Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751117-14678S1

Date of Document: 1997-02-06

پول براي ما يا ما براي پول!؟ o ما هميشه بخاطر داشتن آرزوهاي بزرگتر لذتي از آن آرزوهاي كوچكي كه بهش مي رسيم نمي بريم و به خاطر داشتن آپارتمان 100 متري لذت داشتن آپارتمان 60 متري را هم از دست مي دهيم. اشاره: نكته مهم و قابل توجه اين است كه خانواده ها به اين واقعيت آگاه شوند كه اشياء بخودي خود شادي آفرين نيستند و براي رسيدن به خوشبختي لازم نيست كه تمام مدت در حال جمع آوري و اندوختن مال باشيم. به يادداشته باشيم موقعيت اجتماعي - اندوختن ثروت و يا عوامل مرسوم كه قبلا براي برخي معيار سنجش يك زندگي موفقيت آميز بود ديگر ارزش و اعتبار سابق را ندارد. آنچه در زندگي اهميت داردخود زندگي است رضا زاهدي، طراح: شما هم حتما در زندگي به افرادي برخورديد كه جز پول و درآمد هدف ديگري ندارند. افرادي كه بينش مادي دارند و هرچيزي را از جنبه سود و زيان ارزشيابي مي كنند. شايد افرادي را بشناسيد كه هدفشان فقط جاه و مقامه و براي رسيدن به يك پست و مقام بالاتر و بهتر آماده انجام هركاري هستند و حتي حاضرند پاي خود را روي شانه اطرافيان خود بگذارند و بالا بروند. به نظر من اينها نمونه هايي از مسخ شدن شخصيت ما انسانهاست. زمانيكه تصميم گرفتي نمونه زنده و واقعي شخصي باشي كه مي داند چطور و چگونه از زندگي لذت ببره و قبول كردي اين تغيير به نفع خودته. اين مهم را به ياد بياوركه چه چيزهايي براي اين لذت لازم و ضروري است. اغلب ما اهميت بيش از اندازه براي يك سري اصول و قواعد وكسب داشتن و موقعيت و پول وهمچنين پاداشهاي بيروني نظير داشتن شغل عالي و توانائي كسب ثروت و پول قايل هستيم و بيشتر اوقات به اين راه به منزله مهمترين ارزشهايي كه هر فرد مي تواند در زندگي بدست آورد به عنوان الگو نگاه مي كنيم حتي اگر اين نگاه و برداشت به قيمت از دست دادن روح عرفاني و معنوي و شادي و نشاط درونيمان باشد. ديده ايم اغلب افرادي كه گرفتار ناراحتيهاي شديد روحي و عصبي مي شوند نه تنها بي سواد و بي پول نيستند بلكه برعكس بيشترشان قادر به كسب ثروت و كشف فنون هم هستند ولي مي بينيم كه كسب قدرتهاي معنوي عملا در پوشش ثروت اندوزي و بدست آوردن قدرت و موقعيت ناديده گرفته مي شود. بله اين يگانه راه بقاي سياره ما است. شما هم شايستگي آن را داريد كه شاد باشيد و لازمه شاد بودن داشتن همين خصوصيات است. خليل عسكري كارگر شهرداري: راستش از كارم چون كسبحلاله راضيم و خوشحالم ازاينكه فعلا مي تونم خانواده مو تامين كنم وبقيه اش هم با خدا، بالاخره خدا بزرگه. خيلي ها هستند كه پولدارند ولي اصلا از زندگيشون راضي نيستند و دائم نق مي زنند و مي نالند و يا هميشه مريضند. ولي من هميشه خدا را شكر مي كنم كه تنم سالمه و مي تونم كار كنم و رو پاي خودم بايستم. در ضمن درآمد بالايي كه از راه خلاف باشه و كسب حلال نباشه هم لذتي نداره... نكته مهم اين است كه بدانيم سكان دار كشتي زندگي كسي نيست جز