Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751129-15268S1

Date of Document: 1997-02-18

آنها براي پولدار شدن ميان بر مي روند مروري بر فعاليت هاي سوء گردانندگان شركت هاي قلابي پيش فروش كالا، كامپيوتر و... يك كارشناس مسايل اجتماعي: به هر ميزان كه عدالت اجتماعي در يك جامعه نيرومندتر باشد، دامنه اين قبيل بزهكاري ها و تبهكاري ها، كوتاه تر است برگزيدن راههاي آسان و ميان بر براي رسيدن به درآمدهاي كلان در سال هاي اخير به صورت يك پديده جديد و در عين حال نگران كننده در جامعه ما رخ نموده است. گردانندگان شركت هاي مضاربه اي تا برگزاركنندگان مسابقات گوناگون فرهنگي غيرمجاز و اخيرا برخي از برپاكنندگان بساط تازه اي تحت عنوان فروش قسطي كامپيوتر، تلويزيون رنگي و خودرو... از همين قماش هستند. پول از شما، كار ازما! شركت هاي مضاربه اي، به نحو حيرت انگيز از منش و باور جامعه سوء استفاده كردند و با جذب پس اندازهاي مردم به ثروت هاي نجومي دست يافتند. گردانندگان اين شركت ها تحت عناوين فريبدهنده از قبيل مشاركت در توليد، صنعت، تجارت و... شروع به جمع آوري و جذب نقدينگي پراكنده و كوچك مردم كردند. آنها در اين راه دام زيبايي گسترده بودند آقاي حسين س از سپرده گذاران در يكي از شركت هاي مضاربه اي مي گويد: پس از سالها خدمت در يكي از سازمانهاي وابسته به دولت خودم راباز خريد كرده بودم تا با پولي كه از اين راه بدستم مي آيد، بتوانم گرهي از مشكلات مالي خانواده ام باز كنم. اين مبلغ كه حدود دو ميليون تومان بود، براي من رقم قابل توجهي محسوب تا مي شد اينكه به پيشنهاد يكي از بستگانم اين پول را به يكي از شركت هاي توليدي كه بعدها معلوم شد، مضاربه اي كار مي كنند سپردم. فرد پيشنهاد دهنده نيز حدود 4 ميليون تومان به اين شركت سپرده بود. او با فروختن اتومبيل خود و مقداري قرض كردن از اين و آن توانسته بود چنين مبلغي را فراهم كند. خوب به خاطر دارم كه پس از گذشت يك ماه از اين قضيه، يك روز و در واقع يك صبح جمعه، مرد ناشناسي زنگ خانه ما را به صدا درآورد وقتي با او روبه رو شدم با خوشرويي يك چك 200 هزار توماني به من داد وبعد دفتري را جلو آورد و مقابل نامم را نشان داد كه امضاء كنم. او گفت كه از همان شركت توليدي آمده است و از اين به بعد، هرماه مبلغي را بابت كاركرد و سود پولم به من مي دهند. از خوشحالي صورتش را بوسيدم. از خوشحالي روي پايم بند نبودم. پيش خودم گفتم: خوب، بالاخره يك بار هم بخت به سراغ ما آمد... پيش خودم حساب مي كردم كه ظرف ده ماه، مي توانم، تا برابر اصل پولم، حالاكمتر يا بيشتر سود و بهره بگيرم و به اين ترتيب مبلغ سپرده ام را بالاتر وبالاتر مي برم تا به سودهاي بيشتري برسم. ماه دوم برايم 150 هزار تومان آوردند ماه سوم 110 هزار تومان و ماه چهارم اطلاع دادند كه اگر سپرده ام را بيشتر كنم، سود بيشتري نصيبم مي شود. چون شك نداشتم كه به درامد بيشتري مي رسم، در ميان افراد فاميل و بستگانم به هر كه مي شناختم متوسل شدم تا توانستم دو ميليون تومان ديگر پول جور كنم و آن را به شركت مورد بحث بدهم. هنوز يك ماه از سپرده گذاري جديد نگذشته بود كه همان مرد خوش برخورد براي من 400 هزار تومان پول آورد. يعني يك