Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751118-14783S1

Date of Document: 1997-02-07

انقلاب اسلامي، پاسخي به بحران هويت اشاره هدف مقاله اي كه از نظرتان مي گذرد، تحليل انقلاب برپايه نهادهاي ديني و فرهنگ تشيع است، نگارنده انقلاب را نتيجه ظهور خودآگاهي ديني و فرهنگي مردم درجهت بازگشت به هويت ديني و اصالت هاي فرهنگي مي داند و مدعي است كه دين به ويژه فرهنگ تشيع نقش محوري در ظهور انقلاب ايفاء كرده نويسنده است معتقد است بدون فهم هويت ديني، شناخت دقيق انقلاب اسلامي امكان پذير نيست يا حداقل ناقص و نارساست. و هر شناختي نيز بدون توجه به اين هويت، ناديده انگاشتن يكي از نيرومندترين محركه هاي حركت اجتماعي در انقلاب محسوب مي شود. سرويس مقالات متن خواني تاريخي انقلاب اسلامي ايران را بايد به عنوان يك فرايند تاريخي تلقي كرد نه يك رويداد مقطعي، چرا كه انقلاب محصول قرائت متن تحولات و تغييرات اجتماعي، اقتصادي سياسي، وفرهنگي پيش از خود است; ايراني با تحولاتي كه در دهه در 1350 ايران و جهان اسلام و غرب رخ داد با خواندن متن گذشته و با توجه به شناخت جديد و بازخواني تفكر تفسير ديني، نويي از زندگي مدني خود ارائه در داد اين راه به باز شناخت متن هاي متعدد و متنوعي چون تاريخ اسلام، قيام امام حسين (ع )، انديشه هاي سيدجمال، اقبال، آل شريعتي، احمد، مطهري، بازرگان و امام خميني (ره ) جنبش مشروطه نهضت ملي شدن نفت پانزده خرداد 42 تاريخ استبداد در ايران و غربزدگي در ايران و با متون خارجي چون انقلاب الجزاير، كوبا، تحولات فلسطين و جنگ اعراب و اسراييل پرداخت و همه اينها را به عنوان پشتوانه تجربي خود قرار داد. اما نقش تفكر ديني به رهبري امام خميني (ره ) در هدايت متن خواني تاريخ ملت ايران، محوري و اساسي مي باشد. در واقع اغلب نهضت هاي گذشته در ايران هيچيك نتوانستند پاسخ مناسبي به بحران زمان خود بدهند ولي امام و نهاد روحانيت به لحاظ پايگاه سنتي و ديرينه اي كه در ميان توده مردم داشتند از طريق نهادهاي مذهبي و حتي دانشگاهها، رهبري انقلاب را بدست گرفتند و طبقات متعدد اجتماعي را وارد صحنه مبارزه با رژيم شاه نمودند. انقلاب اسلامي برخلاف نهضت هاي گذشته در ايران و جهان اسلام كه در قالب ناسيوناليسم، دموكراسي و مشروطه كه تقريبا آميخته با هويت غربي يا التقاطي از فرهنگ غرب بود، اين بار نهاد روحانيت به رهبري امام خميني (ره ) تفسير و بيان جديدي از اهداف و آرمانهاي گذشته و با تصحيح و بازسازي تفكرات كهن، روشها و معيارهاي نويني ارايه كرد كه متناسب با تحولات تاريخي و فرهنگي ايران بود. در واقع انقلاب اسلامي پاسخي به شرايط بحران زده عصر ما بود، امام خميني ( ره ) با بازخواني و بازشناخت تجربيات گذشته وارد صحنه سياست شد و ناخدايي كشتي انقلاب را بدست گرفت. وضعيت جهان اسلام و ايران در فرايند شكست چهار جنگ اعراب از اسراييل و مرگ ناصر، همراه با تحولات بين المللي، تغيير در ساختار نظام سرمايه داري و جهان اسلام، تحولات تازه اي در شرف تكوين بود تحولات جديد نشاني از تازيانه رحمت بود كه در اثربرخورد با فرهنگ و تمدن غرب ايجاد شده