خودمان. در تمام موقعيت هاي زندگي بالاخره نكته مثبتي وجود دارد كه به آن تكيه كنيم و از آن خشنودو راضي باشيم. ظرف شستن اين شكر را دارد كه شما غذايي داشته ايد بخوريد كه ظرف آن را يا بشوئيد اگر رفتگري، حداقل تن سلامتي داري كه كاركني و تلاش كني و روزي حلال بدست آوري و خدا را شكر كن در صورتيكه خيلي از پولدارها هستند كه از داشتن تن سالم محرومند و... پس سعي كنيم انگيزه و قوت قلبي باشيم براي يافتن راه حل هايي جهت حل مشكلات و با موقعيتها خوشبينانه تر برخورد كنيم. هنر لذت بردن از زندگي مهرداد رحيمي: اين يك اصله كه هرچه ميزان دارائي ما بالاتر ميره توقعات و انتظاراتمان هم بيشتر ميشه. دوستي را مي شناسم كه زماني آرزوي داشتن يك آپارتمان داشت وقتي بالاخره با تلاش و كوشش آپارتمان خريد خيلي خوشحال و راضي بود از اينكه بلاخره به آرزويش رسيد و يه شيريني درست و حسابي هم به ما داد. اما داستان به همين جا ختم نميشه. بله. چند وقت بعد كه ديدمش زياد راضي به نظر نمي آمد علتش را پرسيدم گفت: راستش اين آپارتمان اصلا بدرد بخور نيست چون خيلي كوچيكه. كاشكي مي تونستم يه آپارتمان بزرگتر بخرم و... ماهميشه بخاطر داشتن آرزوهاي بزرگتر لذتي از آن آرزوهاي كوچيكي كه بهش مي رسيم نمي بريم و بخاطر داشتن آپارتمان 100 متري لذت داشتن آپارتمان 60 متري راهم از دست مي ديم به هرحال من سعي مي كنم اينطوري نباشم و از خودم توقع زيادي نداشته باشم به كم قانع باشم و به بيش اميدوار. چرا كه اين هنر لذت بردن از زندگيه. بدترين دشمن خود نباشيم ليدا شقاقي ساله: حتماشما 21 هم در كوچه و خيابون وخيلي از مغازه ها و بوتيك ها تبليغ كفش هاي كاترپيلار و تي شرت... شلوار جين... چنين و چنان را ديديد و يا شنيديد. شايد هم در بين دوستان و آشنايان به كساني برخورديد كه با وجود داشتن زندگي نسبتا مرفه بازهم چشمشون در حسرت مال و منال ديگرونه. براي اينكه از چشم و هم چشمي عقب نمونه ماشينش بايد حتما خارجي باشه تا سوار شه، سرويس مبلمانش بايد چنين و چنان باشه - عروسي پسرش حتما بايد در فلان هتل باشه و... بدبختي هم اينه كه تنها كسي كه از داشتن اين دنگ و فنگ لذت نمي برده خودشه چراكه همش بخاطر حرف ديگرون و عقب نموندن از چشم و هم چشميه نه بخاطر لذت و شادي خودش چون بطوركلي خودشو فراموش كرده... به ياد داشته باشيم درچهارچوب خشك و با چسبيدن به قانون چشم و هم چشمي هركاري را به انجام برسانيم از درون دچار تضاد و آشفتگي مي شويم چون اصول و چهارچوبي براي رسيدن به آن وجود ندارد و در نهايت از شادي و نشاط و خوشبختي فاصله مي گيريم و خود را ناامن و مضطرب خواهيم يافت. چشم و هم چشمي يك بيماري رواني بابك هادزاد سردبير: چشم وهم چشمي يك بيماري رواني است كه هم خود فرد رانابود مي كند و هم خانواده رااز هم مي پاشد. فرد بخاطر رقابت ناسالم بيشتر ازتوانايي جسمي كارو تلاش مي كند از يك طرف دچار مشكلات جسمي و از طرف ديگر با مشكلات روحي و عاطفي درگير مي شود چون به خواسته هاي كاذب و نامعقولش نمي