چك 400 هزار توماني... مصيبت از همين جا شروع شد، چون وقتي براي نقد كردن چك به بانك رفتم، ديدم دهها نفر مثل من و چك در دست عصباني و برآشفته در بانك حضور دارند. شركت در حسابش پول نداشت، آن روز، حوالي ظهر، دو نفر از طرف شركت آمدند و با عذرخواهي فراوان، به هر كدام از طلبكاران از جمله، مبلغي معادل يك سوم اصل طلب به صورت نقدي پرداخت كردند و گفتند، در اين مورد يك مشكل فني پيش آمده كه مربوط به حسابداري شركت است اما بزودي برطرف مي شود، هم من و هم ديگران، خوشحال شديم و با خيال راحت به خانه برگشتيم. طبق وعده 15 روز بعد به بانك مراجعه كرديم اما ديديم، در حساب شركت پولي وجود ندارد به دفتر شركت مراجعه كرديم، آنقدر جمعيت جمع شده بود كه به قول معروف سوزن به زمين نمي آمد مدير شركت نبود، يك نفر داشت به جمعيت توضيح مي داد و از بس داد زده بود، صدايش گرفته بود! خلاصه، سروصداي فرار مدير شركت و كلاهبرداري اين شركت مضاربه اي به روزنامه ها كشيد و ما تازه فهميديم چه كلاه گشادي به سرمان رفته است. خوشبختانه من، به كمك دادگاه توانسته ام، به صورت قسطي، بخش اعظم طلبم را دريافت كنم و پرداخت بقيه نيز ادامه اما دارد شنيده ام، بسياري از سپرده گذاران در اين قبيل شركت ها، نتوانسته اند، مطالبات خود را وصول كنند. اين آخرو عاقبت شركتي بود كه با اعلان پول از شما، كار از ما من و صدها نفر امثال من را فريب دادند! شبكه فريب و كلاهبرداري شركت هاي مضاربه اي پس از برملاشدن رمز و راز فعاليت هاي سوء آنها در وسايل ارتباط جمعي، افشا شد و مردم پي بردند كه پشت آن اسامي زيباچه تله هايي براي غارت مراجعين و سپرده گذاران گذاشته كساني بودند كه از طريق برپا كردن شركت هاي مضاربه اي براي ربودن پس اندازهاي اندك مردم نقشه مي كشيدند، پس از رسواشدن اين شركت ها، به شيوه هاي ديگري روي آوردند. خانم ر متقاضي تلويزيون رنگي قسطي، كه در دام شگرد تازه اي از اين كلاهبرداري ها افتاده بود مي گويد: پس از خواندن اعلاني تحت عنوان پيش فروش تلويزيون رنگي به صورت قسطي، براي اينكه از قافله عقب نمانم، به سرعت، خودم رابه دفتر شركت در تهران رساندم و فرمي دريافت كردم و سپس مبلغي را كه خواسته بودند حدود 50 هزار تومان به بانك واريز نمودم. قرار بود يك ماه بعد تلويزيون رنگي را تحويل بگيرم و هر ماه حدود 5 هزار تومان بپردازم تا بهاي تلويزيون تمام و كمال پرداخت شود. كل قيمت تلويزيون هزار 100را تومان اعلام كرده بودند. خيلي ها مثل من به بانك مراجعه كرده بودند. پس از گذشت يك ماه نامه اي ازطريق پست به دستم رسيد با اين مضمون كه چون تعداد متقاضيان تلويزيون رنگي بيش از اندازه مي باشد و ما براي اولين مرحله، تعداد محدودي تلويزيون براي عرضه آماده كرده ايم، ناچار به انجام قرعه كشي مي باشيم، بنابراين از عموم متقاضيان مي خواهيم، يك پاكت همراه تمبر باطل نشده و نشاني كامل به صندوق پستي... ارسال دارند، بديهي است باانجام قرعه كشي، نام برندگان به همين نشاني براي آنها ارسال خواهد شد.. اين خانم مي گويد: با اينكه قرار بود نتيجه قرعه كشي 15 روزه اعلام شود با گذشت 6 ماه خبري نشد و هر بار كه به دفتر شركت مراجعه مي كرديم، امروز و فردا مي كردند تا يك روز ديديم كه