بود. نحوه نگرش مسلمين نسبت به شرايط خود و جهان غرب تغييركرده بود، ديگر غرب براي آنها الگوي مطلوب تلقي نمي شد، بلكه فرهنگ غربي را مدل تحميلي مي دانستند. چهره استعماري غرب در دهه 1970 براي مسلمانان علني تر وشفاف تر شده بود. در واقع فرايند اين شناخت پس ازجنگ جهاني دوم به بعد آغاز و در پايان دهه 1970 مرحله رشد خود را طي كرده بود. در چنين شرايطي چالش هاي جديددر انديشه مسلمانان بويژه نسل جوان تحصيلكرده ايراني ايجاد شد. سوالاتي از قبيل: كه بوديم كه برهويت هستيم، ديني ما چه گذشت! چگونه خود بمانيم و چگونه خانه پدري خود را بازيابيم و اداره؟ كنيم در پاسخ به اين سوالات جديد، شعار بازگشت به خويشتن (البته بازسازي شده آن ) را مطرح كرده بودند. در واقع انقلاباسلامي پاسخ به بحرانهايي بود كه در جهان اسلام در ايران رشد كرده بود. زماني كه نفوذ غرب در جهان گسترش مي يافت، مسلمانان در اين جهان پردغدغه غايب بودند درچنين شرايطي ملت ايران به نمايندگي از جهان اسلام پرچم مبارزه و انتقام از غرب را بدست گرفت و موجوديت مسلمين و حضور آنان را به عنوان بازيگر فعال و پيروز درصحنه جهاني نشان داد. مسلمين به ويژه ايرانيان براي ارائه الگو و مدل دست به بازنگري در انديشه گذشته خودزدند تا زندگي مسلمانان را در دنياي جديد پرمساله سامان دهند عناويني چون ايدئولوژي اسلامي، اقتصاد ما و حكومت اسلامي همه بيانگر آن است كه مسلمانان به اين نتيجه رسيده بودند ديگر به الگو و مدل غرب نيازي ندارند بايد وطن خود را بدست خود اداره كنند، در اين ميان اسلام نيز استعداد ارائه برنامه از متن خود توسط ايدئولوگ هاي مسلمان را دارد. در اين مقطع، مساجد بسياري در ايران از جمله مسجدهاي نارمك، الجواد، هدايت، ارك، قبا، حسينيه ارشاد، كانون توحيد، همچنين مدارس خصوصي ديني مثل مدرسه علوي، نشريات اسلامي مثل مكتب اسلام، احزاب و سازمانهاي چريكي مسلمان و... همه نشان از شكل گيري سازمان يافته از جريانات مذهبي در فرايند مبارزه ديني و چالش هاي جديد مي كردند. زماني دينداران تصميم به نفي فرهنگ غرب گرفتند كه به چارچوب و اصول سنتي روي آورده بودند و به بازشناخت ارزشهاي كهن و تطبيق سنت و تجدد پرداختند وجامه نو -سنتي به تن كردند، آنان خود را در معرض تحول جديدي قرار داده بودند كه بايدهم پاسدار سنت باشند و هم خواهان تغيير در چنين شرايطي، تطبيق، تلفيق وهمنشيني ارزشهاي كهن وگزينش ارزشهاي نو بسيارسخت و دشوار بود، چون سازش ميان علم و آسمان دين (وحي )، و زمين كار مشكلي بود نه غيرممكن; اما انقلاب اسلامي پاسخي به مخالفان پيوند ديانت و سياست بود، حضور به موقع امام خميني ( ره ) پاسخي، به بحران روشنفكري در نوع برخورد با جهان غرب و استبداد داخلي بود. در عرصه انقلاب ديني، دينداران توانايي خود رابراي حركت و تغيير بنيادي در نظام 2500 ساله شاهنشاهي و مقابله با فرهنگ غرب از خود نشان دادند و جامعه ديني را براي ادامه حيات اجتماعي و استقرار نظام نوين ديني آماده كرده بودند. در حقيقت، ايراني با انقلاباسلامي، خودسازي و خوديابي رادر صحنه عملي سياست تجربه كرد و شايستگي خود را درعرصه مبارزه