخلاقي و رفتاري ارتباط دارد. ضرورت توجه به اين جاذبه همان گونه داراي اهميت است كه تعاون و همياري حركت ساز و نقش آفرين مي باشد و نيز، به همان ترتيب كه حذف عنصر تعاون و مشاركت از زيست جمعي، زيان و ضعف و ركود مي آفريند، تهي شدن روابط اجتماعي از تواضع و فروتني در برابر يكديگر، آفت و زيان به شمار مي رود و سردي و دلمردگي به همراه مي آورد و از سلامت معاشرتها و شتاب كارها مي كاهد. اثربخشي اين جاذبه اخلاقي در روابط افراد باعث مي شود كه خداوند متعال پيامبر خويش را دعوت به گشودن بال و پر مرحمت خويش به وسيله تواضع وفروتني كند و بدين ترتيب بر ضرورت توجه خاص به اين جاذبه اخلاقي اصرار ورزد. پيامبراكرم (ص ) به تبعيت از اين فرمان الهي، مظهرفروتني و خاكساري مي گردد و در معاشرتها و مواجهه هادر اوج تواضع ظاهر مي شود و به همين وسيله همه رامجذوب تعاليم اسلام مي كند. آن بزرگوار از شدت تواضع، در سلام دادن به همه، حتي كودكان و افراد فرودست، پيشي از مي گرفت اينكه بنشيند و ديگران كمر به خدمت ببندند متنفر بود و خود از جا برمي خاست و در كارها شركت مي جست و مي فرمود: خداوند كراهت دارد كه بنده را ببيند كه براي خود نسبت به ديگران امتيازي قائل شده است آن حضرت از اينكه كسي در ركابش حركت كند ناراحت مي شد و از اين عمل به شدت جلوگيري مي كرد. با بردگان بسيار متواضعانه برخورد مي نمود و تفاوتي بين آنان و ديگران قائل نمي شد. از اينكه كسي عنوان بنده يا كنيز برآنان نهد و اينگونه خطابشان كند، نهي مي نمود و همه را خواهر وبرادر و اعضاي يك خانواده مي دانست و با اين اعتقاد كه برده فروشي بدترين شغلهاست و بدترين مردم نزد خدا آدم فروشانند، زمينه هاي لازم و تسهيلات ممكن را براي آزادي بردگان به طور كامل مساعد و آماده نمود. ( ) 1 رافت ومهرباني يكي ديگر از جاذبه هاي اخلاقي است كه قرآن كريم از آن به عنوان يك فضيلت و صفت والا در پيامبراكرم (ص ) ياد مي كند: بالمومنين روف رحيم (توبه ) 128 پبامبر به مومنان رئوف و مهربان است انسان به شدت تحت تاثير مهر و رافت ديگران قراردارد و زندگي دنيايي او بدون وجود اين عنصر حياتي نامفهوم و تيره و كدر است. يادداشت ها- 1 استاد شهيد مطهري وحي و نوبت ص 172 رضا فتح آبادي ادامه دارد