Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751123-14892S1

Date of Document: 1997-02-12

همشاگردي؟ استثنائي تحقيقي پيرامون ورود دانش آموزان استثنايي در جريان عادي آموزش ممكن است در آموزش و پرورش كودكان براي استثنايي، كودكي با توجه به ناتواني ذهني و عملكردضعيفش يادگيري مهارتهاي زندگي ضرورت داشته باشد . استثنا اين كلمه مي تواند بازخوردي از اغتشاش، ناكامي، بي تفاوتي و عصبانيت را به بار آورد. معلمين همانند والدين درباره حضور كودكان استثنائي در كلاسهاي عادي ديدگاههاي مشخصي دارند. البته در بين گروههاي مختلف نيز اختلاف نظر نسبت به اين موضوع ديده مي شود. همه والدين و معلمين اعتقاد يكساني به مفيد يا مضربودن اثرات اين جريان ندارند. به نظر مي رسد اين مفهوم كه در برگيرنده ادغام آموزش همه كودكان باتوجه به توانائيهاي يادگيريشان است، راه درستي براي رسيدن به آموزش آزاد مناسب براي هر فرد باشد. در هر صورت بايد اين را مدنظر داشت كه همه از اين جريان كاملا راضي نخواهند شد. عقايد بسيار محكمي برله و عليه اين جريان وجود دارد. به نظر مي رسد آموزش كودكان استثنائي فراگير شده است و به عنوان موجي در آينده آموزش و پرورش مورد توجه قرار خواهد گرفت. بررسي حاضر بر روي بازخوردهاي مختلف و واكنشهائي كه در مورد اين نظام وجود داشت در يك مدرسه كوچك در بخش پنسيلوانياي غربي انجام شده است. اين بررسي بر روي 18 نفر از والدين كودكان عقبمانده 18 نفر از والدين كودكان تيزهوش و 18 نفر ازوالدين بچه هاي عادي انجام شد. از نفر 28 از معلمين يك مدرسه ابتدائي درخواست شد كه به كامل شدن اين بررسي كمك %كننداز 640 معلمين و %فقط 33 از والدين به اين سوالات پاسخ دادند. اگر چه پاسخ به پرسشنامه ها كمتر از حد انتظار بود ولي عقايد همچنان برله و عليه اين جريان وجود داشت. در سال 1975 كنگره عمومي 14292 تعليم و تربيت براي همه كودكان استثنائي را به تصويب رسانيد و هدف از تصويب اين قانون قبل از همه اين بود كه همه كودكان استثنائي و معلول بتوانند از آموزش عمومي آزاد و مناسب برخوردار باشند. اين قانون از چند اصل معين تشكيل شده است. - 1 آموزش عمومي آزاد و مناسب. - 2 برنامه آموزشي انفرادي شده. - 3 سرويس آموزشي اختصاصي. - 4 زنجيره اي از ارائه خدمات. - 5 كمترين تحديد محيطي براي يادگيري. مفهوم اين قانون توسط معلمين، والدين، مديران وقانون دانان تفسير مي شود. برخي از معلمين معتقدند هنگامي كه كودك در محيطي آموزشي قرار مي گيرد. حساسيت مفهوم كمترين تحديد محيطي آشكارتر مي گردد. براي اغلب كودكان كمترين تحديد محيطي در كلاسهاي عادي وجود دارد. در حالي كه ممكن است كودكان ديگر براي موفقيت احتياج به مدرسه جداگانه داشته باشند. يك معلم كودكان عقب مانده معتقد است كه بيشتر دانش آموزان او در يك محيط جدا شده و مستثني موفقيت بيشتري را به دست مي آورند. ديگر معلمين معتقدند در اين كه نيازهاي كودك بايد در وهله اول مدنظر قرار گيرد، توافق عمومي وجود دارد. اگر موفقيت كودكي در يك مدرسه عادي تضمين مي شود، بايد در همان محيط قرار گيرد و اگر كودكي تعليم و تربيت مناسب او در يك محيط كوچك بر آورده مي شود او هم بايد در همان محيط قرار گيرد. به عبارت ديگر اين جداسازي محيطي تعبيري از آموزش و پرورش مناسب است. ممكن است در آموزش و پرورش كودكان استثنائي براي كودكي با توجه به ناتواني ذهني و عملكرد