Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751120-14818S1

Date of Document: 1997-02-09

گرايش به دنياي تاركوفسكي جشنواره فيلم فجر و نقش آن در روند سينماي ايران -بخش دوم پرسروصداترين برنامه جشنواره در دوره ششم نمايش فيلم هاي آندري تاركوفسكي، فيلمساز معترض سينماي شوروي سابق است، كه با عنوان اميد، ايثار، دنياي آندري تاركوفسكي به معرض ديد تماشاگران گذاشته مي شود. با زمينه سازي برخي از مطبوعات، اين بخش تماشاگران زيادي را به سوي خودجلب مي كند. بدين ترتيب تب تاركوفسكي بالا مي گيرد، نه تنها تماشاگران علاقه مند سينما مجذوب اين جريان مي شوند، بلكه وسوسه تاركوفسكي نمايي در ميان فيلمسازان هم رسوخ مي كندو خيلي زودگرايش به دنياي تاركوفسكي، در برخي از آثار پديدار مي شود. پديده تاركوفسكي در جشنواره ششم و تاثير آن درتماشاگران و فيلمسازان بحث هاي ضد و نقيضي در ميان صاحبنظران ايجاد مي كند، گروهي اين فيلمساز را مبشرسينماي ناب مي دانند و برخي ديگر آثار او را به روشنفكرنمايي تو خالي متهم مي كنند. به هر حال محصول اين پديده در جشنواره هفتم به بار مي نشيند، فيلم هايي مانند نار و ني، برهوت، چون باد، سفر عشق و برخي نمونه هاي ديگر، نشانگر گرايش سازندگانشان به سينماي عرفان زده و شكل گرا هستند، برخوردجشنواره هم با اين نوع سينما بيش و كم مسالمت آميزاست و نشانه هاي تاييد از طرف سياست گزاران سينماو جشنواره بروز مي كند. اهدا جايزه ويژه هيات داوران به فيلم نار و ني كه بعدها معرف سينماي ايران در جشنواره هاي كوچك و بزرگ جهان مي شود، به عنوان دليلي بر تاييد جشنواره، بحث هاي زيادي را برمي انگيزد، بسياري از منتقدان، در برابر جريان موجود، موضع مخالف انجمن مي گيرند منتقدان، براي ابراز مخالفت، فيلم كشتي آنجليكا را فيلم برگزيده خود در جشنواره هفتم معرفي مي كند. اين فيلم به رغم برخورداري از پرداختي سنجيده و حرفه اي، مورد اعتناي جشنواره قرار نگرفته است. در اين دوره نمايش چهار فيلم از سرگئي فيلمساز پاراجانف، هم نسل تاركوفسكي، بار ديگر به بازار بحث درباره سينماي انديشمند رونق مي دهد. اعتراض ها و حمايت ها به همان شيوه اي كه درباره تاركوفسكي به عمل آمد باز هم تكرار مي شود و گرايش به فرهنگ مردم به سبك پاراجانف هم مانند عرفان زدگي تاركوفسكي، فيلمسازان را به وسوسه تقليد مي اندازد، از فيلمي انتزاعي مانند تمام وسوسه هاي زمين تا زمان از دست رفته و دل نمك و باغ سيد كه قرار است نگاهي به واقعيت هاي جامعه داشته باشند، همه جا ردپاي ناشيانه پاراجانف وتاركوفسكي ديده مي شود. اين گرايش حتي در آثار فيلمسازان سابقه دار و با تجربه سينماي ايران هم نمود از دارد جمله هامون ساخته داريوش مهرجويي را بايد واكنشي در برابر اين موج دانست كه در جشنواره هشتم جايزه بهترين كارگرداني و فيلمنامه و فيلمبرداري و تدوين را مي گيرد. در اين دوره هم انتخاب بهترين ها، همچنان براساس تاييد گرايش سينماگران به آثار، /هنري روشنفكرانه است; فيلم كلوزآپ جايزه ويژه هيات داوران را با هامون شريك مي شود. بدين ترتيب، ظاهرا جشنواره فيلم فجر در دوره هشتم تكليفش را با سينماي ايران روشن كرده است و نمي خواهد به سينماي جامعه گرا، اعتنايي داشته باشد. فيلم هايي چون: پول خارجي، دندان مار، زير بام هاي شهرو.. كه نشانه هايي از تعهد اجتماعي دارند در اين دوره مهجور مي مانند. در جشنواره نهم، فيلمسازان بسياري براي رسيدن به جايزه، الگوهاي مورد تاييد را به هر شكلي چاشني فيلم هايشان قرار مي دهند. شاخص ترين نمونه در اين زمينه فيلم نقش عشق است كه مي كوشد لحني كاملا روشنفكر پسندانه داشته باشد اما به هدف نمي رسد. در فيلم هاي ديگر نيز بيش و كم حس و حال هنرنمايي و شكل گرايي وجود دارد. گروهبان ساخته مسعودكيميايي، به رغم نگاه جسورانه سازنده اش به گوشه اي از واقعيت هاي جنگ، حال و هواي هميشگي سينماي كيميايي را ندارد گالان، گزل، ابليس، افسانه آه، سايه خيال و حتي عروس، با اينكه درون مايه اي گيشه پسند دارند، اما ظاهري روشنفكرانه به نمايش مي گذارند، در كنار اين آثار فيلم هايي مانندپرده آخر، آپارتمان شماره 13 و به خاطر همه چيز كه به جريان مد روز (شكل گرايي افراطي ) آلوده نيستند، بيشتر مورد توجه داوران جشنواره قرار مي گيرند و جوايز اصلي را به خود اختصاص مي دهند; آپارتمان شماره 13 بهترين فيلم شناخته مي شود و جايزه بهترين فيلم نامه را هم دريافت مي كند. پرده آخر، جايزه بهترين كارگرداني و فيلمبرداري را در كنار شش جايزه ديگر به دست مي آورد و به خاطر همه چيز با ديپلم افتخار، در رديف برگزيدگان فيلم هاي اول و دوم به حساب مي آيد. اهدا چند جايزه به فيلم زمينه ساز عروس، جريان تازه اي در سياست هاي هدايتي وحمايتي جشنواره به شمار مي رود. اين فيلم كه درمجموع با جاذبه هاي عامه پسند تزيين شده است به وضوح نشان مي دهد كه سازندگانش بيش از هر چيز به تسخيرگيشه ها نظر داشته اند. عروس با دريافت تاييد ازطرف جشنواره، قوت قلبي براي دست اندركاران سينماي سرگرم كننده به حساب مي آيد و فروش ركوردشكنش دراكران عمومي، براي بهبود اقتصاد سينماي ايران سرمشق تازه اي را رقم مي زند. در حاليكه برگزيده ترين فيلم جشنواره نهم -پرده آخر - در ايجاد رابطه باتماشاگران عادي آنچنان دچار ضعف است كه سازنده اش هنوز نتوانسته فيلم دوم خود را بسازد و ظاهرا به همان سرنوشتي گرفتار آمده كه سازنده جايزه بگيرترين فيلم ايراني -نار و ني - سال هاست با آن دست و پنجه نرم مي كند.