Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751125-15097S1

Date of Document: 1997-02-14

سه بازيكن، با سه زبان متفاوت و سه شيوه بازي در يك مثلث مثلث جادويي فوتبال آلمان البر، بوبيك و بالاكف، بهترين هاي فوتبال باشگاههاي آلمان مثلث جادويي لقبي است كه رسانه هاي آلمان به بالاكف بازيساز و جيوواني البر شوتزن وفردي بوبيك گلزن داده اند. باشگاه اشتوتگارت با اين مثلث، فوتبالي تهاجمي و پرگل را در بوندس ليگا ايجاد كرده است كه براي بقيه نيزالگوي خوبي شده است. اشتوتگارت در اين فصل باشگاهها نبردهاي جنجالي را در مقابل حريفان داشته كه هركدام در فوتبال امروز قابل تجزيه و تجليل است. جيوواني البر 24 ساله كه با يك روانشناس ازدواج كرده است پايه هاي رشد را در تيم گراس هاپرز زوريخ به دست آورد تا به اشتوتگارت برسد. بالاكف با 30 سال سن يكي ازسه ركن اصلي تيم ملي بلغارستان است كه در سال 1995 از تيم اسپورتينگ ليسبون به اشتوتگارت آمد. فردي بوبيك 24 ساله در مايبور متولد شده است، اما از آنجا كه مادركروات و پدر اسلوونيايي او نزديك كارخانه بنز كار مي كردند، وي در اشتوتگارت بزرگ شد. در فصل گذشته او آقاي گل مسابقه هاي بوندس ليگا شد. مجله اشپيگل گفتگويي با اين مثلث جادويي انجام داده است كه براي خوانندگان عزيز تازگي دارد و خا لي از لطف نيست. س - شما سه نفر با چه زباني با يكديگر صحبت؟ مي كنيد . البر - من و بوبيك به زبان آلماني حرف مي زنيم. بوبيك وبالاكف به زبان كروات و من با بالاكف به زبان پرتغالي. بوبيك - بعضي اوقات بالاكف چيزي را به زبان پرتغالي به من مي گويد و من كاملا بهم مي ريزم و با عجله همان مطلبرا به زبان كرواتي به البرمي گويم. بالاكف: وقتي هم كه سه نفري با هم هستيم، با زبان آلماني هم خيلي خوب كنار مي آييم. اشپيگل: آيا اين مثلث جادويي ( بالاكف، البر، بوبيك ) بدون به كارگيري كلمات هنوز قادر به رفع نيازهايش (در بازي )؟ نيست . بالاكف: ديگر به كلمات زيادي احتياج ما نداريم خط مشي يكديگر را مي دانيم. اكنون من مي توانم با جيوواني و فردي حتي با يك چشم بند بازي كنم. اشپيگل: و بدين ترتيب هر كدام از جادوي دو نفر ديگر سود؟ مي برد . بوبيك: بالاكف مارادوناي بالكان ماست. بالاكف: خواهش مي كنم: بالكان - بالاكف... بوبيك: ... كه خيلي مي دود وبسيار زياد دفاع مي كند. اين براي يك بازيكن مياني عادي نيست. هافبكهاي ديگر چندموقعيت زيبا را ايجاد مي كنندو بعد همينطور يك جا مي ايستند. البر: فردي پاهاي بلندي دارد. كافيست تا سانتركني و او بالاخره يك جوري به توپ مي رسد. بوبيك: بازي من اين نيست كه روي توپ زياد كار كنم. من هميشه فورا توپ را مستقيما پاس مي دهم و براي اين كار آدم به دوستاني چون جيوواني البراحتياج دارد كه پاسهاي مرا ازقبل حدس مي زنند و از نظرتكنيكي عالي هستند. اشپيگل: اگر بازي مثلث جادويي تا اين حد براي ديگران غير قابل مقاومت است، پس چرا سال گذشته اشتوتگارت بعد از يك سري بازيهاي رفت افت خوب، شديدي؟ داشت . بوبيك: در ابتدا جالب بودو ما از آن شهرت لذت هم مي برديم. اما بعد احساس حسادت به وجود آمد و اين كاملا عادي بود. اين طور القاء مي شد كه مثلث جادويي مسئول بردها بوده و بقيه در خط دفاع به تنهايي براي باختها مقصر بودند. ما مجبور نبوديم اين وضع را تحمل كنيم. بدين ترتيب شكافي بين تيم ايجاد شد. بالاكف: روان شناسي در بوندس ليگا بسيار مهم است. درپرتغال سطح كارايي ها بسيار متفاوت است. اينجا همه فوتبال را از نظر تاكتيكي و قدرت بدني در يك سطح برابر بازي مي كنند. بدين ترتيب جو تيم مسئله ساز ( تعيين كننده ) خواهد بود. بوبيك: به همين دليل بود كه مثلث جادويي تبديل به مثلث نااميدي ها شد. اشپيگل: اشتوتگارت سه ستاره واقعي دارد. اما با اين حال قرار است كه فقط تنها خود تيم ستاره باشد. آيا اين؟ عجيبنيست . بالاكف: تنهايي زياد پيش نمي بري. اينجا فرهنگ ستاره شدن ممنوع است. بوبيك: مهمتر از همه حل مشكلاتي است كه تيم با آن مواجه است، ( البته ) بدون مداخله مطبوعات. در عصر ارتباطات، يك مشكل كوچك، سريع به يك مشكل بزرگ تبديل مي شود. اشپيگل: به همين دليل فرانكوفودا (FrancoFoda)توسط سرپرستان تيم جريمه نقدي شد. چون در مقابل دوربين ها به نقد آخرين جابجايي توسط مربي تيم پرداخته بود. البر: معلوم بود كه فقطكاپيتان و جانشين او اجازه نقد آن را داشتند. اشپيگل: آيا رهبري اجراي مجازات توسط فردي بوبيك صورت؟ مي گيرد .بوبيك: اشتوتگارت داراي يك خلاء بود. بعد از گيدوبوخوالد (Bochwald Guido)ديگر مهره هدايت كننده اي وجودنداشت. من مي خواهم سرمشق باشم و كاري براي باشگاه خود انجام بدهم. مهمترين چيزي كه براي من وجود دارد شغل من است و اين كار را آدم فقطمي تواند تمام و كمال انجام دهد. اشپيگل: نسل دهه نود ( )بيشتر 90 جنبه مثبت بوندس ليگارا مدنظر قرار مي دهد، بدون آنكه زياد در اين باره تفكركند. بوبيك: من نه. من مسئوليت ها را با رضايت كامل قبول مي كنم. اين كار براي من جالب است. اشپيگل: هنگامي كه مايرفورفلدر (Vorfelder- Mayer) مي خواست فينگر ( Finger) مربي راجايگزين كريستف داوم (Davm Christoph) كند، شماشورش را رهبري كرديد. آيااين ريسك بزرگي؟ نبود . بوبيك: واقعا نه. تازه شورش واقعي هم نبود. من آنقدر معروف بودم و خوببازي مي كردم كه كسي نمي توانست توبيخم كند. من نمي خواهم كه فقط شخصي باشم كه يك راي مثبت، بدون هيچگونه تفكر، مي دهد. من فقط مي خواستم همه كاري را تجربه كرده نه باشم اينكه سه سال ديگر جلوي آئينه بايستم و به خود بگويم: ترسو. اشپيگل: آيا اكنون بامايرفورفلدر خوب كنار؟ مي آييد . بوبيك: البته. شايد فكر كرده بود كه من لقمه آساني هستم، ولي در واقع اينطور نبود. در اصل اوانسانهاي ركي را كه اعتمادبه نفس دارند دوست دارد. ما حالا براي هم احترام قائل هستيم. اشپيگل: آقاي البر، آقاي بالاكف، آيا براي خارجيان سخت است كه در بوندس ليگا جاي پايي پيدا؟ كنند . بالاكف: همه جا يكسان بستگي نيست به آدمهاي باشگاه دارد. البر: در زوريخ به من خيلي سخت گذشت تا توانستم ارتباطبرقرار كنم. در اشتوتگارت فردي سريع جلو آمد و از من سوال كرد كه آيا به چيزي نياز دارم. او مرا به رستورانها برد و با من تنيس بازي كرد. حالا ما با هم دوست هستيم. بازيكناني چون او را هر باشگاهي ندارد. اشپيگل: آقاي بوبيك، آيا شمااين كارها را انجام مي دهيد چون به موفقيت شما كمك؟ مي كند . بوبيك: اين يك مسئله شخصيتي است. من در بعضي از باشگاهها شاهد بودم كه چگونه با ورودي هاي تازه از كشورهاي خارجي رفتار مي شود. آلماني ها همينطوري به خانه هايشان مي روند و به چيزي توجه نمي كنند. هنگامي كه به اشتوتگارت آمدم كارلوس دونگا (Dunga Carlos) برزيلي يك سالي بود كه اينجا بود و هيچگونه ارتباطي نداشت. اين اشتباه باشگاه و تيم است. از خارجيهاانتظار مي رود تا زبان آلماني راسريع فرا بگيرند و جاي خود رابازكنند، ولي قرار است فقطخودشان به خودشان كمك كنند. اشپيگل: همه جا حرفه اي ها خودرا به صورت جامعه اي مي بينند كه از روي سود و زيان گرد آمده اند. فقط در اشتوتگارت مي خواهند كه يازده دوست باشند. بالاكف: اين مسئله قابل برنامه ريزي نيست. به خودي خودبه وجود مي آيد. مطمئنا تو بهترخواهي بود وقتي يازده دوست باهم بازي مي كنند. يك نفر براي همه و همه براي يك نفر. البر: انسان گذشت بيشتري پيدا مي كند. وقتي كه چيزي خراب مي شود، عصباني نمي شود، بلكه سعي دارد تا كمك كند. اشپيگل: به نظر يورگن كلينزمن (Klinsman Jurgen) بازيكنان جوان كمتر شانس آن را دارندتا در آرامش به تكامل برسند. چون خيلي سريع و بيش از حدبرايشان فريادهاي تشويق سر داده مي شود. بوبيك: يك نفر از هزار نفر را واقعا آخرين مي گيرد مثال، لارس ريكن (Ricken Lars) دورتموندي بود. او توسط بازيكنان با سابقه تر هدايت مي شد. جامعه واقعا به جنب و جوش افتاده است. رسانه ها ما رامحاصره كرده اند. به عنوان بازيكن جوان سريع دچار اشتباه مي شوي و آن را رفع باشگاهها مي كني بيشتر از آنچه كه فكر مي كنند داراي مسئوليت هستند. اشپيگل: شما به عنوان بازيكن تيم جوانان در اشتوتگارت بوديد ولي در تيم بزرگسالان موفق نبوديد و به ديتزينگن ( Ditzingen)رفتيد. آيا اين ميان بر راز موفقيت شما را؟ دربردارد . بوبيك: البته. تو مي تواني در آنجا صبورانه كار (تمرين )كني و بدون هيچ دغدغه اي تكامل پيدا كني. هنگامي كه سن داندي (Dundee Sean) در نزد بازيكنان اشكال داشت، به او هم پيشنهاد كردم به ديتزينگن برود و اكنون در كارلسروهه توپ مي زند. امروز بچه هاي 13 14 سنين سالگي ناراحت اين هستند كه آيا موفق به انجام پرش بزرگ زندگيشان مي شوند يا خير. اگر از من سوال شود كه بايستي چه كار هميشه بكنند، خواهم گفت: در همان ناحيه خود باقي بمانيد. جايي كه نه نازپرورده مي شوند و نه فاسدخواهند شد. در باشگاههاي بزرگ آرامش وجود ندارد. البر: اين تنها مشكل بوندس ليگا نيست. در برزيل هميشه بازيكناني وجود دارند كه وقتي چيزي را به دست مي آورند خود را گم مي كنند. مثلا گارينچا ( Garincha) اين طور بود. روماريو ( Romario) اين طور بود. تقريبا هيچ كس به اندازه كافي براي دنياي مواد الكل مخدر، و دوستان جديد تاب مقاومت لازم را ندارد. اشپيگل: روماريو (Romario) در قبال دريافت 25 ميليون مارك به والنسيا ( Valencia) رفت و در ضمن تقاضاي اخراج مربي را هم كرده بود. البر: او در جام ميليونها 94جهاني نفر طرفدار پيدا كرد و تمامي آنها را بعدا از خود نااميد كرد. روماريو فقط كار خرابي مي كند. اشپيگل: علت؟ چيست گويا شماشغلتان را جدي تر اجرا؟ مي كنيد . البر: شايد انسان محتاج مادري باشد كه به موقع به آدم بگويد: هر اتفاقي افتاد با دوپاي خود روي زمين باقي بمان. مترجم: مجتبي مقدسي