Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751118-14785S1

Date of Document: 1997-02-07

يادداشت روزبه مناسبت فرارسيدن دهه مبارك فجر بازيابي و وحدت هويت ( ) 3 هنگامي كه انقلاب اسلامي ايران به آخرين مرحله پيروزي خود در 22 بهمن رسيد 1357 باور بسياري از تحليلگران اين بود كه تجربه اي محدود با تكيه بر نهادها واعتقادات ديني آغاز شده است. اين گروه از قابليتهاي نظريه پردازان، نهايي انقلاب اسلامي رادر حد مديريت و حكومتي تمام عيارنمي ديدند. علاوه برآن، اين تجربه تازه را همچون دوران گذارارزيابي كرده و آن را ايستگاهي موقت در مسير تعادلي نهايي كه چندان قابل پيش بيني نبوده معرفي مي كردند. به اين ترتيب ساليان متعددي پس از پيروزي انقلاب سپري شد. دهه نخستين، همراه با مسائل حادسياسي و جنگ و تنش هاي داخلي و برون مرزي به آخر اندك رسيد اندك چهره ثبات، از پس ابرهاي متراكم آشفتگي پديدار شد و جريان زندگي و رسوب قوانين خاص ومتناسب با شرايط موجود، نظمي اميدبخش را به امور تحميل كرد. انديشه انقلاب كه تفكر و اعتقاداسلامي بود نيز در مرحله اجرا واستقرار، صورتبندي هاي مستحكمي يافت. مجموعه نظام جمهوري اسلامي ايران، از بساطت و سادگي روزهاي نخستين كه در نسبت با شور و شعارو شعائر خاص انقلاب بود به سوي تاسيس مجموعه اي از نهادها و انديشه هاي سياسي و اجتماعي و مدني حركت كرد. اين حركت در دهه دوم بويژه انقلاب، پس از پايان جنگ تحميلي بعثيان عليه ايران اسلامي، شتابي مطلوب به خود گرفت كه تقريباهمه ناظران و صاحبنظران را دچارشگفتي اين ساخت روند بويژه شتابناك، در سالهاي اخير، موجبافزايش ثبات داخلي و در نتيجه تغيير نقش ژئوپوليتيك ايران در منطقه نيز در بود اين ميان، رخدادهايي كه كشورهاي همجوار ايران را درگير نمود و تنش هايي را در عرصه ديپلماسي منطقه اي بوجود آورد نيز، نقش جمهوري اسلامي ايران را در ايجاد ثبات بيش از پيش اثبات نمود. خاصه آنكه مشكلات اقتصادي و اجتماعي ايران، نسبت به ساير كشورهاي منطقه، كاهش بيشتري يافته و عليرغم مشكلاتي كه مواضع انقلابي در سياست خارجي ايران پديد آورده بود به هيچ وجه اين چشم انداز رونق و اقتدار را كم رنگ نمي ساخت. حتي به يك معنا، براستقلال و خودباوري نيروهاي داخلي تاثيري اساسي نهاده و انگيزه هاي بسياري براي استفاده از استعدادهاي خودي و بهره گيري ازامكانات داخلي را دامن زد. درچنين شرايطي، دگرگونيهاي فرهنگي نيز از حالت مه گرفتگي وابهامي كه در سالهاي نخست انقلاب، همچون واقعيتي اجتنابناپذير وجود داشت، به سوي شفافيت و ثبات تغيير جهت داد. تثبيت نظام اخلاقي و مدني خودجوشي كه از باورهاي ديني برخاسته بود، ياري شاياني به رواج قوانين و احكام اسلامي در جامعه انقلابي ايران رسانيد. انقلاب، به صورتي بطئي و آرام، چهره خود را در تمام شئونات و اركان رفتار فردي و زندگي اجتماعي ايرانيان نشان داد. همين امور، در مجموع موجب شد كه واقعيت و تحليل، جانشين گمان و شعار شود. ايمان اسلامي نيز، فراگير و متوازن، انسانها را ازمفاسد و ويراني رفتارهاي غيراخلاقي و ضداجتماعي منع مي كند. اين افقي واقعي است كه گشوده شده، و حتي اگر تحقق آن را نسبي نيز باز بدانيم، هم توفيقي عظيم و سرشار نصيبجامعه ما شده است كه بايد قدر آن را دانست. اين مهم، در قياس باانقلابهاي ديگر، درخشش خود را بيش از پيش نشان خواهد داد. بالاخره اينكه، در عرصه خوديابي وحل مشكل هويت كه همچون بحراني ويرانگر در يك سده اخير روياروي جامعه ايران قرار گرفت، گامهاي بلندي برداشته شد. اين محصول توفيق، و نتيجه طبيعي غناي انقلاب اسلامي ايران بود. زيرا اولاواقعيتهاي موجود در جامعه ايران به كمال آشكار شد. ثانيا درسطح گسترده اي مطرح و مورد بحث واقع گرديد. ثالثا همه متفكران و عالمان كشور ناچار شدند نظرات و موضعگيري هاي خود را نسبت بدان ابراز نمايند. در اين زمينه حركت به سوي وحدت دين و زندگي، و وحدت هويت ديني و ملي و وحدت اخلاق و قانون، نمونه اي ازدستاوردهاي ناپيداي انقلاب بزرگ اسلامي در ايران زمين بوده است. واين نكته اي است كه در اين عبارت نغز رئيس جمهور، آقاي هاشمي رفسنجاني، نيك بيان شده است: تمدن اسلامي را با حفظ اقتدارملي پي ريزي مي كنيم.