Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751129-15317S1

Date of Document: 1997-02-18

احياي كشتي ايران در توان بالاتر قالب حقيقي لياقت و استعداد كشتي؟ ايران كجاست اينكه احد پازاج در پايان دوران قهرماني هنوز هم در كشتي فرنگي كشورمان يك ستاره به حساب مي آيد تنها مبين يك نكته مي تواند باشد و آن اينكه باكمال تاسف هنوز در اين رشته درهمان جايگاه گذشته ايم. پازاج درجام تختي در حد هميشگي است مدال طلا گرفت. سرويس ورزشي: جام تختي نه آغاز و نه پايان كار كشتي ايران است. برگزاري مسابقه هايي با اين نام در كشور ما سال ها است كه در راستاي اهداف و برنامه هاي مشخص انجام مي شود و به يقين حالا بايد به مرحله تكامل خود برسد. اما در عمل اين چنين نيست! و هنوز هم سنگ با تاريخ طلايي كشتي ايران همنوازي نمي كند. اين نيست و نمي تواند اين چنين باشد كه ما بگوييم لياقت و شناخت مردان كشتي شناس دنيا از مهره هاي موجود ما كم و يا نسبت به گذشته كمتر شده است و يا اين كه با شرايط حادي كه اين رشته در جهان روبه رو شده است، ما نيز بي نصيب نمانده ايم و عاجز از احياي آن در توان بالاتري هستيم. اين كه هيچ اثري از اصالت و بزرگي كشتي ايران در جام تختي نمودار نشد صدالبته بي ارتباط با آنچه به آن اشاره شد نيست، اما فقط جزئي از آن است. بخشي از مهم ترين بخش هاي تاثيرپذير آن در درون همان برنامه هايي است كه ما خود متولي آن قبلا هستيم هم گفتيم كه كشتي در برنامه هاي ساليانه خود با حجم عظيمي از كارهاي غيرضروري روبه روست كه متاسفانه اصرار بر انجام همه آنها تا به آن حدي است كه به خاطر ورود در جزء، ما را از كليات دورساخته است. دو سال قبل يكي از مقامات بلندپايه فيلا كه به تهران آمده بود مي گفت: براي من خيلي عجيب است كه فدراسيون پركاري مثل فدراسيون شما چگونه است كه نمي تواند مقام قهرماني جهان را براي كشورتان به ارمغان آورد. جواب قانع كننده اي به اين شخص داده نشد. چراكه فدراسيون تازه در آغاز راه بود و با شناختي هم كه از نايبرئيس دلسوز موجود بود، هيچكس نمي توانست با قاطعيت سخن از ضعف و سستي به ميان آورد. حالا با گذشت زمان و رعايت حق و انصاف در اين جهت كه فدراسيون فعلي كشتي در زمينه بازپروري جوانان و نوجوانان گام هاي مثبتي برداشت، به ناچار مجبور به اعتراف چند نكته شده ايم و آن اين كه متاسفانه شتاب لازم در كارهاي اجرايي بسيار كم شده است. سرمايه هايي كه به آنها پشتوانه هاي نجات بخش لقب داديم در قدوقواره چنين زمينه هايي نيستند! فاصله بين كشتي فرنگي و آزاد همچنان روبه فزوني است و شايد كه حتي وضع بسيار بدتر هم شده است! و اصل مطلب اين كه هنوز هم اصرار بر اين نكته كه پيروزي هاي كاذب خانگي را بوق و كرنا كنيم و براساس همان نظريه دوري از كليات است كه قالب حقيقي لياقت و استعدادهايمان را پيدا نمي كنيم. به صراحت مي گوييم با چنين روش ها و دست مايه هايي هرگز به سرمنزل مقصود كشتي نمي رسيم ايران بايد در فرآيند تعديل و تحول جدي تري قرار گيرد. سال ميلادي جاري كه يكي دوماهي از آن مي گذرد به نوعي مي تواند يكي از بدترين سال ها براي كشتي ما باشد. براي دفاع از عنوان سومي جهان و المپيك كه با تلاش روزافزون مربيان دلسوز كشتي حاصل شده است مردان ما بايد به سرزمين روسيه بروند كه اهل كشتي مي دانند مسابقه دادن در ميان مردان روس يعني چه و جوانان ما كه نيابت قهرماني جهان را به چنگ آورده اند بايد راهي اسپانيا گردند كه در آن جا هم هر كسي به راحتي صاحب رتبه و عنوان نمي شود. بنابراين كار آسان نيست و كمي لغزش و يا بي توجهي چه بسا كه اعتبار حقيقي كشتي ايران را در اين دو ميدان معتبر بين المللي كم ارزش سازد. با نمايشي كه از كشتي گيران حاضر كشورمان درجام تختي مشاهده كرديم شايد به جز يكي دو وزن در حال حاضر مهره اي مستعد و كارآمد براي حضور در ميادين جهاني نداريم. نبايد فراموش كرد كه كشتي گرفتن درجام تختي با پيكارهاي قهرماني جهان و يا حتي قهرماني آسيا كه اين بار ما ميزبان آن شده ايم زمين تا آسمان فرق دارد. پس هيچ مسابقه اي از اين دست نمي تواند معيار باشد. الگوها و ميزان دارا بودن اعتبار براي كسب عنوان قهرماني جهان كاملا شناخته شده و معين است و اگر ما و چهره هاي موجودي كه آنها را موردنظر قرار داده ايم به چنين اندازه هايي نرسيم، هرگز به شرايط مطلوب و دلخواه نمي رسيم.