رسد درنتيجه دچار كم بيني عقده وحسرت مي شود. در كانون گرم خانواده نيز ايجاد اختلاف و ناراحتي يواش، يواش كار را به جدايي و طلاق مي كشاند. خانم نگاه مي كنه، خواهرش هرماه چيزي راعوض مي كنه به آقا فشار مياره كه بله منم دلم مي خواددكوراسيون خونه را عوض كنم آخه مگه من چيم كمتراز خواهرمه و داستان اختلاف و ناراحتي آغاز ميشه و.. متاسفانه عرف جامعه نيز در اين قضايا بي تاثير نيست چون وقتي در جامعه الگوي مصرف تزريق شود نياز كاذبنيز خودبخود ايجاد مي شود. تبليغ مصرف گرايي از طريق يك سري سريالها و يا آگهي هاي تجاري (خانه لوكس - ماشين هاي آخرين سيستم - ويلاهاي كنار دريا و... ) از يك سو نه تنها افزون طلبي و زياده طلبي هاي نامعقول و غيرضروري را افزايش مي دهد بلكه تب داغ يك شبه پولدار شدن و درآمدهاي كاذب را رواج مي دهد، چون بديهي است برآوردن چنين توقعات و انتظارات همان درآمدهاي آنچناني را نيز طلب مي كند و انعكاسي جز اين ندارد. تا آنجا كه ممكن است روي كيفيت زندگي تاكيدكنيم نه كميت آن. آنچه در زندگي اهميت دارد خودزندگي است. ما از اشياء نمي توانيم عشقي را دريافت كنيم. با در آغوش گرفتن شي ء چيزي نصيبمان نخواهد شد. وقتي مي خواهيم از اشياء لذت ببريم و اهميت آن را تبليغ كنيم به ياد بياوريم كه اشياء بدون انساني كه به آنها معني و مفهوم مي دهد از ارزش خاليست... آدمهاي متعارف آذر روستا، دبير: من قبول دارم كه زندگي كارمندي مشكلات زيادي دارد ولي در عوض خيلي آرامتره چرا كه مبلغ دريافتي با خواسته ها تقريبا منطقه و تا حد زيادي نيازها و خواسته ها براساس درامد تنظيم مي شود و در دوران بازنشستگي كارمندان معمولا افراد نرمال و متعارف تري هستند. چون تلاش بيش از حد توان خواه به خاطر افزون طلبي نامتعارف يا عقب نماندن از بازار رقابت و چشم و هم چشمي يا به هر دليل ديگر... افراد را در سنين پايين دچار افسردگي، نااميدي و دلمردگي ساخته، علت هم مشخصه، چون از زندگي و كارش لذت لازمه را نبرده. جاي تاسف كه اشخاص براي خريد لباسي كه بعد ازچند ماه يا حداكثر چند سال كهنه مي شود و از بين مي رود بيشتر از توانائي جسمي و روحي خود كه به آرامش خاطر و سعادت آينده شان مربوط مي شود توجه ودقت نشان مي دهند و برايش وقت صرف مي كنند!؟ قانع باشيم دكتر سميري، مدير موسسه: مي توان گفت جهان بيني خوشبختي از دريچه يك تاجر، پول و درامد بيشتر واز دريچه يك سوفي زهد و پرهيزگاري بيشتره. من به شخصه قناعت را شرط اول خوشبختي در زندگي مي دانم چون اگر به تاريخ نگاه كنيم مي بينيم به فرض شخصيتي مثل اوناسيس با آن سرمايه آنچناني هيچگاه طعم خوشبختي واقعي را نچشيد و هميشه در اين فكر بود كه اين انبوه را انبوه تر كند. كسي طعم خوشبختي را مي چشد كه قانع باشد و خودش را پيداكرده باشد. اگر كمي واقع بين باشيم در مي يابيم، گرفتاريهايي كه اين سرمايه و پول براي ما ايجاد مي كند ما رااز لذايذ واقعي زندگي، تعمق در طبيعت و نشانه هاي خداوند محروم مي سازد. كساني كه خوشبختي را در پول