Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751117-14676S1

Date of Document: 1997-02-06

شمشيري كه در آن سپيده دم بالا رفت گفت و گو با داود ميرباقري، نويسنده و كارگردان مجموعه تلويزيوني امام علي (ع ) در قسمت اول مجموعه تلويزيوني امام علي (ع ) با صداي خودم مقدمه اي را خواندم كه اين مضمون در آن گنجانده شده بود كه در واقع آن شمشيري كه در يك سپيده دم بالارفت، شمشير جهل انسان بود كه بر فرق مظلوميتهاي خودش فرود آورد. شما در مجموعه تلويزيوني امام علي ( ع ) از پنج سال حكومت حضرت علي بيشتر به سه جنگ جمل، صفين و نهروان توجه كرده ايد. از عدالت علوي، رفتار حكومتي، قضاوتهاي شگفت آور و تعاليم عالي ايشان كمتر اثري ديده مي شود. از اقدامات عمراني - آباداني و كارهاي فرهنگي امام نيز اثري نيست.؟ چرا تمام مواردي كه مي گوييد: عدالت، تقوا، قضاوت و بطور كلي ابعاد عارفانه امام متكي به شخصيت ايشان است. وقتي ما در يك كار ناگزيريم كه بطور جنبي به شخصيت امام بپردازيم قطعا محورها و ابعادي از شخصيت ايشان كه قائم به فرد است ناشناخته و مجهول باقي مي ماند. مشكل عمده براي ما در مجموعه تلويزيوني امام علي عذري است كه براي به تصوير كشيدن ائمه وجود دارد. اين محدوديت ابعاد و زمينه هاي وسيع تري را هم شامل مي شود. روز اولي كه ما اقدام به ساخت اين مجموعه كرديم مي دانستيم كه با چنين مشكلي روبه رو خواهيم يكي بود از اهداف مهم مجموعه امام علي تجزيه و تحليل سيماي حكومت امام بود كه يكي از ابعاد و فرازهاي مهم زندگي امام ( ع ) است. شما نبايد توقع داشته باشيد كه يك سريال وقتي به چنين شخصيتي با آن همه ابعاد و ويژگي هاي بزرگ مي پردازد بتواند به تمام و كمال همه ويژگي هاي اين شخصيت را به تصوير بكشد. البته اينطور هم نيست كه از مواردي كه شما به آن اشاره كرديد غفلت كرده باشيم. هر جا كه مي شد به طرح اين موضوعها بپردازيم، به آنها پرداخته ايم. شما در جاي جاي اين مجموعه عدالت علي را به خوبي مشاهده مي كنيد، زماني كه زمام امور را به دست مي گيرد تا لحظه اي كه آن برخورد معروف تاريخي را با عقيل انجام مي دهد. و اساسا به واسطه عدل علي در زمان حكومت ايشان سه جنگ شكل گرفت و اگر نبود مسئله عدالت طلبي مولا علي (ع ) طبيعتا هيچ يك از اين جنگها به وقوع نمي پيوست و سريال اين موضوع را به خوبي نشان داد. به هر حال ما سعي داشتيم گوشه اي از زندگي امام، آن هم دوران حكومت ايشان را به تصوير بكشيم، نه همه زندگي ايشان را. گفتيد توجه شما بيشتر به حكومت امام علي ( ع ) بوده است، اما به نظر مي رسد اين مجموعه تلويزيوني فقطتلاطمي از اتفاقاتي است كه براي امام پيش آمده است و به خط مشي حكومتي ايشان پرداخته نشده است گويي امام هيچ برنامه از پيش تعيين شده اي براي حكومت خود نداشتند و فقط بايد مزاحمان را از سر راه؟ برمي داشتند وقتي ما براي روايت تاريخ دست به گزينش مي زنيم، ناگزيريم چيزهايي را ببينيم و مواردي را هم ناديده بگيريم و فواصلي را حذف كنيم. ما براي طرح مفاهيم مورد نظرمان ناگزير بايد به جذابيت هاي دراماتيكي نيز توجه مي كرديم. شما نبايد انتظار داشته باشيد كه همه وجوه شخصيت امام و حكومت ايشان در اين مجموعه مورد توجه قرار ما مي گرفت مجبور بوديم دست به انتخاب بزنيم و مجموعه اي از حوادث مهم يك دوران را در يك خط داستاني پشت سر هم قرار بدهيم. پس خيلي از حوادث