ضعيفش يادگيري مهارتهاي زندگي ضرورت داشته باشد. در حالي كه براي دانش آموزان تيزهوش آموزش مناسب بايد شامل پيشرفت درجاتي از علوم باشد و اين بدان معناست كه شرايط يادگيري كودك بايد براساس استعدادش بنا شود. بعضي از كودكان نياز دارند مهارتهاي زندگي را يادبگيرند. نه سطحي از علوم و مهارتهاي اجتماعي را كه ماوراي توانائيهاي به آنهاست نظر مي رسد والدين با معلميني كه معتقدند مهمترين اصول اين قانون، اختصاصي بودن آموزش و پرورش با كمترين تحديدمحيطي است موافق باشند. دو نفر از والدين كودكان تيزهوش معتقدند كه بايدسرعت يادگيري و نيروهاي بالقوه هر دانش آموز شناسائي شود و ديگر والدين معتقدند كه كودكان بايد قادر باشند سرعت خود را در يادگيري و حل مسائل، تشخيص دهند. يكي ديگر از والدين كودكان عقبمانده معتقد است كه آموزش اين كودكان بايد در يك اتاق انجام گيرد و تعليم و تربيتشان بايد براساس توانائيهايشان انجام شود. همه والدين مورد تحقيق به نظر مي رسد كه با برآورده شدن احتياجات شخصي هر كودك موافق هستند. يكي از والدين به اين نكته اشاره كرد كه بيشترشواهد دال بر اين است كه جداسازي كودكان استثنائي از كودكان عادي باعث برآورده شدن نيازهاي كودكان مي شود. برخي از معلمين معتقدند كه بيشتر وقت دانش آموزان صرف اين مي شود كه خود را با ظرفيت و گنجايش يادگيري دانش آموزان عقب مانده هماهنگ كنند. دانش آموزان عادي از سطحي بودن درس رنج مي برند. يكي از والدين كودك سندرم داون معتقد است كه اين طرح (ادغام ) براي برآورده شدن احتياجات اجتماعي كودكان مهم و مفيد است. دانش آموزان تيزهوش از سرعت آهسته و كمبود چالش در مطالب حوصله شان سر مي رفت. دانش آموزان عادي و متوسط موضوع درس را سطحي يافته بودند و اين امر موجب ناكامي دانش آموزان عقب مانده مي شد. زيرا آنها بايد خود را با مسائلي كه براي آنها مفيد نبود، تطبيق دهند. دانش آموزان عادي به نظر مي رسيد كه كمتر كار مي كنند و بر طبق گفته تعدادي از والدين اين جريان منبع ناكامي براي بيشتر كودكان مي شود. چه كساني از اين جريان سود؟ مي برند بر طبق گفته بيشتر معلمين و والدين بچه هاي عادي از لحاظ اجتماعي ياد مي گيرند كه ديگر كودكان را بخاطر محدوديتهايشان قبول نموده و مورد احترام قرار دهند و قدرت تحمل اجتماعي و آموزشي را در آنها همچنين مي پروراند اكثريت والدين و معلمين معتقدند كه اين جريان طرحي است براي بچه هاي عقبمانده آموزش پذير. زيرا اين نوع كودكان مي توانند بهترين تطبيق را با محيط جديد بدست آورند و كساني هستند كه مي توانند اغلب بيشترين سود را از معلم خصوصي ببرند و خود را با معلمين تطبيق دهند. بيشتر معلمين معتقدند كه بيشترين سود را از اين جريان والدين بچه هاي عقبمانده اين مي برند نوع والدين معتقدند كه اين جريان به اين دليل كه كودكانشان بيشتر اوقات خود را با ديگر كودكان بسر مي برند و ممكن است ديدگاههاي سايرين، نسبت به كودكانشان عادي و نرمال گردد، بسيار خوب و مناسب است. چه كساني از اين جريان آسيب؟ مي بينند برخي ازمعلمين معتقدند كه هر كودكي از اين جريان آسيبمي بيند زيرا يادگيري آنان تا زماني كه همه گروه سرعت مناسب را بدست آورند متوقف مي شود. برخي ازوالدين دانش آموزان متوسط معتقدند تا زماني كه كودكانشان در كلاس عملا درگير مباحث يادگيري نشوند، بخاطر توجه زيادي كه به يادگيري دانش آموزان عقب مانده مي شود ناكام خواهند بود. اغلب يادگيري دانش آموزان عقب مانده بسيار كم و ناچيز است. به قدري كه اين كودكان كار با ارزشي را ياد نمي گيرند. علاوه بر آن آيا ما مي توانيم به آنها آموزش دهيم كه به چه چيزي نياز؟ دارند آيا اين مهم است كه براي يك كودك با بهره هوشي ( 50 50 IQ=) نتيجه جنگ جهاني دوم را خلاصه؟ كنيم آيا يك كودك با كمترين توانائي حسي و حركتي به شوت كردن توپ در تور بسكتبال احتياج ؟ دارد اغلب معلمين اظهار مي كنند كه در آموزش دادن به كودكان عقب مانده دچار احساس شكست واقعي آنها شده اند مي گويند ما بايد سخت كار كنيم تا آنهاموفقيت به دست آورند و شكست را تجربه نكنند. اغلب والدين عقيده دارند كه معلمين در اين جريان آسيبپذير هستند. زيرا اين جريان ادغام شغل آنها را بسيار سخت و مشكل مي سازد و بيشتر وقت، آنها بايد به يك گروه كوچك اختصاص داده شود. در حاليكه اكثر دانش آموزان بايد كلاس را تحمل كنند. % از 94 والدين %و 98 از معلمين معتقدند كه معلمين در اين كلاس نمي توانند بطور صحيح آموزش دهند وموفقيت بدست آورند. برنامه هاي موجود در جهت تحقق اين جريان در حد يك بحث ايدئاليستي است و جنبه هاي فلسفي آن بيش از تكنيكهاي واقعي آن است. بيشتر والدين معتقدند يك گروه متخصص حرفه اي قادر خواهند بود كه با توجه به نيازها و توانائيهاي دانش آموزان در چنين كلاسي سازگاري و نيازهاي كودكان را برآورده كنند. بدون ابزار مناسب، وقت پشتوانه و حمايت اين جريان براي همه دانش آموزان موفقيت ببار نمي آورد. عزت نفس و تعامل اجتماعي كودكان در اين جريان افزايش پيدا خواهد كرد. اغلب دانش آموزان ياد مي گيرند با كودكان عقبمانده به خوبي دانش آموزان تيزهوش رفتار كنند. آيا در چنين وضعيتي فقط اقليت دانش آموزان موفقيت كسب؟ مي كنند ممكن است اكثر دانش آموزان فكر كنند با كمترين كوشش مي توانند در اين محيط موفقيت كسب كنند. آيا ما حقيقتا دانش آموزان را براي دنياي واقعي آماده؟ مي كنيم آيا همه دانش آموزان آموزشي را كه به آن نياز دارند به دست مي آورند. نتايج حاصل از اين تحقيقات دستيابي به عقايد متنوعي است كه به منظور تغيير اين جريان آموزشي، دوره هاي تحصيلي و ساختار كلاسهاي درسي وجود دارد. معلمين و والدين معتقدند بيشترين تغيير، زماني اتفاق خواهد افتاد كه اندازه كلاسها كوچكتر شود. در كلاسهائي بزرگتر تعليم بدون تطبيق دانش آموزان عقبمانده و تيزهوش بسيار مشكل بيشتر است معلمين معتقدند كه مساعدت و كمك به تكميل برنامه آموزشي انفرادي احتياج به كار بسيار زياد متخصصين و معلمين دارد. رشد اين استراتژي وقت نياز دارد تا بتوان كلاسهائي جهت آموزش ويژه به معلمين اختصاص داد تا آنها بتوانند نيازهاي دانش آموزان عقبمانده و تيزهوش را در جريان عادي آموزش برآورده كنند. دانشگاهها نيز احتياج به كار در رشته هاي دانشگاهي دارند تا بتوانند به رشد اين جريان كمك كنند. البته اين بررسي بايد در سالهاي متمادي انجام گيردتا موفقيت ورود كودكان استثنائي را به جريان عادي آموزش نشان دهد. در پايان شايان ذكر است كه وارد كردن كودكان استثنائي به جريان عادي آموزش تنها اين نيست كه اين كودكان را در كلاسهاي عادي قرار دهيم. اين فرآيند زماني موثر واقع خواهد شد كه فعالانه به اين كودكان كمك كنيم تا از هر فرصتي براي تعامل با دانش آموزان ديگر استفاده كنند و بدين ترتيب آمادگي بيشتري براي كنار آمدن با دنياي خارج از مدرسه بدست آورند.