Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751125-15029S1

Date of Document: 1997-02-14

تلويزيون آموزگاري خوب يا؟ بد تلويزيون، امروز بيش از فعاليتهاي تحصيلي و آموزشي وقت كودكان را به خود اختصاص مي دهد و ذهن كودكان را تسخير مي كند; به عبارت ديگر تلويزيون رقيب نظام آموزش و پرورش شده است از اثرات مثبت تلويزيون بر كودكان مي توان به مواردي چون: افزايش دانش كودكان، برانگيختن حس كنجكاوي آنها، جهت دادن به اعتقادات و ارزشهاي آنها از طريق مبادله فرهنگي اشاره كرد كه ديدكودكان را نسبت به جهان بازمي كند. يكي از اثرات منفي تلويزيون بر كودكان اين است كه آنها از طريق تماشاي تلويزيون شيوه هاي پرخاشگرانه و مهارتهاي خلافكاري را آموخته و از طريق همانندسازي با شخصيت هاي نمايشي قيد و بندهاي اجتماعي را ناديده گرفته و عادي تلقي مي كنند. تلويزيون به عنوان ارمغان جديد تكنولوژي مخاطبان بي شماري را در تمام جهان زيرپوشش خود قرار داده و به دليل اينكه دو حس بينايي و شنوايي را متاثر مي كند، جايگاهي برتر از راديو و مطبوعات يافته است. تلويزيون مي تواند در يك زمان معين، اطلاعات و اخبار داغ رابدون واسطه و با سرعت نور به مراتب بيش از هر رسانه ديگربه اطلاع بينندگانش برساند. بنابر اين تلويزيون به علت ارتباط مستقيم و فوري با بيننده و نشان دادن رويدادها به هنگام وقوع و در بسياري موارد به طريق رنگي، رسانه اي است غيرقابل رقابت. امروزه تاثير اين صندوق سحرآميز بر كودكان و نوجوانان بحث بسياري از برنامه سازان و كارشناسان مسائل تعليم و تربيت و خانواده ها و ويژگي ها و تاثيرات فرهنگي و اجتماعي آن بر كودكان و نوجوانان بارها مورد بررسي و پژوهش هاي علمي قرار گرفته است. بديهي است بحث تخصصي در اين زمينه مي بايستي نتايجي ملموس و كاربردي داشته و بتواند در زمينه هاي مهم تعليم و تربيت و فرآيند رشد كودكان و نوجوانان اثراتي مطلوب برجاي نهد. ديدگاهها و نظريات مختلف درزمينه اين وسيله الكترونيك ارائه گرديده و بسياري براين باورند كه تلويزيون وسيله تفريحي بي ضرري است اما بسياري از پژوهشگران اثرات منفي آن را انكارناپذير مي دانند و آن را آموزگاري نيرومند و در ضمن خطرناك مي دانند كه بسياري از ارزشها، اطلاعات و مهارتها را بدون اينكه مخاطب متوجه شود در او القاء كرده و به اصطلاح به شستشوي مغزي مي پردازد. شيوه هاي تلقين هم مي تواند درمسير آگاهي ها و يا با مشاهده و همانندسازي نقشهاي موردعلاقه در جهت بدآموزي هاانتقال يابد. بنابر اين تلويزيون به عنوان بزرگترين وسيله ارتباط جمعي مي تواند به عنوان معلم و دايه اي در جهت افزايش آگاهي هاي اجتماعي و آموزش مسائل اخلاقي، روشنگري، فرهنگي يا بعكس وسيله اي خطرناك در جهت انحطاط اخلاقي و اجتماعي كودكان و نوجوانان گردد. در طول چند دهه گذشته تاكنون كه محبوبيت تلويزيون افزايش يافته، برخي از روان شناسان معتقدند كه خطر آلودگي امواج بر مغز ميليونها كودك كمتر از آلودگي محيطزيست نيست گرچه تلويزيون امروزه وسيله اي جهت