Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751207-15752S1

Date of Document: 1997-02-26

چرا مقايسه؟ مي كنيد چرا ديد مقايسه اي بر اكثر قضاوتهاي ما حاكم است و ما عادت كرده ايم كه خصوصيات هركس را نه با خود او، بلكه با خودمان مقايسه ؟ كنيم مهمترين عامل مقايسه خود با ديگران نداشتن اعتماد به نفس است. اين مساله باعث مي شود كه هيچگاه به سليقه و عقيده خود ايمان نداشته باشيم و براي ارزيابي وضعيت ظاهر، رفتار و به طور كلي درستي و نادرستي اعمالمان به قضاوت ديگران چشم بدوزيم. بنفشه پورناجي اي آقا اگه شانس داشتيم كه وضعمان بهتر از اين بود. مجبوريم واسه بدست آوردن يك لقمه نان از سر صبح تا آخر شب با اين ماشين قراضه تو خيابونها، توي اين دود و ترافيك مسافركشي كنيم. با اين مسافر و آن مسافر چك و چونه بزنيم و اعصابمان را خرد كنيم. آخرش؟ چي صنار، سه شاهي گيرت مياد كه به هيچ كجاي خرج زندگيت نمي رسه و هميشه هشتت گرو نه ات است. اما رفقاي ما؟ چي برو ببين چه كيا و بيايي دارن، يا دكتر شدن يا بعضيهاشون مهندس هم كه رفتن تو كار بساز و بفروش و الان پول پارو مي كنن. مگر ما از اونها چي كم داشتيم كه بايد روزگارمون اين بشه... راننده پشت سرهم از سختيهاي روزگار گله مي كردو به موقعيت رفقايش غبطه مي خورد. معلوم نبوداين حرفها را براي چي و به كي مي زند، فقط گاهي از تو آيينه به مسافرها نگاهي مي انداخت و به صحبتهايش ادامه مي داد. شايد هم اصلا برايش فرقي نمي كرد كه كسي به حرفهايش گوش مي دهد يا نه. انگار فقط مي خواست با حرف زدن سبك شود. از تاكسي پياده شدم. اما در راه با خود دائم فكر مي كردم، راستي چرا اكثر ما عادت داريم بدون درنظرگيري شرايط طرف مقابل تنها موفقيتها و پيروزيهاي او را با نقاط ضعف خود مقايسه؟ كنيم مثلا چرا فلاني پولدار است، اما من بايد با يك حقوق بخور و نمير زندگي كنم. چرا پسر همسايه دانشگاه قبول شد و پسر من نشد. چرا خانم يا آقاي الف سالي چندبار به خارج سفر مي كنند، اما من تا به حال نتوانستم بروم و دهها چراي ديگر. يعني مي خواهيم تك تك امتيازاتي را كه ديگران كسب كرده اند - تحصيلات، پول، مقام و.. -، يك جا و بدون آنكه زحمتي براي آن بكشيم، بدست آوريم. اما سوال اينجاست كه چرا ديد مقايسه اي براكثر قضاوتهاي ما حاكم است و ما عادت كرده ايم كه خصوصيات هر كس را نه با خود بلكه او، با خودمان مقايسه؟ كنيم چرا خود را با ديگران مقايسه؟ مي كنيم - يافتن شباهت دوستي مي گفت پس از آنكه مدتها به دنبال كار مي گشتم، بالاخره توانستم در يك شركت خصوصي كاري پيدا كنم. در ابتدا از اينكه توانسته بودم پس از مدتي بيكاري، دوباره سركار بروم، خوشحال بودم و توجهي به بقيه مسايل نداشتم. اما پس ازمدتي متوجه شدم كه بقيه همكارانم در اين شركت، با آنكه سابقه كارشان چندان هم از من بيشتر نيست و از نظر تحصيلات و تخصص هم با من يكسان هستند حقوقشان 20 - 10 هزار توماني از من بالاتر است. اين بود كه مساله را با مدير آن شركت مطرح كردم. اما او سعي كرد به نحوي قضيه را توجيه كند. اما من قانع نمي شدم و معتقد بودم كه اين كار نوعي تبعيض قايل شدن ميان كارمندان است... ما معمولا خود را با كساني مقايسه مي كنيم كه ميان آنان و خود شباهتهايي را شباهت مي يابيم در ميزان تحصيلات، رشته تحصيلي، ميزان درآمد، ساعات كار، حتي شباهت در وضعيت ظاهري، سن و.. پس انتظار داريم كه به دليل شباهتهايي كه با بقيه داريم، مانند آنها از امتيازاتي برخوردار شويم. اما در مواردي كه مشاهده مي كنيم، چنين