نشان داد و خودرا باور كرد كه مي تواند بدون بيگانه، خانه خودش را اداره كند و هركس او را از اداره خانه خود بازدارد نفي كند، اين تفكر نسيمي تازه در فرهنگ تشيع ايجاد كرد و همچون ققنوس از خاكستر خود باززاده شد حضور جدي خود را بار ديگر با كوله باري از تجربه كه ناشي از بازخواني متن تاريخي خود و ديگران بود به نمايش گذاشت. انقلاب اسلامي زماني رخ داد كه قدرت استبداد، توانايي عمل و آزادي را از مردم سلب نموده، غرور، هويت و اصالت او را تحقير و سركوب كرده بود. بدين جهت، ايراني كوشيد خود و جامعه را در وضعي قرار دهد كه توانايي انجام دادن يك عمل كاملا تازه را داشته باشد و بكوشد تا آزادي همگاني را كه از دست رفته بود بازگرداند. انقلاب اسلامي متضمن چنين بازگشتي بود، منتهي بازگشت به ايمان و بازگشت به خويشتن، چرا كه ايراني به اين نتيجه رسيده بود كه ديگر شاه شايستگي اداره يك كشور مسلمان را ندارد او كشور را به بيگانه فروخته و حيثيت، هويت و شرافت ايراني - اسلامي را زير سوال برده است، بدين ترتيب مي توان انقلاب اسلامي را اراده مردم براي حفظ موجوديت و هويت اسلامي - ملي دانست. در حقيقت انقلاب پاسخ به شرايط نابهنجاري بود كه جامعه نسبت به تحولات انجام شده از خود واكنش نشان داد و شرايط اجتماعي و فرهنگي، افراد جامعه را جذب انقلاب كرد و آنان را به فعاليت هاي ضدنظام شاهنشاهي بسيج نمود كه هدف آن جهت يابي ارزشي و احياي تفكر ديني در عرصه زندگي مدني بود. انقلاب اسلامي مظهر و تجلي اراده ايمان مذهبي مردم به رهبري امام خميني (ره ) با نفي طبقه سلطه حاكم و استقرار نظام ارزشي در دنياي جديد ممكن ساخت. امام خميني (ره ) انرژي ذخيره شده و متراكم جوانان را به شركت در تغييرات اجتماعي ترغيبكرد، زيرا آنان از ظرفيت و توانايي براي جذب عقايد و رفتار انقلابي برخوردار بودند مضافا اينكه در اين مقطع جوانان تحصيلكرده ايراني در اثر برخورد با فرهنگ غربي و نظام استبدادي نوعي بي مفهومي، بي معنايي، انزواي اجتماعي، بي قدرتي، بي هنجاري، بي خويشتني سياسي را احساس مي كردند. از سوي ديگر تغييرات اقتصادي و اجتماعي و ظهور طبقه روشنفكر و طبقه متوسط جديد، خودآگاهي سياسي - ديني را در ميان جوانان افزايش داد. دگرگوني سريع، نظام ارزشي و هنجارهاي ديني را تضعيف كرد بدون آنكه قادر به ايجاد مفاهمه و هويت فرهنگي جديدي باشد. نسلي كه هويتش سركوب شده بود در يك شرايط بحراني بسر مي برد. نسل بحران زده در اين مقطع منتظر فرصت بود تا براي چالش هاي جديدي كه در روح و فكرشان ايجاد شده بود، پاسخي تازه (نه تكراري ) يابد، مضافا اينكه، براي مبارزه اصولي و تداوم فداكاري در راه اهداف نياز خود، به انگيزه و محرك ايدئولوژيك و رهبري داشت. آنان با توجه به تجربه شكست مبارزات گذشته ايران، نياز به يك ايدئولوژي وباور ديني جديد داشتند بدين ترتيب آنان را به اين نتيجه رساند كه بدون باورديني مشخص و رهبري واحد نمي توانند تحول اساسي و بنيادين در ايران ايجاد كنند. مقايسه تطبيقي حركت پيامبر اكرم (ص ) با نهضت امام (ره ) اصولا ظهور اسلام يك انقلاب بود چرا كه نهضت پيامبر اكرم (ص ) با به