Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751130-15328S1

Date of Document: 1997-02-19

آيا مي توان درك رايانه اي را پله به پله ؟ نوشت مسابقه براي ساخت ماشين هاي هوشيار امروزه با افزايش روزافزون كامپيوترهاي ارزان و نيرومند و رشد سريع اينترنت توجه جديدي به تمام انواع ماشين هاي هوشمند مشاهده مي شود رادني بروكز چون پدري كه براي نخستين بار صاحب فرزند شده است، درباره كارهايي كه فرزندش مي تواند انجام دهد، قربان صدقه مي رود. او مي گويد: يك جا مي نشيند و بازويش را حركت مي دهد و آن را تماشا مي كند تا به چيزي برسد. البته چنين كارهايي براي انسانهاي تازه به دنيا آمده كاملا عادي است. اما بچه بروكز (كه چرخ دنده Cog ناميده شده ) انسان نيست. اين موجود در حقيقت معجون غريبي است از فلز، پلاستيك وسيليكن، با اندك شباهتي به با انسان دوربين هايي كه به جاي چشم هايش قرار دارند و نيز هشت ريز بيتي 32پردازنده كه بايد به عنوان مغز كار كنند. Cog يك كامپيوتر باهوش مصنوعي است كه مي كوشد تا به همان گونه كه كودكان درباره جهان پيرامون خود دانسته هايي گردمي آورند; يعني برنامه نويسي كردن خود در جريان برخوردهايش با انسانها واشياء گوناگون و تكرار اين كار، چيزهاي نويي بياموزد و بروكز استاد موسسه تكنولوژي ماساچوست، براي پيشرفت او، چون هر پدري براي فرزندش آرزوهاي بسيار دارد. او اميدوار است كه روزي برسد كه او بتواند با. Cog(چرخ دنده )درباره هر موضوعي گفتگو كند. داگلاس لنا نيز براي نوزاد داراي هوش مصنوعي خود، يك برنامه كامپيوتري عريض و طويل با نام Cyc ( سايك، آنچنان كه در Encyclopedic خوانده مي شود )اميدهاي مشابهي اما دارد در شرايطي كه بروكز انتظار دارد تا. Cog خودش درباره جهان بياموزد، لنا هيچ چيزي را به شانس واگذار نمي كند. براي بيش از يك دهه، تيم توسعه Cyc در آوستين تگزاس درگير قوانين واقعيت مورد توافق انساني ( ) 1 (كه با نام شعور هم شناخته مي شود ) بوده است كه در واقع هر كدام مطالب كاملا واضح و بديهي هستند چون نان يك غذا است يا وقتي كه شما عرق مي كنيد، خيس مي شويد Cyc اكنون حدود يك ميليون از اين قوانين را آموخته وآن چنان كه لنا مي گويد، هنگامي كه يك ميليون ديگر يا چيزي در اين حدود ازآنها را درحافظه خود داشته باشد، به اندازه كافي شعور خواهد داشت، تاديگرنيازي به لقمه گرفتن ديگران نداشته باشد. در عين حال او خواهد توانست يك دائره المعارف را دربسته ببلعد و درباره هر چيزي كه نفهمد سوال كند. و البته، در قياس با شكست دادن بزرگترين قهرمان شطرنج جهان با روش خودش، شايد چنين خودنمايي هاي كودكانه اي و يا دانستن واقعيت هايي درباره تري وخشكي، چيز عمده اي به نظر نيايد. اما، در واقع، برنامه هايي Cycچون و Cog و نه ماشين هاي شطرنج بازي چون. blue Deepخط، اول پژوهش و گسترش در زمينه هوش مصنوعي كاربردي رامشخص مي سازند (تلاشي 40 ساله براي ساختن ماشين هايي كه فكر مي كنند ) ده سال پيش، هنگامي كه AI چون اينترنت موضوعي داغ بود، پژوهشگران براي ساختن برنامه هايي كه تخصص وكارشناسي ژرفي را در زمينه هاي بسيار محدود و مشخص، چون شطرنج و يا تشخيص پزشكي، نشان دهند، با هم مسابقه مي دادند، اما اين روزها اميد به دستيابي به وسعت زمينه ها و فعاليت هاي گوناگون و نه ژرفاي تخصص در يك زمينه مشخص است، كه به روشنفكران هوش مصنوعي الهام مي بخشد و آنها را ترغيب به ساختن برنامه هايي مي كند، كه نزديك ترين صورت به چيزي هستند كه باقيه ما به عنوان فكر كردن مي شناسيم. و