افرادي به امتيازات و امكاناتي دست يافته اند كه ما نتوانسته ايم به آن برسيم، احساس مي كنيم كه حقمان پايمال شده است. - يافتن محبوبيت و مقبوليت در جامعه هميشه افرادي مقبول، مورد احترام و دوست داشتني هستند. پس ما هم براي آنكه بتوانيم به چنين موقعيت اجتماعي دست يابيم و محبوب ديگران شويم، سعي مي كنيم رفتارمان را با آنها اين بسنجيم مساله بيشتر حالت تقليد از رفتار، كردار و نحوه عملكرد اشخاصي دارد كه به نحوي براي ما اهميت دارند. دكتر فربد فدايي روانپزشك در اين باره مي گويد: معمولا در هر جامعه اي معيارهايي براي يك فرد خوب، مطلوب و آرماني وجود داردكه افراد آن جامعه سعي مي كنند، آگاهانه ياناخودآگاه خودشان را با ويژگيهاي او وفق دهند. مثلا در يك جامعه صنعتي اين فرد آرماني قوي، زيبا، ثروتمند، تحصيلكرده و... در است يك جامعه شكاري، اين شخص ممكن است، شخصي شجاع باشد. سريع بدود، يا خوب نيزه پرتاب كند. در جامعه مذهبي اين فرد كسي است كه با ديگران با حسن خلق و با محبت رفتار مي كند. پس مردم هر جامعه سعي مي كنند، براي يافتن محبوبيت و مقبوليت در ميان مردم، رفتارشان را با اين شخص ايده آل تطبيق دهند و تفاوتهاي خود را با او به حداقل برسانند. - نداشتن اعتماد به نفس خانمي در اين مورد مي گويد: هر زمان كه لباسي را در يك مهماني مي پوشم، فكر مي كنم كه تمام نگاهها متوجه من است و هر كس كه با ديگري پچ پچ مي كند، تصور مي كنم كه در مورد لباس من صحبت مي كنند و بعد هم شروع مي كنم به نگاه كردن لباسهاي تك تك مهمانها و آنها را با لباس خودم مقايسه مي كنم تا ببينم كداميك شيك تر است. اين خانم چنين ادامه مي دهد: گاهي آنقدر محو تماشاي لباس ديگران و مقايسه آن با لباس خودم مي شوم كه از محيط اطرافم غافل مي شوم و دست آخر آن لباسي را كه قبلا باهزاران ذوق و شوق تهيه كرده بودم، آنقدر به نظرم زشت و مضحك مي آيد كه ديگر آن را بر تن نمي كنم. شايد بتوان مهمترين عامل مقايسه خودبا ديگران را در نداشتن اعتماد به نفس دانست، اين مساله باعث مي شود كه هيچگاه به سليقه وعقيده خود ايمان نداشته باشيم و براي ارزيابي وضعيت ظاهر، رفتار و به طور كلي درستي يانادرستي اعمالمان به قضاوت ديگران چشم بدوزيم. و در حقيقت رفتار خود را با ترازوي آنان بسنجيم. اما به عقيده دكتر گاهي اختلالات فدايي، شخصيتي سبب مي شود كه فرد دائما خود را با ديگران قياس كند. براي مثال در موردشخصيت خود شيفته بايد گفت، چنين افرادي خودرا با ديگران مقايسه مي كنند و نتيجه اين مقايسه هميشه به نفع آنان است. زيرا خود را از نظر ظاهري، رفتاري، ويژگيهاي اكتسابي و... واجد امتيازاتي مي دانند و در نتيجه تصور مي كنند كه كسي ازآنها بالاتر نيست و سايرين را نسبت به خود حقير و كوچك مي شمارند. اينها از بقيه هم توقع دارند كه خصوصيات عالي و ممتاز تصوري آنان را تاييدكنند. خودشيفتگان انتظار دارند كه بهترين اتومبيل، بهترين شغل و ديگر بهترينها از آن آنها باشد. در حالي كه براي به دست آوردن اين قبيل موارد زحمتي هم نكشيده اند. وي ادامه مي دهد: اين گروه وقتي اشخاصي را موفق تر و بالاتر از خود مي بينند، به شدت افسرده مي شوند و سعي مي كنند به هر روش ممكن امتيازات آنها را بي ارزش كنند. معايب مقايسه خود با ديگران - از ميان رفتن اعتماد به نفس مقايسه خود با ديگران ويرانگر شخصيت افراد است و بزرگترين ضربه اي كه اين عمل بر شخص وارد مي كند، همان طور كه قبلا هم اشاره شده از ميان رفتن اعتماد به نفس در اوست. دكتروين داير در كتابسررشته زندگي