سرگرمي و لذت كودكان شده و آنان را با مطالبي كه هرگز نديده و يا درباره اش مطلبي نشنيده اند آشنا مي سازد، و به آنان قدرت داده تا با فشار يك انگشت به سراسر دنيا سفر كنند، اما نمي توان منكر آثار مخرب رواني، اخلاقي آن شد. امروزه پژوهشهاي دانشمندان و دست اندركاران در زمينه تاثيرتلويزيون بر افزايش نابهنجاري ها و رفتارهاي پرخاشگرانه و ضداجتماعي كودكان ونوجوانان تا حد ممكن كم رنگ جلوه مي كند. تاثير تلويزيون بر بافت زندگي خانوادگي نيز به عنوان عضوي قابل اعتماد برپژوهشگران پوشيده امروزه نيست، تماس هاي چهره اي وچشمي و ارتباطات عاطفي درشبكه ارتباط خانواده محدود ومتوجه مونس هميشگي و ياررنگي درخشنده شده است. به عبارت ديگر ارتباطات خانوادگي عاري از روح برزمينه لامپ و تصوير نقش مي بندد يعني، خنده ها، خشم ها، تاسف ها، ياس ها و اضطرابها از لامپ و تصوير رنگين به بيرون مي تراود. حال پس از اين مقدمه اجمالي و شتابزده، اثرات مثبت ومنفي اين رسانه همه شمول رابر كودكان مورد بحث قرارمي دهيم: o اثرات مثبت تلويزيون بر كودكان - 1 تلويزيون دانش كودكان راافزايش داده است كودكان قبل از رفتن به مدرسه به اندازه 5 سال از تلويزيون مطلب گرفته اند. يك كودك 3 ساله با ديدن برنامه هاي آموزشي تلويزيون، الفباي ساده، اشكال هندسي و شيمي ساده و... را مي آموزد. كودكان پيش دبستاني قادر به خواندن، نوشتن و حساب كردن هستند و نسبت به بچه هاي گذشته از معلومات گسترده اي برخوردارند. - 2 با ديدن آدمهاي مكانها تازه و ساير رويدادهاي تازه تلويزيون كنجكاوي كودكان را برمي انگيزد و روحيه جستجوگري را در آنان افزايش مي دهد. - 3 تلويزيون مي تواند به اعتقادات ارزشها و ويژگي هاي فرهنگي راستين در كودكان جهت دهد. - 4 تلويزيون مي تواند از طريق مبادله فرهنگي ديد كودكان رانسبت به جهان و انسانها بازتر كند. - 5 برنامه هاي تلويزيوني خاص كودكان ( كارتونها ) پاسخي به نيازهاي كودكان براي رهايي ازخستگي ناشي از فعاليتهاي آموزش (تحصيلي ) بوده تاكسالت و خستگي را از تن آنهابدر برد. - 6 تلويزيون مي تواند مهمترين منبع اطلاعات علمي ورزشي و هنري براي كودكان باشد و شخصيتهاي تلويزيوني به آموزگاران اصلي كودك تبديل شوند. o اثرات منفي تلويزيون بركودكان - 1 تلويزيون جايگزين فعاليت هاي فردي و اجتماعي كودكان شده قدرت ابتكار، خلاقيت و كنجكاوي كودكان را محدود ساخته، اوقات فراغت كودكان را به خود اختصاص داده و بچه ها وقتي را كه مي توانند به بازيهاي آموزشي، اجتماعي و به كشف و جستجوي دنياي خود بپردازند در مقابل تلويزيون ميخكوب شده و مطيع و محو آن مي گردند. - 2 تلويزيون امروز بيش از فعاليت هاي تحصيلي و آموزشي وقت كودكان را به خود اختصاص مي دهد و ذهن كودكان راتسخير مي كند، به عبارت ديگر تلويزيون رقيب نظام آموزش و پرورش شده و آمار نشان مي دهد: يك دانش آموز دوره ابتدايي هر سال به طور متوسط 980 ساعت در سركلاس است در حالي كه در همان مدت 1340 ساعت تلويزيون مي بيند و زماني كه از دبيرستان فارغ التحصيل شده 11000 ساعت در كلاس و 22000 ساعت را پاي تلويزيون سپري كرده است. بنابراين تلويزيون امروز، مهمترين و سرگرم كننده ترين و جامع ترين رقيب و عام ترين جايگزين نظام آموزش و پرورش است. - 3 تلويزيون زمان مطالعه كودك را به خود اختصاص داده و زمان اين فعاليت را مي گيرد و كودكان را با مطالعه بيگانه ساخته، امروزه شاگردان تلويزيون تماشاگران بدون تفكر و منفعل باقي مي مانند و به جاي استنتاج و تفكر خلاقه و استدلال و نقادي به يكسان انديشي مي گرايند. - 4 از طريق تماشاي تلويزيون كودكان شيوه هاي پرخاشگرانه و مهارتهاي خلافكاري را آموخته و از طريق همانندسازي با شخصيتهاي نمايشي قيد و بندهاي اجتماعي را ناديده گرفته و آن را امري عادي تلقي مي كنند. - 5 كودكان رفتارهاي ضداجتماعي راحتي با تماشاي برنامه هاي كمدي و فيلمهاي كارتوني از طريق مشاهده يادگرفته و سعي در نشان دادن آن دارند. درصد 30 از فيلم هاي كارتوني داراي خشونتند. يك بررسي گسترده نشان داد كودكان 188 ساله هرچه بيشتر درتلويزيون شاهد خشونت بوده اند در اجتماع رفتارپرخاشگرانه تري از خود بروز داده اند. همچنين بررسي ديگري نشان داد به طور متوسط تعداد عمليات خشن در يك ساعت كارتون، شش برابر نمايشهاي بزرگسالان است. - 6 با ديدن فيلم هاي خشونت آميز و جرائم خونين كودكان نسبت به رنجها و دردهاي انساني و مرگ بي تفاوت خواهندشد. - 7 كودكان از طريق تلويزيون با ديدن درامهاي نمايشي احساساتي با مسائل و مشكلاتي كه در اينگونه فيلم ها به تصوير مي آيد روبرو و چون داراي جهات شناختي لازم چون بزرگسالان براي تجزيه و تحليل آنها نيستند، دچار درگيري هاي ذهني شده و راه حلي براي آن نمي يابند. - 8 كودكان با ديدن فيلم هايي كه ويژه بزرگسالان است مثل فيلم هايي چون اعتياد و چگونگي معتاد شدن و يا بسياري از فيلمهاي بزهكارانه مهارتها را آموخته و با نقشها همانندسازي مي كنند- 90 تلويزيون خواب كودكان را تحت تاثير قرار داده و والدين نيز تسليم خواستهاي نامعقول كودكان شده كه در چنين شرايطي با ديدن سريالهاي كارآگاهي، پليسي، آنان دچار ترس و اضطراب و برانگيختن شده و پس از آن به رختخواب مي روند. اغلب اين كودكان دچار ترس ها و كابوس هاي شبانه مي گردند. - 10 كودكاني كه با والدين خود تا ديروقت به تماشاي تلويزيون مي نشينند صبح وقتي به مدرسه مي روند چون خواب طبيعي نداشته و مزاحمت هاي ذهني را نيز به همراه دارند نمي توانند از فرآيند يادگيري در كلاس درس بنحو مطلوب بهره گيرند- 110 اعتياد كودكان به تلويزيون سبب مسخ شدگي و فرو رفتن در دنياي تخيلي شده و از واقعيتهاي موجود فاصله مي گيرند. - 12 تلويزيون در الگوي زندگي خانوادگي دخالت كرده و احساسها و اعتماد خانواده را به سمت خود جلب مي كند- 130 از آنجا كه تلويزيون دوستي قابل اعتماد براي كودكان است آگهي هاي تجاري اشتهاي كودكان را براي داشتن و تملك اسباببازيهاي مورد تبليغ افزايش مي دهد كه نوعي القاي رواني است. و والديني كه قدرت خريد كالاي مورد نظر را ندارند با