و ثروت و... مي بينند دائم در استرس و فشارهاي روحي و عصبي به سر مي برند، كه مبادا فلان سرمايه گذاري در فلان جا... شكست بخوره. پس اين آدم چي از زندگي مي فهمه، از طرفي بچه ها كه آينه تمام عيار والدين هستند و اساس شخصيتشان درخانواده شكل مي گيرد وقتي مي بينند پدر با آن همه درامد باز هم در پي پول بيشتر و اندوختن مال و ثروت بيشتره و به خيال خودش از زندگي لذت مي بره ياد مي گيرند و آنان را الگوي خود قرار مي دهند پس بيائيم تا دير نشده بدنبال خوشبختي واقعي باشيم،؟ چطور! خيلي ساده است. كمي به خودمون بيائيم و درباره زندگي فلاسفه - عرفا - سوفيها مطالعه كنيم چون آنان در اين مسير حركت مي كنند... ولي يك ميلياردر و سرمايه دار هميشه در مسيرسرمايه و پول حركت مي كنه پاي صحبتش كه بنشيني غيراز شكست هاي مالي كه در تجارت و سرمايه گذاريش داشته حرف ديگه اي نداره كه بزنه، در زندگي احساس ناراحتي و نارضايتي داره چون خودش را گم كرده و آنقدر در پي جمع آوري مال و ثروت بوده كه وقتي براي لذت بردن از زندگي نداشته حق هم داشته چون اينچنين موقعيت هاي مالي پيامدي غير از اين نداره. بنابراين پرواضح است كه ازدياد درامد نگراني هاي ماليمان را كه رفع نمي كند هيچ بلكه افزايش درامد به معني خرج بيشتر و درد سر بيشتره.؟ چرا چون هميشه با افزايش درامد افزون خواهي انسان پا به ميدان مي گذارد.... از سفر زندگي لذت ببريم عفت اسماعيلي خانه دار 56 ساله: مال دنيا - مال اين دنياست اونكه دنيا ثروت داره و آن كه هيچ نداره آخرش ميره، شاعر مي گه: به قبرستان گذر كردم كم و بيش، بديدم قبر دولت مرد و درويش. نه درويش بي كفن مانده در خاك نه دولتمرد برده يك كفن بيش... پس تا زنده هستيم و زندگي مي كنيم قدر زندگي رابدونيم و از سفر زندگي لذت ببريم. چرا خيلي از مامجبوريم براي به خواب رفتن يا بيدار براي ماندنمون، آرامش اعصاب رفع كسالت و افسردگي به دارو متوسل بشيم. اصلا چرا بايد گرفتار تشنج هاي عصبي باشيم و مجبور بشيم از كار و فعاليت دست بكشيم... چرا بعضي ها فكر مي كنند براي لذت بردن و رسيدن به اوج نشاط و از خود بي خبري بايد يا به مواد مخدر يا به الكل روبيارند. چون هنوز رمز ساده لذت بردن واقعي از زندگي را نياموختند. اگر خودمونو به سلاح ايمان مسلح كنيم و به آنچه كه داريم قانع و از حداكثر توانايي هايمان براي شاد بودن و بهترين شدن استفاده كنيم ديگه اينقدر حرص اين دنيا و مال اين دنيا را نمي خوريم چون مي دونيم آخرش همه را مي گذاريم و به خاك پناه مي بريم. پس زندگي ارزش غصه خوردن نداره چرا تا زنده اي از نعمتهايي كه خداوند بهت داده ( سلامتي، اولاد صالح، دوستان خوب و... ) لذت نبري. از همين امروز تصميم بگيريم كه حرفهاي نااميدكننده را از سخنان خود حذف كنيم و نمونه يك انسان با ايمان و با اراده كه مي داند چطور و چگونه از زندگي خود لذت ببرد، باشيم و اجازه ندهيم كه مشكلات بر ما چيره شود، اگر اوضاع بر وفق مراد نبود با خود بگوئيم اين ركود كه پيش آمده زودگذر است و