تاريخي را كه اصلا در خط سير اصلي داستان ما قرار نمي گرفت، ناديده گرفتيم. اين خاصيت يك كار دراماتيك است كه فقط بايد به حوادث و اشخاصي بپردازيم كه خاصيت دراماتيكي داشته باشند تا براي تماشاگر جذاب باشد. در حالي كه در سراسر نهج البلاغه استدلال و تحليل موج مي زند، دلايل تصميم گيري هاي سياسي، اجتماعي واخلاقي امام در سريال شما تبيين نمي شود. فقط اعلام است و خطاب، يعني مالك اشتر مي آيد و حكم ها و تصميم هاي امام را اعلام مي كند و بقيه هم بايد بپذيرند.؟ چرا اين طور نيست كه شما مي گوييد. يكي از اهداف مااستدلال آوردن بوده است. جبهه اي مثل جمل ناخودآگاه شكل گرفته و است اين ريشه در حوادثي داشته است. ما آن مقدمات را چيده ايم تا رسيده ايم به لحظه جنگ جمل. وقتي ما حوادث را نشان مي دهيم، طلحه و زبيررا معرفي مي كنيم، در واقع بينش هاي امام را تحليل كرده ايم، بنابراين گفتن آن تحليل ها ديگر ضرورتي ندارد. يك مثال مي زنم ما در يكي - دو قسمت از سريال به اصرار دوستان تلويزيوني خطبه هاي امام را گذاشتيم كه نتيجه اش اين شد كه كسي اصلا آن ها را بسياري نشنيد از خطبه هاي امام در نهج البلاغه براي معرفي جبهه مخالفان و شناخت وقايع است. در حالي كه مااين حوادث را نشان داده ايم. وقتي شما عملكرد جبهه مخالفان امام را ديده ايد، پس مي دانيد چرا امام دربرابر اين جبهه اينگونه تصميم مي گيرد. بسياري ازاشخاص و حوادثي كه در سريال ديديد، براساس فرمايشات آن حضرت در نهج البلاغه به تصوير كشيده شده بود. در فيلم بيشتر از توده عوام و خرافي و يا افرادمنحرف ياد شده و از قاريان و مفسران قرآن، عالمان و مجاهداني كه امام علي (ع ) با ياري آنها در هر سه پيكار پيروز شد اثر چنداني جز نيست، عمار و جندب و مالك اشتر و چند نفر ديگر، كسي ديگر را در صحنه حق نمي بينيم، گويي در صدر اسلام خبري از تقوا و عدالت نبوده و تلاشها و رنجهاي پيامبر (ص ) در تربيت صحابه، تقريبا به هدر رفته است، از مقداد، اويس قرني، كميل بن زياد، ميثم تمار كه نقشهاي مهمي در حكومت امام برعهده داشتند، اثري؟ نيست شخصيتهايي كه نام برديد، ابعادي از زندگي حضرت امير بودند كه با هدف اين مجموعه تلويزيوني هماهنگي نداشت و ناگزير به حذف بسياري از اين چون بزرگواران شديم به هر حال وقتي صحبت از فيلم و فيلمسازي مي شود يك چهارچوب و بستر اصلي به عنوان خط ارتباطي داستان مطرح مي شود كه همان فراز و فرودهاي فيلم است. به نظر من اين سريال همينطوري هم يك تعدادشخصيت اضافي دارد. واقعا لازم نبود با توجه به هدف سريال به همه آدمهاي اطراف حضرت امير پرداخته شود. يكي از اهداف مهم سريال نشان دادن جهل مردم بود. علت اصلي مظلوميت امام علي ( ع ) در واقع جهل مردم بود آنقدر مظلوميت امام گسترده بود كه عاشورا تبلورگوشه اي كوچك از آن است: يعني مظلوميت علي (ع )آنقدر بزرگ و عميق بود كه مظلوميت سيدالشهداء درقياس با آن بسيار كوچك بود. ببينيد آن امت نابالغ امام را به كجا رساندند كه گفتنداي كاش علي شمارا نديده بود. مهمترين گرفتاري امام جهل مردم همين بود، جهل بود كه امام را بيست و پنج سال خانه نشين كرد. من چطور مي توانستم در اين سريال چنين مفهوم بزرگي را ناديده بگيرم. در قسمت اول سريال با صداي خودم مقدمه اي را خواندم كه اين مضمون در آن گنجانده شده بود كه در واقع آن شمشيري كه در يك سپيده دم بالارفت، شمشير جهل انسان بود كه بر