Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751206-15722S1

Date of Document: 1997-02-25

شهر سالم، شهروند سالم ژاژخايي و تبادل تجربه ها . والتر بنيامين در دست نوشته هاي خود روي آمدي دردناك را در پيش چشم جهانيان مي گشايد: اطمينان بخش ترين چيزي كه با ما بود از ما گرفته شده است: توانايي مبادله تجربه ها... اما آنچه تجربه ها را به تاراج مي دهد، سردرگريباني انساني است كه به تعبير دانيال پيامبرگوش دارد و نمي شنود و چشم دارد و نمي بيند. خواننده اي از فرهيختگان زمانه با دقتي درخوردرنگ گلايه هاي خود را از برنامه مسابقه تلفني شبكه پنج تلويزيون با ستون شهر سالم در ميان گذاشته كه بخشي از آن را در پي مي آوريم و اميدواريم اين تجربه، دچار آن فاجعه اي كه والتر بنيامين به آن اشاره كرده نشود و در گستره هاي فرهنگي به كار گرفته شود. از ديدن اين مسابقه و از شيوه اجراي مجريان آن به ويژه يكي از آنان كه تندگويي وبي هوده گويي را به عنوان كالايي هنري عرضه مي دارد، برخود لعنت فرستادم ونفس زياده طلبم را كه براي برداحتمالي جايزه، حكم محكوميت ناشنيدني ها برايم صادر كرد، به باد سرزنش گرفتم. از شركت كننده پرسيده شد: كدام شهر جهان صاحب بزرگ ترين كاخ سلطنتي و؟ است اين مجري محترم پيش دستي كرد و گفت: -كنار رودخانه قورباغه و آبپز وقتي از شركت كننده پرسيده شد: نويسنده كتاب زنگ ها براي كه به صدا درمي آيند؟ كي است بازهم، آن مجري پيش گويي كرد و فرمود: عمه ام. آيا پاسخ هاي ياد شده به جاي ذكر نام پكن وارنست همينگوي، نوعي اهانت به آن شهر و اين نويسنده؟ نيست آيا تكرار عبارتي مانندشيم بل شو شپله بالا براي دست زدن حضار، نوعي بي هوده گويي؟ نيست تنها ملاك سلامت شهر، داشتن شبكه هاي گوناگون ومتعدد راديويي و تلويزيوني نيست. شهر وقتي سالم است كه شهروندش هم، سلامت گفتار داشته باشد. شهر وقتي سالم است كه كودكان شهر به تقليد از راديو در پاسخ بزرگ ترهاي خود نگويند: اگه باور نداري برو از 118 بپرس.