Hamshahri corpus document

DOC ID : H-751116-14651S1

Date of Document: 1997-02-05

ريشه در خاك ريشه در سنگ مرثيه اي بر سفر بي بازگشت خاك در سرزمين چهارفصل o شهرها گسترده، طبيعت افسرده، عشاير درمانده، و بركت از زمين رخت بربسته است. o ما چه كرده ايم با حيات طبيعي و جاري اين سرزمين چهارفصل، چرا بجاي آنكه بكاريم قطع مي كنيم و بجاي آنكه بسازيم تخريب؟ مي كنيم سفر، واژه اي شيرين، سفر كلمه تجربه و پختگي، و مسافر را در هر سفر، اميد بازگشت، و هر برگشتي را يادمان خاطره هاي شيرين آن سفر، و سفر خاك، تنها سفربي بازگشت، كه اگر رفت، ديگر باز نخواهدگشت و خاك خوب سرزمين ما، سالهاست رفتن آغاز كرده است و هرسال برسرعت حركت بي بازگشت خود مي افزايد. ساز وبرگ اين سفر را آدميان بيگانه ازخويش و در ستيز با طبيعت، آراسته اند ودر رهسپاري اين مسافر نجيب و گوي بخشنده، سبقت را از همه غارتگران جهان ربوده اند. مي گويند پشت سر مسافر نبايد گريست ولي براي خاك خوبم بسيار بايد بگريم. سفر خاك از اين خانه آشنا، به ناكجا آباد. سفرخاك از دشتهاي سرسبز و مراتع، به درياها و سدها و اين سفر، ضايعه ايست بس غم انگيز و جبران ناپذير. نجابت زمين را، عرياني از دست دادن پوشش شرمسار گرانبها، مي سازد، حديث آوارگي خاك ازآشنا جاي خود، به غربت هرجانشستن درساحل رودي غريب، حديثي است از تخريبو دست يازيدن غيراصولي برتن نجيب حديث زمين، مطامع نابخردانه دشمنان طبيعت ومحيط زيست. معضل فرسايش خاك و از دست دادن زمينهاي پربازده و تبديل آنها به زمينهاي كم بازده در كشورهاي در حال توسعه يافقير كه اهم تفكر اقتصادي و بنيادي را برپايه توسعه تكنولوژي قرار داده اند بس عظيم و وحشتناك دور است شدن از امرمهم رسيدگي و توجه به جوامع زيست اعم محيطي، از منابع جنگلي، دريايي، آبهاي داخلي، مراتع، و پرداختن بيشتر به توسعه تكنولوژي، بلايي را برسر مردم آن جوامع خواهد آورد كه حتي با دهها سال عدم بهره برداري از منابع طبيعي هم، احياء آن امري بسيار مشكل خواهد و بود طولي نخواهد كشيد كه پيامدهاي آن آشكار خواهدشد. ميزان فرسايش خاك در كشور ما بنابه اطلاعاتي كه هرازگاه در برخي مطبوعات به چاپ مي رسد چيزي در /1 5حدود ميليارد 2تا تن در سال است كه براي هر صاحبفن و اهل علم رقمي دلهره آور خواهد بود. خاكي كه با هزاران سال فعاليت بيولوژيكي ميكروارگانيسم ها و ابر و باد و مه وخورشيد و فلك بوجود آمده و جايگزين كردن آن تقريبا امري غيرممكن است. در اثر امحاء پوشش گياهي حايل بين قطرات باران و خاك كه بصورت چتري محافظ در مقابل بمباران بارانهاي سيل آساي مناطق كوهستاني عمل مي كند، خاك حاصلخيز تخريب شده و به حركت در مي آيدو به درياچه ها و درياها و سدها سرازيرگشته و رسوب مي كند و موجب پر شدن زودهنگام آنها مي شود كه سد سفيدرود، نمونه بارز اين نوع فرسايش است. اخبارفرسايش خاك تكان دهنده هستند، اما نه براي همه، بلكه براي كساني كه دورنماي اين روند بي سابقه تخريب را از هم اكنون جلو چشم دارند و دلشان بخاطرنابودي هريك وجب از اين خاك خوب شور خدا، مي زند. آب و خاك ايران اسلامي را نبايد به اين راحتي از دست داد. نبايد