Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751124-14959S1

Date of Document: 1997-02-13

گنجهاي گمشده ء تروا كشفيات باستانشناسي بر پايه داستانهاي؟ اساطيري در مجموع نظر عمومي آن است كه با وجود تمايل شليمان (كاشف اشياء تروا ) به شاخ و برگ دادن به حقيقت بيشتر يافته هاي او مشروع و قابل توجه اند از همان هنگام كه هاينريش شليمان، كودكي در حال رشد در آنكرشاگن در آلمان نيمه نخست قرن نوزدهم بود، مي دانست كه تقدير براي او چه رقم زده است. او با خود عهد بسته بود، آن هنگام كه به مردي بدل شود، ثابت خواهد كرد كه افراد، محل ها و رخدادهايي كه او را در ايلياد هومر شيفته خود ساخته بودند - هلن و آگاممنون، شهربندان تروا و خود اين شهر با شكوه - چيزي بيش از افسانه هاي صرف هستند. و يا دست كم اين چيزي است كه خود او بعدها درخاطراتش نوشت. اما اكنون، آنچنان كه برپايه ] بررسي هاي [تاريخ نگاران برمي آيد، اين ادعاها نيز چون بسياري از ديگر داستان هاي شليمان، تا حدودي مبالغه آميز هستند. ديويد ترايل يك كارشناس علوم كلاسيك در دانشگاه كاليفرنيا در ديويس و نويسنده زندگينامه شليمان مي گويد: در پژوهشگران مجموع، اين واقعيت را پذيرفته اند كه شليمان دروغهاي بزرگي گفته. مردي كه علاوه بر آن يك منفعت چي زمان جنگ، معامله گر بازار سياه و نيزقاچاقچي بود وكارهايش يك قرن بعد از مرگش، سه ملت را به بحث و جدل بايكديگر واداشته است. و از سوي ديگر اگرچه شليمان سرانجام شهر گمشده تروارا بر ساحل ] درياي [اژه در تركيه يافت، اما او درست در ميان لايه هاي تاريخي دوره كه ]هومر در جستجوي آنها [بود حفاري نموده و عمدتا آنها راتخريب كرد و سرانجام [شهر ] تروايي كه او يافت دست كم هزار سال كهنتر ازآن بود كه گمان مي كرد. البته شايد هيچكدام از اين مسائل براي افرادي كه در طول سال آينده از موزه پوشكين مسكو بازديد خواهند كرد چندان اهميتي نداشته باشد. چرا كه به هر صورت، با وجود تمام عيوب شخصيتي و دانسته هاي ناقصش، شليمان يكي از غني ترين گنجينه هاي باستان شناسي را كه تاكنون يافت شده، از داخل خاك بيرون آورد. از ماه آوريل امسال، قطعه 259 از هزاران دست ساخته هايي كه او در سالهاي آخر دهه 1880 در خاك تركيه يافت براي نخستين بار در پنجاه سال اخير در موزه پوشكين به نمايش عمومي درآمده: نيمتاج هاي ساخته شده از طلاي حلقه شده، بازوبندها گوشواره ها و گردن بندهاي ظريف، دكمه ها، گل سينه كمربندها، و نيز نگاره هاي انسان ريختي و ظروف و مجموعه هاي روغن خوشبو. علاوه بر اين، در سايه اين نمايشگاه، پژوهشگران، پس از چند دهه امكان دسترسي به اين گنجينه ها و نيز يك كاتالوگ جامع از اين اشياء خواهند يافت. و آنچنانكه ميخائيل تريستر، يكي از كارمندان موزه پوشكين مي گويد، اين كاري كاتالوگ، غول آسا است كه عكسبرداري از هر شي ء و تهيه يك متن توصيفي كامل براي آن و گردآوري متون علمي و نيز ترجمه متن به هفت زبان را دربرداشته است. متن انگليسي اين كاتالوگ در ماه مارس امسال به چاپ رسيده است. اما در مجموع، در مقاوم قضاوت درباره ارزش كارها و ادعاهاي شليمان نظر عمومي آن است كه با وجود تمايل او به شاخ و برگ دادن به حقيقت، بيشتر يافته هاي او مشروع و قابل درسايه توجه اند اكتشافات شليمان هيچ شكي باقي نماند كه تروا روزگاري وجود داشته و تپه اي كه در بين ترك ها با عنوان حصارليق شناخته مي شود جايگاه اين شهر باستاني است. ترايل در اين مورد مي گويد: اكثريت عمده گزارش هاي شليمان، جزء به جزء توسط باستان شناسان پس از اوتاييد