من مي توانم به سرعت بر آن غلبه كنم يا حتما حكمتي در اين كار بوده و بايد آن را به فال نيك بگيرم. دعا و نيايش انسان را به كار و كوشش واميدارد چون وقتي هدفي براي خداوند گفته شد اولين قدم به سوي آن برداشته شده است انسان باايمان و با تقوي باصبر و شكيبايي خود و قناعت و تواني شاد بودن از نعمتهايي كه خداوند به او عطا كرده اولين قدم براي غلبه بر نگراني و مشكلات و ضعفهايش را يك برمي دارد ضربالمثل چيني مي گويد: اگر يكسال آينده را مي بيني بذري بيفشان. اگر ده سال آينده را مي بيني درختي بكار، اگر كه صد سال آينده را مي بيني مردم را راهنمائي و هدايت كن. درامد كاذب درامد مشروع را تحت الشعاع قرار داده دكتر مظاهري: دانشجوئي داشتم كه خيلي فعال و زرنگ بود قرار گذاشت يك هفته با من باشد و هر كجا مي رفتم با من بود، چند روز بعد پرسيد دكتر آخه شما چطور مي تونيد در آن واحد در چند جا كار كنيد واقعا خسته ؟ نمي شويد خلاصه كنم نتونست بيشتر از دو، سه روز دوام ما بياره بايد اين فرهنگ را در بين قشر جوان جامعه جا بيندازيم كه بدون زحمت و تلاش نمي توني به ارزش دست يابي. از طرفي يكي از مشكلات عمده در جامعه ايجاد يك سري درامدهاي كاذبه كه درامدهاي مشروع را نيز تحت الشعاع خود قرار داده مثلا جوان 17 ساله اي را مي بيني كه حتي گواهينامه ندارد پشت ماشين آخرين سيستم نشسته، وقتي تصادف مي كند با موبايل به پدرش كه يه دلاله خيلي راحت خبر مي ده و بدون اينكه آب از آب تكون بخوره سريع همه چيز حل و فصل بنابراين مي شه، الگوي جوانان ما همين آقايون دلالي مي شوند كه نه سواد درست و حسابي داره نه زحمتي كشيده و نه مدرسه و دانشگاهي رفته و فقط از زبانش استفاده مي كنه و پول در خوب مي آره معلومه ديگه نمي گه كاشكي منم يك پزشك بودم بلكه ترجيح مي ده يه دلال باشه و اگر توجيه نشه همين ارزشهاي وارونه را الگو قرار مي ده. بنابراين جوانان ما ديگر انگيزه اي براي فراگيري علم و دانش و تلاش و كوشش پيدا نمي كنند چون به عينه مي بينه يه بازاري و دلال آنقدر ثروت و درامد داره كه نمي دونه كجا و چطور خرجش كنه و خيلي خيلي بيشتر از يك استاد دانشگاه و پزشك تامين مالي مي شه و با خودش فكر مي كنه چرا من بايد درس بخونم درسي كه آخرش مي خواد وبال من بشه... و در اينجاست كه ارزشها كم كم گم مي شود و ناهنجاري در همه جا گسترش ؟ مي يابد اگر با عشق و علاقه انتخاب كردي مسئوليتش را هم مي پذيري خشايار خامسي، دانشجوي رشته معماري: باابراز رضايت و علاقه از رشته تحصيلش مي گه: بزرگترين مشكل و مصيبت در بين خيلي از جوانان ما اينه كه نمي دانند در طلب چي هستن و خيلي از ارزشها را به فراموشي سپردن به نظر من بيچاره ترين و درمانده ترين و قابل ترحم ترين افراد كساني بايد باشند كه از تحصيل و انتخاب رشته خود به جز دستمزد و درامد بيشتر و يا چشم وهم چشمي و حرف مردم بهره ديگري به نمي برند خاطر اينكه فلان پسر يا دختر فاميل فلان رشته را انتخاب كرده تعيين رشته؟ مي كنند واقعا؟ مسخره اس ادامه دارد