را به دست گيريد، در اين باره مي نويسد: مقايسه خود با ديگران بازي مرگباريست، زيرا در آن ارزيابي شما از خود همواره به وسيله عواملي خارج از وجودتان انجام مي گيرد كه به احتمال زياد، اغلب خارج از كنترل شما هستند. اين بازي، اطمينان دروني تان را از بين مي برد، زيرا دراين حال هيچ گاه مطمئن نيستيد كه ديگران چگونه در مورد شما قضاوت مي كنند. البته ناگفته نماند، مقايسه خود با ديگران مي تواندعملي بسيار اغوا كننده باشد. زيرا با اين كارديگر با كليه خطرات و ريسكها كه در حالت اقدام مبتني بر منفرد بودن و اتكا و ايستادگي روي پاي خود وجود دارد، مواجه نخواهيد شد. ـ افزايش سطح توقع و كاهش رضايت زماني كه با ديد مقايسه اي به اطراف خودمي نگريم، مايليم تك تك امتيازات ديگران ازآن ما باشد. از آنجايي كه نقاط قوت ديگران را با نقاط ضعف خود مي سنجيم، نسبت به وضعيت فعلي خود ابراز نارضايتي مي كنيم و سطح توقعمان در زندگي بالا مي رود. اين افزايش سطح توقع موجب غبطه و حسرت خوردن به موقعيت ديگران و در نتيجه كاهش رضايت از زندگي و در نهايت نااميدي و افسردگي خواهد اشتباهي شد كه اكثرافراد در اين ميان مرتكب مي شوند، اين است كه مثلا درامد خود را نه با سطح متعارف مردم جامعه، بلكه با افراد ثروتمند مي سنجند. از طرف ديگر در زندگي ثروتمندان تنها به رفاه و آسايش اين گروه - و نه سختيها و گرفتاريهاي آنان -توجه دارند. ادوارد جي. البرت در كتاب روانشناسي با سه كليد طلايي مي نويسد: معمولا افراد نقاط ضعف خود را مي بينند. اين در حالي است كه شما بايدعكس اين كار را بكنيد و اگر مقايسه اي هم داريد، ضعف ديگران را در مقابل قدرت خود بسنجيد و پيوسته نقاط قوت خود را به ياد آورده و روي آن بيشتر تكيه كنيد و آن را مورد استفاده قرار دهيد. به جاي رقابت يا مقايسه با ديگران سعي كنيد با اعمال سابق خود رقابت كنيد. يعني هميشه در نظر داشته باشيد، در برابرتلاشهايي كه كرديد، تا چه حد موفق براي بوده ايد مثال دانش آموزي را در نظر بگيريد كه در درس رياضي ضعيف است و نمي تواند در اين درس نمره قبولي بياورد. اما زماني كه با تلاش نمره قبولي مي آورد، براي ارزيابي پيشرفتش در اين درس، نبايدنمره خود را با نمره دوستش كه هميشه در درس رياضي نمره عالي مي گيرد، بسنجد. بلكه بايد به خود بگويد، من براي يادگيري اين درس تلاش كردم و نسبت به تلاشم و نمرات گذشته ام، نمره بهتري گرفتم، پس موفق هستم. - برابر نبودن هوش و استعداد افراد همان طور كه افراد از نظر ظاهري با يكديگرتفاوت دارند، از نظر تواناييهاي ذهني نيز باهم يكي متفاوتند دررشته خاصي مانند ورزش و ديگري در يك رشته هنري و نفر سوم در تحصيلات موفق مي شود. در ضمن كساني هم كه در تحصيلات موفق مي شوند، در رشته هاي گوناگون - رياضي، ادبيات، پزشكي و... - توانايي يكساني ندارند. اما از آنجايي كه در حال حاضر فرد آرماني در جامعه ما كسي است كه تحصيلات بالا، آن هم در رشته هاي پزشكي و مهندسي داشته باشد، بسياري از پدر و مادرها تنها از روي چشم و هم چشمي و مقايسه فرزند خود با همسالانش به او توصيه مي كنند كه حتما در رشته هاي پزشكي و مهندسي به تحصيل بپردازد. غافل از اينكه ممكن است فرزند آنها در آن رشته استعداد و كارايي لازم را نداشته باشد و نتيجه اين امر، هدايت افراد با تواناييها و استعدادهاي مختلف در مجرايي واحد است و از آنجايي كه آنچه به اين نوجوانان تحميل شده است، با خواسته قلبي و استعداد آنها وفق نمي كند، موفق به پيشرفت در آن رشته نخواهند شد. ادامه دارد