شدند، ا ما از سوي ديگر، جايي كه داستان روايت شده بوسيله او خللي برمي دارد. معمولا اين ايراد بسيار آشكار و بزرگ است. يكي از اين موارد، تقريبا با قاطعيت مطلق، داستان مجموعه اي است كه شليمان آن راگنج پريام مي ناميد، دسته اي از اشياء جالب توجه كه او در 1873 آنها شليمان رايافت در اين مورد نوشته من گنجينه را با يك چاقوي بزرگ ازخاك بيرون آوردم و ادامه مي دهد: و اين امكان پذيرنبود مگر با عظيم ترين كوشش ها و قبول هراس آورترين خطرات زندگيم، چرا كه ديوار استحكامات شهركه من در زير آن مجبور به حفاري بودم هر لحظه ممكن بود روي سر من فروبريزد. اين خاطرات، البته داستاني هيجان انگيز، اما مطمئنا تخيلي اند. ترايل كه براي بيش از 20 سال درباره شليمان بررسي و پژوهش نموده نخستين باردر 1978 در راستگويي و درستي ادعاهاي شليمان دچار ترديد شد، هنگامي كه يك گزارش عيني را كه شليمان درباره يك آتش سوزي در سانفرانسيسكو نوشته بود يافت شليمان در سالهاي نخست دهه 1850 در كاليفرنيا زندگي مي كرد، جايي كه او در دوران تب طلا، به عنوان يك بانكدار ثروتي به هم زده و آينده خود را تثبيت كرد. (علاوه بر اين، او به عنوان يك تاجر، و نيز يك منفعت چي پشت پرده در روسيه و در دوران جنگ كريمه، ميليونها دلار به جيب زد )اما اين آتش سوزي هنگامي رخ داده بود كه شليمان بيرون از شهر بود و تاريخ آن نيز يك ماه پيش از تاريخ ذكر شده در گزارش او بود. سرانجام ترايل آنچنان اختلافاتي در بين ادعاهاي شليمان و مدارك موجود يافت كه شليمان را يك دروغگوي پاتولوژيك ناميد كه رخدادهايي را در جريان نوشتن خاطرات و كتابهايش اختراع كرده يا آنها را از زندگي ديگر افراد اقتباس نموده است. و كشف گنجينه پريام هم از قرار معلوم يكي ازاين ابداعات و اختراعات شخصي او بود. دراين مورد، شليمان نوشته كه كشف ]اواشياء [شده را در شال گردن همسر دومش، سوفيا، پيچيده بود تا آنها رااز چشم كارگران محلي كه ممكن بود در فكر ربودن اين اشياء طلايي پنهان باشند، كنداما بر پايه يادداشت هاي كار صحرايي خود او در محل حفاري، قضايابه هيچ وجه به اين صورت رخ نداده و گذشته از سوفيا آن، در آن هنگام دريونان بوده است. واگرچه در آن روزها، نويسندگان چندان عيبي در اندكي شاخ و برگ دادن به داستان خود نمي ديدند، اما به عنوان يك باستان شناس، شليمان گناه بسياربزرگي مرتكب شده است. او ادعا كرد، اشيايي را كه تقريبا به صورت قطعي جداگانه و در بيرون و اطراف ديوارهاي شهر يافته بود در درون محلي كه او آن را كاخ پادشاهي مي ناميد از خاك خارج كرده است. اما چرااو واقعيات را بدين صورت تخريب كرده احتمالا است آنچنان كه ترايل مي گويد: عقده او در مورد اثبات صحت ايلياد، اثبات وجود شاه پريام، پدر شوهر هلن را ضروري مي ساخت، و در اين مورد چه سندي بهتر از يك گنجينه پادشاهي؟ بود و البته ماجراجويي هاي شليمان در اينجا پايان نگرفت، عمليات حفاري اوليه او بدون يك اجازه نامه رسمي از دولت عثماني انجام گرفت و هنگامي كه بعدها او چنين اجازه اي دريافت كرد، در آن قيد شده بود كه هر آنچه را كه مي يابد بايد بصورت مساوي با ترك ها قسمت كند. اما او بسياري از اين يافته ها را به خارج از تركيه قاچاق كرد. و هنگامي كه تركيه درخواست باز گرداندن گنجينه پريام را نمود، شليمان سهم تركها را به كسري از ارزش واقعي آن خريد. در نهايت در سال 1880 شليمان گنجينه را به دولت آلمان اهداء نمود. از آن پس اين مجموعه تا روزهاي پايان جنگ جهاني دوم در آلمان ماند، تا اينكه ارتش سرخ در 1945 وارد برلين