مبارزه طلبيدن نظام كهن مكه آغاز شده بود، اين انقلاب منجر به سقوط ارزشهاي كهن و ايجاد نظم جديد در مكه گرديد، پيامبر زماني نهضت خود رادر مكه آغاز كرد كه با كسباعتبار خود به عنوان محمدامين به شهرت عام و خاص رسيده بود، سپس دست به انقلاب زد، مدتها درگير با كفار و مشركين بود، امابراي مبارزه عميق تر و با انرژي متراكم تر به مدينه هجرت كرد و در آنجا مسجد ساخت و به بازسازي، تربيت و بسيج نيروها پرداخت و سپس وقتي شرايط آماده شدبراي مبارزه گسترده تر به مكه بازگشت، نظام كهن جاهليت را سرنگون ساخت. در واقع نهضت پيامبر (ص ) سه مرحله: مقاومت، مهاجرت و مراجعت را پشت سرگذاشت، نمونه بارز آن به عنوان اسوه حسنه در نهضت امام خميني (ره )متجلي شد، سرمشق و الگوي رفتاري وي براي مبارزه قرارگرفت در حقيقت تسلسل سه مرحله تاريخ مبارزات امام خميني (ره ) همانند پيامبر در قالبمقاومت (سال ) 1342 مهاجرت (به عراق ) و مراجعت ( بهمن ) 12 سرمشق مبارزه او عليه رژيم استبدادي و نظام كهن شاهنشاهي قرارگرفته بود. مدل سازي و الگوبرداري در تفسير امام خميني ( ره ) از قيام كربلا تجلي ديگري يافت و حركتهاي انقلابي را تسريع بخشيد، عوام و خواص را وارد صحنه سياست نمود. او با اتخاذ سياست وحدت بخش، اختلافات ميان مسلمانان، گروهها و طبقات اجتماعي را از بين بردو با طرح موضوعات جديد، تمام طبقات شهري و روستايي رادر جهت نهضت خود هدايت كرد. فرياد زلال، ناب، نافذ وساده امام به گونه اي بود كه تمام قشرها و طبقات مردم ايران جزو مخاطبان او قرار گرفته بودند. تفسير جديد از تفكر شيعه امام خميني ( ره ) با سياسي كردن مراسم محرم تمامي نيروهاي سنتي و روستايي را به صحنه مبارزه آورد. تفسيري كه امام از شيعه به ويژه عزاداري امام حسين ( ع ) ارائه داد، يك ايدئولوژي انقلابي بود، تفسير سياسي وي از قيام عاشورا نقش موثري در بسيج نيروها و طبقات مختلف اجتماعي داشت، اين تفسير كه مستقيما از مفاهيم شيعه و تجربيات مبارزات تاريخي شيعيان اخذ شده بود كارآيي او را در بسيج سياسي مردم افزايش داد، اين نفوذ صرفادر اعتبار ظاهري تفسير و پيام نبود، بلكه در سابقه مبارزاتي ايشان با ظلم و ستم رژيم شاهنشاهي و مقام مرجعيت او نهفته بود، قدرت اعجابآور او در تفسير وشكل دادن مفاهيم شيعه به گونه اي بود كه اعمال انقلابي راترغيب مي كرد. انقلاب راه خروج از بحران بود به همين دليل تفسير جديد از اسلام با توجه به شرايط اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي ايران، آمادگي لازم را براي پذيرفتن نيز ايجاد كرده بود و زمينه را براي تجهيز وبسيج توده ها به طور موثر آماده كرد، اين باور در مردم ايجاد شد كه بايد خود مستقيما در تاريخ نقش ايفاءنموده تا زمينه را براي حكومت مهدي (عج ) فراهم نمايند، براساس اين عقيده، مسلمان نبايد به تماشاگري منفعل تبديل شود. تفسير امام ( ره ) از مفهوم انتظارعامل تحرك و جنبش در ميان مردم گرديد بدين انقلاب ترتيب، اسلامي محرك تجربه فهم جديد ديني در عصر نوين بود. اسلام با بهره گيري از روش اجتهاد، بزرگترين دين تحرك آفرين به شمار رفت. سيداحمد ميري ادامه دارد