فرق مظلوميتهاي خودش فرود آورد. اين محور مهم سريال ما بود. براي به تصوير كشيدن مظلوميت امام، آن محورها وشخصيتها و شاگردان امام، خيلي به كار نمي آيند يعني براي ترسيم تنهايي امام، نيازي نيست به افرادي كه همراهش بودند، بپردازيم. بلكه به آنها كه مي بايست همراه مي شدند اما نشدند بايد مي پرداختيم. به همين دليل بخشي از ياران و شاگردان امام را در اين مجموعه حذف كردم. آن شخصيتها و محورهايي كه شما مي گوييدمي تواند بطور مستقل هدف يك برنامه ديگر قرار گيرد. من مي خواستم تنهايي علي و جهالت مردم را در ارتباطبا اين امام مظلوم نشان دهم. در برخي مواقع چهره خشني از ياران امام علي ( ع ) درسريال ارائه شد به هيچ وجه، هرگز اينطور نبود، لطفا مثال بزنيد. به عنوان مثال بايد بگويم شروع سريال با قتل ساحريهودي بسيار خشن بود، ضمن اينكه برخي از پژوهشگران تاريخ درباره روايت كشته شدن ساحر يهودي توسط جندب گفته اند كه راوي آن اسماعيل بن مسلم قابل اعتمادنيست و به گزارش او نبايد اعتنا كرد. در مقابل من مي توانم بگويم كه علامه عسگري كه محقق ارزشمندي هم هست اين روايت را قابل اعتنا دانسته است. اصلا هر وقت كه ما به تاريخ مي پردازيم، دچارمشكل مي شويم. شما پنج عالم تاريخ را پيدا كنيد كه روي يك موضوع وحدت نظر داشته باشند. جوهره و نفس مسائل مهم است، نه جزئيات حوادث، ما تعارف نداريم. اسلام به همان ميزان كه روي صلح تاكيد بر مي كند، جنگ هم تاكيد مي كند. يعني به هر دوشان جنگ وصلح بطور توامان اعتقاد دارد. برخي در بحث هاي روشنفكري در اين مورد طفره مي روند و مي گويند همه مسائل را ضرورت ندارد كه بگوييم. اما حضرت امير درنهج البلاغه مي گويد: روزگاري بود كه ما در ركابپيامبر رودرروي پدران و برادرانمان مي زديم، مي ايستاديم، مي كشتيم، گاه دشمن پيروز مي شد، گاه ما. حكم اسلام اين است كه وقتي دشمن در مقابلت است، بجنگ. به صراحت مي گويم كه چهره خشني از ياران علي (ع )ارائه نكرده ام. مريدان علي در اين سريال تا وقتي كه زبانشان مي برد، شمشيرشان در غلاف است. عثمان بن حنيف در مذاكره با طلحه و زبير مي گويد: ما مريدان علي در مقابل كلام حق، گردني باريكتر از مو داريم، تاوقتي زبانمان مي برد، شمشيرمان در غلاف است. آقاي ميرباقري! تاكيد كردن بر شخصيت قطامه كار مورخان اسلامي نيست، جنگ خوارج و امام علي ( ع ) تقابل دو انديشه بوده است، آن هم به دليل سطحي نگري خوارج. دليل اختلافشان مسائل خانوادگي و عاشقانه نبوده اينطور است،؟ نيست من عامل اصلي شهادت امام را قطامه معرفي بلكه نكرده ام، او يك عامل فرعي است. عامل اصلي در شهادت ايشان اشعث كندي است كه به نظر من پليدترين منفورترين، و منافق ترين چهره تاريخ اسلام است. ماپليدتر از اين شخصيت در تاريخ نداريم. گفته مي شود مهمترين منبع ساخت اين مجموعه تلويزيوني، كتابامام علي بن ابي طالب نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود بوده است كه به عنوان يك كتاب مستند مطرح نيست. از آن كتاب هم استفاده كردم، اما منبع اصلي نبوده است. منابع اصلي من نهج البلاغه و آثار دكتر علي شريعتي حاصل بود كار من در امام علي ( ع ) چكيده وجوهره تاثيري است كه ساليان سال شريعتي بر من گذاشت. شريعتي سهم بسيار بزرگي در ساخت اين سريال دارد. من بسياري از اطلاعات، محفوظات، تحليل ها و حتي نوع نگاهم را در اين سريال مديون او هستم. روحش شاد.