فرزندان درگير و به چشم فرزندان خود گناهكار تلقي مي گردند. ترديدي نيست كه والدين مسئوليت كنترل تماشاگران تلويزيون از سوي كودكانشان را دارند تا آنها را ازتماشاي برنامه هاي بزرگسالان كه ممكن است خشونت آميز و يا در انطباق با شرايط سني كودك نباشد باز دارند. ولي متاسفانه بسياري از والدين به اين مسئوليت خودآگاه نيستند. آموزش و آگاهي والدين از خطرات و آسيبهاي رواني و اجتماعي تلويزيون ضرورتي انكارناپذير است. در اين زمينه دست اندركاران و برنامه ريزان نيز مي بايستي شناخت كافي از نيازها و دشواريهاي رشدي كودكان داشته و در برنامه ريزي سطوح مختلف سني مسئولانه اقدام نمايند. والدين معمولا تلويزيون را وسيله اي براي سرگرمي كودك مي دانند و زماني كه به كودك اجازه مي دهند هرچه دلش خواست تماشا كند او را در برابر سلامت رواني و اجتماعي آسيبپذير مي سازند. توجه والدين از ابتدا در زمينه هاي مختلف آموزش و يادگيري كودك اهميت دارد. خانه نخستين و پرزحمت ترين مدرسه و والدين، نخستين آموزگاران كودك هستند. اگر والدين ناآگاهانه كودك را به تلويزيون بسپارند درحوادث احتمالي ناشي از وابستگي و اعتياد به تلويزيون مقصرند. والدين مي بايستي چگونگي استفاده از برنامه هاي تلويزيوني را به كودكان خود بياموزند و رفتاري معقول در پيش گيرند، در ضمن بايد راجع به خلاء ناشي از نديدن برنامه اي خاص و جايگزين كردن آن با سرگرمي هاي سازنده، فكري اساسي كنند. والدين مي بايستي روي نوع برنامه هايي كه بچه ها مي بينندكنترل داشته باشند زيرا برنامه هايي كه خاص بزرگسالان است مثل درامهاي نمايشي بعضي كودكان آن را بر برنامه هاي خاص خود ترجيح داده و چون قادر به تجزيه و تحليل آنها نيستند با هراسي دست و پاگير بسر مي برند و راه حلي براي آن نمي يابند طرح مسائلي چون اختلافات خانوادگي، طلاق و نامادري و... در ذهن آنها قابل بررسي نيست. حال با در نظر گرفتن مطالب فوق يك رشته استانداردبراي تماشاي تلويزيون كودكان پيشنهاد مي شود: o محدوديت زماني براي كودكان پيش از دبستان حداكثر 90 دقيقه در روز بين 7 تا 10 سال حداكثر 120 دقيقه در روز و بين 10 تا 12 سال حداكثر 150 دقيقه در روز. o كيفيت و ارزش برنامه: زماني كه والدين در ارزشهاي يك برنامه براي كودكان شك دارند، بايد آنها را از تلويزيون دور كنند. o برنامه هاي ناهنجاربچه ها بايد از ديدن برنامه هاي خشن و برنامه هايي كه به شكل غيرواقعي مسايل خانوادگي را طرح مي كنند منع شوند. o پيامهاي بازرگاني تا حد ممكن بچه ها از ديدن آگهي ها بازداشته شوند. o حداكثر ساعت تماشاپس از صرف شام كودكان مجاز به ديدن تلويزيون نباشند. (مگر يك واقعه تازه علمي مثل سفر انسان به ماه از تلويزيون پخش شود ). بنابراين والدين با درك قدرت آموزش تلويزيون و نقش آن در شكل گيري اعتقادات و باورهاي كودك و اثر آن بر سلامت و بهداشت رواني او، بايد رفتار خود و نگرش خود را در اين زمينه بازسازي و به كودكان كمك كنند كه با سلامت فكري و نشاط به بلوغ و پختگي برسند. ايران مهديزادگان