هيچكس در دفتر حضور ندارد! .. كار به دادگاه كشيد و ظاهرا، گرداننده اصلي شركت قلابي هم دستگير شد و قرار است، پول را به متقاضيان برگردانند. پيش فروش خودرو و يا فروش قسطي خودرو نيز (غير از شركت هاي بزرگ و معتبر مجاز ) وضعيت مشابهي داشته است. اما فروش كامپيوتر به صورت قسطي با تسهيلات بسيار جالب و فريبدهنده، توسط تعدادي از شركت هاي قلابي، شمار زيادي از كساني را كه دوست داشتند، كامپيوتر داشته باشند به دام انداخت. ظاهرا كساني را كه براي پولدارشدن راه ميان بر را انتخاب كرده اند، اول عطش و تقاضاي جامعه را مي سنجند و بعد، نقشه هاي موذيانه خود رابراي فريب مردم طراحي و اجرا مي كنند. به گفته يكي از متقاضيان دريافت كامپيوتر قسطي يكي از اين شركت هاي قلابي كه در اعلان اصلي، نشاني خود را در قزوين معرفي كرده بود، در اصل يك مرغ فروشي است! اين طور به نظر مي رسد كه گردانندگان اين قبيل شركت هاي قلابي با استفاده از عناوين پرطمطراق براي فروش و عرضه كامپيوتر و رديف كردن يك سري اصطلاحات درباره نوع و مدل كامپيوتر به زبان انگليسي و درج چندين شماره تلفن و فاكس، توجه عمومي را جلب كرده اند. شگرد كار اين قبيل شركت ها نيز نسخه برداري از همان شركت قلابي پيش فروش تلويزيون بوده است. در مواردي حتي فروشندگان كامپيوترهايي كه در اصل وجود نداشت حتي طول اقساط ماهانه را به 7 سال هم كشانده اند و آدرس هاي خود را نه در تهران بلكه اهواز، بوشهر، قزوين و ديگر شهرستانها اعلام كرده بودند. به گفته يكي از كارشناسان مسايل اجتماعي، آرزوهاي دور و دراز براي ثروتمند شدن و برخورداري از رفاه، بخشي از استعدادهاي موجود جامعه را به راههاي هرز مي كشاند و اين رويكرد ضد اجتماعي و مغاير با منافع مردم، در جوامعي اتفاق مي افتد كه اختلاف سطح درآمدها روز به روز بيشتر مي شود و مظاهر ثروت هاي كلان و نجومي به صورت كاخ هاي زيبا و افسانه اي، خودروهاي بسيار شيك و گران قيمت و ريخت و پاش هاي حيرت انگيز بروز مي كند. در اين ميان، كساني كه درصدد قياس خود با اين قماش برمي آيند، در گردابآرزوها گرفتار مي شوند، و به خصوص اگر باهوش و با استعداد باشند، به شيوه هاي نامعقول براي دستيابي به ثروت روي مي آورند. بديهي است، در جوامع هر قدر عدالت اجتماعي حضور نيرومندتر و موثرتري داشته باشد، دامنه اين قبيل بزهكاري ها و تبهكاري ها كمتر است و استعدادها به جاي آنكه در جهت تقلب و فريب به كار گرفته شوند، صرف سازندگي و خدمت به جامعه و منافع ملي مي شوند. مردم در گفت وگو با همشهري، ضمن استقبال از اقدام بسيار مطلوب مسئولان در جهت متوقف كردن اعلام و درج آگهي هاي پيش فروش و قسطي كالاها، مي گويند: بايد اقدامات قانوني به صورتي باشد كه از وقوع اين قبيل جرايم كه زيان آن بخش قابل توجهي از جامعه را شامل مي شود پيشگيري گردد. چند تن از خوانندگان همشهري همچنين خواستار برخورد قانوني و جلوگيري ازبرگزاري مسابقات فرهنگي غيرمجاز آنها شده اند مي گويند، پاره اي ازسوداگران تحت پوشش اين قبيل مسابقات كه ظاهر موجه و مطلوبي دارد، در واقع با همان شيوه شركت هاي قلابي از اعتماد و باور مردم سوء استفاده مي كنند و لازم است اين قبيل مسابقات تحت كنترل دقيق درآيد و قانونمند شود.