شد و مقادير معتنابهي آثار هنري موجوددر موزه هاي آلمان را كاميون، كاميون به شوروي فرستاد. و بدين ترتيب درسراسر جهان، اين باور پذيرفته شد كه گنجينه هاي زرين شليمان در جريان جنگ ناپديد و [احتمالا ] نابوده شده است. اما موزه داران مسئول موزه پوشكين قطعا در اين مورد اطلاعات بيشتري داشتند. و در نهايت در سال 1991 بودكه دو تاريخ نگار هنر روسي گريگوري كوزلوف و كنستانتين آكينشا، كه از وجوداين گنجينه در روسيه آگاه شده بودند، كشف مجدد آنها را به جهان اعلام كردند. و البته دو سال ديگر لازم بود تاموزه پوشكين و دولت روسيه به اين موضوع اعتراف كنند. و البته اين تاخير با توجه به گرفتاري هاي قابل پيشبيني كه اين اخبار درپي داشت چندان غير عادي نبود. اين كه چرا نمايشگاه زودتر از اين ها برپا نشد يكي از آن پرسش هايي كه پاسخ ندارد ولاديمير تولستيكف، موزه دار ارشد بخش آثار كلاسيك موزه پوشكين، كه از دو دهه پيش از وجود گنجينه در اين موزه آگاهي داشته مي گويد: دوران اتحاد شوروي، هميشه به ما گفته مي شد وظيفه شما نگهداري اين اشياء است، خود را درگير مسائلي كه به شما مربوط نيست نكنيد. اما از آن هنگام كه كارمندان زيردست تولستيكف اجازه برپا ساختن يك نمايشگاه را به دست آوردند، وقت را تلف نكردند. يك تالار موزه مي بايست خالي شده و بازسازي مي شد و به تجهيزات ايمني امروزي، نورپردازي و تهويه مجهز مي گشت. در اكتبر 1994 يك كميسيون آلماني شرايط مجموعه را ايده آل توصيف كرد. و در اين مورد پژوهشگراني از انگلستان، يونان، تركيه، آلمان وايالات متحده به روسها در شناسايي و فهرست بندي اين دست ساخته ها كمك كردند. البته، اين بدان معني نيست كه بقيه كشورهايي كه به نوعي به اين گنجينه مربوط مي شوند صرفا اقدامات روسها را آلمان ستوده اند در حال مذاكره براي بازپس گرفتن تمام آثار هنري است كه در سال 1945 بوسيله روسها ضبطشده و از آن جمله گنجينه پريام يكي است از مقامات موزه آثار نخستين وپيش از تاريخ برلين در اين مورد با اكراه مي گويد: موزه پوشكين طلاهاي شليمان را بدون اجازه صاحبش به نمايش خواهد گذاشت. موزه داران آلماني حتي ايده قرض دادن برخي از دست ساخته هاي كم ارزشتر شليمان را به احتمالا پوشكين، در ازاي نوعي مبادله موقت عنوان كرده اند، اما تاكنون پاسخي دريافت ننموده اند. از سوي ديگر، تركيه نيز هنوز در مورد تخلفاتي كه شليمان در سالهاي مرتكب 1870 شده ادعاهايي دارد. انگين اوزگن مدير [اداره ]كل دولتي ابنيه و موزه ها تاكنون 9 يادداشت رسمي براي مقامات بن و مسكو فرستاده كه در آنها ادعاي مالكيت تركيه برگنجينه و نيز درخواستي براي حضور در گفتگوهاي پيرامون سرنوشت آنها عنوان شده است. او مي گويد: ما هيچ پاسخي دريافت نكرده ايم. در اين مورد ترك ها تمايل دارند تا دست ساخته هاي تروا را از روسيه، آلمان و ديگر كشورهايي كه در آنها پراكنده شده اند گردآوري كرده و در موزه اي در نزديكي محل واقعي شهر به نمايش بگذارند. اين ايده اگرچه شايد نوعي جاذبه ناسيوناليستي داشته باشد، اما بدون ارزش علمي نيز نيست. باستان شناسان امروزي تمايل دارند اين اشياء را مورد بررسي قرار دهند تا دريابند آنها چگونه، چرا و بوسيله چه كساني ساخته شده اند. وروشن است كه، دسترسي به گنجينه پريام كمك بسياري بدانها خواهد و كرد درنهايت اين پژوهش ها، اكتشافات درخشان و گاه مشكوك هاينريش شليمان رابه همان اندازه كه او در انديشه آن بود، پراهميت و جاودانه خواهد ساخت. منبع: تايم آوريل 1996 نوشته: مايكل لمونيك ترجمه: احمدرضا حائري