اينهمه غافل حتي بود در احاديث نيز موضوع بهره وري از آب و خاك جاي بسيار مهمي دارد، چنانكه حضرت امام باقر ( ع ) مي فرمايد: هركس آب و خاك در اختيارداشته باشد، سپس در اثر عدم بهره برداري صحيح از آب وخاك و در اثر عدم كاشت وبرداشت، كارش به فقر و تهيدستي برسد، خداوند او را از رحمت خود دور خواهد كرد. (وسائل الشيعه ج - 6 ج - 4 ص 213 ميزان الحكمه نقل از بحارالانوار ج 103 ص قرب 65 الاسند ص ) 55 و ما هميشه فكر مي كنيم كه چرا ازرحمت حق تعالي بي نصيب چرابراي هستيم برخي از مردم دعا مستجاب نمي شود وغافليم از اينكه اشكال در كجا است. به فرموده مولاي روم: ما در اين انبار، گندم مي كنيم گندم گرد آمده، گم مي كنيم مي نينديشيم ما آخر به هوش كين خلل از گندم است يا مكرموش اول اي جان دفع شرموش كن وانگه اندر جمع گندم، كوش كن و براستي كه برخي از مردم غافل، بنده موشهاي نفساني خود هستند و با جاه طلبي هاي خود، تيشه به ريشه حيات طبيعي اين مملكت مي زنند. افعالي همچون تراش جنگلهابصورت قاچاق، شكار صيدغيرمجاز، قاچاق، آلوده ساختن آبها، تجاوز به حريم عرصه هاي طبيعي مثل رودخانه ها كه نمونه بارز آن رودخانه كرج مي باشد!! و چراي بي رويه و مفرط احشام در مراتع. با در نظر گرفتن اين مسئله كه مملكت ما از رشد نسبتا بالايي در ازدياد جمعيت برخورداراست از اين رو با از دست دادن خاك حاصلخيز، شوق مهاجرت به شهر و حاشيه نشيني بالا گرفته ونهايتا كشوررا درگير معضلات شهرنشيني خواهيم كرد وبرآوردن توقعات اوليه اين گروه چندميليوني شهرنشين، با توجه به از دست دادن بستر توليد مواد غذايي، امري است بسيار مشكل و پرهزينه. در حال حاضر تخريب پوشش گياهي در ايران شتابي دلهره آور دارد و در اين تخريب، از عرصه هاي حفاظت شده گرفته تا اراضي باير و داير و موات، هيچ يك از آسيب در امان نمانده اندو حيات وحش نيز در لبه پرتگاه واقع شده است. در اين راستان چنانچه هرگونه فعاليتي در رابطه با كارهاي اقتصادي در جهت اهداف توسعه پايدار نباشد و نتوان آن را در جهت توسعه پايدارهدايت كرد، ضربه اي خواهدبود بر پيكره محيط زيست و زيست بوم ايران و از بين بردن آنچه كه ثروتهاي طبيعي ناميده مي شود. چرا خاك خوب ما دارد از دست؟ مي رود چرا ساليانه از جامعه جنگلي ما كاسته؟ مي شود چرا ما خود دشمن خاك خويش؟ شده ايم چرا خاك پربركت ميهن ما، سفر بي بازگشت رارها آنچه نمي كند درمان ندارد، مرگ است و سفر خاك، يعني مرگ زمين! خبر تاسف انگيز از دست دادن هرسال چندين سانتيمتر خاك مرغوب زراعي از استان چهار محال و بختياري را نمي توان به سادگي از آن گذشت. سفر خاك از دياري بكر، به جاي جاي خليج فارس در صدهاكيلومتر آن سوتر چيزي نيست جز از دست دادن همه ارزشهاي طبيعي، ارزشهايي همچون جنگل، رود، مرتع، دام، كوچ، حيات وحش و تمدن ايلياتي. به راستي كجاي كار اشكال؟ دارد به كدامين گناه، بستر سنگي مراتع دامنه هاي كوهساران، بايد عرياني خود را به خورشيد بنمايانند. به راستي چرا با نيم ساعت بارندگي در تابستان 74 دربازفت آرزوهايي فنا شدندو زمين شرمساز از عرياني خود شد. چرا بايد دامدار عشاير، دست تمنا به سوي شهرو شهرنشينان دراز؟ كند چرادامدار ديروز، بهاي رنج ساليان كوچ را در داشتن وانت و يا ماشين سواري خلاصه كند و بدنبال مسافري بگردد تا چند توماني، روزي خانواده اش را فراچنگ آورد و اين چنين است كه مي بينيم شهرها گسترده، طبيعت افسرده، و عشاير درمانده اند وبركت از زمين رخت بربسته است. حراج خاك به بهاي عدم مديريت صحيح، تيشه به ريشه جنگل ها زده است و ريشه در شعاري خاك، است كه بايد آن را در متون جستجوكرد، زيرا ديگر ريشه بر سنگ است! درچهار محال و بختياري و در بازفت و در جايي كه رويش هندسي آهن و سيمان و تمدن و بوق و صدا، جايي ندارند، بزها را براي تغذيه برروي درختان مي بيني و فاخته را ديگر جايي نيست كه ماوا گزيند. نه پرنده اي هست و نه شكاري و نه آب تير گوارايي و پس تير، بدنبال هر جنبنداي، و ما چه كرده ايم با حيات طبيعي و جاري اين كشور چهار فصل، چرا بجاي آن كه بكاريم، قطع مي كنيم وبه جاي آن كه بسازيم تخريب؟ مي كنيم و چه خوب فرموده اند پيامبر گرامي اسلام كه: هر كس درختي بكارد هر بار كه انساني يايكي از مخلوق خدا از آن بخورد براي وي صدقه محسوب مي گردد (نهج الفصاحه ص ) 597 تا انهدام پوشش گياهي توسط ناآگاهان به همين روال ادامه داشته باشد، هرگونه فعاليتي از سوي مسئولين آبخيزداري كشور نقش بر آب است و زحمات برادران جهادگر به باد خواهد رفت. ترويج وتوسعه فرهنگ آبخيزداري و دوستي با منابع طبيعي را بايد از اوان كودكي حتي در كودكستانهابه بچه ها آموزش داد و آنها را به بسترطبيعت كشاند وهمانجا، دوستي ها را به آنان آموخت و لطافت طبيعت را بايدبا كودكان تقسيم كرد. حال چه بايد؟ كرد - 1 تشويق و توسعه دامنه فعاليت تشكل هاي زيست محيطي - 2 توسعه بوته كاري در حجم بسيار زياد توسط بسيج مردم و دانش آموزي در مراتع - 3 محور قرار گرفتن شركت تهيه و توليد وتوزيع علوفه وزارت جهاد سازندگي براي چند سال متمادي جهت حمايت از خوداحيايي مراتع با توزيع عادلانه ومناسب علوفه و به دامداران حتي با تقبل يارانه بالاجهت كاستن از فشار دام بر مراتع - 4 متوليان آبخيزداري وزارت جهاد سازندگي ووزارت كشاورزي با بسيج كليه امكانات، طرحهاي ملي و منطقه اي در رابطه با حفاظت خاك را به اجرا گذارند واز آن حمايت و حراست نمايند - 5 ايجاد ايستگاههاي توزيع سوخت فسيلي در مسير كوچ عشاير در ييلاق - 6 جلوگيري از قاچاق چوبهاي جنگلي بخصوص گونه هاي درحال انقراض - 7 وضع قوانين كارساز و قابل اجرا جهت جلوگيري از قطع اشجار - 8 عدم صدور پروانه چراي جديد - 9 كنترل پروانه هاي چرا با دام ورودي به مرتع - 10 جلوگيري از ورود بز به مراتع يا به ازاء هر 50 راس گوسفند يك بز - 11 ممنوع كردن هر گونه شخم در اراضي شيبدار بطور مطلق و ترويج فرهنگ صحيح شخم زني - 12 توسعه كشت علوفه هاي چند ساله ماندگار و بذرپاشي مراتع بخصوص گياهان خانواده (لگومينوز ) يا نخوديان - 13 سرمايه گذاري دولت محترم بر روي كارشناسان و مهندسين كشاورزي ومرتع وتامين معيشت آنها و روانه ساختن ايشان به نقاط دور افتاده با حقوق مكفي - 14 احداث ايستگاههاي نيازسنجي مرتع به عمليات داشت مراتع و جنگل ها - 15 ساكن نمودن عشاير در قشلاق اسمعيل مددي