Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751125-15060S1

Date of Document: 1997-02-14

تغني به قرآن لفظ تغني كه از ماده غني اشتقاق يافته است مشترك لفظي است و لااقل به دو معناي طلب بي نيازي وغناءبه صوت آمده است. حديث ليس منا من لم يتغن بالقرآن كسي كه به قرآن تغني نكند از ما نيست از پيامبرگرامي ( ص ) منقول است. در بعضي از موارد نقل، كلام فوق صدر و ذيلي ندارد اما در بعضي ديگر اين گفتار پس از امر به تزيين قرآن به وسيله صداي خوش و يا پس از امر به بكاء تباكي وتغني به قرآن آمده است. روايات ديگري نيز از پيامبراكرم (ص ) نقل شده كه يا در آن ها لفظ تغني هست و يا لفظ مشابه آن ترنم به كار رفته است. به جز حديث مذكور، پنج حديث ديگر براي توضيح اين حديث ارايه شده است كه عبارتند از: هر آينه قرآن به صورت حزين نازل شده است، پس هنگامي كه قرآن خوانديد گريه كنيد و اگر گريه نكرديدتباكي نموده و به قرآن تغني كنيد، پس هركس به قرآن تغني نكند از ما نيست. قرآن را با آوازهايتان آرايش بخشيد. از ما نيست كسي كه به قرآن تغني نكند. خداوند به چيزي گوش نداده است آن گونه كه به صداي بلند و همراه با تغني پيامبر خوش صدايش گوش داده است. خداوند به چيزي گوش نداده است آن گونه كه به صداي قرائت قرآن پيامبر خوش نغمه گوش داده است. خداوند به صداي مرد خوش صدايي كه با صداي بلند تغني به قرآن مي كند بيشتر گوش مي دهد از صاحب كنيزخوش خواني كه به صداي آن كنيز گوش مي كند. جز روايت اول و دوم، بقيه روايات فقط در جوامع روايي سني وجود دارد. حديث اول را شيخ صدوق درمعاني الاخبار و سيدمرتضي درامالي آورده است. روايت دوم مرسل است و علامه مجلسي آن را ازجامع الاخبار نقل نموده است. در جوامع روايي سني همه احاديث مذكور ديده مي شود. حديث اول به كرات در كتب عامه نقل شده كنزل العمال است خود در دو مورد اين حديث را مي آورد. در تفسير مدلول روايت اختلاف نظرهاي زيادي هست. اين اختلاف نظرها مي تواند مستند به يكي از امور زير و يامجموعه آن ها به باشد تعبير ديگر اشكالات سه گانه زير كه به بعضي از معاني حديث وارد شده، قرآن پژوهان را به گزينش معاني مختلفي كشانده است. اين امور عبارتند از: - 1 لفظ تغني كه از ماده غني اشتقاق يافته است مشترك لفظي است و لااقل به دو معناي طلب بي نيازي وغناءبه صوت آمده است. -غناء 2 مطلقا حرام است (لااقل در ديدگاه عده اي ازانديشمندان ). چگونه روايت فوق تغني به قرآن را مطلوب دانسته؟ است اگر غناء به كلام باطل موجب عقاب الهي است تغني به قرآن داراي عقوبت چند برابر است. - 3 لازمه مدلول روايت (بر فرض تسليم جواز تغني به قرآن ) آن است كه هركس قرآن را بدون تغني بخواند از پيامبراكرم و يا از دين وي به دور باشد. اين مطلب نيز قابل قبول نيست. تكليف كساني كه قدرت بر تغني ندارند چه خواهد؟ شد اشكالات فوق، موجب ارائه معاني متفاوت و ارتكاب تاويلات گوناگوني به شرح زير معناي اين حديث گرديده است. - 1 تغني به معناي تحسين صوت و ترجيع در آن است ومفهوم روايت آن است كه: هركس در قرائت خويش ازصداي نيكو استفاده نكند و صدا را در حلق نچرخاند از پيامبراكرم ( ص ) نيست. -تغني 2 به معناي استغناء است و مفهوم روايت آن است كه: هركس به واسطه قرآن از غيرآن استغناء نجويدو خود را بي نياز نداند، از ما نيست. البته متعلق استغناء (استغني بالقرآن عن... ) يكسان در نظر گرفته نشده است. بعضي آن را استغناء ازماديات و امور دنيايي دانسته اند و عده اي استغناء ازعلوم و معارف بشري، در بعضي استغناء ازاحاديث و كتب و گروه ديگر استغناء ازعلم به اخبار امم سابقه دانسته اند. به تعبير ديگر، آنان كه از پيامبر (ص ) هستند با وجود قرآن ديگر خود را نيازمند به ماديات، علوم و معارف بشري، احاديث و يا اخبار امم سابقه كه در غير قرآن است، نمي دانند. - 3 تغني به معناي اقامت كردن است در نتيجه معناي روايت آن است كه: هركس بر معارف و احكام قرآن اقامت نكند. به سوي غير آن اعتماد و اقامت ورزد از پيامبر (ص ) نيست. به تعبير ديگر آنان كه از پيامبر (ص ) هستند رحل اقامت خويش را بر آستانه معارف و حكم و احكام قرآن مي گزينند و جاي ديگر را شايسته اعتماد نمي دانند. -تغني 4 به معناي تحزن به است و معناي روايت آن است: هركس به واسطه خواندن يا شنيدن قرآن محزون نگردد از ما نيست. قرطبي اين توجيه را از ابن حبان البستي نقل كرده است و شاهدي هم بر آن نياورده است. احتمال اين نكته هست كه مقصود وي ازيتحزن به آن است كه روايت به غناي حزن انگيز نظر دارد. - 5 تغني به معناي تلذذ و گوارا شماردن تلاوت قرآن است آن گونه كه اهل طرب، غناء را شيرين و گوارا مي شمارند و از آن لذت مي برند. معناي روايت براين اساس اين گونه است: از ما نيست كسي كه قرائت قرآن را شيرين نشماردو به آن لذت نبرد آن سان كه اهل غنا به آن لذت مي برند. - 6 يتغن بالقرآن به معناي يجعل قرائه القرآن مكان الغناء مفهوم روايات با اين تفسير يك مفهوم اضافي است: از ما نيست كسي كه به جاي تغني به سرودهاي مختلف زمزمه به قرآن را جانشين و بدل آن نسازد. اين معنا از قرطبي از ابوسعيد بن الاعرابي نقل كرده است. چنان كه اين منظور از ابن الانباري نقل مي كند: پيامبراكرم (ص ) پس از نزول قرآن علاقه داشتند كه مردم به جاي تغني به ركباني زمزمه قرآن را در همه حال داشته باشند. - 7 تغني به معناي بلند خواندن است و مفهوم روايت آن است كه: از ما نيست كسي كه قرآن را با صداي بلندنخواند. - 8 حديث مقلوب است و مقصود اين است كه ليس منا من لم يحسن صوته بالقرآن نه آن كه مقصود آن باشد كه ليس منا من لم يحسن القرآن بصوته و معناي روايت اين است كه: از ما نيست كسي كه صدايش را با قرائت قرآن آذين و آرايش ندهد. - 9 يتغن بالقرآن به معناي يتغن بالقرائات است. اين وجه را پس از وجه پيشين ذكر كرده است. معناي حديث ديگر از باب قلب نيست ولي مراد از قرآن قرائات مختلفه قرآني است نه خود قرآن و چون (در ديدگاه محتمل ) قرائات قرآني با قرآن تفاوت دارد اشكالي ندارد كه انسان قرائات گوناگون را با صوت زيبا تزيين بخشد، در ميان معاني مختلفي كه از روايت ارائه معناي شد، اول موافق ظاهر لفظ است و بر معاني ديگر رجحان دارد. البته اگر غنا را به دو گونه حلال و حرام بدانيم; از اين معنا كه بگذريم، معناي دوم و سوم درجه مقبوليت بيشتري دارد، اما معاني ديگر هيچيك به نظر صحيح نمي رسند. برگرفته از فصلنامه بينات - 6