Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751120-14844S1

Date of Document: 1997-02-09

دقت كنيد! سرزمين سبز در آپارتماني كه زندگي مي كنم، آسانسور يك نعمت است، زيرا مي توانم ويلچرم را با آسانسور به طبقه پنجم برسانم و به آپارتمان مسكوني خود ببرم. چهارشنبه شب كه به خانه رفتم، اهل خانه روبه روي صفحه تلويزيون نشسته بودند و من ويلچرم را روغن كاري مي كردم. همه چهارشنبه ها منزل ما همين طور است، بچه ها مجموعه تلويزيوني خانه سبز را مي بينند و من همواره به خود مشغولم تا همين چهارشنبه شب گذشته. پريروز، خانه سبز، به سرزميني سبز مبدل شده بود، تصويرها سخن مي گفتند و سكوتها فرياد بود كه مرا با خود به دنياي خاطره ها مي برد، خاطره دوستي ها، جانفشاني ها، شهادت ها و گذشتها. كلام هنرمندان اين مجموعه عطرخاك كربلا را داشت، ياد همه جانبازان، همه آزادگان، همه اسيران، همه شهيدان و همه مادرهايي كه با هزار آرزو، فرزندان خويش را برومند كرده بودند و به ياري دين خدا فرستادند، سفري بي بازگشت. يك جانباز