البته امروزه با افزايش روزافزون كامپيوترهاي ارزان و نيرومند و رشدسريع اينترنت، توجه جديدي به تمام انواع ماشين هاي هوشمند مشاهده كه مي شود، الزاما درباره ابر كامپيوترهاي شطرنج باز يا برنامه هاي پژوهشي بلندپروازانه در زمينه AI چون Cyc و Cog نيست. در واقع در چند ساله اخيرانفجاري در پژوهشهاي انجام شونده روي عامل هاي هوشيار ( ) 2 رخ داده است -برنامه هايي با كمترين IQ مورد نياز تا بتوانند با رها شدن در اينترنت، كارهاي منظم و مفيدي چون ردگيري قيمت هاي سهام يا جستجو براي داده ها و دانسته هاي پژوهشي را انجام دهند. اما با اين همه و در ميان تمام اين فعاليت ها، هيچ افرادي چون لنا و بروكز موضوع هوش مصنوعي را با جسارت و جاه طلبي پيگيري نكرده اند. تلاش هاي آنها براي ساختن نخستين برنامه هاي كامپيوتري كه به صورت متقاعد كننده اي چون انسان به نظرآيند، با رقابت شگفت آور و پرآوازه آموندسن - اسكات براي رسيدن به قطب جنوب مقايسه شده اما است حتي چنين تشبيهي نيز براي بيان اين تلاش كافي نيست. در يك سوي اين پيكار و در سمت سنت گرايان، لنا ايستاده است. اگرچه رويكرد بي پرواي هر چه بيشتر، بهتر Cyc موجب تعجب صاحبنظران اين حوزه اما شده، با اين وجودلنابه يكي از اصول بنياني اردوگاه سنتي هوش مصنوعي وفادار مانده است: دانسته هاي معمول و نمادين بشر، فكر او را به پيش مي راند. به عبارت ديگر، اگر شما بتوانيد ساختار منطقي را كه ما جهان را به وسيله آن مي شناسيم، بازشناسي كنيد، نصف راه آفريننده هوش مصنوعي را پيموده ايد و البته اگر بتوانيد آنچه را كه به دست آورده ايد، در برنامه اي به زبان ماشين بنويسيد چه بهتر. و به همين ترتيب زماني برابر با 170 سال كار يك نفر از سوي تربيت Cycكنندگان براي برنامه نويسي آنچه كه هر بچه پنج ساله اي مي داند، صرف شده است. Cogوالبته نشان، دهنده اصول شاخه AIانشعابي است، چيزي كه مكتب پايين -به بالا ( ) 3 ناميده هواداران مي شود اين مكتب بيش از آن كه از ساختارهاي منطقي الهام گيرند، در پي آموختن از ساختارهاي زيست شناسي اند، و به همين دليل به خود زحمت نمي دهند تا قوانين تفكر انساني را جستجو كنند. بلكه به جاي آن مي كوشند، تا با سرهم كردن انبوهي از برنامه هاي كوچك وساده آنها رابه همكنش با يكديگر وادارند. بروكز در سالهاي نخست فعاليتش در اين زمينه، با ساختن روبوتهاي كوچك، حشره مانند (bugbut) كه بدون هيچ برنامه راهنمايي كننده اي دور آزمايشگاه او سرگردانند، به برافراشتن پرچم اين مكتب بر روي نقشه كمك AI بسيار كرد. به همين ترتيب، Cog نيز تنها مجموعه اي است از بازتابهاي ديجيتالي كه اندكي با هم هماهنگ شده و در ميان هشت پردازنده اش پراكنده اند، بدون آن كه بتوان هيچ كدامشان را به عنوان محل دقيق مغز و هوش اين موجود مشخص كرد. بروكز در اين مورد با نوعي احساس غرورمي گويد: هيچ چيز خاصي آنجا نيست. البته لنا نيز ممكن است چنين چيزي بگويد. اما با دلايل و منطق كمتر خوشايند. به گمان او بروكز در يك كوچه بن بست راه مي پيمايد و بيهوده دركوشش است تا گام هاي چندين ميليون ساله تكامل را دنبال كند. تردستي هاي ساده اي كه روبوتهاي ساده تر حشره مانند بروكز انجام مي دهند، هرگز تا سطح پيچيدگي استدلال انساني گسترش مقياس نخواهد يافت. و اصولا ها Bugbutاين به چه كار؟ مي آيند لنا در اين مورد مي گويد تا آنجا كه من مي دانم دنيا به اندازه كافي حشره دارد. و البته، بروكز هم نظر چندان مثبت تري درباره كار لنا او ندارد با حالت تحقيرآميزي مي گويد: من فكر نمي كنم حتي [CYC]كه بتواند به درك و تجربه عميقي از جهان برسد و خاطر نشان مي كند بدون دريافت حسي ( ) 4 سطح، ادراك اين برنامه هرگز نمي تواند به چيزي بيش از يك شبكه مبهم از نمادها برسد. اما، با اين همه، در اين مورد، لنا ممكن است حرف آخر را بزند - دستكم تا اين زمان. با پيشينه كار، ده سال پيش از Cogپروژه، Cyc تا رسيدن به كاربردهاي عملي، فاصله بسيار كمتري دارد و زمان هم هرگز بهتر از اين نخواهد بود. ساختارآشفته شبكه گسترده جهاني (www)- فشار آوردن بر محدوديت هاي موتورهاي جستجوگرعمومي، اما ساده را كه معمولا با مقايسه واژه هاي كليدي كار مي كنند، شروع كرده است، اما Cyc با توانايي ويژه اش در به كارگيري جهشهاي معمول منطق ( )مي تواند 5 فرضا درخواستي را براي تصاويرمردم خوشحال با سرفصل مردي كه راه رفتن دخترش را تماشا مي كند مرتبط سازد. و البته ممكن است بازاري براي يك قدرت استنتاجي چون Cyc وجود داشته باشد، بويژه اگر بتوان آن را با برخي عامل هاي نيمه هوشيار خود كه هم اكنون در اينترنت جولان مي دهند، جفت كرد. امالنا تنها پژوهشگري نيست كه براي بخشيدن هوش واقعي به اين عامل هاي هوشيار آماده شده است و اگر قرار باشد، كسي در اين بازار به رقابت با او برخيزد، او يكي از دانشجويان پيشين بروكز با نام پاتريشيامائس و بنيانگذار گروه عاملان خود گردان آزمايشگاه MITرسانه هاي و Agentsشركت در، كمبريج، ماساچوست است. مائس و دانشجويانش روشهاي خلاقانه اي رابراي به كارگيري مكتب پايين - بالاي AI درشخصيت دهي به رساندن اطلاعات ابداع كرده اند. روشهايي كه به صورت مختصراخبار شما در برابر اخبار خوانده مي شوند. شايد يكي از شگفت آورترين اين كاربردها - و مسلما در دسترس ترين آنها براي كاربران برنامه كرم شب تاب است (com.ffly.www //:http) كرم شب تابسيستم پيشنهاد و مشاوره موسيقي جديد شركت Agentsبه، شما امكان مي دهد تا صفحه ها، نوارها و CD هاي موجود در بازار را رده بندي كرده و از اين دسته بندي ها براي خلق يك نقشه از سليقه و علائق موسيقي خود استفاده كنيد و با مشخص ساختن علائق و سليقه هاي هزاران كاربر شبكه روي اين نقشه بيرون كشيدن برخي از موارد پيشنهادي ازرده بندي هاي نزديكترين همسايگان شما امكانپذير مي شود. به عبارت ديگر بادرهم آميختن شمار زيادي از قطعات نسبتا ساده اطلاعات، بينش و شناخت غريبي از موضوع مورد نظر به دست مي آيد، كه حتي نزديكترين دوستان شما ممكن است در مورد سليقه شما ازآن غافل مانده باشند. و حتي از اين شگفت تر تجربيات مائس در زمينه برنامه نويسي زايشي ( ) 6 است - يك نسخه نرم افزاري از بقاي اصلح. به عنوان نمونه در برنامه اي كه براي كمك به كاربران در سروسامان دادن به پست الكترونيك شان ( mail.E) در شبكه طراحي مائس شده، به تعدادي از اين عامل هاي هوشيار كه، اندكي با هم تفاوت دارند، اجازه مي دهد تا براي جلب نظر كاربر با يكديگر رقابت كنند: گزيده ترين اين عامل ها اجازه مي يابند تا جفت گيري ( ) 7 كرده ورمز ژنتيك - خود را به نسل بعد منتقل مي كنند. در مجموع به گمان مائس اين كار چيزي بيش از تقليد بلهوسانه اي از فرايندهاي زيستي و در واقع شايدتنها راهي باشد كه، اين عاملان خودگردان ممكن است بتوانند خود را باسليقه هاي به سرعت متغير در شبكه اي چون اينترنت هماهنگ كنند. او مي گويد: درتصويري كه من از نهايت سيستم هاي عاملان نرم افزاري تمام دارم، اين اشكال زنده خود به خود تكامل مي يابند و در هر كاري كه شما بدان علاقه اي داشته باشيد تخصص پيدا مي كنند. ادامه دارد